لویی دو فونس

IMDbPro

همه موضوعات

لویی دو فونس(1914-1983)

  • بازیگر
  • نویسنده
  • کارگردان

IMDbProستاره سنجرجوع به رتبه شود

لویی دو فونس در تاتوی (1968)

Bande-annonce را تماشا کنید [OV]

پخش تریلر 3 : 07

Le gendarme et les gendarmettes (1982)

22 ویدیو

99+ عکس

لویی ژرمن دیوید دو فونس د گالارزا در 31 ژوئیه 1914 در کوربووا فرانسه به دنیا آمد. پدرش که کارلوس لوئیس د فونس د گالارزا نام داشت، وکیل سابق سویل اسپانیا بود که یک الماس تراش شد. مادرش به نام لئونور سوتو رگوئرا اهل اسپانیا و پرتغال بود. لویی دو فونس جوان به طراحی و نواختن پیانو علاقه داشت. او تحصیل را رها کرد و در مشاغل مختلف، بیشتر به عنوان نوازنده پیانو جاز در Pigalle مشغول به کار شد، و هر بار که او خنده‌ای می‌کرد، مشتریانش را می‌خنداند. او یک سال در مدرسه بازیگری سایمون در رشته بازیگری تحصیل کرد. در آنجا او تماس های مفیدی برقرار کرد، از جمله دانیل گلینبین دیگران. در جریان اشغال پاریس در جنگ جهانی دوم، تحصیلات پیانو خود را در یک مدرسه موسیقی ادامه داد و در آنجا عاشق یک منشی به نام ژان دو موپاسان، خواهرزاده گی دو موپاسان، نویسنده شد . او عاشق "مرد جوانی بود که جاز مانند خدا می نواخت". آنها در سال 1943 ازدواج کردند و صاحب دو پسر در سال‌های 1944 و 1949 شدند. همسرش و دانیل گلین او را تشویق کردند تا اینکه توانست بر طردش غلبه کند. او اولین فیلم خود را در سال 1945 و در سن 31 سالگی انجام داد و در بیست سال بعد به ایفای حدود صد نقش سینمایی ادامه داد. لویی دو فونس در دهه 1960 پس از ایفای نقش در کمدی های بی نظیری مانندسه گانه Le gendarme de Saint-Tropez (1964) و Fantômas (1964) . او به طرز درخشانی یک پلیس بامزه فرانسوی را به تصویر کشید که بیش فعالی خنده دار، عصبانیت کنترل نشده و خنده های طعنه آمیز او جلوه ای بسیار کمیک ایجاد کرد. Funès در سال 1968 به عنوان محبوب ترین بازیگر فرانسه انتخاب شد و در دهه 1970 در اروپا محبوبیت زیادی داشت. او همچنین در طول دوران حرفه ای خود به عنوان یک ستاره سینما به بازی روی صحنه ادامه داد و برای کارهای صحنه ای خود در تئاتر کلاسیک فرانسه مورد تحسین قرار گرفت. فونس در ساخت اقتباس‌های سینمایی از نمایشنامه‌های تئاتری مانند «اسکار ادامه دارد» و «خسیس» مولیر، در میان نمایش‌های دیگر نقش داشت.لویی دو فونس که با نام مستعار "مردی با چهل چهره در دقیقه" شناخته می شود، قبل از اینکه اولین نقش های اصلی خود را به دست آورد، در بیش از هشتاد فیلم نقش آفرینی کرد و در نهایت به کمدین برجسته فرانسوی تبدیل شد. او با بازیگران اصلی فرانسوی آن زمان، از جمله ژان ماره و میلن دمژو در سه گانه فانتوماس، و همچنین ژان گابین ، فرناندل ، بورویل ، کولوش ، آنی ژیراردو و ایو مونتان همبازی شد . همکاری Funès با کارگردان Gérard Oury یک مجموعه به یاد ماندنی از Funès-Bourvil را ایجاد کرد. او همچنین با ژان ژیرو کار کرددر سریال معروف "ژاندارم" در انحراف از تصویر ژاندارم، فونس با کلود زیدی همکاری کرد که برای او شخصیت جدیدی پر از نکات ظریف و صراحت در آشپز باشی (1976) نوشت که مسلماً بهترین نقش اوست. فونس بیش از 130 نقش در فیلم و بیش از 100 نقش روی صحنه بازی کرد. از سال 1943 تا 1983 لویی دو فونس با ژان بارتلمی دو موپاسان ازدواج کرد. پسر آنها، اولیویه دو فونس ، قبل از اینکه در ایرفرانس خلبان شود، یک حرفه کوتاه بازیگری داشت، پسر دیگرش به نام پاتریک دو فونس.، پزشک پزشکی شد. لویی دو فونس همچنین یک پرورش دهنده گل رز بود، انواع گل رز به نام او "رز لوئیس دو فونس" نامیده شده است. او بر اثر سکته قلبی و عوارض سکته مغزی در 27 ژانویه 1983 در نانت فرانسه درگذشت. او در Cimetière du Cellier به خاک سپرده شد و یادبودی از او در باغ گل رز قلعه همسرش برپا شد.

بدنیا آمدن31 ژوئیه 1914

فوت کرد27 ژانویه 1983 (68)

اضافه کردن به لیست

عکس ها301

لویی دو فونس در من تارتاساتی (1959)

لویی دو فونس، سیچیو باربی، آلدو فابریزی و توتو در تارتاساتی (1959)

لویی دو فونس، آلدو فابریزی و توتو در تارتاساتی (1959)

لویی دو فونس و ژاک دوفیلو در تارتاساتی I (1959)

لویی دو فونس و ژاک دوفیلو در تارتاساتی I (1959)

لویی دو فونس و ژان بلانگر در تارتاساتی I (1959)

لویی دو فونس و ژان بلانگر در تارتاساتی I (1959)

لویی دو فونس و توتو در تارتاساتی (1959)

لویی دو فونس و توتو در تارتاساتی (1959)

لویی دو فونس و توتو در تارتاساتی (1959)

لویی دو فونس در من تارتاساتی (1959)

لوئیس دو فونس، کاتیا کارو، و توتو در تارتاساتی I (1959)

شناخته شده برای:

ماجراهای خاخام جیکوب (1973)

ماجراهای خاخام جیکوب

7.4

  • ویکتور پیورت
  • 1973

لویی دو فونس و کولوش در آشپز باشی (1976)

آشپز باشی

7.2

  • چارلز دوشمین
  • 1976

لویی دو فونس و میشل گالابرو در فیلم Le gendarme et les extra-terrestres (1979)

Le gendarme et les extra-terrestres

6.2

  • Le maréchal des logis-آشپز Ludovic Cruchot
  • 1979

Hibernatus (1969)

Hibernatus

6.6

  • هوبرت دی تارتاس
  • 1969

وام

زندگی الکتریکی لوئیس وین

زندگی الکتریکی لوئیس وین

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

زندگی الکتریکی لوئیس وین

کارگردانویل شارپ

تهیه‌کننده

  • آدام آکلند
  • اد کلارک
  • لیا کلارک
  • گای هلی

نویسنده

  • ویل شارپ
  • سایمون استفنسن

فیلم‌برداراریک ویلسون

تدوین‌گرسلینا ماکارتور

تاریخ‌های انتشار

۲۰۲۲کشور

  • انگلستان
  • ایالات متحده آمریکا

زبانانگلیسی

زندگی الکتریکی لوئیس وین (به انگلیسی: The Electric Life of Louis Wain)[۱][۲][۳] یک فیلم بیوگرافی آمریکایی از سال ۲۰۲۲ به کارگردانی ویل شارپ با بازی بندیکت کامبربچ، کلر فوی، آندره‌آ ریسبرو، شارون رونی، کریستال کلارک و توبی جونز است. این فیلم در ۱ ژانویه ۲۰۲۲ در انگلستان منتشر شد.

داستان[ویرایش]

این فیلم به زندگی نقاش معروف لوئیس وین (کامبربچ) و همسر او امیلی ریچاردسون (فوی) و رابطهٔ میان این دو می‌پردازد.

بازیگران اصلی[ویرایش]

  • بندیکت کامبربچ در نقش لوئیس وین
  • کلر فوی در نقش امیلی ریچاردسون-وین
  • جیمی دمتریو در نقش ریچارد کاتون وودویل، جونیور[۴]
  • آندره‌آ ریسبرو
  • توبی جونز
  • هیلی اسکوایرز
  • استیسی مارتین
  • جولیان بارات
  • شارون رونی
  • ایمی لو وود در نقش کلر[۵]
  • عدیل اختر
  • عاصم چودری
  • ایندیکا واتسون در نقش جوان فلیسی وین
  • سوفیا دی مارتینو در نقش جودیت
  • اولیویه ریشترز
  • کریستال کلارک

تولید[ویرایش]

فیلمنامه اصلی سایمون استفنسن برای فهرست برگزیده‌ترین فیلمنامه‌های تولید نشده بریتانیا در سال ۲۰۱۴ انتخاب شد.[۶]

فیلمبرداری از ۱۰ آگوست در لندن آغاز شد.[۷] در اوت ۲۰۱۹، هایلی اسکوایرز، استیسی مارتین، جولیان بارات، شارون رونی، ایمی لو وود، عدیل اختر و آسیم چودری به جمع بازیگران فیلم پیوستند.[۸]

منابع

مکاتبه

مکاتبه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

مکاتبه

کارگردانجوزپه تورناتوره

نویسندهجوزپه تورناتوره

بازیگرانجرمی آیرونز
اولگا کوریلنکو
شانا مک‌دونالد

موسیقیانیو موریکونه

فیلم‌بردارفابیو زاماریون

شرکت
تولید

وارنر بروز

تاریخ‌های انتشار

۱۴ ژانویه ۲۰۱۶

کشورایتالیا

زبانانگلیسی

هزینهٔ فیلم۱۳ میلیون یورو

مکاتبه (به انگلیسی: The Correspondence) فیلمی به کارگردانی جوزپه تورناتوره و محصول سال ۲۰۱۶ میلادی است. از بازیگران آن می‌توان جرمی آیرونز، اولگا کوریلنکو، و شانا مک‌دونالد را نام برد. موسیقی فیلم ساختهٔ انیو موریکونه است.[۱]

منابع[ویرایش]

  1. ↑ مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «The Correspondence». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای انگلیسی، بازبینی‌شده در ۲۴ ژانویه ۲۰۱۶.

پیوند به بیرون[ویرایش]

  • The Correspondence در بانک اطلاعات اینترنتی فیلم‌ها (IMDb)
  • مکاتبه در راتن تومیتوز

داده‌های کتابخانه‌ای ویرایش در ویکی‌داده

  • گروه انتشار موزیک‌برینز

زندگی الکتریکی لوئیس وین

زندگی الکتریکی لوئیس وین

زندگی الکتریکی لوئیس وین

کارگردانویل شارپ

تهیه‌کننده

  • آدام آکلند
  • اد کلارک
  • لیا کلارک
  • گای هلی

نویسنده

  • ویل شارپ
  • سایمون استفنسن

فیلم‌برداراریک ویلسون

تدوین‌گرسلینا ماکارتور

تاریخ‌های انتشار

۲۰۲۲کشور

  • انگلستان
  • ایالات متحده آمریکا

زبانانگلیسی

زندگی الکتریکی لوئیس وین (به انگلیسی: The Electric Life of Louis Wain)[۱][۲][۳] یک فیلم بیوگرافی آمریکایی از سال ۲۰۲۲ به کارگردانی ویل شارپ با بازی بندیکت کامبربچ، کلر فوی، آندره‌آ ریسبرو، شارون رونی، کریستال کلارک و توبی جونز است. این فیلم در ۱ ژانویه ۲۰۲۲ در انگلستان منتشر شد.

داستان[ویرایش]

این فیلم به زندگی نقاش معروف لوئیس وین (کامبربچ) و همسر او امیلی ریچاردسون (فوی) و رابطهٔ میان این دو می‌پردازد.

بازیگران اصلی[ویرایش]

  • بندیکت کامبربچ در نقش لوئیس وین
  • کلر فوی در نقش امیلی ریچاردسون-وین
  • جیمی دمتریو در نقش ریچارد کاتون وودویل، جونیور[۴]
  • آندره‌آ ریسبرو
  • توبی جونز
  • هیلی اسکوایرز
  • استیسی مارتین
  • جولیان بارات
  • شارون رونی
  • ایمی لو وود در نقش کلر[۵]
  • عدیل اختر
  • عاصم چودری
  • ایندیکا واتسون در نقش جوان فلیسی وین
  • سوفیا دی مارتینو در نقش جودیت
  • اولیویه ریشترز
  • کریستال کلارک
  • نقد فیلم زندگی الکتریکی لوئیس وین (The Electrical Life of Louis Wain)

    بندیکت کامبربچ در فیلم The Electrical Life of Louis Wain «زندگی الکتریکی لوئیس وین» نقش یک نقاش عجیب را بازی می‌کند؛ هنرمندی عاشق که گویا همیشه می‌خواست سراغ کارهایی غیر از نقاشی برود.

    A1-MCI

    حتی طی لحظاتی که فیلم The Electrical Life of Louis Wain نمی‌تواند به همه‌ی اهداف خود دست پیدا کند، خوش‌بختانه واضح به نظر می‌رسد که تیم سازنده نمی‌خواسته محصولی معمولی و بی‌هدف را تحویل مخاطب بدهد. از همان نخستین سکانس اثر هم پیدا است که چه ویل شارپ در مقام کارگردان و چه فیلم‌نامه‌ای که به وسیله خود او و سایمون استیونسون نوشته شد، به‌دنبال ارائه‌ی تجربه‌ی سینمایی بوده‌اند؛ نه روایت ساده‌ی داستان واقعی به شکلی که در انواع‌واقسام کتاب‌ها انجام می‌شود.

    برخلاف فیلم‌نامه که گاهی در ترکیب با کارگردانی خوب می‌درخشد و گاهی کشش خود را به شکل جدی از دست می‌دهد، نقش‌آفرینی بندیکت کامبربچ از ابتدا تا انتها قدرتمند است

    این جاه‌طلبی برای «تبدیل نشدن به یک فیلم بیوگرافی معمولی»، باعث‌وبانی شکل‌گیری بسیاری از نقاط قوت و صد البته بسیاری از نقاط ضعف فیلم زندگی الکتریکی لوئیس وین است. زیرا به‌عنوان یک نگرش سینمایی در روایت قصه، سرتاسر تجربه‌ی ارائه‌شده به مخاطب را تحت تاثیر قرار می‌دهد. برای نمونه از یک طرف طی بهترین سکانس‌های فیلم می‌بینیم که ترکیب عالی موسیقی و تدوین حساب‌شده‌ی اثر، تماشاگر را به ذهن یک هنرمند عجیب نزدیک می‌کند.

    در عین حال وقتی پرده‌ی دوم فیلم‌نامه قدم به قدم از نفس می‌افتد، سادگی و خسته‌کنندگی خود قصه بیشتر از حالت عادی به چشم می‌آید. زیرا این داستان واقعی مثل خیلی از داستان‌های واقعی دیگر، شامل بخش‌هایی است که نه می‌توان آن‌ها را از روایت حذف کرد و نه کشش به‌خصوصی دارند.

    در نتیجه وقتی به این لحظات می‌رسیم، کارگردان دیگر نمی‌تواند بهترین سکانس‌های اثر خود را ارائه بدهد و حتی چند تلاش او برای تزریق انرژی بیش از اندازه به این لحظات نیز جواب نداده‌اند. زندگی الکتریکی لوئیس وین یک مطالعه‌ی شخصیتی است که قصه‌گویی رمانتیک، گربه‌ها و به تصویر کشیدن کاراکتر خاص و عجیب را خوب می‌فهمد. اما کل قصه رمانتیک نیست، در همه‌ی دقایق فیلم گربه‌ها حضور ندارند و وقتی معمای کاراکتر عجیب حل می‌شود و مخاطب او را می‌شناسد، دیگر فیلم گویا نمی‌داند که برای قصه‌گویی باید به چه تکیه کند.

    بندیکت کامبربچ مشغول نقاشی در فیلم The Electrical Life of Louis Wain

    بهترین لحظات فیلم The Electrical Life of Louis Wain در دقایقی از راه می‌رسند که ما با کنجکاوی فراوان، مشغول تلاش برای سردرآوردن از شخصیت عجیب لوئیس وین هستیم؛ چه زمانی‌که او ناگهان برای اولین‌بار عشق را احساس می‌کند و چه وقتی که این هنرمند عجیب، سراغ امتحان کردن شانس خود در مسابقات بوکس می‌رود. هر زمان که اثر بیشتر مشغول حل کردن معمای این شخصیت است، بیننده‌ی هدف نمی‌تواند چشم از آن بردارد. ولی وقتی به اواسط فیلم می‌رسیم، معما دیگر حل شده است و The Electrical Life of Louis Wain درصد قابل توجهی از جاذبه‌ی خود را از دست می‌دهد.

    چرا؟ چون فیلم‌ساز به هیچ عنوان تمایلی به تعریف یک هدف مشخص برای او ندارد. لوئیس طی اکثر دقایق به‌دنبال رسیدن به نقطه‌ای مشخص نیست و موانع کاملا تعریف‌شده‌ای سر راه او قرار نمی‌گیرند. او به مانند شخصی می‌ماند که میان کوچه‌ها گم شده است و صرفا می‌دود تا بلکه سرپناهی بیابد؛ نه دونده‌ای که او را برای رسیدن به خط پایان تشویق کنیم. در نتیجه ساختار کلاسیک فیلم‌نامه‌های سرگرم‌کننده‌ی هالیوودی در این فیلم جایی ندارند و زمانی‌که The Electrical Life of Louis Wain از نقاط قوت اصلی خود فاصله می‌گیرد، آن‌چنان از لحاظ داستانی چیزی برای ارائه به تماشاگر باقی نمی‌ماند.

    کلر فوی (بازیگر سریال تاج) کنار بندیکت کامبربچ (بازیگر سریال شرلوک) مشغول نقاشی روی آینه در فیلم زندگی الکتریکی لوئیس وین

    یکی از ارزشمندترین نکات مثبت فیلم، دوری از هرگونه ستایش بیش از اندازه یا حمله به شخصیت اصلی است. The Electrical Life of Louis Wain نه قصد خارق‌العاده و بی‌نقص جلوه دادن لوئيس وین را دارد و نه به‌دنبال برچسب زدن به او است؛ برای همین تا حد یک ستایش‌نامه‌ی کوتاه در شبکه‌های اجتماعی یا چند جمله‌ی منفی در ویکیپدیا پایین نمی‌آید. خود این فیلم هم در رابطه با شخصیتی که به تصویر می‌کشد، کنجکاو شده است؛ نه او را بیش از اندازه بالا می‌برد و نه وی را به باد قضاوت می‌گیرد.

    در این پرتره‌ی باورپذیر از لوئيس وین، بندیکت کامبربچ باز هم خوش می‌درخشد. تعداد زیادی از سکانس‌های وابسته به رفتارهای غیرعادی در فیلم پیدا می‌شوند که او با استحکام، آن‌ها را کنترل می‌کند؛ تا نه مسخره به نظر برسند و نه کوبندگی و اغراق‌آمیزی عامدانه‌ی خود را از دست بدهند. همین هرنمایی به کمک نقش‌آفرینی‌های دیگر حاضر در فیلم هم آمده است. مثلا کلر فوی در نخستین دقایق حضور خود نمی‌تواند آن‌گونه که باید و شاید تبدیل به یک مهره‌ی اساسی در جلب توجه مخاطب بشود. ولی به محض آن که آتش بین امیلی و لوئیس شعله‌ور می‌شود، دیگر نمی‌توان چشم از جزئیات بازی او برداشت. چون مخاطب توانایی احساس کردن انرژی جریان‌یافته بین آن‌ها را دارد.

    شجاعت کارگردان در استفاده از قاب‌بندی‌های نامعمول و تِم اصلی آلبوم موسیقی متن آرتور شارپ هم به کمک فضاسازی‌ها می‌آیند تا بازیگرها کار خود را در بالاترین سطح انجام بدهند. در نتیجه فیلم The Electrical Life of Louis Wain فارغ از آن که از ابتدا تا انتها چه قصه‌ای را روایت می‌کند، طی بسیاری از لحظات به خوبی احساسات را انتقال می‌دهد؛ از غم کلیدی همراه‌شده با اتفاقات تلخ رخ‌داده برای خانواده تا هیجانی که شروع عشق با خود به همراه دارد.

    یک گربه سفید در آغوش بندیکت کامبربچ در فیلم زندگی الکتریکی لوئیس وین

    البته هرچه قدر هم که احساسات طی سکانس‌های کلیدی به خوبی منتقل بشوند، این حقیقت را نمی‌توان انکار کرد که عدم وجود پیوستگی ایده‌آل بین سکانس‌ها به چشم می‌آید. تاثیر این نکته را کجا می‌بینیم؟ وقتی که استفاده‌ی لایق تحسین فیلم از تکنیک‌های مختلف، ناگهان در ذهن تماشاگر کمی شلخته به نظر می‌رسد.

    اگر گربه‌ها، بندیکت کامبربچ و بیوگرافی‌های نامعمول را دوست دارید، در یک مرتبه تماشای The Electrical Life of Louis Wain درنگ نکنید

    اشتباه برداشت نشود؛ مشکل این نیست که فیلم The Electrical Life of Louis Wain نمی‌داند چگونه باید از صدای راوی روی حرکت شخصیت در جمعیت بهره ببرد. از قضا استفاده‌ی کارگردان از این تکنیک آشنا، مثال‌زدنی است. از آن سو سکانس‌های تقریبا خالی از دیالوگ متمرکز روی کات‌ها و موسیقی که می‌خواهند گذشته، حال و آینده‌ی شخصیت را به هم پیوند بدهند، جلوه‌ای جذاب دارند. ولی وقتی فیلم با پرش‌های زمانی گسترده و به شکل ظاهرا بی‌نظم سراغ استفاده از این دو مدل روایت می‌رود، از دور به نظر می‌رسد که نتوانست به یک فرم سینمایی و چارچوب داستانی دست پیدا کند.

