هرآنچه باید درباره هماهنگ‌کننده صحنه‌های جنسی بدانید


هرآنچه باید درباره هماهنگ‌کننده صحنه‌های جنسی بدانید
از صفر تا صد این حرفه عجیب

 


در یک بعدازظهر سه‌شنبه در ماه نوامبر، «چلسی پیس» از میان درختان جنگلی متراکم در پارکی در اوسینگ نیویورک به سمت دو بازیگر بالباس‌های دوران انقلاب پیش می‌رود. آن‌ها در حال فیلم‌برداری فیلم کوتاهی از کارگردانی جوان به اسم «اتان فیرست» هستند. داستان فیلم درباره سربازانی است که اتفاقی با یکدیگر آشنا شدند و حالا در جنگل همدیگر را ملاقات می‌کنند. «پیس» یک هماهنگ‌کننده صحنه‌های جنسی است؛ یک تسهیل‌کننده حرفه‌ای شبیه‌سازی رابطه عاطفی در فیلم و تئاتر. او و همکارانش که حداقل 45 نفر هستند در حال حاضر در آمریکا، کانادا و بریتانیا کار می‌کنند و شغلشان را «تلاش برای طراحی و برنامه‌ریزی صحیح این صحنه‌ها» تعریف می‌کنند.
روایت یک پشت صحنه سینمایی
«پیس» قبل از شروع فیلم‌برداری و در گوشه‌ای از پارک مشغول بازسازی سکانس با دست‌هایش است. به این صورت که کف یکی از دستانش را بر روی دیگری قرار می‌دهد و با انگشتانش جای بازیگران بازی می‌کند. او معتقد است کاری که انجام می‌دهد جلوگیری از حرکات اضافه و مشکل آفریده شدن در هر حرکت است.

تا چند وقت قبل چیزی به نام هماهنگ‌کننده صحنه‌های جنسی وجود نداشت تا این‌که دو سال پیش و با ظهور جنبش Me Too این حرفه به بخشی از صنعت سرگرمی تبدیل شد تا پاسخگوی آسیب‌پذیری بازیگران باشد. در پاییز سال 2018 شبکه HBO استفاده از هماهنگ‌کننده را در هر مجموعه‌ای که نیاز به برهنگی و صحنه‌های جنسی داشت را اجباری کرد. در تابستان گذشته کارگردانی صحنه‌های جنسی به صحنه تئاتر نیز راه یافت و برای نخستین بار در برادوی کار خود را آغاز کرد ( در تئاتر برای توصیف این حرفه معمولاً به‌جای «هماهنگ‌کننده» از واژه «کارگردان» استفاده می‌شود). نقش آن‌ها جنبه‌هایی مثل مشاوره، طراحی و معرفی تمرین‌هایی مبنی بر رضایت طرفین در صنعت فیلم و سینما را دربرمی‌گیرد.
درحالی‌که کارگردان هنری لنزهای دوربین را بر بازیگران تنظیم می‌کند، آن‌ها کاملاً آماده‌اند تا صحنه‌هایی که پیش‌تر تمرین کرده‌اند را اجرا کنند. «پیس» تمرین با «فیرست» و دو بازیگر فیلم کوتاهش را اوایل هفته از طریق ویدیو کال آغاز کرده بود و حالا همه می‌دانستند دقیقاً باید چه‌کاری انجام دهند، پس یکی از بازیگران کار خودش را با رعایت مواردی که پیس گفته شروع می‌کند و طبق زمان‌بندی از پیش تعیین شده صحنه را ضبط می‌کنند.
صحنه‌های جنسی بداهه و آرام درگذشته در صنعت فیلم و تلویزیون رواج داشت و کارگردان‌ها معتقد بودند بازیگران باید با توافق هم راه‌های متفاوت را امتحان کنند تا بتوانند این صحنه‌ها را در فیلم‌ها به‌خوبی به نمایش بگذارند و وانمود کنند این صحنه‌ها واقعی است. در راستای بداهه بودن این صحنه‌ها «جاد آپاتو» کارگردان در سال 2015 به نیویورک‌تایمز گفت: « پیش از فیلم‌برداری از هر زاویه‌ای که فکر کنید یک رابطه عاطفی می‌تواند اتفاق بیفتد عکس تهیه کردم اما در روز فیلم‌برداری همه آن‌ها را دور انداختم.» «کاترین هان» بازیگر که به‌تازگی در سریال خانم فلچر شبکه HBO در نقش زنی میان سال که به دنبال گسترش افق‌های فانتزی خودش است، با یک هماهنگ‌کننده صحنه‌های جنسی کار می‌کند، درباره فیلم‌برداری سنتی این صحنه‌ها  می‌گوید: « بی‌شک این راحت‌ترین چیز در جهان نیست و شما فقط دوست داشتید هرچه سریع‌تر از این سکانس‌ها بیرون بیایید.»
«پیس» مثل همه هماهنگ‌کننده‌ها یک لباس تیره و کاربردی پوشیده و همین باعث می‌شود در نگاه اول نتوان میان او سایر عوامل فیلم تمایز قائل شد. یکی از بازیگران با کمرویی مقابل بازیگر دیگر قرار می‌گیرد و صورتش را بری او کج می‌کند. «پیس» می‌گوید: « می‌توانی زانوی پای عقبت را پایین‌تر بیاوری. این‌طوری دوربینی که پشتت تنظیم‌شده،برهنگی کمتری نشان می‌دهد». بدن بازیگر با تنظیم پا، کشیده می‌شود و با اینکه هیچ تماسی صورت نگرفته، همه‌چیز طبیعی‌تر به نظر می‌رسد.
دستیار تولید با دیدن غروب آفتاب می‌گوید: « باید صحنه را زودتر تمام کنیم.» پیس به بازیگران یادآوری می‌کند جوری که در کلاس‌های یوگا تنفس کندالینی می‌کنند، نفس بکشند. صدای او آرام است به‌طوری‌که توسط بازیگران شنیده می‌شود. سپس درحالی‌که انگشتانش را می‌چرخاند و تأکید می‌کند که بر اساس حرف‌های گذشته‌شان پیش بروند.
مدیر فیلم‌برداری از هماهنگ‌کننده می‌خواهد زاویه حرکات بازیگران را نود درجه تغییر دهد، « فیرست» مضطرب به نظر می‌رسد اما هماهنگ‌کننده به‌جای تغییر همه حرکات، حرکات سیالی جدیدی را طراحی کرده و به این ترتیب زاویه حرکت نود درجه می‌چرخد. «پیس» و کارگردان هر دو به مانیتور خیره شدند و ازآنجایی‌که سکانس در بستر برگ‌های پاییزی خشک در جریان است کوچک‌ترین حرکت اضافی موجب خش‌خش برگ‌ها و خراب شدن همه‌چیز می‌شود؛ بنابراین تمام عوامل بی‌سروصدا در جای خود ایستادند. پس‌ازاینکه صحنه با خوبی و خوشی فیلم‌برداری می‌شود و «پیس» آن را تائید می‌کند، همه نفس راحتی می‌کشند.

دیگر همه بازیگران می‌توانند بگویند «نه»
عمل کردن به توصیه‌های یک کارشناس کمک می‌کند صحنه‌های جنسی در صنعت سرگرمی جنبه جدیدتری به خود بگیرد. در حال حاضر حتی بازیگران جوان هم می‌توانند باقدرت و اعتمادبه‌نفس درباره خواسته‌هایشان و محدودیت‌هایشان برای این صحنه‌ّا صحبت کنند و این با گذشته بسیار متفاوت است.
«هامبرلی گونزالس» بازیگر 27 ساله که به‌تازگی نقش‌آفرینی در یکی از سریال‌های نتفلیکس به نام Jupiter’s Legacy را به پایان رسانده و برای اولین بار با یک هماهنگ‌کننده صحنه‌های جنسی کارکرده، ماجرای عجیب و درعین‌حال رایجی را برایم تعریف می‌کند. درصحنه‌ای از یک فیلم اوقرار بوده بازیگر روبروی خود را ببوسد و سایه دو بازیگر مشخص شود. «گونزالس» می‌گوید تنها چیزی که به‌عنوان راهنمایی گفته شد این بود که «فقط انجامش دهید!» فیلم‌برداری این صحنه چند ساعت طول کشید و دو بازیگر برای طبیعی شدن صحنه تمام تلاششان را کردند و در تمام این مدت کارگردان تنها با فریاد بازیگران را از بیرون چادر هدایت می‌کرد. «گونزالس» می‌گوید بعدها در یوتیوب فیلم کوتاهی به نام Hair دیدم که در آن بازیگران با استفاده از حرکات دست سایه‌هایی خلق می‌کردند تا تقلید حرکت بوسه باشد! درحالی‌که آن دو بازیگر در تمام طول مدت فیلمبرداری از این موضوع ناآگاه بودند و به خواسته‌های کارگردان تن داده بودند.
ترس از عواقب احتمالی، قدرت اعتراض و واکنش را از «گونزالس» در این صحنه و سایر صحنه‌های عاطفی گرفت. حالا که به گذشته نگاه می‌کند با خود می‌گوید شاید اگر می‌خواست صحنه را طور دیگری فیلم‌برداری کنند شغلش را از دست می‌داد. او می‌گوید تمام مدت ترس از دست دادن کارش به خاطر بیان احساست واقعیش را با خود حمل می‌کرده. چالش‌های محیط‌های هنری برای کسی که می‌خواهد عضوی از آن باشد بدیهی است. او نمی‌داند می‌تواند چه نامی را بر احساس آن روزش بگذارد اما شاید واژه ترحم برانگیز بهترین توصیف باشد. «گونزالس» می‌گوید آن روز بازیگر مقابلش هم دقیقاً همین حس را داشت.
خانم «هان» که بیش‌تر با کارگردان‌های زن کار می‌کند، درباره ذات غیرماهرانه فیلم‌برداری صحنه‌های جنسی می‌گوید: : «من هیچ‌وقت تصور نمی‌کردم در حال انجام کاری باشم درحالی‌که نیازی به آن نیست و می‌تواند به شکل دیگری انجام شود». او کم‌کم به مشکلات ناشی از عدم وجود یک واسطه میان بازیگر و کارگردان پی می‌برد. واسطه‌ای که او را بخشی از ارتباط معنوی در حرفه فیلم‌سازی می‌داند. در حال حاضر و با ظهور این حرفه بسیاری از بازیگران می‌گویند صحنه‌های جنسی شبیه‌سازی‌شده،  آن‌طور که در واقعیت به نظر می‌رسند ، نیستند و بازیگران اغلب احساس نمی‌کنند که در حال بازی آن‌ها هستند.
هماهنگ‌کننده صحنه‌های جنسی «سیوبان ریچاردسون» اما نظر متفاوتی دارد به باور او نفوذ حرفه هماهنگ‌کننده جنسی در راستای همین هدف است و در این صحنه‌ها نزدیکی میان بازیگران هرگز آنچه به نظر می‌آید نباید باشد. «ریچاردسون» فکر می‌کند این خشونت بیش از حدی علیه بازیگران است که نباید وجود داشته باشد.
تاریخ سیاه عدم حضور هماهنگ‌کننده‌ها
صحنه‌های جنسی همیشه کنترل نشده و نامطمئن نیستند و گاهی کارگردان‌ها برای شبیه‌سازی این صحنه به‌صورت امن رنج بسیاری را متحمل می‌شوند اما در صورت عدم تدوین پروتکل‌های صحیح گاهی می‌توانند مورد سوءاستفاده قدرت قرار بگیرند. به گزارش هالیوود ریپورتر «روث ویلسون» سریال The Affair را به دلیل نحوه کنترل صحنه جنسی یکی از قسمت‌ها ترک کرد. قضیه ازاین‌قرار است که «روث» بارها به تعداد دفعات برهنگی اعتراض کرد و از سوی عوامل نادیده گرفته شد؛ بنابراین شبکه برای فیلم‌برداری فصل آخر که امسال انجام می‌شود از یک هماهنگ‌کننده صحنه جنسی استفاده می‌کند. مشابه این ماجرا در مورد فیلم آبی گرم‌ترین رنگ است (Blue Is the Warmest Color) به کارگردانی «عبدالطیف کشیش» و با بازی «ادل اگزارکوپولوس» و «لئا سیدو» اتفاق افتاد. بعدها بازیگران اعتراف کردند که به دلیل نحوه کارگردانی «کشیش» مجبور بودند روزها برای شبیه‌سازی یک صحنه جنسی وقت بگذارند. آن‌ها این تجربه را هولناک خواندند.
هفت سال پس از ساخت فیلم آخرین تانگو در پاریس به کارگردانی «برناردو برتولوچی» در سال 1972، «ماریا اشنایدر» بازیگر جوان و کم‌تر شناخته‌شده این فیلم گفت در طول فیلم‌برداری یکی از سکانس‌ها احساس تجاوز داشت. ظاهرا «برتولوچی» در پشت‌صحنه فیلم اعتراف می‌کند که با «مارلون براندو» برای ایجاد یک سکانس جنسی ناگهانی دست‌به‌یکی می‌کند. بعدها «برتولوچی» در مصاحبه‌ای که در سال 2013 داشت دلیل این رفتار را ایجاد «خشم واقعی» در بازیگر زن برای بهتر شدن سکانس عنوان کرد.
هماهنگ‌کننده صحنه‌های جنسی «کلر واردن» درباره این موارد می‌گوید: «این حوادث شایع است و تقریباً هیچ بازیگری نیست که آن‌ها را تجربه نکرده باشد یا شاهد اشتباه در حین فیلم‌برداری چنین صحنه‌هایی نباشد. اجتناب از این امر دشوار به نظر می‌رسد نه‌تنها به دلیل رفتارهای ناهنجار بلکه به دلیل عدم وجود رویکرد مناسب در مورد مرزهای جسمی که در حین فیلم‌برداری سکانس‌ها به وجود می‌آید».