    آیا این باعث می‌شود که مخاطبِ هدف از تماشای زندگی الکتریکی لوئیس وین لذت نبرد؟ اصلا و ابدا. اما قطعا باعث می‌شود که تعداد تماشاگرهای هدف این فیلم، به مراتب کمتر از حالت عادی باشد.

    زن و شوهر کنار یکدیگر با یک گربه در تابلو نقاشی فیلم The Electrical Life of Louis Wain

    قابی در فیلم The Electrical Life of Louis Wain که برای من ثابت‌کننده‌ی لیاقت این اثر برای یک بار تماشا شدن است؛ لحظه‌ای است که تصویر آرامش نقاش، معشوقه و گربه آرام‌آرام تبدیل به یک تابلو نقاشی می‌شود. این‌جا زندگی الکتریکی لوئیس وین نشان می‌دهد که میان این همه شلوغی به‌دنبال انجام چه کاری بود و چه خواسته‌ای را به‌عنوان یک بیوگرافی دنبال می‌کرد.

    انسان‌ها هر روز صحبت‌های زیادی را درباره‌ی افراد مختلف می‌شنوند. من و شما به تابلوها نگاه می‌کنیم و یک نفر نکته‌ای عجیب در رابطه با نقاش آن‌ها به ما می‌گوید؛ همان جملاتی که امکان ندارد شنونده صحت‌شان را زیر سؤال ببرد و تقریبا همه طی چند ساعت، آن‌ها را فراموش می‌کنند. بسیاری از بیوگرافی‌ها دقیقا تا سطح انجام همین کار تنزل پیدا کرده‌اند. آن‌ها نهایتا اطلاعاتی جالب را به شکلی جالب به مخاطب انتقال می‌دهند و فراموش می‌شوند.

    زندگی الکتریکی لوئیس وین به‌دنبال توضیح چگونگی شکل‌گیری تصاویر لوئیس وین یا ارائه‌ی شرح حال خشک‌وخالی او نیست. بلکه به‌دنبال یک یادآوری ساده از این حقیقت است که هر هنرمند قابل احترام، اول و آخر در حقیقت زندگی خود را داخل آثار گوناگون قرار داد. ما هیچ‌وقت نمی‌فهمیم که ذهن لوئیس چرا دستور ترسیم آن تصاویر از گربه‌ها به انگشت‌های او می‌داد. ولی حالا شاید بدانیم که چرا انقدر گربه‌ها و حداقل برای مدتی، زندگی را دوست داشت. همین زندگی با تمام بالا و پایین‌ها و تک‌تک لحظات خوش، عادی و تلخ درنهایت تبدیل به نقاشی شد. اکنون برویم و نقاشی‌های دل‌نشین و غریب وین از گربه‌ها را نگاه کنیم.

امیلی در پاریس

قسمت ۵ سریال امیلی در پاریس

امیلی در پاریس

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

امیلی در پاریس

ژانر

  • کمدی-درام
  • کمدی رمانتیک[۱]

سازندهدارن استار

بازیگران

  • لی‌لی کالینز
  • فیلیپان لروآ-بولیو
  • اشلی پارک
  • لوکاس براوو
  • ساموئل آرنولد
  • برونو گوئری
  • کامیل رازات

سازنده موسیقی متنجیمز نیوتن هاوارد

کشور سازندهایالات متحده

زبان‌(های) اصلی

  • انگلیسی
  • فرانسوی

شمار فصل‌ها۳

شمار قسمت‌ها۳۰

تولید

تهیه‌کننده‌های اجرایی

  • اندرو فلمینگ
  • تونی هرناندز
  • لی‌لی برنز
  • دارن استار

تهیه‌کننده‌ها

  • Stephen Joel Brown
  • Shihan Fey
  • جیک فولر
  • لی‌لی کالینز
  • Raphaël Benoliel

مکان تولیدایل-دو-فرانس، فرانسه

فیلم‌برداری

  • Steven Fierberg
  • الکساندر گروزینسکی

تدوین‌گران

  • Alex Minnick
  • Laura Weinberg
  • Jesse Gordon
  • John Rafanelli

دوربینتک دوربین

مدت۲۴–۳۴ دقیقه

تولیدکننده‌ها

  • دارن استار پروداکشنز
  • جکس مدیا
  • ام‌تی‌وی

توزیع‌کنندهنتفلیکس

پخش

شبکهٔ اصلینتفلیکس

انتشار اولیه۲ اکتبر ۲۰۲۰

پیوندهای بیرونی

Official website

امیلی در پاریس (به انگلیسی: Emily in Paris) یک مجموعه تلویزیونی اینترنتی آمریکایی در ژانر کمدی-درام و رمانتیک است که توسط دارن استار ساخته شده و برای نخستین بار از ۲ اکتبر ۲۰۲۰، در نتفلیکس پخش شد. در این سریال لی‌لی کالینز در نقش اصلی سریال یعنی امیلی، زنی آمریکایی که برای یک فرصت شغلی اتفاقی به پاریس سفر می‌کند حضور دارد. در آنجا او می‌کوشد تا در محل کارش موفق شود، حال آن که به دنبال عشق می‌گردد و یک درگیری فرهنگی نیز با روش پرورش میانه غربی «خسته‌کننده» خود تجربه می‌کند. از دیگر بازیگران آن می‌توان اشلی پارک، فیلیپان لروآ-بولیو، لوکاس براوو، ساموئل آرنولد، برونو گوئری و کامیل رازات را نام برد.

بازیگران[ویرایش]

  • لی‌لی کالینز در نقش امیلی کوپر، یک زن آمریکایی ۲۰ و چند ساله که برای شغل راهبرد رسانه‌های اجتماعی از شیکاگو به پاریس نقل مکان کرده
  • فیلیپان لروآ-بولیو در نقش سیلوی، رئیس سختگیر فرانسوی امیلی در پاریس
  • اشلی پارک در نقش مایندی چن، یک پرستار کودک و نخستین دوست امیلی در پاریس
  • لوکاس براوو در نقش گابریل، همسایه جذاب طبقه پایینی امیلی که یک سرآشپز است و امیلی به او علاقه‌ای عاشقانه دارد.
  • ساموئل آرنولد در نقش ژولین، همکار بسیار شیک پوش امیلی
  • برونو گوئری در نقش لوک، دیگر همکار دمدمی‌مزاج امیلی
  • کامیل رازات در نقش کامیل، دوست جدید امیلی و دوست‌دختر گابریل
  • کیت والش در نقش مدلین ویلر، رئیس امیلی در شیکاگو
  • ویلیام آبادی در نقش آنتوان لمبرت، مشتری امیلی که یک شرکت تولید عطر دارد

منابع[ویرایش]

  1. ↑ Shaffer, Claire (September 16, 2020). "Lily Collins Navigates a New French Life in 'Emily in Paris' Trailer". Rolling Stone. Retrieved October 4, 2020.
  • مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «Emily in Paris». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای انگلیسی، بازبینی‌شده در ۲۵ اکتبر ۲۰۲۰.

پیوند به بیرون[ویرایش]

مجموعه‌ای از گفتاوردهای مربوط به امیلی در پاریس در ویکی‌گفتاورد موجود است.

  • امیلی در پاریس در بانک اطلاعات اینترنتی فیلم‌ها (IMDb)

آیکون خرد

این یک مقالهٔ خرد مجموعه‌های تلویزیونی است. می‌توانید با گسترش آن به ویکی‌پدیا کمک کنید.

سی‌اس‌آی: میامی

سی‌اس‌آی: میامی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

سی‌اس‌آی: میامی

پوستر مجموعه تلویزیونی سی‌اس‌آی: میامی

سازندهآنتونی ای. زوکر
کارول مندنسون
آن دوناهوی

بازیگراندیوید کاروسو
امیلی پروتکتر
جاناتان توگو
رکس لین
اوا لاریو
عمر بنسون میلر
آدام رودریگوئز
ادی کیبریان
کندی الکساندر
سوفیا میلوس
روری کاکرین
کیم دلنی
راکموند دانبار
آمل امین
بتی بلیس

شمار فصل‌ها۱۰

شمار قسمت‌ها۲۳۲

تولید

مدت۴۰–۴۵ دقیقه

پخش

شبکهٔ اصلیسی‌بی‌اس (شبکه)

پیوندهای بیرونی

وبگاه

سی اس آی: میامی (به انگلیسی: C.S.I. Miami) نام یک سریال تلویزیونی پرطرفدار در ایالات متحده آمریکاست. این سریال در سال ۲۰۰۶–۲۰۰۷ نزدیک به ۱۷٫۱ میلیون بیننده داشت.[۱]

این سریال تلویزیونی که از شبکه سی بی اس آمریکا پخش می‌شود هم‌اکنون فصل دهم پخش خود را می‌گذراند.

سازنده این اثر آنتونی زوکر است، و سریال در مورد ماجراهای اداره پلیس شهر میامی در فلوریدا است.

جستارهای مربوط[ویرایش]

  • سی اس آی

منابع[ویرایش]

  1. ↑ «The Hollywood Reporter». بایگانی‌شده از اصلی در ۲۵ اکتبر ۲۰۰۷. دریافت‌شده در ۲۲ ژانویه ۲۰۰۸.

پیوند به بیرون[ویرایش]

مجموعه‌ای از گفتاوردهای مربوط به سی‌اس‌آی: میامی در ویکی‌گفتاورد موجود است.

  • سی‌اس‌آی: میامی در بانک اطلاعات اینترنتی فیلم‌ها (IMDb)
  • وبگاه رسمی
  • وبگاهی دیگر

به من دروغ بگو

Lie To Me(به من دروغ بگو)

Lie To Me

Lie To Me

به من دروغ بگو

به من دروغ بگو

ژانردرام
جنایی

سازندهسموئل بام

بازیگرانتیم راثکلی ویلیامزبرندن هینزیارا شهیدیمونیکا ریموندولید زعیتر

آهنگ آغازBrand New Day خواننده: رایان استار

آهنگ پایانMr. Clean خواننده: گروه The Jam

کشور سازندهآمریکا

زبان اصلیانگلیسی

شمار فصل‌ها۳

شمار قسمت‌ها۴۸

تولید

تهیه‌کننده‌هاسموئل بام (فصل ۱–۲)
تیم راث (فصل ۳)

تدوین‌گراندوون گرین
دیوید پست
دیوید سی. کوک
گیب جف
تام نابل
سوزی المیگر

تولیدکننده

  • پاگودا پیکچرز (بتکده تصاویر)
  • ساموئل بام پروداکشنز (محصولات ساموئل بام)
  • ایمجن اینترتیمنت (تصور سرگرمی)
  • میدکید پروداکشنز (محصولات میدکید)
  • ۲۰ سنتری فاکس تله ویژن (تلویزیون فاکس قرن بیستم)

پخش

شبکهٔ اصلیشبکه تلویزیونی فاکس

انتشار اولیه۲۱ ژانویه ۲۰۰۹ –
۳۱ ژانویه ۲۰۱۱

به من دروغ بگو (به انگلیسی: Lie to Me) نام یک مجموعه تلویزیونی جنایی درام آمریکایی است که اولین بار ۲۱ ژانویه ۲۰۰۹ از شبکه فاکس پخش شد.
در این مجموعه، دکتر کَل لایتمن (تیم راث) و همکاران وی در گروه لایتمن، قراردادهای کاری را برای کمک کردن طرف‌های سوم (مانند مقام‌های قضایی فدرال و محلی) در پیدا کردن حقیقت قبول می‌کنند. دکتر لایتمن و همکارانش متخصص زبان بدن هستند و همه احساس‌ها و عواطف و دروغ‌های دیگران را با توجه به صدا، حرکات صورت و بدن تشخیص می‌دهند. محوریت فیلم روی تشخیص حقیقت و انگیزه‌های افراد از روی زبان بدن است.[۱]

جوایز[ویرایش]

مجموعه تلویزیونی به من دروغ بگو دو بار نامزد جوایز برگزیده مردم شد و هر دو جایزه را به دست‌آورد.

  • جوایز برگزیده مردم ۲۰۰۹: جایزه به تیم راث بعنوان مبارز محبوب جرم و جنایت.
  • سی و هفتمین دوره جوایز برگزیده مردم ۲۰۱۱: مجموعه تلویزیونی درام جنایی مورد علاقه

نامزد دریافت جایزه[ویرایش]

  • جوایز امی ساعات پربیننده برای دکور تحسین‌برانگیز

منابع[ویرایش]

  1. ↑ مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «Lie to Me». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای انگلیسی، بازبینی‌شده در آوریل ۲۰۱۱.

آیکون خرد

این یک مقالهٔ خرد تلویزیون است. می‌توانید با گسترش آن به ویکی‌پدیا کمک کنید.

بهترین فیلم های راسل کرو؛ معرفی ۱۵ فیلم برتر

بهترین فیلم های راسل کرو؛ معرفی ۱۵ فیلم برتر

آخرین بروزرسانی: ۹ آذر ۱۴۰۰

راسل کرو یکی از محبوب‌ترین بازیگران هالیوود است که ملیتی استرالیایی دارد. بهترین فیلم های راسل کرو را می‌توان تقاطع، مدرک، نفوذی، گلادیاتور و … دانست.

فیلم‌های راسل کرو

ستاره | سرویس هنر – راسل کرو (Russell Crowe) برای بسیاری از دوستداران سینما نامی آشناست. این بازیگر مشهور استرالیایی به واسطه فیلم‌هایی مانند گلادیاتور به محبوبیت رسید و هنوز هم در سینما فعالیت دارد. در ادامه، ابتدا بیوگرافی مختصری از این بازیگر نام آشنا را ارائه می‌کنیم و سپس ۱۵ فیلم برتر این بازیگر برجسته تاریخ سینما را با هم مرور خواهیم کرد که قطعا بخشی از بهترین فیلم‌های «راسل کرو» است و نه همه‌ی آن!

پیشنهاد ستاره

چیستان | آن چیست که من می‌روم و او خواهد ماند؟

عکس‌های جنجالی و جدید از مهشید جوادی بازیگر بچه مهندس

حدس عکس کودکی؛ این عکس مربوط به کودکی کدام مداح معروف ایرانی است؟

۳۷ مدل دستبند زنانه جواهری لوکس ۱۴۰۲ ظریف و درخشنده

بهترین فیلم های راسل کرو

بیوگرافی

راسل کرو (Russell Crowe) بازیگر و تهیه کننده نیوزلندی تبار سینما، زاده هفت آوریل ۱۹۶۴ در شهر ولینگتون نیوزلند و دارای ملیتی استرالیایی است. او که از خانواده‌ای هنرمند بود، اولین تجربه بازیگری اش را در شش سالگی داشت. کرو در اوایل دهه هشتاد به عنوان موزیسین و نوازنده مشغول به کار شد، ولی چهار سال بعد موسیقی را رها کرد تا به حرفه خانواگیش یعنی سینما برگردد.

راسل کرو در سال ۱۹۹۰ اولین فیلم جدی اش را بازی کرد. دو سال بعد با یکی از بهترین کارهایش (رامپر استامپر) به شهرت رسید و در ۱۹۹۵ با فیلم برنده و بازنده، به طور رسمی وارد هالیوود شد. «گلادیاتور» کرو را تبدیل به چهره‌ای جهانی کرد و باعث کسب جوایز متعددی برای او شد. فیلم‌های او در هفت سال پیاپی نامزد جایزه بهترین فیلم سال شدند و شخص او اولین بار در ۱۹۹۹ برای فیلم نفوذی نامزد جایزه اسکار شد، و یک سال بعد برای گلادیاتور، جایزه بهترین بازیگر اسکار را از آن خود کرد. یک سال بعد ترش، یعنی در سال ۲۰۰۱ فیلم تحسین برانگیز ذهن زیبا، یک بار دیگر او را نامزد دریافت اسکار و فیلم را برنده بهترین فیلم اسکار کرد.

بهترین فیلم‌های راسل کرو به ترتیب سال تولید:

۱. (The Crossing (۱۹۹۰ تقاطع

  • IMDB: 7.3/10
  • کارگردان: جورج اوجیلوی

گذرگاه (تقاطع) در واقع دومین کار جدی راسل کرو در مقام بازیگری است. این درام رمانتیک استرالیایی، کرو را نامزد جایزه اکتا برای نقش اول مرد کرد. اکتا (AACTA) آکادمی هنر‌های سینمایی و تلویزیونی استرالیا شد که معادل اسکار است.

بهترین فیلم های راسل کرو

۲. (Proof (۱۹۹۱ مدرک

  • کارگردان: جوسلین مورهوس
  • IMDB: 7.3/10

فیلمنامه، فلسفه‌ی عجیب و قابل تاملی دارد. داستان عکاس نابینایی را شاهد هستیم که با تجربه‌ای که از کودکی یدک می‌کشد، مشکلات بزرگسالی اش رقم می‌خورد. تجربه‌ای که به او یاد داده دیگران از نابینایی اش سوء استفاده می‌کنند و به او دروغ می‌گویند. در این بین راسل کرو در نقش دوستی ظاهر می‌شود که عکسهایش را برایش توصیف می‌کند. نقشی که او را برنده اکتای بهترین نقش مکمل مرد کرد.

بهترین فیلم های راسل کرو

۳. (Romper Stomper (۱۹۹۲ رامپر استامپر

ماهیانه 30میلیون درآمد داشته باش

100% تضمینی

  • کارگردان: جفری رایت
  • IMDB: 6.8/10

این درام جنایی دهه نود، دقیقا همان چیزی بود که کرو برای شهرت جهانی به آن احتیاج داشت. یکی از بهترین فیلم‌های سینمایی درباره نئونازی‌ها! داستان گروه خشن و نژادپرستی در استرالیا که سرگروهی شان به «راسل کرو »سپرده شده بود. نئونازی‌های ملبورن، با خشونت آمیز‌ترین روش‌های ممکن رودرروی ویتنامی‌های ساکن این شهر قرار می‌گیرند و آنها در جهت تسویه حساب از این تبهکاران، وارد جنگی خونین می‌شوند. «راسل کرو » برای این فیلم برنده جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد در اکتا و جشنواره بین المللی سیاتل شد.

بهترین فیلم های راسل کرو

۴. (L.A. Confidential (۱۹۹۷ محرمانه لس آنجلس

  • کارگردان: کرتیس هنسن
  • IMDB: 8.3/10

این فیلم جنایی اقتباس از رمانی به همین نام به قلم “جیمز آلوری” است که در سال ۱۹۹۰ منتشر شد. بازی‌ها و دیالوگ‌های درخشان فیلم، آن را تبدیل به اثر شاخصی کرده که ۹۹% از آرای مثبت منتقدان را به خود جلب کرد، بطوریکه نامزد دریافت ۹ جایزه اسکار شد و در گلدن گلوب هم خوش درخشید و همچنین در لیست ۱۰۰ فیلم برتر ژانر اکشن در تاریخ سینما قرار گرفت.

پس از درگیری افسران پلیس لس آنجلس با زندانیان مکزیکی که منجر به اخراج تعدادی از آن‌ها و قتل یکی از همین افسران اخراج شده شد، «راسل کرو» به عنوان افسر پلیس به شدت خشن و عصبی و تندمزاج در کنار همکار دیگرش که به نوعی بانی این اتفاق ناخوشایند بود، در پی گره گشایی قتل دوست و همکار سابق خود برمی آید.

بهترین فیلم های راسل کرو

۵. (The Insider (۱۹۹۹ نفوذی

  • کارگردان: مایکل مان
  • IMDB: 8.3/10

نفوذی قصه اش را از افشاگری یک برنامه تلویزیونی گفتگو محور و جنجالی برداشت کرده است. پرونده‌ای مشکوک درباره صنعت دخانیات و افشای اسرار هولناکی توسط یک کارمند (دانشمند) اخراجی که نقشش را «راسل کرو » بازی می‌کند، تریلر تاریک و خوش ساخت را پیش چشم مخاطب قرار می‌دهد.

حضور آل پاچینوی بزرگ کنار راسل کرو، آن هم به هدایت مایکل مان به کمک خلق تصاویری از ماجرایی واقعی، شاهکاری آفریده که تحسین منتقدان و مخاطبان را توامان رقم زده است. این اثر شایسته دریافت چندین جایزه از جشنواره‌های بین المللی مختلف شناخته شد که از آن جمله می‌توان به پنج جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد و کاندیدای هفت جایزه دیگر با عنوان بهترین بازیگر نقش اول مرد برای راسل کرو، اشاره کرد.

بهترین فیلم های راسل کرو

۶. (Gladiator (۲۰۰۰ گلادیاتور

  • کارگردان: ریدلی اسکات
  • IMDB: 8.5/10

درخشش آفریده‌ی حماسی – تاریخی ریدلی اسکات که از نظر بسیاری از منتقدین برترین اثر اوست، بر هیچ کس پوشیده نیست. فیلمی که موسیقی متن اش هم از بهترین‌های تاریخ سینماست. بازی تاثیر گذار کرو در این فیلم ، جایزه اسکار و نامزدی گلدن گلوب و چند جایزه معتبر جهانی را برایش به ارمغان آورد و فیلم، با کوله باری از جوایز متعدد در فهرست ۵۰ فیلم برتر تاریخ از نگاه مخاطبان قرار گرفت.