در ژانویه 2018 زمانی که گروه فیلم‌برداری آماده ساخت فصل دوم The Deuce بودند، «امیلی مید» که نقش یک کارگر جنسی به نام لوری را در این سریال ایفا می‌کرد، از HBO درخواست کرد برای تسهیل صحنه‌های جنسی از یک متخصص استفاده کنند. افشاگری‌های سایر بازیگران زن درباره آزار و اذیت در حین فیلم‌برداری این صحنه‌ها باعث شد او به این فکر بیفتد که بیش‌ازپیش به محافظت نیاز دارد. او درباره شبیه‌سازی این صحنه‌ها می‌گوید: « من نمی‌خواستم برای انجام کارم مجبور به سکوت یا رسوایی شوم.»
HBO پس ‌از این درخواست، «آلیشیا رودیس» موسس Intimacy Directors International را استخدام می‌کند. پس‌ازاین اتفاق و نتایج قابل‌قبول آن شبکه‌های دیگری مثل Netflix، Showtime، FX و TNT شروع به استخدام تعدادی هماهنگ‌کننده صحنه‌های جنسی کردند.
رابطه «مید» با «رودیس» تجربه او به‌عنوان یک بازیگر را کاملاً دستخوش تغییر کرد. به‌طوری‌که در حال مذاکره با SAG-AFTRA برای تنظیم اولین دستورالعمل درباره صحنه‌های جنسی به کمک اتحادیه هستند. او می‌گوید پیش از کار کردن با یک هماهنگ‌کننده صحنه‌های جنسی، تنها کاری که از عهده آن برمی‌آمد، نه گفتن بود. او می‌گوید رابطه پیچیده‌ای میان ارتباطات شما و پاسخ مثبت تان در برابر صحنه‌های جنسی و به دست آوردن قدرت وجود داشت. « بحث کردن با یک حرفه‌ای درباره نگرانی‌ها نوعی آگاهی و هدفمندی را به وجود آورد که مشابه آن را قبلاً ندیده بودم.»

روایت هماهنگ‌کننده‌ها در صحنه تئاتر
یک بازیگر باید توانایی نادیده گرفتن نیازهای جسمی خود در حین اجرا را داشته باشد، مواردی مثل گرسنگی، سرما، ترس یا آدرنالین بالا و بدیهی است که هر چه این توانایی در یک بازیگر پررنگ‌تر باشد نشان‌دهنده مهارت بالای او است. درواقع یکی از پیچیدگی‌های اجرا مشخص کردن مرز زندگی روزمره و هنری است. بااین‌حال موجودیت فیزیکی یک بازیگر این پرسش بنیادی را برای او ایجاد می‌کند که باید برای بهتر شدن کارش چه کند؟ مید می‌گوید: «وقتی کار خود را با یک هماهنگ‌کننده صحنه‌های جنسی آغاز کردم به لایه‌های پنهانی از اجرای صحنه‌های جنسی پی بردم.»
هان عدم وجود واسطه‌ای برای ایجاد ارتباط بین بازیگر و کارگردان را بخشی از کمبودهای فرهنگ حرفه‌ای فیلم‌سازی دانست. او می‌گوید که حضور یک هماهنگ‌کننده صحنه‌های جنسی در کنار بازیگران ضروری است. پیش‌تر هنگام فیلم‌برداری صحنه‌های جنسی با بازیگر روبروی خود به توافق می‌رسید و تقلب می‌کرد تا صحنه جعلی از آب در بیاید اما در حال حاضر حضور یک هماهنگ‌کننده جنسی در کنار بازیگر به او کمک می‌کند تا پیش از فیلم‌برداری همه‌چیز برنامه‌ریزی شود پس این صحنه‌ها نسبت به قبل با سرعت بیش‌تری ضبط می‌شود.
در ماه سپتامبر و چند هفته پیش از آغاز رسمی نمایش Slave Play به کارگردانی «جرمی او هریس»، برادوی پیش‌نمایش این تئاتر را آغاز کرد. خانم  «کلیر واردن» به‌عنوان هماهنگ‌کننده صحنه‌های جنسی (یا همان‌طور که در تئاتر رایج است، کارگردان صحنه‌های جنسی) همکاری خود را با این نمایش در استودیویی در مرکز شهر آغاز کرد. «اتو بلنکسون وود» ایفاگر نقش مردی به نام «گری» است. در یکی از صحنه‌های جنجالی نمایش «گری» درحالی‌که دستانش را به کمرش زده بر روی یک ارابه ایستاده است.
هدایت صحنه در نمایش‌های بلندپروازانه ای شبیه به Slave Play بسیار دشوار است. « کلیر واردن» کارگردان صحنه‌های جنسی این نمایش جنجالی می‌گوید وقتی برای اولین بار نمایشنامه را خواند و به یکی از صحنه‌های ناجور تئاتر رسید، متعجب شد و تنها به این فکر می‌کرد که این کارها را چطور باید انجام داد؟
این نمایش دومین تئاتری است که از حضور  کارگردان صحنه‌های جنسی بهره می‌برد، اولین نمایش به نام Frankie and Johnny in the Clair de Lune تابستان گذشته روی صحنه رفت که « کلیر واردن» کارگردانی صحنه‌های متبدل آن را نیز بر عهده داشت. نمایش Slave Play به موضوع تابوهای جنسی میان زوج‌هایی از نژادهای مختلف می‌پردازد و مخاطب با گذشت دقایقی می‌فهمد صحنه جنجالی و معروف این تئاتر به آزمایش‌های عجیب‌وغریب روی زوجی در زمان حال اشاره دارد. در نیمه دوم نمایش جنبه نژادی و جنسی مطرح‌شده در نیمه اول هم موشکافی می‌شود.
درصحنه‌ای از این نمایش کاراکتر «گری» و «داستین» در ارابه حبس شدند و میان آن‌ها مجادله‌ای لفظی درمی‌گیرد. «کاستی مویر» که ایفاگر نقش «داستین» است فکر می‌کند برای طبیعی شدن صحنه می‌تواند یک‌قدم به سمت «گری» نزدیک شود اما «وود» معتقد است بهتر است این کار را نکند. تصمیم درباره چگونگی ایفای این صحنه نقش تعیین‌کننده‌ای در ادامه نمایش دارد و پس از پایان آن دوباره یک برخورد اروتیک میان شخصیت‌های اصلی ایجاد می‌شود. « کاستی مویر» معتقد است هر نوع چرخش یا حرکات ظریف و کنترل نشده بر تمام نمایش تأثیر می‌گذارد.

خانم «سوزان سانتنگ» در سال 1967 مقاله‌ای به نام «تصورهرزه‌نگاری» درباره سیر ترمیم ادبیات هرزه‌نویسی منتشر کرد. او در بخشی از این مقاله اشاره می‌کند این نوع ادبیات نه‌تنها مستهجن نیست بلکه نوعی احساس انسانی درباره محدودیت‌های شخصیت و بدن را در خواننده زنده می‌کند. مثلاً در صحنه معروف و جنجالی این نمایش که «داستین» در حال بوسیدن چکمه‌های «گری» است، نشان می‌دهد که او عاشق «گری» است و می‌خواهد با او لحظات لذت بخشی را تجربه کند.
ایفای نقش در صحنه‌های اینچنینی در فیلم به‌مراتب ساده‌تر از تئاتر است زیرا در تئاتر باید در مقابل جمعیت بیش‌تری اجرا شود بااین‌حال « کاستی مویر» می‌گوید بازی روی صحنه به او قدرت بیش‌تری می‌دهد. همچنین معتقد است: «در تئاتر بازیگر تحت کنترل لحظه است و اگرچه تکرارپذیری لحظات بسیار مهم است اما نگران این نیست که در تکرار دوباره چگونه به نظر می‌رسد. وقتی در دینامیک بازیگران روی صحنه خللی ایجاد شود آن زمان است که واکنش مخاطب می‌تواند نسبت به ارتباط میان آن‌ها کاملاً تهدیدآمیز باشد.»
«وود» می‌گوید: « من به‌عنوان یک بازیگر نیاز به تکرار و تمرین زیاد دارم تا مثلاً بدانم حرکات دست‌هایم باید چگونه باشد، در غیر این صورت اگر حرکتی را در لحظه انجام دهم از احساساتم می‌آید نه از تکنیک.»
«رابرت او هارا» مدیر تولید این نمایش به جهت مهارت کنترل جسورانه صحنه‌های تحریک‌آمیز شناخته می‌شود. هرچند این اولین باری است که با یک کارگردان صحنه‌های جنسی همکاری می‌کند اما در کارهای قبلی پیش از هر کاری جلسات بحث و گفتگویی پیرامون بدن و احترامی که باید نسبت به آن قائل شد، با بازیگران و عوامل برگزار می‌کرد. در این جلسات نگرانی‌های بازیگران و عوامل مطرح می‌شد و در صورت لزوم تغییرات لازم بر طرح داستانی اعمال می‌شد.اما حالا که به گذشته نگاه می‌کند در کنار تمام مزایای این جلسات، نقص‌هایی را نیز در کارش مشاهده می‌کند که ازجمله آن‌ها می‌توان به عدم تسلط همه‌جانبه او به مفاهیمی مثل طراحی لباس، نورپردازی و… درصحنه‌های خاص اشاره کرد. او درنهایت این تجربه همکاری با یک هماهنگ‌کننده جنسی را دوست دارد و معتقد است با این سیستم بازیگران می‌توانند بعضی از مشکلاتی که پیش‌تر مطرح نمی‌کردند را با کارگردان صحنه‌های جنسی در میان بگذارند.
از طراح صحنه‌های اکشن و جنگی تا طراح صحنه‌های عاطفی
در سال 2017 « واردن» پس از خواندن مطلبی درباره «تونیا سینا»، طراح صحنه‌های جنگی، تصمیم گرفت به شغل هماهنگ‌کننده صحنه‌های جنسی روی آورد. خانم «سینا» چهارده سال گذشته را صرف تدوین پروتکل‌هایی تحت عنوان «صمیمیت در صحنه» می‌کند. او پس از فارغ‌التحصیلی اهداف خود را دنبال کرد و به کار خود به‌عنوان مشاور تئاتر و مدرس دانشگاه ادامه می‌دهد. درنهایت در سال 2015 به کمک «سیوبهان ریچاردسون» و«آلیشیا رودیس» که در حال حاضر به‌عنوان هماهنگ‌کننده صحنه‌های جنسی HBO فعالیت می‌کند، موسسه Intimacy Directors International را تأسیس می‌کند.
«سینا» می‌گوید یک دهه از عمرش را صرف تدوین رویکردی مبتنی بر رضایت برای اجرای صحنه‌های جنسی کرده است، صحنه‌هایی که می‌داند اجرای آن در تئاتر مشکلات زیادی را به همراه داشته. پنج اصل صمیمیت توسط او و همکارانش تدوین‌شده و در حال حاضر برای دسترسی عموم روی وب‌سایت موسسه قرارگرفته. این دستورالعمل بر اساس گفتگوهای «سینا» و همکارانش با افرادی که در صنعت سینما و تئاتر آسیب دیدند، تدوین شد. از سال 2017 تاکنون جلسات هفتگی به‌منظور بهبود کار هماهنگ‌کننده‌های صمیمیت برگزار می‌شود. اما معتقد است این رشته فردی است و زیبایی‌شناسی و زاویه نگاه هماهنگ‌کننده‌ها، تفاوت بسیاری با هم دارد.