بهترین فیلم های راسل کرو

۷. (A Beautiful Mind (۲۰۰۱ ذهن زیبا

  • کارگردان: ران هاوارد
  • IMDB: 8.5/10

فیلمنامه‌ی برنده اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی، برگرفته از کتاب ذهن زیبا نوشتهٔ “سیلویا ناسار ” است. فیلمی که راسل کرو را کاندید اسکار و اکتای بهترین بازیگر نقش اول مرد و برنده بفتا و گلدن گلوب کرد. این درام جذاب بخشی از زندگی جان نَش، ریاضیدان برنده نوبل را روایت می‌کند. روایت درون و برون یک نابغه و ذهنی که گاه مثل اعداد و ارقامی که بر تخته می‌نویسد، آشفته و بی سامان است. این فیلم هم جوایز متعددی را در جشنواره‌های جهانی از آن خود کرد.

بهترین فیلم های راسل کرو

۸. (۲۰۰۳) Master and Commander: The Far Side of the World ناخدا و فرمانده: آخر دنیا

  • کارگردان: پیتر ویر
  • IMDB: 7.4/10

«ناخدا و فرمانده» بر اساس رمانی از پاتریک اوبرایان نوشته و تولید شده است. این فیلم با بهره گیری از عناصر مهمی، چون کیفیت تصویر و صدا و شخصیت پردازی‌های درست، نامزد دریافت ۱۰ جایزه اسکار از جمله بهترین فیلم و بهترین کارگردانی شد. زندگی دریانوردان در اوایل دهه هشتاد میلادی (زمان اشغال اروپا توسط ناپلئون) و مشکلات زندگی دریایی خصوصا در زمانی که کشتی مهمترین وسیله حمل و نقل بوده، از این اثر یک درام اکشن ماجراجویانه بسیار خوب ساخته است. «راسل کرو» در نقش کاپیتان جک اوبری برای این فیلم سراسر هیجان، نامزد جایزه گلدن گلوب و در دو انجمن منتقدان کاندید دریافت بهترین بازیگر نقش اول مرد شد.

بهترین فیلم های راسل کرو

۹. (Cinderella Man (۲۰۰۵ مرد سیندرلایی

  • کارگردان:ران هاوارد
  • IMDB: 8/10

تجربه بعدی کرو و هاوارد هم تجربه دلنشینی بود. فیلمی که تبدیل به ۵ فیلم برتر بوکس در هالیوود شد و یکی از بهترین فیلم‌های راسل کرو لقب گرفت. ماجرای بوکسوری که در رکود اقتصادی آمریکا، همه تلاشش را برای نجات خانواده انجام می‌دهد. درامی ورزشی احساسی که بسیار مورد استقبال قرار گرفت و کرو را بار دیگر نامزد گلدن گلوب و برنده اکتای بهترین بازیگر مرد کرد.

بهترین فیلم های راسل کرو

۱۰. (A Good Year (۲۰۰۶ یک سال خوب

  • کارگردان: ریدلی اسکات
  • IMDB: 7/10

ریدلی اسکات در همکاری مجدد با کرو، این بار یک کمدی-درام رمانتیک را به نمایش گذاشت. با مضمون ساده‌ای روبرو هستیم. قصه مردی که عمویش را از دست می‌دهد و املاک او را به ارث می‌برد. ولی این مضمون ساده به قدری خوب پرداخت شده که مخاطب را غرق دنیای شیرین و شاعرانه خود می‌کند. فیلمی سراسر عشق و لبخند با بازی‌هایی دلنشین و دوست داشتنی، که بعد از گلادیاتور خشمگین، چهره‌ی دیگری از این همکاری را به مخاطب نمایش می‌دهد.

بهترین فیلم های راسل کرو

۱۱. ۳:۱۰ to yuma – سه و ده دقیقه به یوما

  • کارگردان: جیمز منگولد
  • IMDB: 7.7/10

این فیلم وسترن جنایی، در واقع احیای باشکوه این ژانر در سینما در سال ۲۰۰۷ بود و اقتباسی از فیلمی قدیمی به همین نام است! ترکیب راسل کرو و کریستین بیل از یک داستان ساده و فاقد پیچیدگی، اثری در خور توجه ساخت. اثری که با هدایت خوب کارگردان در فضاسازی و خلق تصاویر زیبا بسیار موفق ظاهر شده و شاهکار موسیقی این فیلم، آن را نامزد دریافت جایزه اسکار کرد. چیزی که بیشتر از همه چیز در این فیلم به چشم می‌آید اجرای بی نقص راسل کرو است. تلاشی که از نگاه انجمن بازیگران با عنوان «عملکرد فوق العاده توسط یک بازیگر در یک فیلم» نامیده شد و شایسته تقدیر قرار گرفت.

بهترین فیلم های راسل کرو

۱۲. (American Gangster (۲۰۰۷ گنگستر امریکایی

  • کارگردان:ریدلی اسکات
  • IMDB: 7.8/10

توانایی‌های بالقوه کرو و اسکات کنار هم معمولا به خلق اثری در خور توجه می‌انجامد، حتی اگر گاهی به خلق کلیشه نزدیک شود. اثری که این بار با اقتباس از داستانی واقعی روی پرده رفته و به گفته کارگردان می‌خواسته کمی شبیه “پدرخوانده” باشد!

در این فیلم داستانی بر پایه‌ی نژادپرستی در دهه ۶۰ و ۷۰ میلادی روایت می‌شود که در واقع نقدی بر جامعه آمریکاست. راسل کرو در این فیلم نقش پلیس درستکاری را دارد که با شیوه خاص خود برای نابودی باند بزرگ قاچاق مواد مخدر که در حالت عجیب آن زمان، ریاستش به دست یک راننده سیاه پوست افتاده بود وارد عمل می‌شود. این فیلم کاندید دو جایزه اسکار شد.

بهترین فیلم های راسل کرو

۱۳. (The next three days (۲۰۱۰ سه روز آینده

  • کارگردان: پل هگیس
  • IMDB: 7.8/10

درام جنایی عاشقانه سه روز بعد، اقتباسی از فیلمی فرانسوی به نام «هرچیز برای او» است. کرو در نقش معلمی ظاهر می‌شود که مرد خانواده است. مردی که همسرش به جرم قتل در زندان است و از آنجایی که تلاشش برای اثبات بی گناهی او به جایی نمی‌رسد به فکر فراری دادنش می‌افتد. روایتی مهیج و پیچیده که بخش بزرگی از تاثیرش را مدیون بازی هنرمندانه راسل کرو است که از صورت یک معلم اتو کشیده به قهرمان آزادی بدل می‌شود. هرچند انتظارات از کارگردان اسکار بُرده اش، به مراتب بیشتر بود.

بهترین فیلم های راسل کرو

۱۴. (Les Misérables (۲۰۱۲ بینوایان

  • کارگردان: تام هوپر
  • IMDB: 7.6/10

اثر بی نظیر و فاخر ویکتور هوگو، این بار در قالب یک درام موزیکال بریتانیایی تولید و عرضه شده است و در هشت رشته کاندیدای دریافت جایزه اسکار و در سه رشته برنده این جایزه شد. همچنین سه گلدن گلوب و جوایز متعدد دیگری هم در کارنامه خود دارد. طراحی صحنه فوق العاده این اثر به همراه اجرای دیالوگ‌های آوازی زیبا و تاثیرگذار، فیلمی خوش ساخت را ارائه داده تا بار دیگر خاطره‌ی دلچسبی از بینوایان پیش روی مخاطب قرار گیرد. کرو در نقش ژاور، همان بازرس خشک و خشن و جدی در کمین ژان والژان ظاهر می‌شود. اجرایی که طبعا در سایه‌ی نقش‌های دیگر قرار گرفته است، ولی بواسطه همه قابلیت‌های فیلم، این اثر را هم در زمره بهترین فیلم‌های «راسل کرو» قرار می‌دهد.

بهترین فیلم های راسل کرو

۱۵. (The Nice guys (۲۰۱۶ مردان خوب

  • کارگردان: شین بلک
  • IMDB: 7.4/10

داستان کمیک جنایی اکشن «مردان خوب » در اواخر دهه هفتاد رخ می‌دهد. جایی که یک کاراگاه خصوصی دست و پا چلفتی (رایان گاسلینگ) روبروی یک بادیگارد شخصی (راسل کرو) قرار می‌گیرد و مساله‌ای این دو را در راهی مشترک همراه می‌کند.

شاید تماشای «راسل کرو» در یک فیلم که صرفا جهت خنده و سرگرمی تولید شده کمی عجیب به نظر برسد، ولی عجیب‌تر اینجاست که این اتفاق به بهترین شکل ممکن رخ داده و بیننده به شدت از یک فیلم مفرح کمدی لذت خواهد برد. «مردان خوب» شاید در زمره‌ی بهترین فیلم‌هایی که می‌شناسیم نباشد، ولی در کارنامه«راسل کرو » می‌تواند از بهترین هایش در این سال‌های اخیر به شمار آید.

بهترین فیلم های راسل کرو

سخن پایانی…

« راسل کرو » با اجرا‌های جسور و متفاوت ثابت کرده که توانایی ایفای نقش در هر ژانری را دارد. هرچند تجربه‌ی کارگردانی موفقی در آب شناس (The Water Diviner) نداشت و در سال‌های اخیر هم به قوت گذشته ظاهر نمی‌شود، ولی همواره بازی‌های درخشان و تاثیرگذارش در ذهن مخاطبین سینما حک شده است. یکی از ژانرهایی که به طور مکرر در فیلم‌های راسل کرو دیده می‌شود، ژانر جناییست، به همین خاطر از شما دعوت می‌کنیم تا به بهترین فیلم‌ های جنایی سال ۲۰۱۸ نیز نگاهی بیاندازید. فیلم‌های درخشان دیگری نیز از راسل کرو وجود دارد که در این لیست قرار نگرفته اند، پس لطفا شما هم از بهترین‌هایی که از این بازیگر مطرح سینما می‌شناسید برایمان بگویید.

بیشتر بخوانید:

  • معرفی بهترین فیلم های عاشقانه ۲۰۱۸
  • معرفی ۱۵ مورد از بهترین فیلم‌ های ۲۰۱۸

نفوذی (فیلم ۱۹۹۹)

نفوذی (فیلم ۱۹۹۹)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

افشاگر

پوستر رسمی

کارگردانمایکل مان

تهیه‌کننده

  • مایکل مان
  • پیتر یان بروگه

نویسنده

  • اریک راث
  • مایکل مان

بر پایهمردی که زیاد می‌دانست
اثر ممارری برنر

بازیگران

  • آل پاچینو
  • راسل کرو
  • کریستوفر پلامر
  • دایان ونورا
  • فیلیپ بیکر هال
  • لیندسی کروس
  • دبی میزار

موسیقی

  • لیسا جرارد
  • پیتر بورک

فیلم‌برداردانته اسپینوتی

تدوین‌گر

  • ویلیام گلدنبرگ
  • پائول رابل
  • دیوید روزنبلوم

توزیع‌کنندهاستودیو سینمایی والت دیزنی

تاریخ‌های انتشار

  • ۵ نوامبر ۱۹۹۹

مدت زمان

۱۵۷ دقیقه

کشورایالات متحدهٔ آمریکا

زبانانگلیسی

هزینهٔ فیلم۶۸ میلیون دلار[۱]

فروش گیشه۶۰٫۲ میلیون دلار

افشاگر (به انگلیسی: The Insider) یک فیلم درام آمریکایی محصول سال ۱۹۹۹ است مایکل مان آن را کارگردانی کرده‌است و آل پاچینو، راسل کرو، کریستوفر پلامر، بروس مک‌گیل، دایان ونورا و مایکل گمبون از ستارگان اصلی فیلم هستند.

این فیلم بر اساس داستان ساخت یکی از قسمت‌های برنامهٔ گفتگو محور ۶۰ دقیقه (پخش شده/در حال پخش از شبکه سی‌بی‌اس آمریکا) ساخته شده‌است. این قسمت شصت دقیقه مربوط به افشاگری جفری ویگاند است که اطلاعات و افشاگری‌های مهمی دربارهٔ پشت پردهٔ صنعت تنباکو و دخانیات در ایالات متحده را برملا می‌کرد. این قسمت از برنامهٔ ۶۰ دقیقه ابتدا با حذف بخش‌هایی از آن در نوامبر سال ۱۹۹۵ میلادی بر روی آنتن رفت اما در فوریهٔ سال بعد به صورت کامل و بدون سانسور پخش شد.[۲]

این فیلم با بودجه‌ای ۶۸ میلیون دلاری ساخته شد[۱] اما تنها توانست ۶۰ میلیون دلار از سرمایه را بازگرداند. بر خلاف عدم اقبال از سوی مخاطبان، فیلم بازخوردهای غالباً مثبتی در میان منتقدین داشت و در بانک اطلاعات اینترنتی فیلم‌ها امتیاز ۷/۹ از ۱۰،[۳] و در راتن تومیتوز امتیاز ۹۶ از ۱۰۰[۴] را کسب کرد.

تولید[ویرایش]

با بودجه ای که 68 میلیون دلار تعیین شده بود، [۵] مان شروع به جمع آوری حجم عظیمی از اسناد برای تحقیق در مورد وقایع به تصویر کشیده شده در فیلم کرد: گزارش های خبری و رونوشت های برنامه 60 دقیقه در آن برهه از زمان. مان فیلمنامه فیلم چوپان خوب از اریک راث که درباره 25 نسخت تشکیل سازمان سیا را خوانده بود، راث را ترغيب کرد تا در نوشتن فیلمنامه فیلم جدیدش به او کمک کند. مان و راث چندین طرح کلی را با هم نوشتند و در مورد ساختار داستان صحبت کردند. راث بارها برای تحقیق با لوول برگمان مصاحبه کرد.

بعد از اینکه راث و مان اولین پیش نویس را با هم در بار یک رستوران در سانتا مونیکا نوشتند، راث به ملاقات وایگند رفت. وایگند در آن زمان همچنان زیر فشار قرارداد حفظ اسرار بود و برای مان و راث به تفسیر جزئیات رویداد نپرداخت. در برداشت اولیه راث وایگند را دارای شخصیت دفاعی توصیف کرد.

با پیش‌روی فرآیند نوشتن فیلمنامه راث و مان تصمیم به اضافه کردن دیالوگ‌ها و نوشتن سکانس‌ها با جزئیات ساختگی اما در خدمت روایت رویداد اصلی گرفتند. هیچکدام از آنها علاقه‌ای به ساخت یک مستند تمام نداشتند.

وال کیلمر مورد توجه مان برای نقش جفری وایگاند بود. اما تهیه کننده پیتر یان بروژ این نقش را به راسل کرو پیشنهاد داد. مان موفق به ملاقات کرو در آلاسکا و در تعطیلات یک روزه بازیگر شد و از او خواست صحنه هایی از فیلمنامه افشاگر را برای دو تا سه ساعت بخواند. راسل کرو صحنه مطلع شدن وایگند از پخش نشدن مصاحبه‌اش در 60 دقیقه را بازی کرد و مان را بسیار تحت تاثیر قرار داد. کرو، که در آن زمان فقط 33 سال داشت، از بازی در نقش فردی بسیار بزرگتر از خودش در زمانی که بازیگران خوب زیادی در آن رده سنی وجود داشت واهمه داشت.[۶]

راسل کرو، 1999


کرو برای این نقش 35 پوند (16 کیلوگرم) وزن اضافه کرد، خط موی خود را تراشید، موهایش را هفت بار دکلره کرد و روزانه چین و چروک و لکه های کبدی را روی پوستش اعمال می کرد تا خود را به وایگند در اواسط پنجمین دهه زندگیش تبدیل کند.

از طرفی آل پاچینو تنها گزینه مان برای بازی در نقش لوول برگمان بود. او می خواست مخاطب نقشی را از پاچینو ببیند که تا به حالدر فیلمی ندیده بود. پاچینو که قبلاً در مخمصه با مان کار کرده بود، بیش از حد مایل بود که این نقش را بازی کند. برای تحقیق در مورد فیلم، مان و پاچینو با خبرنگاران مجله تایم معاشرت کردند و نیز زمانی را با ABC نیوز گذراندند. پاچینو برای ارائه بهتر نقش در واقع با برگمن ملاقات کرد.

پاچینو به مان پیشنهاد داد تا کریستوفر پلامر را در نقش مایک والاس انتخاب کند. پاچینو بارها این بازیگر کهنه کار را روی صحنه تئاتر دیده بود و از طرفداران پر و پا قرص کارهای پلامر بود. مان همچنین از دهه 1970 می خواست با پلامر کار کند. پاچینو به مان گفت که پلامر را در فیلمی از سیدنی لومت به نام عشق بازیگری تماشا کند و پس از آن او تنها انتخاب کارگردان برای بازی در نقش والاس بود – پلامر مجبور به تست بازیگری نبود. او با مان ملاقات کرد و پس از چندین گفتگو برای بازی در فیلم انتخاب شد.

بازخوردها[ویرایش]

راجر ایبرت از شیکاگو سان تایمز به فیلم سه و نیم ستاره از چهار ستاره داد و "قدرت آن در جذب، سرگرمی و خشم" را ستود.

دیوید آنسن از مجله نیوزویک نوشت: "مان احتمالاً می تواند فیلمی در مورد پرچ کردن سوزن بسازد. او با استفاده از یک بوم نقاشی بزرگ، بازیگران بزرگ شخصیت‌پرداز و فوق العاده را با چشم قوی خود در ترکیب‌بندی در هم می‌آمیزد، آن نوع از حماسه‌هایی را می‌آفریند که هالیوود عمده آنها را به سمت تلویزیون روانه ساخته - و به ما نشان می دهد که چگونه فیلم‌ها می توانند این کار را بهتر انجام دهند."[۷]

کوئنتین تارانتینو، The Insider را در فهرست 20 فیلم برتر خود قرار داد که پس از 1992 (سال آغاز حرفه او) ساخته شده‌اند.[۸]

بازیگران[ویرایش]

  • آل پاچینو در نقش لوول برگمن
  • راسل کرو در نقش جفری ویگند
  • کریستوفر پلامر در نقش مایک والاس
  • دایان ونورا در نقش لیان ویگند
  • فیلیپ بیکر هال در نقش دان هویت
  • لیندسی کروس در نقش شارون تیلر
  • دبی میزار در نقش دبی د لوکا
  • رنه اولستاد در نقش دبورا ویگند
  • هلی آیزنبرگ در نقش باربارا ویگند
  • استیون توبولوسکی در نقش اریک کلاستر
  • کلم فیور در نقش ریچارد اسکراگز
  • بروس مک‌گیل در نقش ران موتلی
  • جینا گرشان در نقش هلن کاپرلی
  • مایکل گمبون در نقش توماس زاندفور
  • ریپ تورن در نقش جان اسکانلن
  • کلیف کرتیس در نقش شیخ فدل‌الله
  • Gary Sandy در نقش وکیل زاندفور
  • راجر بارت در نقش مدیر هتل
  • Jack Palladino در نقش خودش
  • مایک مور در نقش خودش

جونگ یی

جونگ یی

جونگ یی

پوستر تبلیغاتی

هانگول정이

لاتین‌نویسی اصلاح‌شدهJeongi

کارگردانیون سانگ-هو

نویسندهیون سانگ-هو

بازیگران

  • کانگ سو-یون
  • کیم هیون جو
  • ریو کیونگ-سو

شرکت
تولید

کلایمکس استودیو[۱]

توزیع‌کنندهنتفلیکس

تاریخ‌های انتشار

  • ۲۰ ژانویه ۲۰۲۳

مدت زمان

۹۹ دقیقه

کشورکره جنوبی

زبانکره‌ای

هزینهٔ فیلم۲۰ میلیارد وون[۲]

جونگ یی (کره‌ای: 정이؛ انگلیسی: JUNG_E) یک فیلم علمی تخیلی محصول کره جنوبی سال ۲۰۲۳ به کارگردانی و نویسندگی یون سانگ-هو و با بازی کانگ سو-یون، کیم هیون جو و ریو کیونگ-سو است.[۳] این فیلم آخرین فیلمی بود که بازیگر کانگ سو-یون در آن ایفای نقش کرد و او پیش از انتشار این فیلم درگذشت.[۴] جونگ یی در ۲۰ ژانویه ۲۰۲۳ در نتفلیکس منتشر شد.[۵][۶]

خلاصه داستان[ویرایش]

فیلم جونگ یی در سال ۲۱۹۴ میلادی واقع شده‌است و زمین در قرن بیست و دوم را به تصویر می‌کشد که به دلیل دگرگونی اقلیم قابل سکونت نیست و انسان‌ها مجبورند در پناهگاهی که برای آنها ساخته شده‌است، زندگی کنند. در این پناهگاه، هرج و مرج می‌شود و جنگ داخلی آغاز می‌شود.

بازیگران

سی‌اس‌آی: میامی

سی‌اس‌آی: میامی

۴۳ زبان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

سی‌اس‌آی: میامی

CSI miami poster.jpg

پوستر مجموعه تلویزیونی سی‌اس‌آی: میامی

سازندهآنتونی ای. زوکر
کارول مندنسون
آن دوناهوی

بازیگراندیوید کاروسو
امیلی پروتکتر
جاناتان توگو
رکس لین
اوا لاریو
عمر بنسون میلر
آدام رودریگوئز
ادی کیبریان
کندی الکساندر
سوفیا میلوس
روری کوچرین
کیم دلنی
راکموند دانبار
آمل امین
بتی بلیس

شمار فصل‌ها۱۰

شمار قسمت‌ها۲۳۲

تولید

مدت۴۰–۴۵ دقیقه

پخش

شبکهٔ اصلیسی‌بی‌اس (شبکه)

پیوندهای بیرونی

وبگاه

سی اس آی: میامی (به انگلیسی: C.S.I. Miami) نام یک سریال تلویزیونی پرطرفدار در ایالات متحده آمریکاست. این سریال در سال ۲۰۰۶–۲۰۰۷ نزدیک به ۱۷٫۱ میلیون بیننده داشت.[۱]

این سریال تلویزیونی که از شبکه سی بی اس آمریکا پخش می‌شود هم‌اکنون فصل دهم پخش خود را می‌گذراند.

سازنده این اثر آنتونی زوکر است، و سریال در مورد ماجراهای اداره پلیس شهر میامی در فلوریدا است.

جستارهای مربوط[ویرایش]

  • سی اس آی

منابع

سریال اف بی آی: تحت تعقیب

سریال اف بی آی: تحت تعقیب

FBI: Most Wanted

96 % (3,093)

6.9 /10

مناسب برای بالای 18 سال

کارگردان:فرد برنر -کن گیروتی

محصول آمریکا - 2020 - با زیرنویس

  • اکشن
  • جنایی

2 فصل و 25 قسمت

دنبال میکنم

ورود و تماشا

1 ویدیو

داستان سریال اف بی آی: تحت تعقیب

«اف بی آی: تحت تعقیب» سریالی در ژانر پلیسی - معمایی محصول سال 2020 است. داستان این سریال آمریکایی درباره یک مامور اف بی آی FBI است که ردیابی و دستگیری مجرمان را برعهده دارد.

درباره سریال اف بی آی: تحت تعقیب

سریال اف بی آی: تحت تعقیب به کارگردانی فرد برنر و کن گیروتی و آلکس چپل در سال 2020 ساخته شده است. این سریال محصول کشور آمریکا و در ژانر اکشن و جنایی می‌باشد. در این سریال جولین مک مان، کلان لاتز، راکسی اشترنبرگ، کیشا کاستل هیوز و ناتانئیل آرکند به هنرمندی پرداخته‌اند.

نمایش بیشتر

۱۰ پلیس سرسخت دنیای سینما

۱۰ پلیس سرسخت دنیای سینما

امیرحسین اشرفیامیرحسین اشرفی

۱۶ خرداد ۱۴۰۲ | ۱۸:۳۰۱۶ خرداد ۱۴۰۲زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۱۲ دقیقه

درست زمانی که آخرین پوکه‌های داغ گلوله روی زمین می‌ریزند و به‌نظر می‌رسد که آدم بد‌های فیلم پیروز خواهند شد، پلیس‌های سرسخت و جسور فیلم‌های اکشن وارد صحنه می‌شوند و با هر شلیک خود، دخل آدم‌های بد قصه را می‌آورند. ژانر اکشن اغلب با یکسری الگو‌های قهرمانی کلیشه‌ای ساخته می‌شود که می‌توان آن‌ها را در یک تفنگ‌چی ساده یا یک سرباز بازنشسته پیدا کرد. از بهترین نماد‌های این ژانر، یک پلیس سرسخت، بی‌احساس و جامعه‌گریز – در کل کله‌خر – است که همیشه سعی می‌کند خلاف جریان آب شنا کند و با ایده‌‍آل‌هایی که دارد سیستم فاسد حاکم بر دنیا را تغییر دهد. در کل، قهرمانان این داستان‌های اکشن و پلیسی، نه تنها از قدرت ذهنی خود برای پیروزی در مبارزات استفاده می‌کنند، بلکه قدرت فیزیکی بسیار زیادی نیز دارند.

بیشتر صحنه‌های فیلم، این پلیس‌ها را در حال پر کردن اسلحه‌ی محبوب و منحصربه‌فردشان می‌بینیم، در حالی که مأمور شده‌اند تا جنایت‌کاران و گاهاً مفسدین سازمان‌های دولتی را دستگیر کنند و در مواردی نیز خودشان در نقش قاضی و اجرا کننده‌ی حکم ظاهر می‌شوند. کافی‌ست که تنها یک پرونده‌ی جنایی را به یکی از این پلیس‌ها بدهید، چیزی جز مرگ نمی‌تواند آن‌ها را از رسیدن به اهداف‌شان و دستگیری آدم بد‌های ماجرا دور کند. زمانی که از سرسخت‌ترین پلیس‌های تاریخ سینما صحبت می‌کنیم، بی‌انصافی است که نام این ۱۰ پلیس شکست‌ناپذیر را از قلم بیاندازیم.

۱۰. دستکش آهنی – کلینت ایستوود (The Gauntlet – Clint Eastwood)

کلینت ایستوود علاوه بر بازیگری، کارگردانی اثر را نیز بر عهده داشت

  • کارگردان: کلینت ایستوود
  • بازیگران: کلینت ایستوود، سوندرا لوک، پت هینگل
  • تازیخ انتشار: ۱۹۷۷
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۷۴ از ۱۰۰
  • امتیاز IMDb به فیلم: ۶.۴ از ۱۰

«بن شاکلی و محافظت از یک شاهد در برابر پلیس های فاسد، اوباش و خلافکاران».

در فیلم «دعوت به مبارزه» یا «دستکش آهنی»، کلینت ایستوود نقش یک افسر پلیس کارکشته به‌نام بن شاکلی را بازی می‌کند که مأمور می‌شود یک شاهد بسیار مهم که گاس (ساندرا بولاک) نام دارد را از لاس‌وگاس به فینیکس انتقال دهد. شاکلی سریعا متوجه شد که خطرات ویران‌گر زیادی او و گاس را در این مسیر تهدید خواهد کرد، زیرا شهادت گاس می‌تواند به ضرر خیلی‌ها تمام شود و بسیاری را به چنگال عدالت بسپارد.

در این مسیر، آن‌ها باید موانع بسیار بزرگی از جمله پلیس‌های فاسد، خلافکاران شهر و باند های تبهکاری بزرگ را پشت سر بگذارند تا به مقصد و هدف نهایی‌شان دست پیدا کنند. اگرچه در ابتدای فیلم، شاکلی نقش یک پلیس دائم‌الخمر و عبوس را بازی می‌کند اما وقایعی که در طول این انتقال مهم پشت سر می‌گذارند، از او انسانی می‌سازد که می‌تواند فساد سیستم پلیسی کشور و روابط بین مافیا و پلیس را افشا کرده و به فکر رسیدن به اهداف بالاتری در کار خود باشد.

تابلو شاسی طرح کلینت ایستوود 2

تابلو شاسی طرح کلینت ایستوود ۲

۱۷,۱۰۰ تومان

مشاهده و خرید

۹. تسخیر ناپذیران – شان کانری (The Untouchables – Sean Connery)

از چپ، اندی گارسیا، شان کانری، کوین کاستنر و چارلز مارتین اسمیت در نمایی از تسخیرناپذیران

  • کارگردان: برایان دی پالما
  • بازیگران: رابرت دنیرو، شان کانری، کوین کاستنر، اندی گارسیا
  • تازیخ انتشار: ۱۹۸۷
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۸۲ از ۱۰۰
  • امتیاز IMDb به فیلم: ۷.۸ از ۱۰

«جیم مالون می‌داند که جواب چاقو را تنها با اسلحه می‌توان داد».

فیلم «تسخیر ناپذیران»، روایت‌گر داستان درگیری یک پلیس وظیفه‌شناس به‌نام الیوت نس با سردسته‌ی تبهکاران آل کاپون در شهر شیکاگو است. نس در ابتدای فیلم، تلاش می‌کند گروهی از پلیس‌های وظیفه‌شناس و صادق را دور خود جمع کند تا هزینه‌های خیانت را به حداقل برساند، به همین دلیل، به سراغ مالون، یک پلیس مسن و با تجربه در شیکاگو می‌رود.

شان کانری که شخصیت مالون را در این فیلم بازی می‌کند، در ابتدا، تمایلی به همکاری با نس نشان نمی‌دهد اما در ادامه، ثابت می‌کند که می‌تواند با سرسختی و شهامت خود، نه تنها در مقابل آل کاپون بایستد، بلکه فساد اداره پلیس شیکاگو را نیز افشا کند. حتی زمانی که در انتهای فیلم، توسط اطرافیان کاپون گیر می‌افتد، سرسختی و شجاعت خود را در آخرین لحظات زندگی‌اش با لبخندی دلنشین بار دیگر اثبات به اثبات می‌رساند.

مجموعه فیلم سینمایی جنگ ستارگان اثر جرج لوکاس

مجموعه فیلم سینمایی جنگ ستارگان اثر جرج لوکاس

۱۴۰,۰۰۰

تومان

فیلم سینمایی هری پاتر و یادگاران مرگ قسمت اول اثر کریس کلمبوس

فیلم سینمایی هری پاتر و یادگاران مرگ قسمت اول اثر کریس کلمبوس

۱۵,۵۰۰

تومان

خرید انواع فیلم سینمایی از دیجی‌کالا

مشاهده همه

۸. اسلحه‌ی مرگبار – مل گیبسون (Lethal Weapon – Mel Gibson)

مل گیبسون و دنی گلاور دو پلیس سرسخت اسلحه‌ی مرگبار

  • کارگردان: ریچارد دانر
  • بازیگران: مل گیبسون، دنی گلاور، جو پشی
  • تازیخ انتشار: ۱۹۸۷
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۸۰ از ۱۰۰
  • امتیاز IMDb به فیلم: ۷.۶ از ۱۰

«مارتین ریگز، پلیس سرسختی که همواره آماده‌ی مرگ بود».

زمانی که مل گیبسون و دنی گلاور در یک فیلم پلیسی اکشن به عنوان نقش‌های اصلی در کنار هم قرار می‌گیرند، باید هم انتظار چنین اثر هیجان‌انگیزی را داشت! ریگز و مورتاگ دو دوست و همکار هستند که در یکی از شاهکار‌های پلیسی طول تاریخ به نام «اسلحه‌ی مرگبار» بازی می‌کنند. ریگز علاوه بر مهارت‌های پلیسی فوق‌العاده‌ای که داشت، یک تیرانداز حرفه‌ای هم بود که از هیچ شیوه و رفتار معمول یا غیر‌معمولی برای رسیدن به هدفش فروگذار نمی‌کرد. در واقع برای او هدف، وسیله را توجیه می‌کرد.

یکی از ویژگی‌های منحصربه‌فرد ریگز، غیرقابل پیش‌بینی و مرگبار بودن اعمال و رفتارش در مقابله با آدم بدهای داستان بود. این در حالی اتفاق می‌افتاد که مورتاگ مشتاقانه خبر بازنشستگی‌اش را انتظار می‌کشید. به نظر می‌رسد تنها نقطه‌ی مشترک بین این دو همکار قدیمی و راه حل این اختلاف عقیده بین آن‌ها، کشتن آدم بدها و دستگیری تبهکاران باشد!

کلاسور مدل مل گیبسون

کلاسور مدل مل گیبسون

۱۶۰,۰۰۰ تومان

مشاهده و خرید

۷. غارتگر ۲ – دنی گلاور (Predator 2 – Danny Glover)

دنی گلاور نقش پلیس سرسخت فیلم نابودگر را ایفا می‌کند

  • کارگردان: استیو هاپکینز
  • بازیگران: دنی گلاور، کوین پیتر هال، بیل پکستون
  • تازیخ انتشار: ۱۹۹۰
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۳۱ از ۱۰۰
  • امتیاز IMDb به فیلم: ۶.۳ از ۱۰

«مایک هریگان، پلیس شجاعی که یک شکارچی فضایی را به تنهایی شکست داد».

قهرمان اصلی فیلم «غارتگر ۲» پلیسی به‌نام مایک هریگان (دنی گلاور) است که گروهی از کارآگاهان برجسته را برای مقابله با خشونت‌های گروهی کنترل نشده در لس‌آنجلس رهبری و هدایت می‌کند. زمانی که سروکله‌ی یک موجود فضایی در شهر پیدا شد که شر تمام خلافکاران را یکی یکی کم کرد، هریگان سراغ ماموریتی جدید و مهم‌تر رفت تا بفهمد چه کسی این قتل‌های وحشتناک را انجام داده است.

هریگان یکی از معدود افرادی است که با این موجود فضایی خطرناک روبرو شده و جان سالم به در برده است؛ پس می‌توان به او لقب سرسخت‌ترین پلیس لس‌آنجلس را داد. داستان زمانی به اوج خود رسید که هریگان در تعقیب و گریزی نفس‌گیر، توانست سفینه‌ی این موجود را پیدا کند، کاری که حتی آرنولد شوارتزنگر هم نتوانست از انجام آن جان سالم به در ببرد!

اکشن فیگور نکا مدل غارتگر

اکشن فیگور نکا مدل غارتگر

۲,۲۰۰,۰۰۰ تومان

مشاهده و خرید

ماسک مدل غارتگر DSK.N

ماسک مدل غارتگر DSK.N

۱۹۰,۰۰۰

۱۷۴,۸۰۰ تومان

مشاهده و خرید

  • بیشتر بخوانید: ۱۵ فیلم جذاب که می‌توانید با خانواده تماشا کنید

۶. مرد ویرانگر – سیلوستر استالونه (Demolition Man – Sylvester Stallone)

ساندرا بولاک و سیلوستر استالونه در نمایی از فیلم مرد ویرانگر

  • کارگردان: مارکو برامبیلا
  • بازیگران: سیلوستر استالونه، ساندرا بولاک، وسلی اسنایپس
  • تازیخ انتشار: ۱۹۹۳
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۶۲ از ۱۰۰
  • امتیاز IMDb به فیلم: ۶.۲ از ۱۰

«جان اسپارتان، پلیسی که آرامش را به فیلم های اکشن دهه‌ی ۱۹۹۰ بازگرداند».

شخصیت جان اسپارتان که سیلوستر استالونه آن را بازی می‌کرد، به دلیل تاکتیک‌ها و روش‌های بسیار مخرب خود در مقابله با جنایت‌کاران لس‌آنجلس توانست لقب «مرد ویرانگر» را در سال ۱۹۹۰ به خود اختصاص دهد. اما زمانی که او را متهم به قتل کردند جان اسپارتان بدنش را منجمد کرد تا در آینده آزاد شود و دوباره بتواند با روش‌های مخصوص به خود تبهکاران را مجازات کند.

سال‌ها بعد، زمانی که سایمون فینیکس یکی از بدنام‌ترین جنایتکاران تاریخ از خواب انجمادی خود بیدار شد، شروع به ایجاد رعب و وحشت در شهر کرد که مقابله با او مستلزم بازگشت اسپارتان بود. اسپارتان در زمان خود، یکی از سرسخت‌ترین و شجاع‌ترین پلیس‌های شهر بود، به همین دلیل، دیدن شهامتش در زمان حال، میان پلیس‌های ترسو و منفعل لس‌آنجلس کمی عجیب می‌نمود.

اکشن فیگور طرح راکی مدل Rocky lll Limited

اکشن فیگور طرح راکی مدل Rocky lll Limited

مشاهده کالا

تابلو شاسی طرح سیلوستر استالونه رامبو کد bulud-fl246

تابلو شاسی طرح سیلوستر استالونه رامبو کد bulud-fl246

۷۴,۹۰۰ تومان

مشاهده و خرید

۵. جان سخت – بروس ویلیس (Die Hard – Bruce Willis)

جان ویک نقش پلیس سرسخت مجموعه فیلم‌های جان سخت را بر عهده داشت

  • کارگردان: جان مک‌تیرنان
  • بازیگران: بروس ویلیس، آلن ریکمن، بانب بدیلیا
  • تازیخ انتشار: ۱۹۸۸
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۹۴ از ۱۰۰
  • امتیاز IMDb به فیلم: ۸.۲ از ۱۰

«جان مک‌کلین تمام معادلات بازی را به‌هم می‌زند».

در فیلم اکشن کلاسیک «جان سخت»، جان مک‌کلین با بازی درخشان بروس ویلیس، سعی دارد برای تعطیلات کریسمس به دیدن همسرش برود تا شاید بتواند روابط سرد خود با او را کمی بهبود بخشد. اما ناگهان گروهی از تبهکاران که نقشه‌ای از پیش تعیین شده داشتند شروع به تیراندازی می‌کنند و تعدادی از کارمندان فرودگاه را گروگان می‌گیرند. پلیس سرسخت و یک‌دنده‌ی داستان اما تنها با یک اسلحه‌ی جیبی و یک بی‌سیم توانست راه خود را از میان ده‌ها مرد مسلح باز کند و به گروگان ها برسد.

جان مک‌کلین در ادامه متوجه می‌شود که این فقط یک گروگان‌گیری ساده نیست و هدف اصلی تبهکاران پرت کردن حواس پلیس برای سرقت از خزانه‌ی دولتی است. هر زمان صحبت از مک‌کلین به میان می‌آید، دیگر آمار و احتمالات و یا شانس معنی پیدا نمی‌کنند زیرا او می‌تواند علی‌رغم شرایط نابرابر موجود، به هدف خود دست پیدا کند، حتی با این سن‌وسال!

فیلم سینمایی جان سخت 3 اثر بروس ویلیس

فیلم سینمایی جان سخت ۳ اثر بروس ویلیس

مشاهده کالا

۴. پلیس آهنی – پیتر ولر (Robocop – Peter Weller)

پلیس آهنی یکی از جذاب‌ترین پلیس‌های دنیای سینما را به تصویر می‌کشد

  • کارگردان: پل ورهوفن
  • بازیگران: پیتر ولر، لیزا گیبونز، نانسی آلن
  • تازیخ انتشار: ۱۹۸۷
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۹۱ از ۱۰۰
  • امتیاز IMDb به فیلم: ۷.۶ از ۱۰

«نیمی انسان، نیمی ماشین. یک پلیس سرسخت تمام عیار».

«پلیس آهنی» ترکیبی بی‌نظیر از داستان‌های علمی – تخیلی و اکشن و داستان‌سرایی دیستوپیایی در یک مجموعه‌ی واحد است. زمانی که یکی از سرسخت‌ترین پلیس‌های دیترویت به‌نام الکس مورفی (پیتر ولر)، بی‌رحمانه توسط کلارنس بودیکر و گروهش به قتل می‌رسد، بدن بی‌جانش در آزمایشگاه تبدیل به یک سایبورگ مجری قانون به‌نام «روبوکاپ» یا همان «پلیس آهنی» مشهور می‌شود.

در ادامه، مورفی رفته رفته خاطرات گذشته را به یاد می‌آورد و حالا، پلیس آهنی داستان ما سعی در ردیابی قاتلان و تبهکارانی دارد که مسئول رقم خوردن وضعیت فعلی او هستند. مورفی در این فیلم، به مبارزه با باندهای تبهکار، روبات‌های غول‌پیکر و شرکتی که زندگی او را نابود کرده بود رفت و موفق شد جنایتکاران زمان خود را نابود کرده و انتقام زندگی از دست رفته‌‌اش را از آن‌ها بگیرد.

فیگور پلیس آهنی مدل Robocop 2014-B

فیگور پلیس آهنی مدل Robocop 2014-B

مشاهده کالا

۳. هری کثیف – کلینت ایستوود (Dirty Harry – Clint Eastwood)

کلینت ایستوود در نمایی از فیلم هری کثیف

  • کارگردان: دان سیگل
  • بازیگران: کلینت ایستوود، اندرو رابینسون، ویلیام پترسون
  • تازیخ انتشار: ۱۹۷۱
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۸۹ از ۱۰۰
  • امتیاز IMDb به فیلم: ۷.۷ از ۱۰

«کالاهان، مرگ‌بارترین افسر سان‌فرانسیسکو».

شخصیت بازرس هری کالاهان در فیلم «هری کثیف» یکی از خارق‌العاده‌ترین نقش‌‌های کلینت ایستوود، و یکی از به‌ یادماندنی‌ترین و موفق‌ترین نقش‌آفرینی‌های وی در کل کارنامه‌ی حرفه‌ای و بازیگری او در هالیوود است. این فیلم در زمان اکران آن‌قدر موفق و پربیننده شد که ساخت چهار دنباله را برایش در پی داشت. داستان فیلم درباره‌ی هری، یک تیرانداز ماهر در غرب وحشی و بازرس اداره‌ی پلیس سانفرانسیسکو است که مأموریت داشت تا یک قاتل سریالی تک‌تیرانداز را دستگیر کند.

حتی محدودیت های حقوقی و سیاسی دهه‌ی ۱۹۷۰ هم نتوانست تغییری در تاکتیک‌های خشن، غیر‌معمول و سرسختانه‌ی هری در انجام ماموریتش ایجاد کند. اگرچه این فیلم انتقادات بسیاری را برانگیخت، اما شخصیت هری کالاهان نه تنها تأثیر مستقیمی بر تصویر ذهنی افراد از یک گاوچران واقعی داشت، بلکه توانست روند تکاملی فیلم های پلیسی بعد از خود را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

مگنت طرح کلینت ایستوود مدل S1660

مگنت طرح کلینت ایستوود مدل S1660

۲۱,۰۰۰ تومان

مشاهده و خرید

۲. کبرا – سیلوستر استالونه (Cobra – Sylvester Stallone)

بریگیته نیلسن و سیلوستر استالونه در نمایی از فیلم کبرا

  • کارگردان: جرج پی کوزماتوس
  • بازیگران: سیلوستر استالونه، بریگیته نیلسن، برایان تامپسون
  • تاریخ انتشار: ۱۹۸۶
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۱۸ از ۱۰۰
  • امتیاز IMDb به فیلم: ۵.۸ از ۱۰

«جنایت یک بیماریست و تنها درمانش کبراست».