اگر بخواهیم این حرفه را دقیق‌تر توضیح دهیم، باید بگوییم که هماهنگ‌کننده صمیمیت کسی است که می‌تواند یک صحنه جنسی شبیه‌سازی‌شده را در صورت لزوم متوقف کند و حق وتو کامل در قبال حرکات اشتباه را نیز در اختیار دارد. در واقع آنها می‌توانند کاملا صحنه را عوض کنند و کارگردان حق اعتراض ندارد. همچنین هماهنگ‌کننده‌ها پیش از فیلم‌برداری عوامل را از صحنه بیرون می‌کنند تا مطمئن شوند بازیگران کاملاً راحت هستند و مشکلی ندارند. «رودیس» می‌گوید پیش از ظهور این حرفه طراحان لباس و چهره‌پردازی به‌نوعی وظیفه آن‌ها را به دوش می‌کشیدند و قاعدتاً در حال حاضر بسیاری از آن‌ها از اینکه این مسئولیت اضافی از دوششان برداشته‌شده، خوشحال‌اند.
جنبه‌های فنی طراحی صحنه‌های عاطفی، شباهت بسیاری به طراحی صحنه‌های جنگی دارد و شامل تجزیه تحلیل حرکات و  نگاه مهندسی به اشتیاق میان دو پیکر است. آن‌ها می‌توانند صحنه‌های جنسی را طوری طراحی کنند که در عین واقعی بودن آسیب‌زننده نباشد. مثلاً در طول فیلم‌برداری برای جلوگیری از عریان شدن از لباس‌زیرهای نایلونی و نازکی به نام Shibue استفاده می‌کنند تا جلوی برهنگی را بگیرند.
ورکشاپ های بسیاری برای هماهنگ‌کننده صحنه‌های جنسی برگزار می‌شود که در آن‌ها مهارت‌های ویژه‌ای از جمله تجسم واقع‌بینانه از لمس محبت‌آمیز، به هنرجویان آموزش داده می‌شود. این حرفه در حال حاضر بیش‌تر تحت سلطه زنان سفیدپوست است و «میشل مکوی» از معدود هماهنگ‌کنندگان مرد است. او می‌گوید یکی از اصلی‌ترین درس‌هایی که هر هماهنگ‌کننده صحنه‌های جنسی می‌آموزد، چگونگی انتقال احساسات از طریق لمس دستان است.
ویژگی‌های هر سکانس با سکانس دیگر متفاوت است و به همین دلیل نمی‌توان یک‌راه حل را برای تمام مشکلات تجویز کرد. شاید در این حرفه کم‌تر تکنیکی باشد که بتوان در یک ساعت و تنها از طریق گفتگو به هنرجویان آموخت بلکه آن‌ها باید قابلیت حل مسئله در شرایط مختلف را به‌خوبی یاد بگیرند.
اصطلاحات تخصصی
جالب است بدانید برای برقراری ارتباط و آموزش به بازیگران اصطلاحات ساده‌ای ابداع شدند که می‌توانند در کم‌ترین زمان منظور را به‌صورت کامل برسانند. مثلاً واژه «circles» برای توصیف حالت لگن یا واژه «visible power shift» برای تغییر حالت بازیگران استفاده می‌شود. استفاده از این واژگان به‌جای اصطلاحات جنسی رایج، بدن بازیگران را برای ارائه واکنش‌های معقول‌تر آماده می‌کند.
صحنه‌های زایدی که باید حذف شوند
در بسیاری از فیلم‌ها صحنه‌های جنسی زائدی وجود دارد که هیچ کمکی به پیشبرد داستان نمی‌کند. «Katja Blichfeld» کارگردان کمدی اپیزودیک HBO به نام High Maintenance خاطره جالبی را در این زمینه تعریف می‌کند. او و نویسنده سریال تصمیم می‌گیرند صحنه جنسی را به فصل جدید اضافه کنند که به نظرشان بانمک بوده تا اینکه شبکه تصمیم می‌گیرد خانم « رودیس» را به‌عنوان هماهنگ‌کننده صحنه‌های جنسی استخدام کند. در جلساتی که پیش از فیلم‌برداری میان او، کارگردان و نویسنده تشکیل می‌شود، «رودیس» سؤال مهمی را مطرح می‌کند، اینکه چگونه این عمل جنسی به روایت سریال عمق می‌دهد یا چه چیز خاصی را درباره شخصیت‌ها آشکار می‌کند؟ ازآنجایی‌که هیچ پاسخ منطقی برای این سؤالات وجود نداشت، تیم تولید به این نتیجه می‌رسد که صحنه کاملاً زائد است و کارکرد خاصی ندارد؛ بنابراین بازیگران اصلاً مجبور به امتحان آن نمی‌شوند. «Katja Blichfeld» معتقد است حضور هماهنگ‌کننده صحنه‌های جنسی در مرحله نگارش فیلم‌نامه می‌تواند بسیار مؤثر و ضروری باشد.
یک مثال ساده
در پایان برای آشنایی بیش‌تر با کار هماهنگ‌کننده‌های جنسی به خاطره‌ای از «میشل مکوی» می‌پردازیم. در سپتامبر گذشته او به مدرسه تئاتر منهتن به‌عنوان هماهنگ‌کننده نمایشی با اقتباس از Fuente Oveja معرفی می‌شود و کار خود را با دو بازیگر بیست‌ساله آغاز می‌کند. نمایشنامه در قرن 17 می‌گذرد و  درباره قیام روستاییان اسپانیایی علیه یکی از فرمانده ارتشی است. وظیفه هماهنگ‌کننده تسهیل صحنه بوسه در این نمایش است. بازیگران جوان با پروتکل‌های رایج آشنایی ندارند و پیش‌تر به آن‌ها گفته‌شده بود که  باید این صحنه را به‌صورت واقعی اجرا کنند تا اینکه « میشل مکوی» وارد میدان می‌شود.
متد جالب هماهنگ‌کننده به این صورت بود که از یکی از بازیگران می‌خواست هر دو دست را در ارتفاع میان دنده‌های بازیگر مقابل قرار دهد و از دیگر می‌خواست دست راستش را پشت گردن بازیگر مقابل بگذارد، چیزی شبیه به فیگورهای رقص بچه‌های دبیرستانی. این حالت با انتخاب زاویه درست دوربین دقیقا درست مانند بوسه است ولی در عمل بوسه‌ای در کار نیست. این تجربه عجیب‌وغریب برای بازیگران خوش‌آیند بود و احساس راحتی بیش‌تری داشتند.
منبع: The New York Times
۲۸ دیدگاه 
 

 

 

 

در پشت پرده صحنه‌های جنسی شبکه‌های HBO و Netflix چه می‌گذرد؟

در پشت پرده صحنه‌های جنسی شبکه‌های HBO و Netflix چه می‌گذرد؟

 MORAGHEB نوامبر 15, 2019 ویجیاتو 0 نظر

 

اخیرا سایت مطرح واشنگتن پست مقاله‌ای جنجال‌ برانگیز منتشر کرده که توجه بسیاری از اهالی فیلم و سریال را به خود جلب کرده است. نویسنده مطلب در این مقاله درباره مسائل مختلف و صحنه‌ های جنسی در پشت پرده سریال‌های پخش شده از شبکه‌هایی چون HBO و Netflix صحبت کرده و به تغییرات به‌وجود آمده در این صحنه‌ها نیز اشاره داشته است. پیشنهاد می‌کنیم چکیده‌ای از ترجمه مقاله مذکور را از ویجیاتو دنبال کنید.

صحنه‌ های جنسی

امیلی مید احساس راحتی نمی‌کرد. او که در سریال The Deuce در نقش یک پورن استار ظاهر شده، می‌خواست یکی از سخت‌ترین و حساس‌ترین صحنه‌های دوران حرفه‌ هنری خود را بازی کند؛ بخشی از آن شبیه‌سازی یک رابطه جنسی و بخشی دیگر، نیمه‌عریان ایستادن در گوشه اتاق درحالی که بقیه کاراکترها مشغول صحبت بودند. امیلی مید می‌گوید:

این قسمت‌های فیلم‌نامه را که خواندم برایم ترسناک بود. غیر از اینکه انجام آن صحنه‌ها به خودی خود خجالت‌آور و نگران‌کننده است، احتمالا تصاویر فجیع و دروغی از سر من روی بدن‌های بازیگران فیلم‌های مبتدل تمام اینترنت را فرا می‌گرفت.

سپس او با آلیشیا رودیس صحبت کرد؛ او هماهنگ‌کننده چنین صحنه‌های خارج از عرفی در سریال است و یکی از موسسان کمپانی Intimacy Directors International محسوب می‌گردد. امیلی مید از آلیشیا درخواست کرد تا نگرانی‌های وی را با کارگردان آن قسمت یعنی Uta Briesewitz مطرح کند تا برای آن چاره‌ای بیندیشند و نتیجه این شد که بازیگر فیلم دلش می‌خواست در صحنه مذکور به طور کامل برهنه نباشد و حداقل پوشش مناسبی به همراه داشته باشد.

بعد از تحقق این خواسته، مید صحنه مورد نظر را دقیقا همان‌طور که در فیلم‌نامه نوشته شده بود اجرا کرد و در این مورد کاملا احساس راحتی داشت. زیرا «فهمید که همه دست‌اندر کاران درک درستی از هم دارند و این مسئله به او اعتماد به نفس داد.» اما بیایید به یاد بیاوریم که در گذشته چنین اتفاقاتی رخ نمی‌داد؛ در واقع بازیگر نمی‌توانست چنین درخواستی داشته باشد و اگر هم چنین درخواستی را مطرح می‌کرد، پوزیشنی به نام «هماهنگ‌کننده صحنه‌های جنسی» در صنعت سینما و تلویزیون دیده نمی‌شد.

با رشد چشم‌گیر کمپین MeToo# و جنبش Time’s Up تغییرات اساسی و زیربنایی بسیاری در ساختار هالیوود ایجاد گردید. در این حرکات و جنبش‌ها زنان بیشتر از همه نسبت به نابرابری‌های جنسی و سوء‌استفاده‌های مردان معترض بودند و همین حرکات بزرگ موجب شد دیدگاه اهالی سینما به مسائل جنسی نیز تغییر کند. و خب حل تمام این مشکلات در پشت صحنه‌ فیلم‌های هالیوودی مشاهده می‌شد. اگر زنی نمی‌خواست فلان صحنه جنسی را بازی کند با انتقادات شدیدی روبه‌رو می‌شد و نهایتا هم با تهدیدات و فشارهای دیگر، مجبور به ایفای آن نقش در صحنه مورد نظر میشد. حال منصب «هماهنگ‌کننده صحنه‌های جنسی» در پشت پرده فیلمها و سریال‌ها یک حرفه جدید و تاثیرگذار شده که با ورود به صنعت سینما و تلویزیون، آمده تا این قبیل مشکلات را از پشت صحنه‌ها بزداید. این هماهنگ‌کننده‌ها تک‌تک اجزای صحنه را جوری تنظیم می‌کنند که بازیگر زن و بعضا حتی مرد، نسبت به آنچه انجام می‌دهد احساس شرم یا ناراحتی نکند.

آلیشیا رودیس خودش در ابتدا بازیگر بود و تجارب مختلفی در حوزه سینما کسب کرد. هنگامی که ۱۵ سال داشت نخستین بوسه و هنگامی که ۱۸ ساله بود برای اولین بار در صحنه‌های جنسی جلوی دوربین ایفای نقش نمود. او می‌گوید:

من تجارب به‌شدت منفی و تلخی داشتم و حتی متوجه شدم این چقدر خطرناک است. به من گفته بودند که «صنعت سینما همین‌طوری است. اگر تو انجامش ندهی، هزاران نفر دیگر آن بیرون هستند که این کار را به جای تو انجام می‌دهند. قرار است از تو سوء‌استفاده شود. به همین سادگی.» من نیز با آن کنار آمده بودم.

صحنه‌ های جنسی

پس از استخدام رودیس برای کار کردن روی سریال The Deuce، وی در ماه اکتبر اعلام کرد که برای تمام صحنه‌های جنسی سریال نیاز به یک هماهنگ‌کننده دارد. از آنسو یکی از شورانرهای مطرح یعنی دیوید سایمون که به عنوان خالق The Wire و Treme هم شناخته می‌شود، در مصاحبه با سایت رولینگ استون گفت که دیگر بدون یک هماهنگ‌کننده صحنه‌های جنسی، فیلم نخواهد ساخت. امروزه این هماهنگ‌کننده‌ها در سریال‌هایی چون Electric Dreams (آمازون) هم دیده می‌شوند که به زعم اکثر اهالی سینما، حضورشان در پشت صحنه نکته مثبتی است.

اولین بار امیلی مید در هنگام بازی در سریال The Deuce متوجه شد کسانی تحت عنوان «هماهنگ‌کننده صحنه‌های جنسی» وجود دارند. او از سنین پایین در فیلم‌ها و نمایش‌های مختلف بازی کرده بود اما پیش از The Deuce از این موقعیت سینمایی جدید مطلع نبود. مید اگرچه در طول فیلم‌برداری آنچنان ناخوش و ناراحت نبود اما حس کرد باید فردی وجود داشته باشد تا همیشه و همه جا صدای بازیگر را به گوش تولیدکنندگان و عوامل دیگر برساند.

مید می‌گوید:

شما توجه کنید زمانی که یک صحنه بدلکاری در فیلم وجود دارد، حتی کوچک‌ترین و بی‌خطرترین آن‌ها، یک هماهنگ‌کننده بدلکاری سر صحنه حضور می‌یابد. اما وقتی به مسائل و صحنه‌های اروتیک می‌رسیم، تنها کار مفیدی که انجام می‌شود این است که اکثر عوامل صحنه را ترک می‌کنند و صرفا آن‌هایی که حضورشان ضروری است در آن محل می‌مانند. اما همچنان مسائل مهم‌تری وجود دارد که به آن‌ها توجهی نمی‌شود.

پس از درخواست رسمی امیلی مید، اچ بی او بلافاصله الیشیا رودیس را به استخدام خود در آورد. این خانم مدتی می‌شود که مسئولیت سنگین‌تری هم برعهده گرفته و درحال آموزش افراد بیشتری برای انجام کار هماهنگی صحنه‌های جنسی است. هدف نهایی این هماهنگ‌کننده‌ها و خود HBO، راضی نگه داشتن بازیگران چه از نظر فیزیکی و چه از نظر عاطفی است.

در واقع این هماهنگ‌کننده‌های صحنه‌های جنسی قرار است از موقعیت دوربین گرفته تا موقعیت آدم‌ها و نوع قرار گرفتنشان را در قاب تصویر در خلال وجود یک صحنه جنسی تنظیم کنند و برهنگی‌ها را کاهش دهند. آنها با کارگردان و دیگر عوامل صحبت می‌کنند و اگر بازیگری گذشته تاریکی در زمینه تعارض یا هر مساله مشابه دیگری داشت، باید پیش از انجام صحنه‌های جنسی که ممکن است خاطره‌های بدی برایش تداعی کند، با او صحبت‌های کافی روانشناسانه انجام شود.

آدام نوبل در دانشگاه هاستون استاد روانشناسی بازیگری است و در برخی تئاترها نیز به عنوان چنین هماهنگ‌کننده‌ای فعالیت دارد. او توضیح می‌دهد که کلید اصلی این کار، دقت نظر است. بدان معنا که همه چیز از پیش مشخص باشد و بازیگر با کارگردان تمام صحبت‌های لازم را کرده باشد. در واقع به گفته او باید مطمئن شد که بازیگران در طول فیلم برداری دچار اختلال عصبی یا روانی نشوند و واقعا از کاری که انجام می‌دهند شرم نداشته باشند.

موج اولیه این حرکت جالب در سینمای هالیوود تقریبا به پانزده سال پیش برمی‌گردد. زمانی که افرادی چون رودیس و نوبل کارهای کوچکی را آغاز نمودند و نهایتا حرفه جدیدی به صنعت فیلم‌سازی افزودند. و حال که یک شبکه غول‌پیکر تلویزیونی مانند HBO و یا شبکه‌هایی چون نت‌فلیکس و آمازون، به طور وسیع و منظم خواستار همکاری با هماهنگ‌کننده‌‌های صحنه‌های جنسی هستند، احتمالا کمپانی‌ها و شبکه‌های دیگر هم چنین رویکردی را درپیش گیرند و فضای کاری برای بازیگران کم‌تنش‌تر و آرام‌تر شود.

امیلی مید در پایان صحبت‌هایش می‌گوید:

تمام تغییرات زمانی حاصل می‌شوند که واقعا یک مشکلی وجود داشته باشد. سپس یک نفر می‌آید و خواستار تغییر می‌شود. در نتیجه من خیلی مفتخرم که چنین جنبش بزرگی در سینما و تلویزیون به‌وجود آمده و من هم بخشی از آن بوده‌ام.

به گزارش ویجیاتو، به نظر می‌رسد هالیوود و به طور کلی فیلمسازان غربی در نهایت متوجه این شده‌اند که وجود صحنه‌های جنسی برای بازیگران زن آزاردهنده است. آنها متوجه شده‌اند که استفاده ابزاری از جنس زن و نشان دادن رابطه جنسی نباید بی بند‌وبار باشد و نباید برای اقناع برخی تماشاگران و یا جذب کردن آنها، دست به این ترفندهای جنسی زد. فرهنگ متفاوت غرب باعث شده که وجود چنین صحنه‌هایی در سینما عادی باشد و حالا این عادی بودن لااقل به کنترل رسیده و این امید وجود دارد که در آینده نزدیک فکر بیشتری برای وجود چنین صحنه‌های خارج از عرفی صورت بگیرد.

بیشتر بخوانید:

منبع: واشنگتن‌پست

.کپی شد

مارتین اسکورسیزی

مارتین اسکورسیزی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

برای تأییدپذیری کامل این مقاله به منابع بیشتری نیاز است. لطفاً با توجه به شیوهٔ ویکی‌پدیا برای ارجاع به منابع، با ارایهٔ منابع معتبر این مقاله را بهبود بخشید. مطالب بی‌منبع را می‌توان به چالش کشید و حذف کرد. (نوامبر ۲۰۱۴)

مارتین اسکورسیزی
Martin Scorsese Berlinale 2010 (cropped).jpg
اسکورسیزی در جشنواره فیلم برلین، سال ۲۰۱۰
تولدمارتین چارلز اسکورسیزی۱۷ نوامبر ۱۹۴۲ ‏(۷۸ سال)
کویینز، نیویورک، آمریکا
والدینچارلز اسکورسیزی
کاترین اسکورسیزی
ملیتایتالیایی آمریکایی
پیشهکارگردان، فیلم‌نامه‌نویس، تهیه‌کننده، هنرپیشه
سال‌های فعالیت۱۹۶۲–اکنون
همسر(ها)لارین ماری برنان (۱۹۷۱–۱۹۶۵)
جولیا کامرون (۱۹۷۷–۱۹۷۶)
ایزابلا روسلینی (۱۹۸۲–۱۹۷۹)
باربارا دفینا (۱۹۹۱–۱۹۸۵)
هلن موریس (۱۹۹۹–اکنون)
فرزندان۳ (کاترین برنان، دومنیکا کامرون، فرانسسکا موریس)
محل(های) تحصیلدانشگاه نیویورک
صفحه در وبگاه IMDb
امضاScorsese-signature.png
گسترشجوایز

مارتین چارلز اسکورسیزی (به انگلیسی: Martin Charles Scorsese) (زاده ۱۷ نوامبر ۱۹۴۲) کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس، تهیه‌کننده، هنرپیشه و تاریخ‌دان آمریکایی است. این کارگردان شهیر سینمای آمریکا، عنوان دار تمامی جوایز معتبر سینمایی دنیا جایزه اسکار، جایزه گلدن گلوب، جایزه بفتا، جایزه انجمن اتحادیه کارگردانان آمریکا، جشنواره کن، جشنواره فیلم ونیز و انجمنهای مهم مختلف منتقدین آمریکا و جهان و همچنین معروف‌ترین جایزه تلویزیونی آمریکا جایزه امی می‌باشد.

وی هم اکنون یکی از بهترین کارگردانان جهان است.

در بسیاری از رده‌بندی‌های سینمایی اسکورسیزی را به عنوان بهترین کارگردان زنده و معاصر دنیا پس از جنگ جهانی دوم و یکی از سه کارگردان برتر تاریخ سینما می‌دانند. کارگردانی که پس از گذشت نزدیک به ۵ دهه، همچنان نامی بزرگ، مطرح و مهم در عرصه کارگردانی سینما می‌باشد که اکران هر فیلم جدیدش را اتفاق مهم سینمایی دانسته و به وفور مورد ستایش منتقدین واقع می‌شود.