یکی از شاخص‌ترین نقش‌آفرینی‌های سیلوستر استالونه بازی در نقش مامور پلیسی به‌نام ماریون کوبرتی یا «کبرا» در فیلمی به همین نام است. پلیسی وظیفه‌شناس و سرسخت در یک شهر شلوغ و کثیف که تا مرز هرج‌ومرجی افسار گسیخته پیش رفته و حالا او باید نظم را به آن بازگرداند. دنیایی که کبرا در آن زندگی می‌کند، جامعه‌ایست که هرروز در حال فروپاشی و ابتذال است، آن هم با خشونتی احمقانه و بی‌معنی که انجام آن توسط برخی از جنایت‌کاران و جوانان شهر پرستش می‌شود.

داستان فیلم درباره‌ی یک قاتل سریالی معروف به‌نام نایت اسلشر است که با جمع کردن گروهی از خلافکاران ماهر دور خود سعی دارد تا کبرا و شاهد بسیار مهمی که از او محافظت می‌کند را از بین ببرد. زیرا این شاهد که ساندرا بولاک نقشش را بازی می‌کند تنها کسی است که می‌تواند واقعیت را درباره‌ی این گروه خلافکار و تمام همدستانشان افشا کند. از بسیاری جهات، «کبرا» مظهر یک قهرمان کامل فیلم‌های اکشن دهه‌ی ۸۰ است. یک پلیس سرسخت، شجاع و قهرمان که به اجبار، علاوه بر خلافکاران و جانیان، باید در مقابل سیستم بوروکرات زمان خود نیز بایستد.

  • بیشتر بخوانید: ۶ اقتباس برتر از شخصیت جوکر در سینما و تلویزیون

تفنگ بازی مدل کلت کد c.1

تفنگ بازی مدل کلت کد c.1

۱,۹۹۰,۰۰۰

تومان

تفنگ اسباب بازی مدل Gatlin2

تفنگ اسباب بازی مدل Gatlin2

۲,۰۵۰,۰۰۰

تومان

خرید انواع تفنگ در دیجی‌کالا

مشاهده همه

۱. دِرِد – کارل اربن (Dredd – Karl Urban)

در تمام دقایق فیلم صورت کارل اربن با کلاه خودی سنگین پوشیده شده بود

  • کارگردان: پیت تراویس
  • بازیگران: کارل اربن، اولیویا ترلبی، لنا هیدی
  • تاریخ انتشار: ۲۰۱۲
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: ۸۰ از ۱۰۰
  • امتیاز IMDb به فیلم: ۷.۱ از ۱۰

«او قانون‌گذار مگاسیتی است».

داستان فیلم «دِرِد» در یک شهر پر از جرم و خشونت و در آینده‌ای نزدیک اتفاق می‌افتد که در آن پلیس‌ها اجازه‌ی قضاوت، صدور و اجرای حکم را دارند. با توجه به این مسئله یک مأمور پلیس به همراه کار‌آموز خود تیمی را تشکیل می‌دهد تا به روش خودش یک گروه گنگستری که در کار تولید و توزیع داروهای خاصی هستند را از بین ببرد.

برخلاف فیلم «قاضی درد» تولید سال ۱۹۹۵ ، که تا حدودی سرگرم کننده اما پیش پا افتاده بود، «درد» محصول سال ۲۰۱۲ قهرمان اکشن «مگاسیتی وان» با بازی کارل اربن را به سطح کاملا جدیدی برد. اگرچه در ابتدا تنها وظیفه‌ی قاضی درد و همکارش قاضی اندرسون، رسیدگی به یک قتل معمولی در یکی از بلوک‌های شهر بود، اما در ادامه‌ی فیلم، در‌های این بلوک بزرگ به روی آن‌ها بسته می‌شود و هردوی آن‌ها با تعداد زیادی جانی و آدمکش که قصد جان‌شان را دارند، در آنجا گیر می‌افتند.

تنها وسیله‌هایی که قاضی درد و قاضی اندرسون برای مقابله با یکی از بی‌رحم‌ترین باندهای خلافکار شهر در این بلوک ساختمانی دارند تفنگ، کلاه ایمنی و زره منحصر به فرد و قدرتمندشان است که در برابر تقریبا هرچیزی از آن‌ها محافظت می‌کند و باعث پیروزی نهایی‌شان می‌شود. «درد» یکی از خیره‌سرترین پلیس‌های تاریخ سینماست که به عنوان یک نمونه‌ی کامل از عدالت به بیننده نشان داده می‌شود. یکی از بزرگ‌ترین و اصلی‌ترین شخصیت‌های ضدقهرمان کتاب‌های مصور ابرقهرمانی، که به هیچ وجه نمی‌توان شخصیت مزخرفش را نادیده گرفت!

کجا می‌روی آیدا؟

کجا می‌روی آیدا؟

۲۸ زبان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

کجا می‌روی آیدا؟

Quo Vadis, Aida?.jpg

کارگردانیاسمیلا ژبانیچ

تهیه‌کنندهدامیر ابراهیموویچ
یاسمیلا ژبانیچ

نویسندهیاسمیلا ژبانیچ

بازیگرانیاسنا دیوریچیچ

فیلم‌بردارکریستین مایر

شرکت
تولید

دبلوکادا فیلم
دیجیتال کیوب
کوپ۹۹
ان ۲۷۹
ریزور فیلم پروداکشن
اکستریم اموشنز
ایندی پراد
توردن‌فیلم
سازمان رادیو و تلویزیون دولتی ترکیه

تاریخ‌های انتشار

  • ۳ سپتامبر ۲۰۲۰ (ونیز)[۱]

مدت زمان

۱۰۲ دقیقه

کشوربوسنی هرزگوین
رومانی
اتریش
هلند
آلمان
لهستان
فرانسه
نروژ
ترکیه

زبانبوسنیایی
انگلیسی
صربی-کروات
آلمانی

هزینهٔ فیلم۳٫۵–۴ میلیون یورو[۲][۳]

کجا می‌روی آیدا؟ (به انگلیسی: Quo Vadis, Aida?) یک فیلم جنگی درام به نویسندگی و کارگردانی یاسمیلا ژبانیچ است. این فیلم برای اولین بار در بخش اصلی هفتاد و هفتمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم ونیز به نمایش درآمد.

این فیلم نامزد جایزه اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی در نود و سومین دوره جوایز اسکار بود و در دسامبر ۲۰۲۱ به عنوان بهترین فیلم سال ۲۰۲۱ اروپا برگزیده شد.[۴]

پانویس[ویرایش]

  1. ↑ "Quo Vadis, Aida?". Venice Film Festival. Retrieved 29 August 2020.
  2. ↑ Blaga, Iulia (22 October 2018). "GRANTS: Romanian CNC Gives Biggest Grant to Minority Coproduction Quo Vadis, Aida!". filmneweurope.com. Retrieved 29 July 2020.
  3. ↑ Solomun, Zoran (30 August 2020). "„Quo Vadis, Aida?" – novi film Jasmile Žbanić". DW (به بوسنیایی). Retrieved 1 September 2020.
  4. ↑ Ponsard، Frédéric (۲۰۲۱-۱۲-۱۲). ««کجا می‌روی آیدا؟» به‌عنوان بهترین فیلم سال ۲۰۲۱ اروپا برگزیده شد». euronews. دریافت‌شده در ۲۰۲۱-۱۲-۱۳.‏

پیوند به بیرون[ویرایش]

  • Quo Vadis, Aida? در بانک اطلاعات اینترنتی فیلم‌ها (IMDb)

«کجا می‌روی آیدا» عنوان‌های اصلی جوایز فیلم اروپا ۲۰۲۱ را تصاحب کرد

علی ادیبعلی ادیب

۲۱ آذر ۱۴۰۰ | ۱۲:۴۹۲۲ آذر ۱۴۰۰زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۳ دقیقه

جوایز فیلم اروپا 2021

سی‌و‌چهارمین دوره از جوایز فیلم اروپا دیشب برگزار شد و مهم‌ترین جوایز مراسم به فیلم سینمایی «کجا می‌روی آیدا؟» (Quo Vadis, Aida?) ساخته یاسمیلا ژبانیچ رسید.

کجا می‌روی آیدا؟ روایتگر داستان تلاش زنی است برای نجات خانواده‌اش طی ماجرای مربوط به نسل‌کشی جنگ بوسنی که سال ۱۹۹۵ در واقعیت رخ داد. این اثر سینمایی برنده جایزه بهترین فیلم شد در حالی که جوایز بهترین کارگردانی را برای ژبانیچ و جایزه بهترین بازیگر زن را هم برای یاسنا جوریچیچ بازیگر اصلی همین فیلم به ارمغان آورد.

کجا می‌روی آیدا؟ از جمله نامزدهای بهترین فیلم بین‌المللی اسکار ۲۰۲۱ هم بود اما در آن مراسم رقابت را به فیلم دانمارکی «یک دور دیگر» (Another Round)‌ باخت.

  • برندگان جوایز فیلم اروپا ۲۰۲۰ مشخص شد؛ درخشش یک دور دیگر و وینتربرگ

بخش دیگری از مراسم که به نوعی با نامزدهای اسکار ۲۰۲۱ تداخل داشت مربوط به فیلم «پدر» (The Father) ساخته فلوریان زلر بود. آنتونی هاپکینز که پیش از این موفق شده بود اسکار بهترین بازیگر نقش اصلی مرد را به دست آورد در مراسم جایزه فیلم اروپا هم به‌عنوان بهترین بازیگر مرد انتخاب شد. همچنین جایزه بهترین فیلم‌نامه مراسم دیشب برای فیلم‌نامه فیلم پدر به کریستوفر همپتون و فلوریان زلر رسید؛ درست مشابه مراسم اسکار که برای این دو اسکار بهترین فیلم‌نامه اقتباسی را در پی داشت.

یاسمیلا ژبانیچ

از میان فیلم‌های اروپایی نسبتا مطرح امسال که در مراسم دیشب به آن‌ها چندان توجهی نشد یا دست کم جوایز مهمی را به دست نیاوردند باید به «تیتان» (Titane) ساخته ژولیا دوکورنو برنده نخل طلای کن امسال، «دست خدا» (The Hand Of God) به کارگردانی پائولو سورنتینو، «کوپه شماره ۶» (Compartment No. 6) ساخته یوهو کاسمانن که همراه با فیلم قهرمان در جشنواره کن مشترکا برنده جایزه بزرگ شدند و «بدترین فرد در جهان» (The Worst Person In The World) به کارگردانی یواخیم تری‌یر اشاره کرد که بازیگر نقش اصلی زن آن پیش از این در جشنواره کن جایزه بهترین بازیگری را به دست آورده بود.

در عین حال بعضی آثار که در مجموع پیش از این جلب توجه چندانی نکرده بودند در جوایز فیلم اروپا بیشتر جلب توجه کردند. در این بخش می‌توان به مستند انیمیشن «فرار» (Flee) یوناس پوهر راسموسن اشاره کرد؛ مستندی درباره مردی به نام امین که گذشته‌‌ی تا پیش از این پنهان‌شده خود را مربوط به فرایند فرار از کشورش روایت می‌کند. این مستند هر دو جایزه بهترین مستند و بهترین انیمیشن را به خود اختصاص داد.

یاسمیلا ژبانیچ برنده فیلم اصلی مراسم با تصاحب این جایزه به سومین زنی تبدیل شد که تا به حال جایزه بهترین کارگردانی جوایز فیلم اروپا را به دست آورده‌اند. او در سخنرانی پس از دریافت جایزه‌اش فیلمش را به زنان و مادران سربرنیتسا (محل رخ‌دادن وقایع فیلم) تقدیم کرد.

ژبانیچ با اشاره به اینکه در جریان درگیری‌های آن سال سه نسل از مردان فقط به خاطر نام‌هایشان کشته شدند گفت: «زنان سربرنیتسا راهی برای ایجاد صلح در یک کشور ویران شده پیدا کردند. زنان همیشه باید آشفتگی‌هایی که توسط مردان ایجاد شده را جمع کنند. این جایزه را تقدیم می‌کنم به زنان سربرنیتسا و مادرانی که به ما آموختند چطور ویرانی را به عشق تبدیل کنیم. امیدوارم این جایزه همبستگی زنان، داستان‌های زنان و چشم‌اندازهای زنان در فیلم، سیاست و زندگی را تقویت کند.»

ژبانیچ این‌طور ادامه داد: «فیلم‌ها نیروی قدرتمندی به حساب می‌آیند که می‌توانند ما را دلسوز‌تر و خردمندتر کنند و به ما قابلیت بیشتری برای درک پیچیدگی‌های زندگی ببخشند. ما وظیفه داریم حقیقت را به مخاطبان خود عرضه کنیم. گرچه ممکن است سخت باشد و سودآورترین رویکرد ممکن هم نباشد اما به داستان‌های پیچیده‌تر نیاز داریم تا بتوانیم مخاطبان خود را برای دوران پیچیده‌ای که در پیش داریم آماده کنیم.»

مراسم سی‌و‌چهارمین دوره از جوایز فیلم اروپا به شکلی ترکیبی برگزار شد. در ابتدا قرار بود این مراسم در یک جشن کوچک با حضور فیزیکی مهمان‌ها برگزار شود اما این برنامه به دلیل اوج‌گیری بیماری کرونا در آلمان (محل برگزاری مراسم) دچار تغییر شد. با این اوصاف مراسم با ترکیبی از حضور بعضی مهمانان و مجریان به شکل فیزیکی و ارتباط آن‌ها با سایرین به شکل آنلاین برگزار شد.

می‌توانید در ادامه فهرست کامل برندگان امسال جوایز فیلم اروپا را بخوانید.

جوایز فیلم اروپا

فیلم کمدی شارماجی نامکین

دانلود فیلم هندی شارماجی نامکین با دوبله فارسی Sharmaji Namkeen 2022

فیلم کمدی شارماجی نامکین ۲۰۲۲ با کیفیت 1080p & 720p & 480p

دانلود فیلم شارماجی نامکین Sharmaji Namkeen 2022

نام: شارماجی نامکین – Sharmaji Namkeen | ژانر: کمدی، درام، خانوادگی | انتشار: 2022

زبان: دوبله فارسی + هندی | مدت‌ زمان: 119 دقیقه | زیرنویس فارسی: دارد

فرمت: MKV | محصول Amazon Prime | امتیاز: 8.5 از 10

خلاصه داستان:
فیلم شارماجی نامکین Sharmaji Namkeen 2022 داستانی ساده در مورد یک پیرمرد 60 ساله دوست داشتنی و مهربان است که به تازگی بازنشسته شده و…

«داستان تند و خنده‌دار ما»

«داستان تند و خنده دار ما» از قاب شبکه نمایشب

به گزارش خبرگزاری صداوسیما، این فیلم سینمایی کمدی ساخت کشور هنگ کنگ در سال ۲۰۲۲، در واحد دوبلاژ اداره کل تامین و رسانه بین‌الملل سیما به مدیریت اکبر هاشمی دوبله شده است.

فیلم «داستان تند و خنده‌دار ما» درباره آشپزی و راه اندازی یک کسب و کار خانوادگی در همین حوزه است. تند به عنوان یکی از مزه‌ها به موضوع اثر در ارتباط با آشپزی و خنده دار بودن قصه اشاره دارد. قهرمانان اصلی آن اعضای یک خانواده هستند که باوجود تمام فراز و نشیب‌ها در کنار یکدیگر می‌مانند.

شبکه نمایش پنجشنبه‌ها فیلم جدید خارجی پخش می‌کند

شبکه نمایش پنجشنبه‌ها فیلم جدید خارجی پخش می‌کند

شبکه نمایش پنجشنبه‌ها فیلم جدید خارجی پخش می‌کند

باکس فیلم‌های جدید خارجی پنج‌شنبه‌ شب‌ها در شبکه نمایش راه‌اندازی شده و هر هفته یک فیلم جدید دوبله و روانه آنتن می شود.

به گزارش ایسنا به نقل از روابط عمومی شبکه نمایش سیما، فیلم جدید «داستان تند و خنده‌دار ما» از سینمای هنگ‌کنگ پنج‌شنبه این هفته از شبکه نمایش سیما روی آنتن خواهد رفت.

فیلم سینمایی «داستان تند و خنده‌دار ما» در واحد دوبلاژ اداره کل تامین و رسانه بین‌الملل سیما به مدیریت دوبلاژ اکبر هاشمی به همراه ۲۵ نفر گوینده دوبله شده است.

این فیلم سینمایی کمدی ساخت کشور هنگ‌کنگ در سال ۲۰۲۲ و قرار است از شبکه نمایش سیما پخش شود.

«داستان تند و خنده‌دار ما» یک فیلم طنز شاد درباره آشپزی و راه‌اندازی یک کسب و کار خانوادگی در همین حوزه است. تند به عنوان یکی از مزه‌ها به موضوع اثر در ارتباط با آشپزی و خنده‌دار بودن قصه اشاره دارد. قهرمانان اصلی آن اعضای یک خانواده هستند که به‌رغم تمام فراز و نشیب‌ها در کنار یکدیگر می‌مانند.

این فیلم در راستای دوبله و پخش فیلم‌های جدید خارجی از شبکه نمایش به مخاطبان این شبکه ارائه می‌شود.

فیلم سینمایی «داستان تند و خنده دار ما» پنجشنبه (۱۵ تیر ماه) ساعت ۲۳ روی آنتن شبکه نمایش سیما می رود.

انتهای پیام

فرهاد صفی‌نیا

فهرست

نهفتن

فرهاد صفی‌نیا

۱۰ زبان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

فرهاد صفی‌نیا
فرهاد صفی‌نیا
زادهٔ۱۳۵۳
تهران، ایران
محل زندگیتهران، پاریس، لندن، لس آنجلس
ملیتایرانی
تحصیلاتکینگز کالج کمبریجنیو اسکولدانشگاه نیویورک
پیشهتهیه‌کننده و فیلم‌نامه‌نویس و کارگردان
شناخته‌شده برایهمکاری با مل گیبسون در نگارش فیلم‌نامهٔ آخرالزمان
همسر(ها)لاورا ریگان (۲۰۰۷-اکنون)
صفحه در وبگاه IMDb

فرهاد صفی‌نیا فیلمنامه‌نویس و تهیه‌کننده و کارگردان فیلم ایرانی-آمریکایی است.

زندگی‌نامه[ویرایش]

در سال ۱۳۵۳ خورشیدی (۱۹۷۵ میلادی) در تهران به دنیا آمد. زمانی که او ۴ سال داشت به همراه خانواده‌اش به پاریس مهاجرت کردند و پس از مدتی برای ادامه زندگی به لندن رفتند. پس از به اتمام رسیدن تحصیلاتش در مدرسه «چارترهاوس» او برای تحصیل در رشته اقتصاد به کالج «کینگز کالج» کمبریج رفت و در آنجا به عنوان کارگردان و بازیگر در چندین تئاتر باشگاه هنرهای دراماتیک آماتور «دانشگاه کمبریج» به فعالیت پرداخت.

فرهاد پس از پایان تحصیلاتش در کالج «کینگز کالج»، کمبریج را به مقصد نیویورک سیتی ترک کرد و در آن شهر به تحصیل در رشته فیلم در دانشگاه «نیو اسکول» و دانشگاه هنر «تیش اسکول» پرداخت و در سال ۲۰۰۷ میلادی با لارا ریگان؛ بازیگر کانادایی ازدواج کرد.

فرهاد با وجود برخوردار بودن از استعداد بالای نویسندگی خیلی پرکار نبوده‌است. او در طول دوران فعالیت خود به عنوان نویسنده تنها نویسندگی فیلمنامه یک فیلم کوتاه، یک فیلم سینمایی و یک مجموعه تلویزیونی را برعهده داشته‌است.

فیلم کوتاه خارج از جعبه (Outside the Box) در سال ۲۰۰۱ میلادی نخستین پروژه‌ای است که صفی‌نیا در آن به عنوان نویسنده فیلمنامه و تهیه‌کننده فعالیت کرده‌است

پس از این فیلم کوتاه، فرهاد به مدت پنج سال از عرصه سینما به دور ماند تا اینکه در سال ۲۰۰۶ میلادی با نگارش فیلمنامه فیلم سینمایی مطرح و برجسته‌ای مانند آپوکالیپتو به این عرصه بازگشت.

آخرین ساخته او فیلم پروفسور و مرد دیوانه در سال ۲۰۱۹ است که مل گیبسون، شان پن، ناتالی دورمر و استیون دیلین در آن حضور داشته‌اند.

منابع

پروفسور و مرد دیوانه (فیلم ۲۰۱۹)

پروفسور و مرد دیوانه (فیلم ۲۰۱۹)

۲۲ زبان

ابزارها

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پروفسور و مرد دیوانه
The Professor and the Madman
The Professor and the Madman (film).png

پوستر فیلم

کارگردانفرهاد صفی‌نیا
تهیه‌کننده
فیلمنامه‌نویس
بر پایهجراح کروثورن
اثر سیمون منچستر
بازیگران
فیلم‌بردارکسپر تاکسن
تدوین‌گرجان گیلبرت

شرکت
تولید

تاریخ‌های انتشار

۱۰ می ۲۰۱۹ (ایالات متحده آمریکا)
کشور


* ایالات متحده آمریکا
* ایرلند

زبانانگلیسی
هزینهٔ فیلم$۲۵ میلیون[۱]

پروفسور و مرد دیوانه (انگلیسی: The Professor and the Madman) یک فیلم سینمایی محصول مشترک آمریکا و ایرلند در سبک درام به کارگردانی فرهاد صفی‌نیا است. این فیلم بر اساس کتابِ جرّاحِ کروتورن ساخته شده‌است.