او را با فیلم‌های ماندگارش، خیابان‌های پایین شهر، راننده تاکسی، گاو خشمگین، رفقای خوب و البته دوستی و همکاری متناوبش با بازیگر بزرگ سینما، رابرت دنیرو می‌شناسند. اسکورسیزی اسکار کارگردانیش را برای فیلم موفق رفتگان به دست آورد.

نکته جالب توجه در مورد رکورد منحصربه‌فرد او اینکه، از ۶ فیلم اسکورسیزی که در قرن بیست و یکم کارگردانی کرده‌است، ۵ فیلم کاندید بهترین فیلم و کارگردانی سال در مراسم جایزه بافتا، جایزه گلدن گلوب و جایزه اسکار شدند! و در این بین جایزه اسکار بهترین کارگردانی را برای رفتگان و جایزه گلدن گلوب بهترین کارگردانی را برای سه فیلم دار و دسته‌های نیویورکی و رفتگان و هوگو دریافت کرده‌است.

لئوناردو دی‌کاپریو

لئوناردو دی‌کاپریو

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

«دی‌کاپریو» به اینجا تغییرمسیر دارد. برای پدرش، جورج دی‌کاپریو را ببینید.

لئوناردو دی‌کاپریو
Leonardo DiCaprio looking away from the camera, wearing a tuxedo on the red carpet

دی‌کاپریو در جشنواره فیلم کن ۲۰۱۹

زادهٔ۱۱ نوامبر ۱۹۷۴ ‏(۴۶ سال)
لس آنجلس، کالیفرنیا، ایالات متحده
پیشه
  • بازیگر
  • تهیه‌کنندهٔ فیلم
  • طرفدار محیط زیست
سال‌های فعالیت۱۹۸۹–اکنون
آثارفهرست کامل
شریک(های)
زندگی
والدین
جایزه(ها)فهرست کامل
وبگاه

لئوناردو ویلهلم دی‌کاپریو (انگلیسی: Leonardo Wilhelm DiCaprio‎؛ زادهٔ ۱۱ نوامبر ۱۹۷۴) بازیگر، تهیه‌کنندهٔ فیلم و طرفدار محیط زیست آمریکایی است. او بیشتر نقش‌های نامتعارف و به خصوص در فیلم‌های زندگی‌نامه‌ای و مربوط در دورهٔ زمانی را ایفا می‌کند. از سال ۲۰۱۹، فروش فیلم‌هایی که در آن نقش‌آفرینی کرده‌است بیش از ۷٫۲ میلیارد دلار در سراسر جهان بوده و هشت بار در رتبه‌بندی سالانه پردرآمدترین بازیگران جهان قرار گرفته‌است.

دی‌کاپریو در لس آنجلس متولد شد و حرفهٔ خود را در اواخر دههٔ ۱۹۸۰ میلادی با حضور در آگهی‌های تلویزیونی آغاز کرد. در اوایل دهه ۱۹۹۰، او در مجموعه‌های مختلف تلویزیونی مانند طنز موقعیت پدر و مادری نقش‌های طولانی‌مدتی را ایفا کرد. دی‌کاپریو نخستین نقش مهم سینمایی خود را در نقش توبیاس «توبی» وولف در زندگی این پسر (۱۹۹۳) ایفا کرد. او برای ایفای نقش مکمل پسری با معلولیت به نام آرنی گریپ در چه چیزی گیلبرت گریپ را آزار می‌دهد (۱۹۹۳) تحسین منتقدان را برانگیخت و نخستین نامزدی‌های دریافت جایزهٔ اسکار و جایزهٔ گلدن گلوب را دریافت کرد؛ در ۱۹ سالگی، او به هفتمین شخص جوان نامزد دریافت جایزهٔ اسکار در دسته‌بندی بهترین بازیگر نقش مکمل مرد تبدیل شد. او با ایفای نقش در حماسی عاشقانه تایتانیک (۱۹۹۷) به بازیگری با شهرت جهانی تبدیل شد؛ تایتانیک در آن زمان پرفروش‌ترین فیلم جهان شد. پس از چندین فیلم ناموفق در زمینهٔ تجاری، دی‌کاپریو در سال ۲۰۰۲ در دو فیلم موفق نقش‌آفرینی کرد: در درام جنایی زندگی‌نامه‌ای اگه می‌تونی منو بگیر و درام تاریخی دارودسته‌های نیویورکی که این فیلم نخستین همکاری او با کارگردان مارتین اسکورسیزی بود.

دی‌کاپریو نقش هوارد هیوز را در هوانورد (۲۰۰۴) ایفا کرد و برای نقش‌آفرینی‌های خود در تریلر سیاسی الماس خونین (۲۰۰۶)، درام جنایی رفتگان (۲۰۰۶) و درام عاشقانهٔ جاده انقلابی (۲۰۰۸) مورد تحسین قرار گرفت. در دههٔ ۲۰۱۰، او در تریلر علمی تخیلی تلقین (۲۰۱۰)، وسترن جنگوی زنجیرگسسته (۲۰۱۲)، زندگی‌نامه‌ای گرگ وال استریت (۲۰۱۳)، درام بقا بازگشته (۲۰۱۵) و درام کمدی روزی روزگاری در هالیوود (۲۰۱۹) نقش‌آفرینی کرد که همه آنها با موفقیت‌های انتقادی و تجاری همراه بودند. از افتخارات وی می‌توان به جایزهٔ اسکار، بفتا و جایزهٔ گلدن گلوب برای فیلم بازگشته و همچنین دو گلدن گلوب دیگر برای هوانورد و گرگ وال استریت اشاره کرد.

دی کاپریو بنیان‌گذار اپین وی پروداکشنز —یک کمپانی تولیدی که برخی از فیلم‌های او و مجموعهٔ مستند گرینزبرگ (۲۰۰۸–۲۰۱۰) را تولید کرده‌است— و بنیاد لئوناردو دی‌کاپریو—یک سازمان غیرانتفاعی اختصاص داده‌شده به ارتقا آگاهی از محیط زیست—است. او به‌طور مکرر از اهداف خیرخواهانه حمایت می‌کند و چندین فیلم مستند در زمینهٔ محیط زیست تولید کرده‌است. در سال ۲۰۰۵، وی به دلیل مشارکت در هنر، به عنوان عضو ارشد نشان هنر و ادب انتخاب شد و در سال ۲۰۱۶، مجلهٔ تایم از او به عنوان یکی از ۱۰۰ فرد با نفوذ در جهان نام برد.

فیلم طوفان ناگهانی

دانلود فیلم طوفان ناگهانی The Looming Storm 2017

 جناییفیلم

3

دانلود فیلم The Looming Storm 2017 با لینک مستقیم

دانلود رایگان فیلم طوفان ناگهانی 2017 با کیفیت عالی

کیفیت 1080p 720p قرار گرفت

دانلود فیلم طوفان ناگهانی The Looming Storm 2017

دانلود فیلم The Looming Storm 2017

ژانر : جنایی

محصول : 2017 چین

مخاطب : مناسب برای بالای 13 سال

کیفیت : BluRay 1080p

امتیاز : 6.5/10 IMDB

مدت زمان : 2 ساعت

کارگردان : Yue Dong

بازیگران : Yihong Duan, Yiyan Jiang, Yuan Du, Wei Zheng

خلاصه داستان فیلم سینمایی The Looming Storm 2017 : مردی شغل خود در کارخانه‎ی فولاد ترک می‎کند تا قاتلی سریالی را در شهری کوچک در جنوب کشور چین تعقیب و پیدا کند. اما…..با لینک مستقیم از دانلود روز دریافت کنید.

ویرا فارمیگا بازیگر سینما و تلویزیون است

a (وِرا فارمیگا)

ورا فارمیگا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

ورا فارمیگا
Vera Farmiga (43676389342).jpg
فارمیگا در کامیک-کان بین‌المللی سن دیگو ۲۰۱۸
نام اصلیویرا آن فارمیگا
زمینه فعالیتبازیگر
تولد۶ اوت ۱۹۷۳ ‏(۴۷ سال)
کلیفتون، نیوجرسی
ملیتآمریکایی
سال‌های فعالیت۱۹۹۷–اکنون
همسر(ها)رِن هاکی
صفحه در وبگاه IMDb

ورا فارمیگا در جشنواره فیلم تورنتو ۲۰۰۸

ورا آن فارمیگا (به انگلیسی: Vera Ann Farmiga) بازیگر آمریکایی است. از جمله فیلم‌های معروف او می‌توان به یتیم، رفتگان، پسری در پیژامه راه راه، بالا در آسمان و احضار اشاره کرد.

شروع زندگی[ویرایش]

او فرزند یک زوج مهاجر اوکراینی است که در نیوجرسی زندگی می‌کردند. پدرش میخایلو یک آنالیزور کامپیوتر بود و مادرش، لوبا، معلم مدرسه. وی تا ۶ سالگی انگلیسی نمی‌دانست و در یک مدرسه مذهبی اوکراینی ثبت نام کرد. او در سال ۱۹۹۱ از مدرسه رقص سنتی اوکراینی فارغ‌التحصیل شد. خواهر او بازیگر است و نامش تیسا فارمیگا است. همسرش رن هاکی نام دارد و موسیقیدان است.


ویرا فارمیگا بازیگر سینما و تلویزیون است. وی سال 1352 چشم به جهان گشود. از مهم‌ترین آثار ویرا فارمیگا می‌توان به بازیگری در فیلم احضار، فیلم رفتگان و فیلم احضار 2 اشاره کرد.


فیلم هایی که به عنوان بازیگر در آنها حضور داشته

 

 

 

 

ویرا فارمیگا بازیگر سینما و تلویزیون است. وی سال 1352 چشم به جهان گشود. از مهم‌ترین آثار ویرا فارمیگا می‌توان به بازیگری در فیلم احضار، فیلم رفتگان و فیلم احضار 2 اشاره کرد.

ویرا فارمیگا نخستین بار در سینما حضور یافته و سال 1377 در 25 سالگی در فیلم Return to Paradise به کارگردانی Joseph Ruben بازی کرده است. گرچه موفقیت این اثر نسبت به آثار شاخص بعدیش مانند فیلم احضار، بیشتر نبود اما تجربه خوبی برای ویرا فارمیگا محسوب می‌شود و همکاری با هنرمندانی همچون وینس وان، Anne Heche، خوآکین فونیکس و David Conrad را تجربه کرد.

ویرا فارمیگا در سال 1392 دوره‌ی پرتلاشی را در عرصه سینما و تلویزیون گذراند و در آثار مهمی بازی کرده است. او در این سال با بازی در 3 فیلم و سریال مهم سینما و تلویزیون خود را به مردم معرفی کرد. آثار مهم ویرا فارمیگا در این سال، بازیگری در سریال متل بیتز، فیلم At Middleton به کارگردانی Adam Rodgers و فیلم احضار به کارگردانی جیمز وان محسوب می‌شود.

 

تبلیغ

شاید یکی از مهم‌ترین بخش‌های بیوگرافی ویرا فارمیگا بازی در فیلم احضار بوده است. ویرا فارمیگا سال 1392 در 40 سالگی در فیلم احضار نقش مهمی بازی کرده است که توانست با مهارت خود، آن نقش و همچنین خودش را میان مخاطبان سینما مطرح کند. او در این فیلم با جیمز وان همکاری داشته است. ویرا فارمیگا توانست با بازی در فیلم احضار تجربه بازیگری موفقی برای خود رقم بزند و همکاری در کنار بازیگرانی نظیر پاتریک ویلسون، Ron Livingston، Lili Taylor و Shanley Caswell بر تجارب او افزود.

ویرا فارمیگا علاوه‌بر فیلم احضار، سال 1385 در 33 سالگی در فیلم رفتگان نیز بازی کرده است. ویرا فارمیگا این‌بار با مارتین اسکورسیزی یعنی کارگردان فیلم رفتگان و هنرمندانی چون لئوناردو ویلهام دی کاپریو، مت دیمون، جک نیکلسون و مارک والبرگ همکاری داشت.

با اینکه ویرا فارمیگا را بیشتر بعنوان بازیگر می‌شناسیم، اما در حرفه‌های دیگر نیز فعال بوده است. ویرا فارمیگا علاوه‌بر بازیگر به‌عنوان کارگردان نیز در سینما و تلویزیون فعالیت داشته است. مهم‌ترین اثر ویرا فارمیگا در حرفه‌ی کارگردان، فیلم Higher Ground است.

در این سال‌ها ویرا فارمیگا با هنرمندان بسیاری تجربه‌ی کار داشته است اما جالب است بدانید که در میان بازیگران کارل رودن با 3 مرتبه، پاتریک ویلسون با 3 مرتبه، Jill Hennessy با 2 مرتبه، Joseph Bishara با 2 مرتبه و Steve Coulter با 2 مرتبه بیشترین همکاری را با ویرا فارمیگا داشته‌اند.

یکی از ویژگی‌های حرفه‌ای بیوگرافی ویرا فارمیگا آن هست که در مدت زمان بازیگری خود، هم در تلویزیون و هم در سینما بازی کرده است. ویرا فارمیگا را باید بیشتر بازیگر سینما بدانیم چرا که 96% آثار وی سینمایی و 4% آثارش تلویزیونی است. در واقع ویرا فارمیگا از مجموع 33 اثری که در کارنامه دارد، در 32 اثر در سینما با نام‌های فیلم رفت و آمد، فیلم خبرنگاران ویژه، فیلم Burn Your Maps، فیلم احضار 2، فیلم قاضی، فیلم Closer to the Moon، فیلم At Middleton، فیلم احضار، فیلم پناهگاه، فیلم Goats، فیلم Higher Ground، فیلم منبع رمز، فیلم Henry’s Crime، فیلم یتیم، فیلم The Vintner’s Luck، فیلم پا در هوا، فیلم Quid Pro Quo، فیلم Nothing But the Truth، فیلم پسری در پیژامه راه راه، فیلم The Devil’s Child، فیلم دویدن از ترس، فیلم Breaking and Entering، فیلم رفتگان، فیلم Neverwas، فیلم Down to the Bone، فیلم Dummy، فیلم Love in the Time of Money، فیلم Dust، فیلم پانزده دقیقه، فیلم The Opportunists، فیلم Autumn in New York و فیلم Return to Paradise به ایفای نقش پرداخته و در 1 اثر در تلویزیون با نام سریال متل بیتز بازی کرده است.

رفتگان

رفتگان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

«مردگان» به اینجا تغییرمسیر دارد. برای دیگر کاربردها، مردگان (ابهام‌زدایی) را ببینید.

رفتگان
DEPARTED.jpg
کارگردانمارتین اسکورسیزی
تهیه‌کنندهبرد گری
گراهام کینگ
روی لی
برد پیت
نویسندهویلیام موناهان
بازیگرانلئوناردو دی‌کاپریو
مت دیمون
جک نیکلسون
مارک والبرگ
مارتین شین
ویرا فارمیگا
موسیقیهاوارد شور
فیلم‌بردارمایکل بالهاوس
تدوین‌گرتلما شونمیکر
توزیع‌کنندهبرادران وارنر

تاریخ‌های انتشار

۶ اکتبر ۲۰۰۶

مدت زمان

۱۵۱ دقیقه
کشورایالات متحده
زبانانگلیسی
هزینهٔ فیلم۹۰٬۰۰۰٬۰۰۰ دلار
فروش گیشه۲۸۹٬۸۰۰٬۰۰۰ دلار

رفتگان، مرحوم، ازدست‌رفته یا جدامانده (به انگلیسی: The Departed) نام فیلمی در ژانر جنایی به کارگردانی مارتین اسکورسیزی و با بازی لئوناردو دی‌کاپریو، مت دیمون، مارک والبرگ و جک نیکلسون است که برندهٔ چهار جایزه اسکار بهترین فیلم سال ۲۰۰۶ از هفتاد و نهمین جشنواره اسکار شده‌است: بهترین کارگردانی، بهترین فیلم، بهترین تدوین (شونمیکر) و بهترین فیلمنامه اقتباسی (ویلیام موناهان). به علاوه مارک والبرگ نیز نامزد بهترین بازیگر نقش دوم بود.

فیلمنامهٔ بیست و نهمین فیلم اسکورسیزی بر اساس فیلم اعمال شیطانی محصول هنگ کنگ ساختهٔ اندرو لائو و سو فای ماک تنظیم شده‌است که ۴ سال پیش از آن ساخته شده بود. نویسندهٔ رفتگان، ویلیام موناهان است که نوشتهٔ او اقتباسی است از فیلمنامهٔ فیلم اعمال شیطانی نوشتهٔ فلیکس چونگ و سو فای ماک می‌باشد.

فروش این فیلم در اولین آخر هفته‌ای که فیلم در آمریکا به نمایش درآمد بالغ بر ۲۷ میلیون دلار شد و تنها فیلم اسکورسیزی بود که در هفته اول نمایش در رده اول فیلم‌های روز قرار گرفت و در حالی که ۹۰ میلیون دلار بودجه آن بود در نهایت در اکران سینمایی‌اش به فروشی معادل ۲۹۰ میلیون دلار دست یافت.

این فیلم با استقبال بسیار خوبی از سوی منتقدین مواجه شد؛ به طوری که تبدیل به اولین فیلم اسکورسیزی شد که توانست برای او جایزه اسکار کارگردانی و فیلم را بیاورد و هم‌اکنون جز ۲۵۰ فیلم برتر در سایت IMDb است و همچنین به موفقیت خوبی در گیشه دست یافت و فروش خوبی را تجربه کرد و از سوی مردم نیز با استقبال مواجه شد.

 

محتویات

خلاصه داستان[ویرایش]

یکی از مأموران اداره پلیس شهر بوستون به اسم بیلی کاستیگان از سوی دو تن از فرماندهانش یعنی کاپیتان کوئینان و سرجوخه دیگنام مأموریت پیدا می‌کند تا به صورت ناشناس در تشکیلات یک باند گانگستری بسیار مهم و خطرناک که رهبری آن برعهده فردی به اسم فرانک کاستلو است نفوذ نماید تا خبرهای آنجا را به اداره پلیس منتقل کند. از سوی دیگر یکی از افراد مهم و وفادار به کاستلو به اسم کالین سالیوان به عنوان یک پلیس به اداره پلیس شهر می‌پیوندد تا برای کاستلو خبرچینی کند. پس از گذشت مدتی از این اتفاقات بیلی پی می‌برد که گانگسترها یک جاسوس در اداره پلیس دارند و کالین نیز از سوی دیگر متوجه می‌شود فردی در تشکیلات آن‌ها برای اداره پلیس جاسوسی می‌کند. با این وجود کالین و بیلی از مأموریت و هویت واقعی همدیگر اطلاعی ندارند و هر کدام در تلاشند تا هر چه زودتر فرد جاسوس را بدام بیندازند.

۱۰ فیلم‌ برتر لئوناردو دی‌کاپریو؛ ستاره‌ای که از غرق شدن نجات پیدا کرد

۱۰ فیلم‌ برتر لئوناردو دی‌کاپریو؛ ستاره‌ای که از غرق شدن نجات پیدا کرد

افزودن به لیست علاقه‌مندی ها

صوفیا نصرالهیصوفیا نصرالهی

۲۶ آبان ۱۳۹۹ | ۰۰:۳۳۲۶ آبان ۱۳۹۹زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۱۴ دقیقه

بهترین فیلم‌های لئوناردو دی‌کاپریو

 

لئوناردو دی‌کاپریو متولد ۱۱ نوامبر ۱۹۷۴ کارش را با بازی در تلویزیون و سینما شروع کرد اما حالا به جز بازیگری یک تهیه‌کننده‌ی مؤثر و یکی از فعالان محیط زیست جهانی است. لااقل اولین تصویر ما در ایران از لئوناردو دی‌کاپریو پسرک جوان جذابی است که موهای طلایی لختش روی صورتش می‌ریخت و روی کشتی تایتانیک نقش جوان یک لاقبا اما وفادار و عاشق‌پیشه را بازی می‌کرد. اما وقتی نوبت به نوشتن از بهترین فیلم‌های لئوناردو دی‌کاپریو می‌رسد می‌بینیم که یکی دو سال قبل‌تر از «تایتانیک» توانسته بود در فیلم «چه چیزی گیلبرت گریپ را آزار می‌دهد؟» استعداد خودش را نشان بدهد و حتی نامزد جایزه‌ی اسکار شود.

اگر دی‌کاپریو باهوش نبود در دام همان جوانک جذاب باقی می‌ماند و تبدیل به ستاره‌ای می‌شد که چند سالی فیلم‌هایش خوب می‌فروخت اما بعد جذابیتش را از دست می‌داد اما روحیه‌ی ماجراجو و انتخاب‌های غیرمرسوم دی‌کاپریو او را از غرق شدن در این ورطه نجات داد. شروع به بازی در فیلم‌های زندگینامه‌ای و درام‌های تاریخی پرسر و صدا مثل «دار و دسته‌های نیویورکی» کرد. در فیلم‌هایی بازی کرد که هم گیشه‌ی موفقی داشتند و هم اکثرشان از نظر منتقدان حتی جدای از بازی دی‌کاپریو هم تحسین شدند. رقم فروش فیلم‌هایش در سرتاسر جهان بیش از ۷ میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار شد. باید به هوشش در انتخاب کارگردانانی که با آن‌ها کار کرده آفرین گفت.

دی‌کاپریو که در لس‌آنجلس به دنیا آمده از نوجوانی و اواخر دهه‌ی ۸۰ با حضور در آگهی‌های بازرگانی مطرح شد. بعد سراغ تلویزیون رفت و سال ۱۹۹۱ در سن ۱۷ سالگی در اولین فیلم بلندش به نام «مخلوقات ۳» کمدی وحشت علمی-تخیلی ساخته‌ی کریستین پترسون ظاهر شد. یکی دو فیلم متوسط دیگر در نقش‌های فرعی بازی کرد و سال ۱۹۹۳ هم نقش اول فیلم «زندگی یک پسر» شد تا اینکه بازی در فیلم «چه چیزی گیلبرت گریپ را آزار می‌دهد؟» و در نقش یک معلول ذهنی برایش اولین نامزدی اسکار را به ارمغان آورد.

دی‌کاپریو شش بار نامزد جایزه‌ی اسکار شده در حالی که خیلی از منتقدان معتقدند بازی او در فیلم‌هایی مثل «اگه می‌تونی منو بگیر» و «شاتر آیلند» نادیده گرفته شده است. خیلی هم دیر اسکار را به او دادند. او حالا یکی از بازیگران پخته‌ی هالیوود است که حضورش در یک فیلم می‌تواند دلیلی برای دیدن آن اثر باشد. به‌خصوص که وسواس خوبی هم در انتخاب فیلم دارد.