داستان[ویرایش]

داستان این فیلم در مورد پروفسوری است که در سال ۱۸۵۷ تألیف کتاب فرهنگ انگلیسی آکسفورد را آغاز کرد و کمیتهٔ نظارت بر کتاب را رهبری می‌کرد و دکتر جراحی که بیش از ۱۰٫۰۰۰ لغت را پیشنهاد داد، آن‌هم زمانی که در تیمارستان نگهداری می‌شد.

بازیگران[ویرایش]

تولید[ویرایش]

بیست سال قبل از آغاز تولید این فیلم، مل گیبسون بر روی اقتباس از کتاب جراح کروثورن کار می‌کرد. گیبسون که در اصل برای کارگردانی این فیلم انتخاب شده بود، جایش را به همکار-نویسنده اش در فیلم آپوکالیپتو، یعنی فرهاد صفی‌نیا داد. فرهاد صفی‌نیا به عنوان کارگردان و مل گیبسون به عنوان بازیگر نقش جیمز موری تعیین شدند. در اوت ۲۰۱۶ شان پن به عنوان بازیگر نقش ویلیام چستر ماینر وارد پروژه شد. در همان اوت ناتالی دورمر و در سپتامبر همان سال یوان گریفید به بازیگران فیلم اضافه شدند.

فیلمبرداری پروژه در سپتامبر ۲۰۱۶ در دوبلین آغاز شد. در نوامبر ۲۰۱۶ مجموعه عکسی از استیو کوگان، لاورنس فاکس و جنیفر ایلی در حال فیلمبرداری همین پروژه منتشر شد که حاکی از حضور این بازیگران در فیلم بود.

در ژوئیه ۲۰۱۷ مل گیبسون شرکت ولتاژ پیکچرز را به عدم همکاری در تولید متهم کرد.

منابع[ویرایش]

  1. https://variety.com/2017/film/news/judge-rejects-injunction-professor-and-the-madman-mel-gibson-1202566835/

پیوند به بیرون[ویرایش]

پنجره مخفی

پنجره مخفی

۳۰ زبان

ابزارها

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پنجره مخفی
Secret Window movie.jpg
کارگرداندیوید کپ
نویسندهدیوید کپ
بر پایهپنجره مخفی، باغ مخفی
اثر استیون کینگ
بازیگرانجانی دپ
جان تورتورو
ماریا بلو
تیموتی هاتون
لن کری‌یو
سارا آلن
موسیقیفیلیپ گلس
جف زانلی
فیلم‌بردارفرد مورفی
توزیع‌کنندهکلمبیا پیکچرز

تاریخ‌های انتشار

  • ۱۲ مارس ۲۰۰۴ (ایالات متحده)

مدت زمان

۹۶ دقیقه
کشورآمریکا
زبانانگلیسی
هزینهٔ فیلم۴۰ میلیون دلار
فروش گیشه۹۳ میلیون دلار

پنجره مخفی (به انگلیسی: Secret Window) یک فیلم تریلر روانشناسانه آمریکایی به نویسندگی و کارگردانی دیوید کپ و با بازی جانی دپ و جان تورتورو، محصول سال ۲۰۰۴ استودیو کلمبیا پیکچرز است که براساس رمانی از استیون کینگ با نام باغ مخفی، پنجره مخفی ساخته شده‌است.

داستان[ویرایش]

مورت رینی نویسنده موفق کتاب‌های جنایی، پس از آن‌که پی به خیانت همسرش می‌برد، از او جدا شده و به شهری دورافتاده می‌رود. روزی غریبه‌ای به نام جان شوتر به دیدن او می‌رود و ادعا می‌کند داستان او را که در سال ۱۹۹۷ نوشته، دزدیده و به نام خود منتشر کرده. مورت مدرکی دارد که او در سال ۱۹۹۴ برای اولین بار این کتاب را منتشر کرده‌است. جان شوتر زندگی مورت را به هم می‌ریزد، سگش را می‌کشد و او را تهدید می‌کند که مدرک خود را به او نشان دهد. تنها مدرک مورت نسخه‌ای از مجله‌ای است که برای اولین بار داستان او را چاپ کرده و این مجله نزد همسر سابقش است. مورت در راه به دست آوردن مجله با مشکلات فراوانی روبه‌رو می‌شود و خانه همسرش در آتش می‌سوزد. چیزی که مورت را می‌ترساند این است که متوجه می‌شود ماجراهای داستانش کم‌کم به زندگی‌اش راه می‌یابد.

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

مجموعه‌ای از گفتاوردهای مربوط به پنجره مخفی در ویکی‌گفتاورد موجود است.

انجمن ادبی و پای پوست سیب‌زمینی گرنزی

انجمن ادبی و پای پوست سیب‌زمینی گرنزی

۲۱ زبان

ابزارها

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

انجمن ادبی و پای پوست سیب‌زمینی گرنزی
The Guernsey Literary and Potato Peel Pie Society.png
پوستر اکران
کارگردانمایک نیوول
تهیه‌کننده
فیلمنامه‌نویس
بر پایهThe Guernsey Literary and Potato Peel Pie Society
اثر Mary Ann Shaffer و Annie Barrows
بازیگران
موسیقیالکساندرا هاروود
فیلم‌بردارزک نیکلسون
تدوین‌گرپل توتیل

شرکت
تولید

توزیع‌کنندهاستودیوکانال

تاریخ‌های انتشار

  • ۹ آوریل ۲۰۱۸ (لندن)
  • ۲۰ آوریل ۲۰۱۸ (United Kingdom)
  • ۱۳ ژوئن ۲۰۱۸ (France)

مدت زمان

۱۲۴ دقیقه
کشور
  • بریتانیا
  • فرانسه
زبانEانگلیسی
فروش گیشه$۲۳ میلیون[۱]

انجمن ادبی و پای پوست سیب‌زمینی گرنزی (انگلیسی: The Guernsey Literary and Potato Peel Pie Society) فیلمی رمانتیک-درام تاریخی محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی مایک نیوول (کارگردان) و نویسندگی دان روس و توماس بزوچا است. داستان فیلم در سال ۱۹۴۶ روایت می‌شود. نویسنده ای که ساکن لندن است که با یکی از ساکنان گرنزی (جزیره)، که در طول جنگ جهانی دوم تحت اشغال آلمان بود، نامه رد و بدل می‌کند.

منابع[ویرایش]

  1. "The Guernsey Literary and Potato Peel Pie Society". باکس آفیس موجو. Retrieved 28 November 2021.

پیوند به بیرون[ویرایش]

فیلم پدر با احساسات زنده قلب شما را می‌شکند

نقد فیلم The Father – درامی دلخراش پیرامون زوال عقل

فیلم پدر با احساسات زنده قلب شما را می‌شکند

امیر پریمی ۱۲ فروردین ۱۴۰۰ ۴.۱ ذخیره

ویجیاتو >> فیلم و سریال

۵ دیدگاه

white

فیلم «پدر» ساخته فلوریان زلر تصویری حیرت انگیز و قدرتمند از زوال عقل (آلزایمر) و تغییر پویایی عملکرد فرزندان در هنگام مراقبت از پدر و مادر را در درامی جمع و جور و البته دلخراش با محوریت یک اجرای استادانه از آنتونی هاپکینز و زیبایی ظاهری در طراحی صحنه و فضا به بیننده ارائه می‌کند. لازم به ذکر است که این فیلم به نویسندگی و کارگردانی فلوریان زلر بر اساس نمایشنامه سال ۲۰۱۲ خود او به نام پدر ساخته شده‌است. در ادامه با نقد فیلم The Father همراه ویجیاتو باشید.

ایفای نقش آنتونی هاپکینز در فیلم The Father

داشتن نویسنده‌ای که کار خودش را کارگردانی کند همیشه دور از ذهن است. در بهترین حالت، یک نویسنده می‌تواند بینش منحصر به فردی به متن خود تزریق کند تا شاید کارگردانی از آن خوشش بیاید؛ اما بیشتر اوقات، کمپانی‌ها و تهیه‌کنندگان تمایل دارند که بیننده احساس کند کار کارگردانی است که فیلمنامه را شاخص می‌کند. با این اوصاف فیلم پدر حاصل کار یک فیلمنامه نویس و کارگردان ثابت و واحد است. در واقع شخص زلر نمایشنامه خودش را به یک فیلم بلند تبدیل کرده است.

در این میان ذکر یک نکته ضروری است که تطبیق یک نمایشنامه به یک فیلمنامه اساساً می‌تواند کاری دشوار و ریسک پذیر باشد، زیرا هم فیلمنامه و هم نمایشنامه مستعد اصول و قوانین زمین بازی خود هستند؛ به طور کلی سینمایی شدن یک نمایشنامه چارچوب‌هایی دارد که اگر درست اجرا نشوند، بینندگان هنگام تماشای اثر احساس می‌کنند در حال دیدن یک نمایش فیلمبرداری شده هستند که هیچ علاقه‌ای به فرمول‌های سینمایی ندارد.

با تمام این مشکلات بر سر راه تبدیل یک نمایشنامه خوب به یک فیلمنامه، جدیدترین ساخته فلوریان زلر فرانسوی به عنوان نویسنده، و فیلم‌نامه‌نویس کاری شایسته و درخور تمجید است. فیلم «پدر» یک کار کاملاً سینمایی است.

این اثر که عملاً حاصل یک متن شاهکار صحنه‌ای بوده، حالا توسط خود زلر به یک موفقیت سینمایی نیز تبدیل شده است. فیلم پدر چیزی شبیه به یک حیله جادویی است. چه روی صحنه و چه روی صفحات فیلمنامه یا نمایشنامه ما شاهد یک ظرافت خاص هستیم که تمام جزئیاتش دیدنی است.

آنتونی هاپکینز در فیلم The Father

من دقیقاً کی هستم؟

آنتونی (با ایفای نقش آنتونی هاپکینز)

داستان فیلم «The Father» این گونه است که یک مرد با افزایش سن از همه کمک‌های دخترش امتناع می‌ورزد. اما همانطور که سعی می‌کند شرایط متغیر خود را درک کند، شروع به شک به عزیزان، ذهن خودش و حتی تار و پود واقعیت خود می‌کند؛ و این دستمایه یک فیلم 97 دقیقه‌ای جالب می‌شود.

این اثر دراماتیک، داستان شخصِ آنتونی (آنتونی هاپکینز) است، یک آقای نجیب و سالخورده که در یک آپارتمان زندگی می‌کند و گاه به گاه با دخترش آن (اولیویا کلمن) نیز دیدار می‌کند. شخصِ آن ابراز نگرانی می‌کند که پدرش دیگر قادر به مراقبت از خودش نیست، اما آنتونی به او اطمینان می‌دهد که حالش خوب است. به طور کلی شخص آنتونی نیز خوب به نظر می‌رسد، تا اینکه روز بعد، مردی ناشناخته را در آپارتمان خود پیدا می‌کند که ظاهراً کمی متفاوت است، و زن ناشناسی در حال حاضر ادعا می‌کند که دخترش آن است.

چه اتفاقی می‌افتد؟ این مردم چه کسانی هستند؟ چه چیزی واقعی است و چه چیزی نیست؟ زلر با این شروع ذهن بیننده را محو گره‌های موجود می‌کند؛ البته این فیلم به ما اجازه می‌دهد نسبتاً زود بدانیم که آنتونی از زوال عقل رنج می‌برد. داستان زیاد نیست: زوال عقل آنتونی بدتر و بدتر می‌شود و شخص آن مجبور است که یک مراقب یا پرستار (ایموجن پوتس) را استخدام کند تا به پدرش کمک کند.

اما جادوی واقعی این درام آن است که زلر چگونه این داستان را برای ما بازگو می‌کند، او به عنوان کارگردان و نگارنده متن با استفاده از یک سری ترفندهای ظریف ما را در تجربه ذهنی آنتونی که به تدریج در حال زوال است، در زمان و مکانی نا مشخص حبس می‌کند.

ایفای نقش الیویا کلمن در فیلم The Father

تسلط زلر بر زبان تصویری فیلم از همان ابتدا که با آپارتمان آنتونی روبرو می‌شویم مشهود است. برای مثال طراحی خانه به گونه‌ای است که دو راهرو طولانی که در هر دو انتهای آن درب دارد، تشخیص اینکه در کجای طرح قرار گرفته‌ایم را برای ما دشوار می‌کند. این تغییر ظریف ما را در حالت آماده باش قرار می‌دهد، و باعث می‌شود آنچه را که فکر می‌کردیم می‌دانیم زیر سوال ببریم.

در ظاهر فیلم «پدر» نمی‌تواند به ریشه‌های خود به عنوان یک نمایش صحنه‌ای پُشت کند، اما زلر هوشمندانه از قراردادهای نمایشی چون یک لوکیشن به ظاهر ساده علیه ما استفاده می‌کند.

به نظر می‌رسد شخصیت‌ها صحنه به صحنه یک لباس مشابه پوشیده‌اند، اما مطمئناً این سوالات ذهن ما را درگیر می‌کند که اکنون در روزی متفاوت هستیم یا خیر؟ مجموعه مکان و زمان ایستا است یا خیر؟ آن صندلی در آن طرف اتاق بود؟ یا فقط این یک صندلی بود که ما آن را از زاویه دیگری دوبار دیدیم؟ این طراحی سوالات ساده اما در واقعیت پیچیده، ساختار اصلی و ذهنی فیلم را شکل داده‌اند.

تدوین فوق‌ العاده هوشمندانه شخص یورگوس لامپرینوس هم به حفظ تعادل ما کمک می‌کند، و البته این تدوین با همکاری فیلمنامه مجموعه‌ای از صحنه‌ها را خلق می‌کنند که ما را با عمق بیماری شخصیت اصلی فیلم آشنا می‌کند.

نقد فیلم The Father - درامی دلخراش پیرامون زوال عقل - ویجیاتو

هاپکینز تقریباً در هر صحنه به عنوان آنتونی حضور جدی دارد، در واقع او یک مهندس سابقِ کاریزماتیک است که این روز‌ها دارای یک رفتار شیطنت آمیز جالب نیز شده است. در اوایل فیلم، مخاطب می‌فهمد که گرچه او سالها تنها و به طور مستقل زندگی کرده، اما روزنه زندگی 80 ساله او در حال پایان یافتن است؛ و او به طور فزاینده‌ای به دخترش آن (اولیویا کولمن) وابسته شده که این خود نشانه ضعف شخصی و بیماری او است. نتیجه این سبک روایت در فیلم پدر به همان اندازه که گمراه کننده و دلخراش است، جالب نیز به نظر می‌رسد.

چشمگیرترین جنبه پدر این است که چگونه زلر به جای اینکه بخواهد تکه تکه خاطرات را در ذهن آنتونی باز کند، بیننده را در لحن احساسی هر صحنه خاص نگه می‌دارد. البته موسیقی نیز در این مدیوم تاثیر عجیبی دارد. کار Ludovico Einaudi در موسیقی فیلم عالیست. گاهی اوقات موسیقی مانند یک هیجان پارانوئید پخش می‌شود و باعث ایجاد تنش در بیننده می‌شود، گویا ما در آستانه کشف یک توطئه بزرگ علیه آنتونی هستیم.

فلوریان زلر از این فنون خاص در پیشبرد روایتش به عنوان «ludique» یاد کرده است، اصطلاحی فرانسوی که تقریباً در فارسی به «بازیگوشی» ترجمه می‌شود. اگرچه به سختی می‌توان این اثر را قلباً توصیف کرد، اما فیلم پدر علاقه منحصر به فردی در به تصویر کشیدن طبیعت گرایی با تکنیک‌های کاملا غیر طبیعی دارد. در واقع تماشای اینکه گاهاً می‌فهمیم چه اتفاقی می‌افتد و برای جلوگیری از آن قدرت نداریم هیجان انگیز و وحشتناک است.

البته همه این‌ها بدون بازی‌های عالی تیم بازیگری برای ایجاد یک فیلم سنگین احساسی به نتیجه نمی‌رسید. برای مثال اولیویا کلمن در فیلم فوق‌العاده است، زیرا او قادر است هر لحظه یا صحنه را با کوچکترین مکث یا تغییر بیان تغییر دهد.

با توجه به اینکه فیلم «پدر» اساساً ما را با تجربه درونی شخصیت آنتونی منطبق می‌کند، اما بازی کلمن نیز دیدنی است و این نشانگر استعداد ناب او در این امر است، چرا که در فیلمِ آنتونی هاپکینز ما به اندازه او با شخصیت «آن» نیز همدردی می‌کنیم.

نقد فیلم The Father - درامی دلخراش پیرامون زوال عقل - ویجیاتو

احساس می‌کنم که دارم تموم برگ‌هام رو از دست میدم…

آنتونی (با ایفای نقش آنتونی هاپکینز)

اما در نهایت، پدر فیلمِ هاپکینز است. این بازیگر که برای مدت طولانی در نقش‌های معمولی استعداد خود راکد کرده بود، سال گذشته با بازی در «The Two Popes» دوباره احیا شد و بازی او در پدر به مراتب یک نقش بهتر است، و طیف عظیمی از احساسات را برای بازیگر فراهم می‌کند. هاپکینز کاملاً در مغز و بدن شخصیت آنتونی فرو می‌رود، و در همان اوایل نکات ظریفی را ارائه می‌دهد که بیننده را شیفته اجرای او می‌کند.

هاپکینز موفق می‌شود انواع مختلف گیجی و مبهوتی حاصل از زوال عقل را به نمایش بگذارد. برای مثال او گاهی مبهوت است، گاهی وحشت زده و گاهی با اندوه یک انسانِ تنهای کامل رها شده است. یادآوری فیلمی که اینقدر به نور صورت یک انسان بستگی داشته باشد کار دشواری است و هاپکینز به حدی در این کار موثر است که نمی‌شود عملکرد او را نادیده گرفت.

دنیای شخصیت آنتونی در The Father، دنیایی کوچک است؛ دنیایی که تمام مدت در حال کوچک شدن است و این احساس کلاستروفوبیا و هجوم دیگران به فضای وی از موضوعات اساسی فیلم پدر است. در مورد فیلم، این اثر تقریباً مخالف فضای MCU مارول است. در واقع به جای یک بوم حماسی که همه موجودات زنده و سیارات و واقعیت‌های بسیار گسترده‌ را شامل ‌شود، کل این جهان سینمایی در یک اتاق دو نفره قرار دارد و این اصل ماجراست. بنابراین تماشای آن برای یک بیننده عام می‌تواند کمی طاقت فرسا باشد.

نقد فیلم The Father - درامی دلخراش پیرامون زوال عقل - ویجیاتو

اگر فردی در زندگی شما با زوال عقل، آلزایمر یا ورود به دوران پیری دست و پنجه نرم می‌کند، فیلم پدر بهترین گزینه برای ایجاد حس همدردی با اوست. با کار فوق العاده هاپکینز در مرکز این اثر، پدر به کاری ارزشمند بدل شده است.

فلوریان زلر به همان سختی بازیگر نقشِ اصلی‌اش کار می‌کند تا موفقیت فیلم را تضمین کند و نتیجه آن محصول نهایی است که چیزی فراتر از یک قطعه سینمایی معمولی است. این اثر سینمایی یک فیلم قدرتمند است، هبوط فراموش نشدنی به اعماق ذهن یک مرد که مخاطب را در حالی که سعی می‌کند ناامیدانه فرار کند، روی صندلی‌های خود گرفتار می‌کند، درست مثل شخصیت اصلی.

در واقع پدر فقط یک فیلم نیست که شما آن را تماشا کنید، بلکه اثری است که شما آن را از منظر ذهن، جسم و روح نیز تجربه می‌کنید. در نتیجه هدایت خیره‌کننده از سوی فلوریان زلر، به عنوان نویسنده و کارگردان، شما را درگیر ذهن شخصیت آنتونی هاپکینز و بازی فراموش نشدنی او می‌کند. اگر یک درام محکم و استوار دوست دارید، دیدن این اثر سینمایی را از دست ندهید.


اگر نقد فیلم The Father را دوست داشتید، نگاهی به دیگر نقدهای ویجیاتو بیندازید:

نقد و بررسی بانکدار The Banker

نقد و بررسی بانکدار The Banker – فیلمی سرگرم‌کننده و روشنگر لایق بیشترین میزان توجه مخاطب

a_alinia

نویسنده: a_alinia

- ۱۹ مرداد ۱۳۹۹ - ۸:۱۳ ق.ظ

زمان مطالعه: 5 دقیقه

تماشا و دانلود بانکدار در نماوا

مدتی قبل، اپل تصمیم داشت با یک پروژهٔ اسکار-پسند خودش را به‌عنوان یک رقیب جدید در تجارت فیلم معرفی کند. زوج هنری جذاب آنتونی مکی و ساموئل ال. جکسون (که پیش از این در انتقام‌جویان Avengers با هم همکاری داشتند) در نقش‌های اصلی فیلم بانکدار The Banker بازی کرده‌اند. این فیلم داستان واقعی از دو کارآفرین آفریقایی-آمریکایی موفق در دهه ۵۰ و ۶۰ میلادی را روایت می‌کند. آنها موفق می‌شوند یک امپراتوری مالی چشمگیر بسازند، قانون را پشت سر بگذارند و دربارهٔ تبعیض نژادی در مسکن آگاه‌سازی کنند.
اما زمانی که سینتیا گرت، دختر برنارد گرت (شخصیتی که مکی نقش او را بازی کرد) اتهاماتی علیه سواستفاده‌های جنسی برادر ناتنی‌اش برنارد گرت جونیور نسبت به او و خواهرش در زمانی کودکی را مطرح کرد، برنامه‌های اپل دست‌خوش تغییراتی شد. برنارد گرت جونیور یکی از تهیه‌کننده‌های بانکدار The Banker بود.
قرار بود این فیلم سال گذشته در شب آخر جشنواره بنیاد فیلم آمریکا (که یکی از شب‌های مهم این جشنواره است) به نمایش در بیاید، اما اپل از نمایش و اکران فیلم منصرف شد. نام گرت جونیور نیز از لیست تهیه‌کنندگان فیلم حذف شد.