دی‌کاپریویی که زمانی نمی‌توانست مدیر برنامه پیدا کند چون معتقدند بودند برای پیدا کردن مخاطب باید اسم و فامیلش را تغییر بدهد (فامیلی او به اجداد ایتالیایی‌اش برمی‌گردد و نامش را هم از روی لئوناردو داوینچی گذاشته‌اند) و سال سوم دبیرستان او را از مدرسه بیرون انداخته بودند، سال ۲۰۱۶ از سوی مجله‌ی تایم به‌عنوان یکی از افراد تأثیرگذار جهان انتخاب شد.

این فهرستی از بهترین فیلم‌های لئوناردو دی‌کاپریوست که این ماه ۴۶ ساله شد.

۱) چه چیزی گیلبرت گریپ را آزار می‌دهد؟ (What’s Eating Gilbert Grape)

چه چیزی گیلبرت گریپ را آزار می‌دهد

  • کارگردان: لاسه هالستروم
  • سایر بازیگران: جانی دپ
  • امتیاز متاکریتیک: ۷۳ از ۱۰۰
  • محصول ۱۹۹۳

پیتر هجز از روی رمانی به همین نام که سال ۱۹۹۱ منتشر شده بود فیلم‌نامه‌ای نوشت که دی‌کاپریو را برای اولین‌بار نامزد جایزه‌ی اسکار کرد. عجیب هم نبود. اعضای آکادمی عاشق نقش‌های معلولین ذهنی و جسمی هستند. نگاه کنید که چطور بازی داستین هافمن در فیلم «رین من» همیشه به‌عنوان یکی از بهترین بازی‌های او تلقی می‌شود. اینجا هم دی‌کاپریوی ۱۹ ساله نقش ارنی را بازی می‌کند که به لحاظ ذهنی دچار معلولیت است.

داستان فیلم در شهری کوچک در ایوا اتفاق می‌افتد. گیلبرت گریپ مراقب برادرش ارنی است. پدر آ‌ن‌ها ۷ سال قبل، زمانی که ارنی فقط ۱۱ سال داشته خودش را دار زده و دو برادر خودشان خرج زندگی را درمی‌آورند. آن‌ها هر سال منتظر رسیدن توریست‌ها هستند. گیلبرت در یک مغازه‌ی خواروبار فروشی کار می‌کند که باز شدن یک سوپرمارکت بزرگ آن را به معرض تعطیلی کشانده است. سر و کله‌ی زن جوانی به همراه مادربزرگش در شهر پیدا می‌شود. زن جوان به گیلبرت و ارنی نزدیک می‌شود و بین او و گیلبرت رابطه‌ی عاطفی شکل می‌گیرد. اما مشکلات گیلبرت تمامی ندارد.

فیلم هر چند تا حد زیادی قابل‌پیش‌بینی بود اما اثر احساساتی از کار درآمد و به‌خصوص بازی دی‌کاپریو نکته‌ی چشمگیر اثر شد. بازی‌ها فیلم را تأثیرگذار کردند و قوه‌ی محرکه‌ی فیلم بودند.

۲) تایتانیک (Titanic)

تایتانیک

  • کارگردان: جیمز کامرون
  • سایر بازیگران: کیت وینسلت
  • امتیاز متاکریتیک: ۷۵ از ۱۰۰
  • محصول ۱۹۹۷

احتمالا الان می‌گویید که «تایتانیک» فیلم عامه‌پسندی بود و لئوناردو دی‌کاپریو و حتی کیت وینسلت در نقش عشاق اصلی داستان کار خاصی هم انجام ندادند. هر چند کیت وینسلت نامزد اسکار بهترین بازیگر زن شد اما بین یازده جایزه‌ای که فیلم جیمز کامرون به خانه برد بازیگری نه در بخش زن اصلی و نه بخش زن مکمل جزو برنده‌ها نبود. با این حال نمی‌شود نقطه‌ی اوج یک ستاره را نادیده گرفت. اواخر دهه‌ی نود جک داوسن الگوی همه‌ی پسرهای جوان و شاهزاده‌ی سوار بر اسب سفید همه‌ی دخترکان بود.

فیلم داستان پسری از طبقه‌ی فقیر و دختری از طبقه‌ی ثروتمند بود که به طور اتفاقی روی کشتی تایتانیک با هم آشنا می‌شوند، عاشق یکدیگر می‌شوند و موقع غرق شدن کشتی پسر از زندگی‌اش می‌گذرد تا دختر نجات پیدا کند.

لئوناردو دی‌کاپریو صورت معصوم پسر زیبایی را داشت که سکانس مرگش تماشاگران را به گریه می‌انداخت. اگر فکر می‌کنید کار ساده‌ای است بهتر است به کتاب گفت‌وگوی کمرون کرو با بیلی وایلدر مراجعه کنید که توضیح می‌دهد گاهی کاری نکردن روی پرده از همه چیز سخت‌تر است. دی‌کاپریوی این فیلم فقط قرار بود شیرین و معصوم باشد که بود و تماشاگر را احساساتی کند که این وظیفه را هم انجام داد.

۳)‌ اگه می‌تونی منو بگیر (Catch Me If You Can)

اگه می‌تونی منو بگیر

  • کارگردان: استیون اسپیلبرگ
  • سایر بازیگران: تام هنکس
  • امتیاز متاکریتیک: ۷۵ از ۱۰۰
  • محصول ۲۰۰۲

از اوایل هزاره‌ی سوم دی‌کاپریو تصمیم گرفت که در انتخاب فیلم‌ها و کارگردانانی که با آن‌ها همکاری می‌کند دقت بیشتری داشته باشد تا فراتر از یک ستاره تبدیل به بازیگر بزرگی شود که در فیلم‌های ماندگار فیلم‌سازان مهم ایفای نقش می‌کند. اولین انتخابش فیلمی سرگرم‌کننده از اسپیلبرگ بود که انتخاب درستی هم به نظر می‌رسید.

فیلم داستان زندگی فرانک ابگنیل را روایت می‌کند و اقتباسی از کتاب اتوبیوگرافیکی است که او درباره‌ی زندگی‌اش نوشته. فرانک ابگنیل الان یک مشاور امنیتی است ولی از ۱۵ تا ۲۱ سالگی در کار جعل اسناد و جعل هویت و خلاصه هزار جور کار مجرمانه بود و هیچ‌کس هم نمی‌توانست دستگیرش کند. می‌گویند هشت هویت داشت که از بین آن‌ها می‌شود به خلبان هواپیما، پزشک و وکیل اشاره کرد. او پنج سال را در زندان گذراند تا اینکه در نهایت به خدمت دولت فدرال درآمد. داستان جالبی است درباره‌ی یک آدم جالب و در فیلم اسپیلبرگ نقش این جوان جالب را لئوناردو دی‌کاپریو بازی می‌کند. حقوق کتاب ابگنیل را کمپانی دریم ورکز اسپیلبرگ خریده بود اما پیش از او قرار بود افرادی مثل دیوید فینچر یا لاسه هالستروم (کارگردان اولین فیلمی که برای دی‌کاپریو نامزدی اسکار به ارمغان آورد) آن را بسازند که در نهایت خود اسپیلبرگ قدم جلو گذاشت.

فیلم در ضمن به رابطه‌ی او و تعقیب و گریزش با کارل هانراتی افسر پلیس می‌پردازد. اسپیلبرگ فیلم را استادانه ساخته و فیلمی است که بی‌نهایت سرگرم‌کننده و شیرین است و البته همه‌ی این‌ها به کمک بازی لئوناردو دی‌کاپریو میسر شده است.

۴) هوانورد (The Aviator)

هوانورد

  • کارگردان: مارتین اسکورسیزی
  • سایر بازیگران: کیت بلانشت
  • امتیاز متاکریتیک: ۷۷ از ۱۰۰
  • محصول ۲۰۰۴

فیلمی که دومین نامزدی اسکار لئوناردو دی‌کاپریو را برایش به ارمغان آورد و دومین همکاری دی‌کاپریو با مارتین اسکورسیزی بزرگ بعد از فیلم «دار و دسته‌های نیویورکی» بود. باز هم یک فیلم بیوگرافیک برمبنای زندگی یک شخصیت واقعی جذاب. این‌بار دی‌کاپریو نقش یکی از ثروتمندترین و مؤثرترین آدم‌های هالیوود یعنی هاوارد هیوز را بازی کرد.

فیلم سال ۱۹۱۴ در هیوستون آغاز می‌شود. وقتی هیوز ۸ سال دارد و رابطه‌ی او را با مادرش به تصویر می‌کشد. ۱۴ سال بعد در ۲۲ سالگی هیوز یک امپراطوری دارد و از پیشگامان هوانوردی است و می‌خواهد فیلم‌های خودش را کارگردانی کند. اولین فیلم ناطقش با موفقیت روبه‌رو شده و حالا می‌خواهد فیلم‌های رئالیستی‌تری بسازد. او درگیر یک رابطه‌ی عاطفی با کاترین هبپورن بازیگر می‌شود. هبپورن به او کمک می‌کند تا نشانه‌های اختلال رفتاری‌اش در نظم (OCD) کمتر شود. او تا آخر عمر به لحاظ احساسی درگیر هبپورن می‌ماند هر چند بعدتر با آوا گاردنر و بازیگران دیگر ارتباط برقرار می‌کند. مشکل اصلی در جنگ جهانی دوم پدید می‌آید. وقتی او می‌خواهد ناوگان هوایی‌اش را در اختیار ارتش قرار بدهد. اتفاقی که بعدتر او را در معرض پاسخگویی به سنا قرار می‌دهد.

اینکه اسکورسیزی کارگردانی منحصر به فرد و مطمئنی دارد عجیب نیست اما کار دی‌کاپریو یک گام رو به جلو در کارنامه‌اش بود. او با بازی قدرتمندش موفق شد سقوط هاوارد هیوز را از یک میلیاردر عجیب و غریب به مردی منزوی و دیوانه تصویر کند.

۵) مرحوم (The Departed)

مرحوم

  • کارگردان: مارتین اسکورسیزی
  • سایر بازیگران: جک نیکلسون
  • امتیاز متاکریتیک: ۸۵ از ۱۰۰
  • محصول ۲۰۰۶

در این فهرست می‌توانست فیلم «الماس خونین» ادوارد زوییک حضور داشته باشد که دی‌کاپریو برای بازی در آن نامزد یک جایزه‌ی اسکار دیگر شد ولی به جایش ترجیح دادم یکی از بهترین فیلم‌های قرن بیست‌ویکم در فهرست باشد که بعد از سال‌ها کارنامه‌ی پر افتخار اسکار را نصیب مارتین اسکورسیزی کرد.

این تریلر جنایی در حقیقت بازسازی یک فیلم هنگ‌کنگی بود. اسکورسیزی در این فیلم توانست دوباره قدرت شگفت‌انگیزش را در روایت داستان‌های گنگستری به نمایش بگذارد. فیلم در بوستون اتفاق می‌افتد. فرانک کاستلوی ایرلندی رئیس مافیاست که یکی از اعضای باندش به نام کالین را به‌عنوان جاسوس وارد ایستگاه پلیس ماساچوست می‌کند. جریان وقتی پیچیده می‌شود که هم‌زمان پلیس هم یکی از سربازان را به نام بیلی تحت پوشش داخل گروه کاستلو می‌کند. وقتی هر دو طرف از این ماجرا آگاه می‌شوند کالین و بیلی هر کدام تلاش می‌کنند که زودتر هویت جاسوس طرف مقابل را کشف کنند.