همچنین بخوانید:
نقد و بررسی قوش شب Bacurau ـ زندگی و مرگ در یک شهر کوچک برزیلی

 آنتونی مکی و ساموئل ال. جکسون

گذشته از حواشی فیلم، در بانکدار The Banker با داستان جالبی روبرو هستیم. این فیلم که بر اساس داستان‌های واقعی ساخته شده، مملو از پیام‌های تاثیرگذار، روشن‌کننده و در عین حال سرگرم‌کننده‌ است. همچنین، این فیلم بسیار هیجان‌انگیز و رضایت‌بخش با چاشنی فیلم‌های مهیج کلاسیک است که قهرمان‌ها و شخصیت‌های منفی جذابش کاملا به چشم می‌آیند.
آنتونی مکی بازیگر نیرومندی است که می‌توانست بازیگر معروف‌تری باشد. اجرای دوست‌داشتنی او در نقش برنارد گرت در بانکدار این موضوع را ثابت می‌کند. او یک سوداگر املاک زیرک و پویاست که با جو موریس (جکسون) همکار است و معامله‌های جسورانه و سودآوری را با وجود بازار نژادپرستانهٔ عجیب دهه ۵۰ میلادی رقم می‌زند.
زمانی که جو و برنارد تصمیم به گسترش عملیات‌شان می‌گیرند، با وجود تمام موفقیت‌هایی که کسب کرده‌اند، به دیوارهای به ظاهر غیرقابل‌نفوذی برخورد می‌کنند. برخی درب‌ها تنها به روی نژاد قفقازی باز است و آنها برای رسیدن به هدف‌شان، نیاز دارند تا یک سفیدپوست را به جای خود جلو بفرستند.
نیکلاس هولت اجرای دراماتیک/کمدی بسیار چشمگیری در نقش مت استاینر از خود نشان می‌دهد. یک قفقازی «پذیرفته‌شده در جامعه» که به جای برنارد ظاهر خواهد شد؛ مثل آدام درایور در بلکککلنزمن BlacKkKlansman.

بانکدار

جرج نلفی کارگردان و یکی از نویسنده‌های بانکدار The Banker ، در به تصویر کشیدن این فیلم شبیه فیلم‌های ژانر سرقت به خوبی عمل کرده است. برنارد، جو و مت و همکارانش حرکت‌های ماهرانه‌ای می‌زنند و چند بانک را از آن خود می‌کنند تا سیاه‌پوست‌های طبقه کارگر در جنوب آمریکا هم بتوانند فرصت خرید خانه یا راه‌اندازی یک تجارت کوچک را داشته باشند.
مکی همیشه بدون هیچ زحمتی خود را با شخصیت‌های تمام-آمریکایی و پیشرو همراه می‌کند. او نیروی ستاره بودنش را به نقشش تزریق می‌کند؛ شخصیت برنارد که از موقعیتی کوچک و محدود در شهری کوچک در تگزاس در دهه ۵۰ میلادی به جنوب کالیفرنیا می‌رود تا رویای آمریکایی‌اش را محقق کند.
از لحظه ورود ساموئل ال. جکسون به هر فیلمی، هیچ شکی وجود ندارد که او دست به عملیاتی خواهد زد. جکسون یکی از قابل‌اعتمادترین و قوی‌ترین اجراهای خودش در نقش جو موریس تاجر واقع‌بین و خودنما را به نمایش گذاشته است. او در ابتدا نسبت به نقشه‌های انقلابی برنارد شک و تردید دارد، اما با یک دو دو تا چهارتا و بررسی تئوری‌های اقتصادی، تمام و کمال با برنارد همراه می‌شود.

بانکدار

گاهی بانکدار The Banker همان‌طور که برنارد و جو مشغول درس دادن به مت سرگردان اما مشتاق برای تعامل با دلقک‌های نژادپرست (که هیچ ایده‌ای از دستان پشت پردهٔ این عروسک خوش‌تیپ ندارند) هستند، تا مرز مضحک بودن پیش می‌رود.
اما در موقعیت‌های مختلفی که برنارد، جو و همسر اول برنارد (با بازی نیا لانگ) را در نقش‌ کارمندهای چاپلوس مخفی و گول‌زننده مثل راننده لیموزین، سرایدار و خدمت‌کار می‌بینیم، به ما یادآوری می‌شود که این بازی‌ها تنها یک حرکت سبک و جلف از گذشته‌های نزدیک نیست. این یک یادآوری دلخراش و تأمل‌برانگیز از قدم‌ها و فداکاری‌های افراد پیشرو است که زیر بار پذیرش بی‌عدالتی‌ها نرفتند.
این مقاله برگرفته از نوشته ریچارد روپر در سایت chicago.suntimes.com است.

نظر سایر منتقدان درباره این فیلم چیست؟

کارلی دارلینگ | سان‌ فرانسیسکو کرونیکل

به لطف بازی‌های قوی از سه بازیگر نقش اصلی در این فیلم، بانکدار همان‌قدر که یک فیلم سرگرم‌کننده است، روشنگری هم می‌کند.

آنتونی مکی و ساموئل ال. جکسون

این فیلم شبیه به ارقام پنهان Hidden Figures است که به جای پرتاب موشک، داستان خودداری شرکت‌های وام مسکن و بیمه از معامله با سیاه‌پوست‌ها را شرح می‌دهد.

سایمون تامپسون | آی‌جی‌ان

بانکدار یک ساختهٔ کارآمد و قابل‌فهم است اما لزوما نگاهی نیروبخش به امور مالی، واقعیت و بی‌عدالتی‌های نژادپرستانه در آمریکا ندارد.

تاد مک‌کارتی | هالیوود ریپورتر

با وجود چالش‌های دشوار قابل تشخیص در روایت این داستان پیچیده به روشی کاملا منطقی و منسجم، بانکدار غافل‌گیرکننده و جذاب است. این فیلم یک فیلم زنده با روحیه بالا است که کمی حال و هوایمان را عوض می‌کند.

راجر مور | Movie Nation

بانکدار The Banker یک فیلم جدی است که به جنبه‌های انسانی زودگذر و رشوه‌گیری نژادپرستانه مزین شده است. مهم‌ترین ارزش این فیلم، نشان دادن بخشی از تاریخ است که بسیاری از ما دربارهٔ آن نمی‌دانستیم.

بانکدار (فیلم)

بانکدار (فیلم)

۱۵ زبان

ابزارها

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

بانکدار
The Banker poster.jpeg

پوستر

کارگردانجرج نلفی
تهیه‌کننده
بازیگران
موسیقیاسکات سالیناس
فیلم‌بردارشارلوته بروس کرایستنسن
تدوین‌گرجول ویترل
توزیع‌کنندهاپل تی‌وی پلاس

تاریخ‌های انتشار

مدت زمان

۱۲۰ دقیقه [۱]
کشورآمریکا
زبانانگلیسی

بانکدار (انگلیسی: The Banker) یک فیلم درام آمریکایی به کارگردانی جرج نلفی است. از بازیگران این فیلم می‌توان به ساموئل ال. جکسون، آنتونی مکی و نیکلاس هولت اشاره کرد. اکران اولیه بانکدار در ۲۱ نوامبر ۲۰۱۹ در بنیاد فیلم آمریکا و اکران عمومی محدود آن در ۶ دسامبر ۲۰۱۹ بود. پخش دیجیتالی این فیلم در ۲۱ ژانویه ۲۰۲۰ توسط اپل تی‌وی پلاس صورت پذیرفت.

داستان[ویرایش]

بانکدار داستان واقعی دو کارآفرین سیاهپوست را با نام‌های برنارد گرت و جو موریس را دنبال می‌کند، که به خاطر شرایط نژادپرستانه دهه ۵۰ میلادی، مردی سفیدپوست به نام مت استاینر را استخدام می‌کنند تا مدیریت نمایشی فعالیت‌های تجاری آن‌ها را بر عهده بگیرد.

منابع[ویرایش]

  1. "The Banker". IFC Center. Archived from the original on 13 October 2019. Retrieved October 13, 2019.

کوین اسپیسی

کوین اسپیسی

۸۳ زبان

کوین اسپیسی
Governor Tours the House of Cards Set (8769358329) (cropped).jpg

اسپیسی در ۲۰۱۳

نام در زمان تولدکوین اسپیسی فاولِر
زادهٔ۲۶ ژوئیهٔ ۱۹۵۹ ‏(۶۳ سال)[۱]
اورنج جنوبی، نیوجرسی، ایالات متحده
تحصیلاتمدرسه جولیارد
پیشه
  • بازیگر
  • تهیه‌کننده
  • خواننده
سال‌های فعالیت۱۹۸۱–اکنون
آثارفهرست کامل
جایزه(ها)فهرست کامل
وبگاه

www.kevinspacey.com

کِوین اِسپِیسی فاولِر (انگلیسی: Kevin Spacey Fowler؛ زادهٔ ۲۶ ژوئیهٔ ۱۹۵۹) بازیگر و تهیه‌کنندهٔ آمریکایی است. او فعالیتش را در دههٔ ۱۹۸۰ با حضور در تئاتر آغاز کرد و سپس نقش‌های مکملی در سینما و تلویزیون به دست آورد. نخستین نقش‌های اصلی او در دل‌سوختگی (۱۹۸۶) و دختر شاغل (۱۹۸۸) بود. او در دههٔ ۱۹۹۰ با دریافت دو جایزهٔ اسکار برای فیلم نئو-نوآر جنایی مظنونین همیشگی (۱۹۹۵؛ بهترین بازیگر نقش مکمل مرد) و فیلم درام با مضمون بحران میانسالی زیبایی آمریکایی (۱۹۹۹؛ بهترین بازیگر مرد) مورد تحسین منتقدان قرار گرفت. از میان دیگر نقش‌های اصلی او می‌توان به فیلم‌های گلن‌گری گلن راس (۱۹۹۲)، کمدی درام شنا با کوسه‌ها (۱۹۹۴)، تریلر روان‌شناختی هفت (۱۹۹۵)، نئو-نوآر جنایی محرمانه لس آنجلس (۱۹۹۷)، فیلم درام به دیگری نیکی کن (۲۰۰۰)، فیلم معمایی علمی-تخیلی کی-پکس (۲۰۰۱)، فیلم زندگینامه‌ای موزیکال فراسوی دریا (۲۰۰۴)، فیلم ابرقهرمانی بازگشت سوپرمن (۲۰۰۶) و فیلم اکشن بیبی راننده (۲۰۱۷) اشاره کرد.

اسپیسی در زمینهٔ برادوی در سال ۱۹۸۶ در کنار جک لمون در سفر دراز روز در شب حضور یافت. در سال ۱۹۹۱ او برای نقش‌آفرینی در گمشده در یانکرز برندهٔ یک جایزهٔ تونی شد و با دریافت دومین جایزهٔ تونی در سال ۱۹۹۹ برای مرد یخین می‌آید به بازی در تئاتر ادامه داد. او از سال ۲۰۰۴ تا زمان کناره‌گیری در اواسط سال ۲۰۱۵ مدیر هنری تئاتر اولد ویک در لندن بود. در سال ۲۰۱۷ او میزبان ۷۱ اُمین جوایز تونی بود. اسپیسی از سال ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۷ در نقش فرانک آندروود در سریال درام سیاسی خانه پوشالی از شبکهٔ نتفلیکس بازی کرد که او را برندهٔ جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر نقش اول مرد در سریال و دو جایزه متوالی از انجمن بازیگران فیلم[۲] و همچنین نامزد پنج جایزهٔ امی برای بهترین بازیگر نقش اول مرد در یک سریال درام کرد.[۳]

حرفهٔ اسپیسی در اکتبر ۲۰۱۷ پس از اتهاماتی از سوی بازیگر آمریکایی آنتونی رپ دستخوش تغییرات گسترده‌ای شد؛ رپ ادعا کرد که زمانی که او ۱۴ سال سن داشت (در ۱۹۸۶)، اسپیسی قصد پیش‌روی جنسی به او را داشته‌است. پس از این رویداد افراد دیگری پیش آمده و ادعاهای مشابهی را مبنی بر اینکه اسپیسی تلاش‌هایی برای برقراری ارتباط جنسی با آن‌ها داشته یا آن‌ها را مورد تعرض جنسی قرار داده، مطرح کردند. نتفلیکس روابط خود را با اسپیسی قطع کرد و یکی از فیلم‌های او را با نام «گور» کنار گذاشته و او را از آخرین فصل سریال خانه پوشالی برکنار کرد. کریستوفر پلامر جایگزین او در نقش جی. پال گتی در فیلم تمام پول‌های جهان (۲۰۱۷) ساختهٔ ریدلی اسکات شد.[۴][۵] اسپیسی در سال ۲۰۱۸ در فیلم باشگاه پسران بیلیونر ظاهر شد که نقش او بدون هیچ تغییری منتشر شد.[۶] او قرار است در فیلم‌های مردی که خدا را ترسیم کرد و پیتر پنج هشت ظاهر شود که در تاریخ‌های نامشخصی منتشر خواهند شد.

یاغی دشت

یاغی دشت

۱۴ زبان

ابزارها

یاغی دشت
RebelInTheRye.jpeg
کارگرداندنی استرانگ
تهیه‌کننده
نویسندهدنی استرانگ
فیلمنامه‌نویسدنی استرانگ
بر پایهجی. دی. سالینجر: یک زندگی
اثر کنت اسلاونسکی
بازیگراننیکلاس هولتکوین اسپیسیزوئی دویچسارا پلسون
موسیقیبر مک‌کرری
فیلم‌بردارکرامر مورگنتاو
تدوین‌گرجوزف کرینگز

شرکت
تولید

بلک لیبل مدیا

توزیع‌کنندهآی‌اف‌سی فیلمز

تاریخ‌های انتشار

  • ۲۴ ژانویه ۲۰۱۷ (Sundance)
  • ۸ سپتامبر ۲۰۱۷ (United States)

مدت زمان

۱۰۶ دقیقه[۱]
کشورآمریکا
زبانانگلیسی
فروش گیشه$۳۷۸٬۲۹۴[۲]

یاغی دشت (انگلیسی: Rebel in the Rye) یک فیلم زندگینامه‌ای به کارگردانی و نویسندگی دنی استرانگ و ساخته سال ۲۰۱۷ است. این فیلم بر اساس رمان جی. دی. سالینجر: یک زندگی نوشته کنت اسلاونسکی ساخته شده‌است که موضوعی دربارهٔ زندگی جی. دی. سالینجر در طول جنگ جهانی دوم و پس از آن دارد. از بازیگران این فیلم می‌توان به نیکلاس هولت اشاره کرد.

منابع

کودک و بزرگراه

«کودک و بزرگراه» روی آنتن شبکه نمایش

شماره روزنامه:۵۷۱۸

تاریخ چاپ:۱۴۰۲/۰۲/۱۲

شماره خبر:۳۹۶۳۷۵۰

دنیای اقتصاد : فیلم سینمایی «کودک و بزرگراه» به کارگردانی لوگان مارشال گرین امروز سه‌شنبه از شبکه نمایش پخش می‌شود.

«کودک و بزرگراه» روی آنتن شبکه نمایش

داستان این فیلم که محصول سال ۲۰۱۹ آمریکاست حکایت مردی میانسال به نام راسل میلگز را روایت می‌کند که پس از گذراندن ۲۱ سال در زندانی در کالیفرنیا باید راه خود را در دنیایی بیابد که از زمان زندانی شدن او در دهه ۱۹۹۰ کاملا تغییر کرده است. پس از آزادی، راسل در یک رستوران استخدام می شود. او یک شب در حالی که رستوران را قفل می‌کند، نوزاد رهاشده‌ای را در زباله‌دان پیدا می‌کند، یادداشتی که در کیف همراه نوزاد نگهداری می‌شود نشان می‌دهد که نام نوزاد الا است. راسل سعی می‌کند از او مراقبت کند و …

در «کودک و بزرگراه» بازیگرانی چون ایتن هاک، الین هندریکس، دیان گائتا، مو مکرائه، کریس سولیوان، بتی گابریل، لونی لاو، کریستوفر هیردال و آن‌ماری جانسون ایفای نقش کرده‌اند. علاقه‌مندان به درام‌های عاطفی می‌توانند «کودک و بزرگراه» را ساعت ۲۳ از شبکه نمایش تماشا کنند.

کمیسر متهم می‌کند

کمیسر متهم می‌کند

۴ زبان

ابزارها

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

کمیسر متهم می‌کند
Un comisar acuză1973.jpg

جلد دی‌وی‌دی فیلم

کارگردانسرجیو نیکلائسکو
نویسندهسرجیو نیکلائسکو
وینتیلا کوربول
میرچئا گاندیلا
ائوجن بورادا
بازیگرانسرجیو نیکلائسکو
گئورگه دینیکا
آمزا پلئا
ژان کنستانتین
مارین مورارو
اشتفان میهایلسکو-بریلا
الکساندرو دوبرسکو
میرچئا آنگلسکو
واسیله پوپا
کورنلیو گاربئا
سابولچ چخ
یون بسویو
ژان لورین فلورسکو
واسیله نیتسولسکو
رُدیکا مانداکه
موسیقیریچارد اوسکانیتزکی
فیلم‌بردارآلکساندرو داوید
تدوین‌گردان نائوم

تاریخ‌های انتشار

۱۹۷۵

مدت زمان

۱۱۴ دقیقه
زبانرومانیایی

کمیسر متهم می‌کند نام فیلم جنایی است که توسط سرجیو نیکلائسکو، کارگردان رومانیایی، در سال ۱۹۷۳ ساخته شده‌است. فیلم براساس رویدادی واقعی با عنوان «قتل‌عام ژیلاوا» که در سال ۱۹۴۰ و در جریان جنگ جهانی دوم رخ داده ساخته شده‌است.

قسمت دوم به عنوان دنباله مستقیم این فیلم تحت عنوان (انتقام) در ۴ سپتامبر ۱۹۷۸ در بخارست اکران شد. در ادامه نیکلائسکو برای قسمت سوم داستان قتل‌عام ژیلاوا، فیلم‌نامه‌ای تنظیم کرد ولی با توجه به اوضاع سیاسی وقت حاکم در رومانی، وی مجوز ساخت این فیلم را دریافت نکرد و در نتیجه قسمت سوم این فیلمنامه هرگز ساخته نشد.

کمیسر متهم می‌کند سومین فیلم از شش فیلمی است که سرجیو نیکلائسکو براساس شخصیت کمیسر مولدوان ساخت و خود در نقش کمیسر مولدوان در آنها به ایفای نقش پرداخت. فیلم‌های این مجموعه به ترتیب عبارتند از: با دست‌های پاک، آخرین گلوله، کمیسر متهم می‌کند، انتقام، دوئل، بازمانده

داستان فیلم[ویرایش]

کمیسر پلیس با نام مولدوان مأموریت می‌یابد تا دربارهٔ قتل‌عام زندانیان سیاسی در زندانی در نزدیکی بخارست، پایتخت رومانی، به‌وسیلهٔ نیروهای موسوم به گارد آهنین تحقیق به‌عمل آورَد. در جریان این قتل‌عام، مخالفان سیاسی رژیم فاشیستیِ حاکم، ازجمله تعدادی از فعالان کمونیست، به قتل می‌رسند.

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

گسترش

فیلم‌های کارگردانی‌شده توسط سرجیو نیکلائسکو

معرفی بهترین فیلم های رومانیایی

معرفی بهترین فیلم های رومانیایی | برترین های رومانیا در imdb

معرفی بهترین فیلم های رومانیایی که بالاترین امتیاز را از کاربران سایت imdb دریافت کرده اند / با بهترین آثار موج نوی سینمای رومانی آشنا شوید

معرفی بهترین فیلم های رومانیایی | برترین های رومانیا در imdb

راهنمای مطالعه [نمایش]

اختصاصی سلام سینما – موج نوی سینمای رومانی که به "رنسانس سینمای رومانی" یا "رومانیا" نیز مشهور است، از اوایل دهه 70 میلادی به دست سرجیو نیکولسکو آغاز شده است و تاکنون ادامه دارد که از این حیث می‌توان آن را در کنار موج نوی سینمای ایران که فیلمسازانی مانند سهراب شهید ثالث، ابراهیم گلستان و علی حاتمی آغازگر آن بودند، قرار دارد.

موج نوی سینمایی رومانی یکی از جنبش‌های فرهنگی و اجتماعی در مقابل رژیم دیکتاتوری نیکولای چائوشسکو بود و به این دلیل علاوه بر ارزش سینمایی، دارای اصالتی فرهنگی و اجتماعی در میان مردم رومانی است.

در این یادداشت به معرفی 15 فیلم از برترین فیلم‌های موج نوی سینمایی رومانی یا همان "رومانیا" که بالاترین امتیاز را از کاربران سایت IMDB کسب کرده‌اند، می‌پردازیم.

1 - خانواده مورومته (My Moromete Family | 1987)

امتیاز: 8.9 (3861 رأی)

ژانر: درام، کمدی

بهترین فیلم های رومانیایی-خانواده مورومته

«خانواده مورومته»(My Moromete Family) ساخته‌ی «ستری گولیا» که در سال 1987 اکران شد، و به مرور زمان به عنوان "بهترین اقتباس رومانیایی تاریخ" شناخته شد. البته این عنوان قابل بحث است زیرا تعداد کمی از اقتباس‌ها علی‌رغم تبلیغات کمونیستی قبل از 1989 و یا افراط‌گرایی‌های سینمایی پا بر جا ماندند.