در تیم بازیگری فقط مارک والبرگ نامزد جایزه‌ی اسکار شد که نقش یک پلیس را ایفا می‌کرد. دی‌کاپریو بازیگر نقش بیلی بود. پلیسی که وارد گروه کاستلو می‌شود. صحنه‌های دو تایی او و جک نیکلسون به عنوان رییس مافیا درجه یک و هیجان‌انگیز و پرشور از کار درآمده‌اند. جیمز براردینلی به فیلم امتیاز کامل داده و نوشته که این یک حماسه‌ی تراژیک آمریکایی است.

۶) اینسپشن (Inception)

اینسپشن

  • کارگردان: کریستوفر نولان
  • سایر بازیگران: جوزف گوردون لویت
  • امتیاز متاکریتیک: ۷۴ از ۱۰۰
  • محصول ۲۰۱۰

فیلمی که در میان ۲۵۰ فیلم برتر IMDB رتبه‌ی سیزدهم را دارد. خیلی‌ها آن را بهترین فیلم نولان می‌دانند با این حال نه نولان نامزد جایزه‌ی اسکار شد و نه دی‌کاپریو برای بازی در نقش اول فیلم. منتها این فیلمی است که دوستداران سینما فارغ از جوایز برایش سر و دست می‌شکنند.

دی‌کاپریو در فیلم نقش دومینیک کاب را بازی می‌کند. یک دزد حرفه‌ای که وظیفه‌اش رفتن به لایه‌های مختلف خواب مردم و دزدیدن افکار آن‌هاست. او بیشتر برای کمپانی‌های بزرگ کار می‌کند. آخرین هدف آن‌ها مردی به نام سایتوست که بعدا مشخص می‌شود می‌خواسته کاب و گروهش را امتحان کند. او مأموریت سخت‌تری برای آن‌ها دارد. این‌بار به‌جای دزدیدن ناخودآگاه آن‌ها باید به خواب مدیر شرکت رقیب بروند و فکری را در ناخودآگاه او القا کنند.

همه‌ی این‌ها در شرایطی است که کاب دستخوش تکانه‌های روحی فراوانی است و هنوز با مرگ همسرش کنار نیامده است.

منتقدان معتقد بودند که «اینسپشن» بلاک‌باستری است که توانسته ایده‌های روشنفکرانه‌اش را هم به مخاطب منتقل کند. مجله‌ی امپایر در ستایش فیلم نوشته بود: «انگار استنلی کوبریک یکی از آثار نویسنده‌ی بزرگ علمی-تخیلی، ویلیام گیبسون را اقتباس کرده باشد. نولان دوباره یک کار اریجینال انجام داده است».

وسط آن جلوه‌های بصری عظیم و کارگردانی نولان و داستان پیچیده‌ی خواب و رویا شاید خیلی بازی‌ها به چشمتان نیاید اما به هر حال اگه دی‌کاپریو نبود کاب وجود نداشت.

۷) جانگوی رها شده از بند (Django Unchained)

جانگوی رهاشده از بند

  • کارگردان: کوئنتین تارانتینو
  • سایر بازیگران: کریستف والتز، جیمی فاکس
  • امتیاز متاکریتیک:۸۱ از ۱۰۰
  • محصول ۲۰۱۲

ساختن یک وسترن مدرن توسط کوئنتین تارانتینو برای دوستداران سینما عیش خالص است. تارانتینو مشغول نوشتن کتابی درباره‌ی سرجیو کوربوچی کارگردان بزرگ ایتالیایی در ژانر وسترن اسپاگتی بود که تولید فیلم «جانگوی رها شده از بند» را شروع کرد. این فیلم هم در حقیقت ادای دین تارانتینو به وسترن اسپاگتی است.

اوایل سال ۱۸۵۸ در تگزاس دو برادر گروهی از برده‌های سیاهپوست را روی زمین می‌کشانند. در میان آن‌ها جانگو است که او را از همسرش جدا کرده‌اند و به‌عنوان برده فروخته‌اند. همسر جانگو به دو زبان انگلیسی و آلمانی مسلط است و پیش از آن فقط در خانه‌ها خدمت می‌کرده. دکتر شولتز دندانپزشک آلمانی جلوی آن‌ها را می‌گیرد چون به دنبال سه برادر قانون‌شکن است که می‌داند جانگو از آن‌ها خبر دارد. او جانگو را می‌خرد و بعد به او آزادی‌اش را به علاوه‌ی ۷۵ دلار می‌بخشد تا راه را برای پیدا کردن آن سه برادر به او نشان بدهد. جانگو و شولتز با هم همراه می‌شوند. اما این وسط یک موسیو کالوین هم وجود دارد که دشمن برده‌هاست و به بدترین نحو با آن‌ها برخورد می‌کند و سر راه شولتز و جانگو سبز می‌شود.

تارانتینو می‌خواست فیلمی‌ درباره‌ی گذشته‌ی تلخ برده‌داری در آمریکا ولی به سبک و سیاق خودش بسازد. درنتیجه تصمیم گرفت به سمت یک فیلم ژانر برود. دی‌کاپریو نقش آقای کالوین را در فیلم دارد. یکی از معدود نقش‌های منفی دی‌کاپریو و نشان می‌دهد که او در نمایش خباثت هم توانایی فوق‌العاده‌ای دارد.

۸) گتسبی بزرگ (The Great Gatsby)

گتسبی بزرگ

  • کارگردان: باز لورمن
  • سایر بازیگران: کری مولیگان
  • امتیاز متاکریتیک: ۵۵ از ۱۰۰
  • محصول: ۲۰۱۳

«گتسبی به چراغ سبز ایمان داشت؛ به آینده‌ی لذت‌بخشی که سال به سال از جلوی ما عقب‌تر می‌رود. اگر این بار از چنگ ما گریخت چه باک، فردا تندتر خواهیم دوید.» این جملاتی که اسکات فیتز جرالد نویسنده‌ی بزرگ و خالق کتاب «گتسبی بزرگ» در وصف کاراکتر عجیب و جذاب کتابش نوشته است.

کتابی که باز لورمن نتوانست در درام رومانتیکش آن‌ را خوب بازتاب بدهد؛ هر چند فیلم صحنه‌آرایی جذاب و موسیقی دلپذیری داشت، اما روح کتاب فیتزجرالد را منعکس نمی‌کرد.

راوی مردی است که خانه‌ای در دهکده‌ای کوچک اجاره کرده و در مجاورش خانه‌ای بزرگ و اشرافی متعلق به مردی به نام جی گتسبی قرار داد که مهمانی‌های باشکوه می‌دهد. راوی که نیک نام دارد با آقای گتسبی آشنا می‌شود. نیک دختر دایی به نام دیزی دارد که همسرش ورزشکار است. واقعیت این است که گتسبی قبل از جنگ با دیزی رابطه‌ی عاشقانه داشته و هیچ‌وقت او را فراموش نکرده است. حتی حالا هم امید دارد که دیزی با او فرار کند اما دیزی در عین حال که عاشق گتسبی است مطمئن نیست که می‌تواند از زندگی‌اش دست بکشد یا نه.

در واقع تنها چیزی که در فیلم باز لورمن به روح کتاب فیتزجرالد می‌خورد تصویری است که دی‌کاپریو از گتسبی ارائه می‌دهد. مردی محزون و عاشق زندگی.

۹) گرگ وال‌استریت (Wolf of Wallstreet)

گرگ وال استریت

  • کارگردان: مارتین اسکورسیزی
  • سایر بازیگران:‌ جونا هیل
  • امتیاز متاکریتیک: ۷۵ از ۱۰۰
  • محصول ۲۰۱۳

فیلمی جسورانه و گستاخانه از مارتین اسکورسیزی که داستان زندگی جوردن بلفورت یکی از مهم‌ترین مردان وال‌استریت را روایت می‌کند. دی‌کاپریو نقش بلفورت را بازی می‌کند. مردی که در بازار سهام موفق است اما پول زیاد او را به تدریج به قهقرا می‌برد. دی‌کاپریو برای بازی در این فیلم برنده‌ی جایزه‌ی گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد فیلم کمدی یا موزیکال شد و نامزد اسکار هم شد. آن هم در دو رشته. هم بازیگری و هم به‌عنوان یکی از تهیه‌کنندگان فیلم در رشته‌ی بهترین فیلم. در حالی که همه مطمئن بودند جایزه‌ی اسکار دیگر به دی‌کاپریو خواهد رسید باز هم آن سال اسکار نصیب او نشد.

جوردن بلفورت دلال سهام بود که در شفاف‌سازی مالی در جریان فساد وال‌استریت خودداری می‌کند. در حقیقت خود او یکی از تجاری بود که کارهای مجرمانه و خلاف قانون را به شکلی زیرپوستی در وال‌استریت انجام می‌داد. مردی که کارش را از صفر شروع کرده بود و به چنان ثروتی رسیده بود که دیگر نمی‌دانست با آن باید چه کار کند. تصویر آخری که از او داریم شگفت‌انگیز است. او در زندان به زندانیان یاد می‌دهد که چه‌طور می‌توانند یک خودکار را به کسی بفروشند و نشان می‌دهد یک تاجر واقعی است. بازی برون‌گرا و پرفشار دی‌کاپریو دیدنی است.

۱۰) از گور برگشته (Revenant)

از گور برگشته

  • کارگردان: الخاندرو گونزالس ایناریتو
  • سایر بازیگران: تام هاردی
  • امتیاز متاکریتیک: ۷۶ از ۱۰۰
  • محصول ۲۰۱۵

بالاخره فیلم کارگردان مکزیکی لئوناردو دی‌کاپریو را به مجسمه‌ی طلایی رساند. شوخی‌های زیادی پیش و بعد از جایزه‌ی اسکار در فضای مجازی شکل گرفت که بیشتر به بخش جدال دی‌کاپریو با یک خرس در فیلم مربوط می‌شد و اشاره داشتند که اعضای آکادمی در طول این سال‌ها آن‌قدر دی‌کاپریو و بازی‌های خوبش را نادیده گرفته‌اند که برای همین فیلم هم احتمال داشته جایزه‌ی بهترین بازی را به خرس بدهند!

این فیلم ماجراجویانه داستان مردی به نام هیو گلس با بازی دی‌کاپریوست که در سال ۱۸۲۳ راهنمای گروهی از تاجران می‌شود اما در راه، محلی‌ها به گروهشان حمله‌ی می‌کنند. خیلی از شکارچیان پوست کشته می‌شوند و آن‌هایی که زنده می‌مانند با راهنمایی گلس از مخمصه می‌گریزند. آن‌ها باید پای پیاده وسط برف و بوران فرار کنند و این وسط یک خرس گریزلی هم به گلس حمله می‌کند و تا پای مرگ او را زخمی می‌کند. گلس ولی از همه‌ی این ماجراها جان سالم به در می‌برد. او سفری طولانی در پیش دارد.

خود فیلم هم به خاطر دشواری‌های ساختش زیاد تحسین شد اما همه در یک نکته هم نظر بودند که نکته‌ی مجذوب‌کننده‌ی آن بازی دی‌کاپریو بوده است.

موفقیت‌های دی‌کاپریو با بردن اسکار برای فیلم «از گور برگشته» به خانه پایان نیافت. او سال ۲۰۱۹ برای بازی در فیلم «روزی روزگاری در هالیوود» در نقش یک بازیگر موفق سریال‌های تلویزیونی که حالا شانس از او روی برگردانده موفق شد بار دیگر نامزد جایزه‌ی اسکار شود.

دی‌کاپریو از آن بازیگرانی است که از تجربه‌ی نقش‌های مختلف نمی‌ترسد و هنوز هم می‌تواند با یک نقش و یک فیلم خوب دیگر غافلگیرمان کند.

۷ فیلمی که باید به توصیه لئوناردو دی‌کاپریو ببینید