سه دهه بعد، «گولیا» با «خانواده مورومته: زمان موعود»(My Moromete Family: On the Edge of Time) به شخصیت‌های محبوب خود در «خانواده مورومته»(My Moromete Family) باز می‌گردد. اثری متواضعانه که از دهه 1990 تاکنون بهترین سکانس افتتاحیه را در بین فیلم‌های رومانیایی داشته است.

با اینکه «خانواده مورومته: زمان موعود»(My Moromete Family: On the Edge of Time) توانست با بیش از 52000 بازدید در اولین آخر هفته اکرانش داشته باشد اما هرگز در حد نسخه اصلی فیلم موفق نبود.

2- بشردوستی (Philanthropy | 2002)

امتیاز: 8.5 (12899 رأی)

ژانر: درام، عاشقانه

بهترین فیلم های رومانیایی-بشردوستی

فیلم «بشردوستی»(Philanthropy) فیلمی به کارگردانی «نائه کارانفیل» و با درخشش هنرمندانی چون «میرچا دیاکونو» و «گئورگه دینیکا» است. این فیلم برنده جایزه هیئت داوران جوان اروپا در جشنواره فیلم‌های عاشقانه 2002 و جایزه بهترین فیلم مردمی در جشنواره فیلم پاریس 2002 شده است.

برخی فیلم «میلیونر زاغه نشین»(Slumdog Millionaire) را برگرفته از «بشردوستی»(Philanthropy) می‌دانند که از قضا از این فیلم برنده‌ی اسکار نیز بهتر است. «بشردوستی»(Philanthropy) علی‌رغم دارا بودن ژانری کمدی و تلخی خوب دارای داستانی غم‌انگیز است.

فیلم‌برداری هوشمندانه و ترانه‌ای به نام "کولی‌وار" که توسط «ماریوس میهالاش» ساخته شده است، به ارزش هنری فیلم کمک شایانی کرده‌اند.

3- مایکل شجاع (Micheal the Brave | 1971)

امتیاز: 8.4 (6292 رأی)

ژانر: درام، تاریخی، اکشن

بهترین فیلم های رومانیایی-مایکل شجاع

این اثر حماسی درباره‌ی دوران سلطنت هشت‌ ساله‌ی «میهای پاتراسکو» است که بیشتر به عنوان «مایکل شجاع» شناخته می‌شود.

او شاهزاده‌ی معروفی است که سه منطقه‌ی والاشیا، ترانسیلوانیا و مولداوی را در پایان قرن شانزدهم (1599-1601) در برابر مقابل مخالفت امپراتوری‌های عثمانی و اتریش، با کشور رومانی متحد کرد.

«مایکل شجاع»(Micheal the Brave) آکنده است از صحنه های نبرد دسته جمعی در مقیاس‌های عظیم که آمیخته با دسیسه‌های سیاسی، خیانت جنایتکارانه و درام خانوادگی است.

4 - عمو مارین، میلیاردر (Uncle Marin, The Billionaire | 1979)

امتیاز: 8.4 (3514 رأی)

ژانر: کمدی

بهترین فیلم های رومانیایی-عمو مارین، میلیاردر

یک دهقان رومانیایی به ملاقات برادرزاده خود «گوگو» می‌رود که در هتلی در ریویرای دریای سیاه کار می‌کند. در همان هتل، یک تاجر ثروتمند آمریکایی به نام «آقای جووت» اقامت دارد که تعداد زیادی از مافیاها و آدمکش‌ها به دنبال دستگیری او هستند.

از شانس بد «نیا مارین»، مافیاها او را به دلیل شباهت زیادش با «آقای جووت» دستگیر می‌کنند و او ناخواسته وارد دنیای ثروتمندان و مافیاها می‌شود. در این میان اتفاقات بسیار بامزه و خنده‌داری نیز رخ می‌دهد.

5- سکوت باقی می‌ماند (The Rest is Silence | 2007)

امتیاز: 8.1 (2784 رأی)

ژانر: درام، کمدی

بهترین فیلم های رومانیایی-سکوت باقی می ماند

«سکوت باقی می‌ماند»(The Rest is Silence)، ترکیبی کنجکاوانه و هیجان‌انگیز از حماسه‌ی آمریکایی و مضامین شیرین اصیل اروپایی با توانایی فوق‌العاده در پرداختن به ظریف‌ترین موضوعات است. این فیلم اثر «نیا کارانفیل» به مرور سرنخ‌های مختلفی را پیش روی مخاطب قرار می‌دهد و همه‌ی آنها را به شکلی هوشمندانه و باشکونه به پیش می‌برد.

«سکوت باقی می‌ماند»(The Rest is Silence) داستان واقعی از فیلمی ساخته شده در رومانی «جنگ برای استقلال»(The War for Independence) در سال 1912 را به صورتی تخیلی به تصویر می‌کشد. از همان ابتدا فیلم خود به خود روند و لحن خود را تعیین میکند. بزرگترین نقطه‌ی قوت فیلم این است که سمت و سویی جناحی نمی‌گیرد و روایتی بی‌طرفانه را ارائه می‌دهد.

6 –فارغ‌التحصیلان (The Graduates | 1986)

امتیاز: 8 (2117 رأی)

ژانر: درام، کمدی، عاشقانه

بهترین فیلم های رومانیایی-فارغ‌التحصیلان

نقد اجتماعی پس از «فارغ التحصیلان»(The Graduates) به یک مسیر و تکنیک اصلی فیلمسازی در سینمای رومانی تبدیل شد. «اسنوکی» و «گابی» افرادی بشدت خوشبختند زیرا دارندگان عنوان فارغ‌التحصیلی از کلاس آخر هستند. شخصیت «ماریسل سوریانو» تجسمی از فردی بدشانس در کشاکش زندگی است که مخاطب می‌تواند با کاراکتر او در صحنه‌ی دیدار نهایی که تنها چشمان او در دوربین به چشم می‌خورد، احساس همدلی کند.

«دینا بونوی» و «لنی مرکادو»، تضاد دوستی را در خارج از فضای دانشکده به تصویر می‌کشند. در آخر نباید نقش‌آفرینی درخشان «رنه ریکوئیستاس» را فراموش کرد که با استعداد خاصش در "آرامه خنده‌دار"(نوعی فن نمایشی، فضا را از حالت جدی به کمدی تغییر می‌دهد. با اینکه سال ها از مرگ «ایشمائیل برنال» می‌گذرد، اما همچنان میراث او با ما نفس می‌کشد.

7 - 4 ماه، 3 هفته و 2 روز (4 Months, 3 Weeks and 2 Days | 2007)

امتیاز: 7.9 (58814 رأی)

ژانر: درام

بهترین فیلم های رومانیایی-4 ماه، سه هفته و دو روز

برنده نخل طلای جشنواره فیلم کن در سال 2007، نگاهی خیره‌کننده و گاهی دلخراش به وضعیت اسفبار یک زن جوان رومانیایی است که در طول یک روز سعی می‌کند به دوستش در انجام کاری بسیار غیرقانونی و به همان اندازه خطرناک کمک کند. این کار سقط جنین است.

داستان «4 ماه، 3 هفته و 2 روز»(4 Months, 3 Weeks and 2 Days) در سال 1987 در رومانی می‌گذرد. جایی که «اوتیلیا»(آناماریا مارینکا) و «گابیتا»(لورا واسیلیو) که در خوابگاه دانشگاه، هم‌اتاقی هستند، چمدان هایشان را بسته و آماده می شوند تا آنطور که به همکلاسی‌های‌شان گفته‌اند، برای گشت‌وگذاری دو روزه، راهی شهر ‌شوند.

8- مرگ آقای لازارسکو (The Death of Mr. Lazarescu | 2005)

امتیاز: 7.9 (14631 رأی)

ژانر: درام، کمدی

بهترین فیلم های رومانیایی-مرگ آقای لازارسکو

«مرگ آقای لازارسکو»(The Death of Mr. Lazarescu) به نویسندگی و کارگردانی «کریستی پویو» یک شاهکار بسیار قدرتمند است که ممکن است ما را عمیق‌تر از هر فیلم دیگری که تا به حال دیده‌ایم تحت تأثیر قرار دهد. لحن کمدی سیاه فیلم، ادای احترامی از سوی «پویو» به سینمای سنتی رومانی است. او کمدی انسانی را در این تراژدی به تصویر می‌کشد.

در «مرگ آقای لازارسکو»(The Death of Mr. Lazarescu) هیچ آدم شروری وجود ندارد، فقط آدم‌هایی که خوب یا بد رفتار می‌کنند و همیشه دلایلی برای این رفتارها به ما ارائه می‌شود. ثابت قدم ماندن در تعهد «میروا» برای بیمارانش الهام‌بخش است با اینکه او این کار را به عنوان چیزی به جز وظیفه‌اش انجام نمی‌دهد.

9- داستان‌هایی از دوران طلایی (Tales from the Golden Age | 2009)

امتیاز: 7.8 (5474 رأی)

ژانر: درام، کمدی

بهترین فیلم های رومانیایی-داستان‌هایی از دوران طلایی

تلخی و پوچ‌گرایی «داستان‌هایی از دوران طلایی»(Tales from the Golden Age)، مجموعه‌ای از شش «افسانه شهری» رومانیایی در روزهای رو به زوال دیکتاتوری «چائوشسکو»، دیوانه‌کننده‌تر از زندگی روزمره‌ی ما در این دنیای پر از توهم نیست.

در نظر بگیرید که در قسمت «اداره»، نسخه‌ای ملایم‌تر و مینیاتوری از همان نوع حماقت بوروکراتیک و حماقت سلسله مراتبی پیدا خواهید کرد که هر روز با آن روبرو هستید. البته تفاوت این است که کارمندان شرکت کاغذ داندر میفلین در اسکرانتون، پس از توهین ناخواسته به یک مقام بالاتر، با خطر افتادن به زندان یا مجازات بدتر از آن روبرو نمی‌شوند.

10- دو بلیط بخت‌آزمایی (Two Lottery Tickets | 2016)

امتیاز: 7.7 (11088 رأی)

ژانر: درام، کمدی

بهترین فیلم های رومانیایی-دو بلیط بخت‌آزمایی

«دو بلیت بخت آزمایی»(Two Lottery Tickets) یک فیلم رومانیایی است که می‌توان آن را کمدی کیپر نامید زیرا مانند یک معادله‌ی ریاضی تمام عیار ساخته شده است. یک رکود و خمودگی دقیق و زیرکانه در فیلم وجود دارد که تماشاگران جدی سینمای رومانی به آسانی آن را تشخیص می‌دهند. در این مورد، همین کیفیت است که کمدی فیلم را پایه‌گذاری می‌کند.

در یک نقطه، شخصیت‌ها در واقع سینمای رومانی را مسخره می‌کنند و آن را بیش از حد غم‌انگیز و احمقانه می‌خوانند که نمی‌تواند روح واقعی رومانی را درک کند. نمی‌توان به درستی آن پی برد، اما می‌توان گفت که «دو بلیط بخت آزمایی»(Two Lottery Tickets) یک نگاه وجودگرایانه-پوچ گرایانه به زندگی‌های معمولی است و این فقط زمانی خنده‌دار و نشاط‌آور است که بتوان حقیقت را در آن نظاره کرد.

11- آفریم! (Aferim! | 2015)

امتیاز: 7.6 (6906 رأی)

ژانر: کمدی، تاریخی

بهترین فیلم های رومانیایی-آفریم!

آفریم یک کلمه قرضی ترکی است که رومانیایی‌ها به عنوان "افرین" استفاده می‌کنند که گاهی معنای کنایه‌آمیز نیز به خود می‌گیرد. «آفریم!»(Aferim!) مملو از رفتارهای ناپسند، نژادپرستی مبتذل، تبعیض و عموماً بدبینی نسبت به زندگی انسانی است.

به عنوان مثال، یک پند اخلاقی که در فیلم ارائه می‌شود، این است که شخصیت اصلی پیشنهاد می‌کند یک زندانی را نباید به طور خلاصه اعدام کرد، بلکه فقط تا مرز مرگ به تحقیرآمیزترین حالت کتک زد.

«آفریم!»(Aferim!) بر اساس یک رویداد واقعی است، و بسیاری از دیالوگ‌های آن از جمله مونولوگ کاراکتر کشیش، قطعه به قطعه از منابع واقعی اقتباس شده است.

12 – آن سوی تپه‌ها (Beyond the Hills | 2012)

امتیاز: 7.5 (12101 رأی)

ژانر: درام

بهترین فیلم های رومانیایی-آن سوی تپه‌ها

«کریستین مونگیو» کارگردان رومانیایی که در سال 2007 برای «4 ماه، 3 هفته و 2 روز»(4 Months, 3 Weeks and 2 Days)، یک درام جذاب درباره دو دانشجو دختر که به دنبال سقط جنین غیرقانونی در بازار سیاه در سالهای آخر رژیم سرکوبگر نیکولای چائوشسکو هستند، برنده نخل طلایی شد، در سال 2012 فیلم فوق‌العاده‌ی دیگری ساخت که شباهت چندانی با فیلم قبلی خود ندارد.

تنها نقطه‌ی مشترک «آن سوی تپه‌ها»(Beyond the Hills) با «4 ماه، 3 هفته و 2 روز»(4 Months, 3 Weeks and 2 Days) در این است که قهرمانان داستان او نیز باز هم دو دختر هستند اما این دو دختر از قوانین پدرسالارانه در رومانی رنج می برند. شروع فیلم بسیار همدلانه و دوستانه است اما به مرور تنش رابطه‌های انسانی، سرتاسر فیلم را فرا می‌گیرد.

13- ژست کودک (Child’s Pose | 2012)

امتیاز: 7.4 (8275 رأی)

ژانر: درام، عاشقانه

بهترین فیلم های رومانیایی-ژست کودک

در دنیای سینما، اکثر موج‌های ملی سینمایی جدید، دوام زیادی ندارند اما در این میان موج رنسانس سینمای رومانی یک استثناء به حساب می‌آید زیرا بیش از یک دهه است که خروجی‌های آن، فیلم‌های درجه یک است. یکی از جدیدترین آنها «ژست کودک»(Child’s Pose) است. عنوانی نه چندان دلنشین برای فیلمی اعجازانگیز.

«کارولینا»(لومینیتا گهورگیو) با موهای بلوند و سفید شده که معمار و طراح صحنه است، زندگی سطح بالایی در بخارست همراه با همسرش که پزشک و فردی بسیارکم‌رو و تعارفی است و در میان دوستان سطح بالا و پولدارش دارد اما او به حدی سن بالا به نظر می‌رسد که به شوخی می‌گوید 30 ساله‌ای است که 60 ساله شده است. اما واقعیت این است که سن و تلخی زندگی ویژه‌ی او، حالش را بسیار بد کرده است.

14- فارغ‌التحصیلی (Graduation | 2016)

امتیاز: 7.3 (13236 رأی)

ژانر: درام

بهترین فیلم های رومانیایی-فارغ‌التحصیلی

«فارغ‌التحصیلی»(Graduation) ساخته‌ی دیگری از «کریستین مونگیو»، یک مطالعه‌ی جذاب و پیچیده درباره انتخاب‌های اخلاقی یک مرد در مقطعی حیاتی در زندگی‌اش است. «فارغ‌التحصیلی»(Graduation) شاهکاری کامل است که اثبات می‌کند که موج جدید سینمایی رومانی، حیاتی‌ترین و مهم‌ترین جنبش ملی فیلم بازمانده در قرن حاضر است.

مانند دیگر شاهکارهای رومانیایی، به نظر می‌رسد این فیلم نشان‌دهنده نگرانی‌های مداوم در مورد سرنوشت این کشور از زمان فروپاشی کمونیسم شوروی و رژیم چائوشسکو در سال 1989 است.

در حالی که آن نقطه عطف تاریخی رومانی را از یک نوع ظلم رها کرد، این فیلم‌ها این حس را بررسی می‌کنند که ارواح رژیم قبلی همچنان در تعقیب جانشینان خود هستند و اینکه عناصر فساد به حدی رواج پیدا کرده است که نه تنها در ابعاد اجتماعی، بلکه همچنین در ابعاد فردی نیز وجود دارد.

15- 12:08 در شرق بخارست (12:08 East of Bucharest | 2006)

امتیاز: 7.3 (7505 رأی)

ژانر: درام

بهترین فیلم های رومانیایی-12:08 در شرق بخارست

داستان فیلم «12:08 در شرق بخارست»(12:08 East of Bucharest) به کارگردانی «کورنلیو پورومبویو» در شانزدهمین سالگرد انقلاب کریسمس که با اعدام دیکتاتور کمونیست نیکولای چائوشسکو و همسرش پس از یک حکومت وحشیانه 22 ساله به پایان رسید، می گذرد.

مانند یک کمدی سیاه و تلخ به نام «راشومون»(Rashomon) که مربوط به دوران پس از فروپاشی شوروی است، «12:08 در شرق بخارست»(12:08 East of Bucharest) نشانه دیگری از زنده بودن سینمای رومانی است.

یکی از دیگر فیلمنامه‌هایی که «کورنلیو پورومبویو» درباره حقیقت و آشتی که با حقیقت‌گرایی و ریتم کند نوشته است، «مرگ آقای لازارسکو»(The Death of Mr. Lazarescu) است. «12:08 در شرق بخارست»(12:08 East of Bucharest) نیز مانند آن فیلم، داستانش را در بازتاب کوچکترین اتفاقات سیاسی روایت می‌کند.

منابع: IMDB , Metcritic , Rotten Tomatoes

وحید فیض خواه

وحید فیض خواه

دنبال کردن

نویسنده، مترجم و پژوهشگر حوزه سینما

شون کانری

بیوگرافی خواندنی و عکس های جدید شان کانری و همسرش

بیوگرافی و زندگی نامه ی شون کانری

عکس شان کانری , شون کانری

عکس شان کانری

شان کانری با نام کامل سر توماس شان کانری به انگلیسی Sean Connery در 25 اوت 1930 در ادینبورگ، اسکاتلند متولد شد.

مادرش یوفمیا مک بین نظافتچی و پدرش جوزف کانری کارگر کارخانه بودند، والدین او از مهاجران اسکاتلندی بودند که در ایرلند سکونت داشتند.

او یک برادر کوچکتر به نام نیل دارد.

قد او 189 سانتیمتر است.

پس از پایان تحصیلات به نیروی دریایی پیوست اما به دلیل زخم اثنی عشر مجبور شد از نیروی دریایی اخراج شد، پس از آن مدتی به عنوان راننده کامیون فعالیت می کرد.

شان کانری جیمز باند

شان کانری جیمز باند

در همین زمان شان بدنسازی را به صورت حرفه ای آغاز کرد ولی حاضر نشد در مسابقات جهانی شرکت کند و به زودی این ورزش را کنار گذاشت.

فیلم های شان کانری

در اواخر سال 1951 تئاتر را شروع کرد و سرانجام در سال 1957 با بازی در فیلم رانندگان جهنمی به دنیای بازیگری وارد شد.

از جمله فیلم های موفق او می توان به مارنی، تله گذاری در کنار کاترین زتا جونز، انجمن نجیب‌ز ادگان عجیب، ایندیانا جونز و آخرین جنگ صلیبی در کنار هریسون فورد، کیت بلانشت و شیا لبوف، شکار برای اکتبر سرخ، قتل در قطار سریع‌ السیر شرق، به نام رز، صخره، رابین هود و ماریان اشاره کرد.

شون کانری عمده شهرت خود را به دلیل بازی در مجموعه فیلم های جیمز باند به دست آورده است، او در هفت فیلم دکتر نو، از روسیه با عشق، پنجه طلایی، گلوله آتشین، تنها دوبار زندگی می‌کنی، الماس‌ها ابدی‌ هستند و هرگز دوباره نگو هرگز از سری فیلم‌ های جیمز باند نقش این مأمور مخفی را بازی کرده‌ است.

کانری در سال 1962 با بازیگر دایان چیلنتو ازدواج کرد حاصل این ازدواج یک پسر به نامجیسون کانری می باشد، این دو در سال 1973 از هم جدا شدند.

شان کانری و همسرش

شان کانری و همسرش

او در سال 1975 با میشلین روکی برون ازدواج کرده است.

کانری پس از فیلم سینمایی انجمن نجیب‌ زادگان عجیب در هیچ فیلم سینمایی ظاهر نشده است و وقتش را به نوشتن زندگینامه شخصی خود اختصاص داده است.

او در ژوئیه سال 2000 به لقب شوالیه مفتخر شد.

شان در سال 1989 توسط مجله پیپل به عنوان جذاب‌ ترین مرد زنده انتخاب شد، او در سال 1999 بر طبق آرا به عنوان جذاب‌ ترین مرد قرن برگزیده شده است.

شان کانری از طرفداران حزب ملی اسکاتلند و خواهان استقلال این کشور از انگلستان است. او در حال حاضر در باهاما سکونت دارد و گفته‌ تا زمانی که اسکاتلند مستقل نشود در سرزمین خود اقامت نخواهد کرد.

شان کانری در سال 1988 جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را به دست آورد، او همچنین یک بار برنده جایزه ی گلدن گلوب و دو بار برنده جایزه بفتا شده است.

شان کانری

شان کانری در دوران جوانی

در سال 2003 هر دو چشم او مبتلا به آب مروارید شده بود ولی در طی جراحی درمان شد.

از سن 9 سالگی سیگار می کشد.

در سال 2010 مجسمه برنز کانری در تالین، پایتخت استونی ساخته شد.

در ایران با نام شون کانری هم شناخته می شود.

ثروت او حدود 300 میلیون دلار تخمین زده می شود.