جشنواره دوربین دوم
_g9i.jpg)
_g9i.jpg)

«وودی آلن» از سینماگران عجیبی است که به قول خودش فیلمهایش روی پرده ضرر میدهند، اما هنوز خیلیها او را یکی از برجستهترین فیلمسازان حال حاضر میدانند.
به گزارش ایسنا، «دیلی تلگراف» در گزارشی جملاتی خواندنی را از این هنرمند ۸۱ ساله آمریکایی که به طعم خندهای تلخ درآمیخته، در گزارشی آورده است.
۲۰ نقل قول طلایی از کارگردان «آنی هال» و «نیمه شب در پاریس» را میخوانید:
۸۰ درصد موفقیت، پُز دادن است.
به خاطر قدّم نتوانستم عضو تیم شطرنج شوم.
هنر از زندگی تقلید میکند؟ یا زندگی از تلویزیون؟
تنها حسرت زندگی من این است که کس دیگری نبودم.
عصر عالییی داشتم؛ شبیه محاکمات نورنبرگ بود.
تنها چیزی که بین من و بزرگی قرار گرفته، خود من هستم.
اگر فیلمهایم به یک نفر هم احساس بدبختی بدهند، حس میکنم کارم را انجام دادهام.
از واقعیت متنفرم اما هنوز هم این بهترین جا برای خوردن یک استیک خوب است.

وقتی من را دزدیدند، پدر و مادرم سریع وارد عمل شدند. آنها اتاقم را اجاره دادند.
من نمیخواهم از طریق کارهایم به جاودانگی برسم، میخواهم با نمردن جادوانه شوم.
خیلی به ساعت طلای جیبیام افتخار میکنم. پدربزرگم در بستر مرگ آن را به من فروخت.
خیلی نمیتوانم به موسیقی «واگنر» گوش دهم؛ این حس را به من میدهد که باید لهستان را فتح کنم.
فقط اگر خدا یک نشانه روشن به من نشان میداد! مثل گذاشتن یک پسانداز هنگفت به نام من در بانک سوئیس.
چیزهای بدتر از مرگ هم در زندگی وجود دارند؛ تا حالا یک بعد از ظهر را با یک فروشنده بیمه گذراندهای؟
وقتی میتوانی برای ۱۰۰ شدن زندگی کنی که از تمام چیزهایی که باعث میشود تو بخواهی ۱۰۰ باشی، دست بکشی.
من به خاطر تقلب در امتحان متافیزیک از دانشگاه نیویورک اخراج شدم. به درون روح پسری که کنارم نشسته بود، نگاه کردم.
چه میشود اگر همه چیز یک توهم باشد و هیچ چیز وجود نداشته باشد؟ در این صورت، مسلما من برای فرشم زیادی پول دادهام.

چه میشود اگر هیچ چیز وجود نداشته باشد و ما همه در خواب یک نفر باشیم؟ یا از آن بدتر؛ چه میشود اگر فقط آن مرد چاقی که در ردیف سوم است واقعیت داشته باشد؟
دو باور موهوم که درمورد من وجود دارد، یکی این است که چون این عینک را به چشم میزنم، روشنفکر هستم و چون فیلمهایم ضرر میکند، هنرمند هستم. این دو افسانه سالهاست که رایج هستند.
یک جوک قدیمی هست که میگوید دو زن مسن در اقامتگاه کوهستانی «کَتسکیل» هستند که یکی از آنها میگوید: «غذای اینجا خیلی افتضاحه». آن یکی جواب میدهد: «آره، درسته، خیلی هم کمه.» خب، اساسا این حسی است که من نسبت به زندگی دارم.
*****
«وودی آلن» کمدین، بازیگر، کارگردان، نویسنده، موسیقیدان و نمایشنامهنویس آمریکایی است. او فعالیت حرفهای خود را به یک نویسنده کتابهای طنز و سپس در نقش کمدین روی صحنه شروع و سپس در دهه ۶۰ میلادی، فعالیت فیلمسازی خود را آغاز کرد.
«وودی آلن» طی سه دهه فیلمسازی، بیش از ۴۵ فیلم ساخته که با آنها افتخارات و جوایز سینمایی متعددی کسب کرده است که از مهمترین آنها میتوان به چهار جایزه اسکار و دو جایزه «گلدن گلوب» اشاره کرد.

دو جایزه بهترین کارگردانی و شش جایزه بهترین فیلمنامه از جوایز «بفتا»ی انگلیس، خرس نقرهای جشنواره برلین در سال ۱۹۷۵، جایزه «فیپرشی» جشنواره کن در سال ۱۹۸۵ برای «رز بنفش قاهره»، دو جایزه بهترین فیلم خارجی از جوایز سزار فرانسه برای «منهتن» و «رز بنفش قاهره»، جایزه بهترین فیلم اروپایی از جوایز «گویا»ی اسپانیا در سال ۲۰۰۶ برای «امتیاز نهایی»، شیر طلای افتخاری جشنواره ونیز در سال ۱۹۹۵، جایزه یک عمر دستاورد سینمایی از جشنواره «سنسباستین» در سال ۲۰۰۴ از دیگر افتخارات سینمایی این کارگردان بزرگ محسوب میشوند. وی ۲۴ بار نامزد اسکار و چهار بار برنده آن شده که این جوایز شامل یک اسکار بهترین کارگردانی و سه جایزه اسکار بهترین فیلمنامه غیراقتباسی میشود.
»آنیهال»، «صحنههای داخلی»، «منهتن»، «خاطرات اکلیلی»، «امتیاز نهایی»، «آلیس»، «ویکی کریستینا بارسلونا»، «گلولههای بر فراز برادوی» ،«آفرودیت قدرتمند»، «شالودهشکن»، «نیمه شب در پاریس»، «تقدیم به رم با عشق»، «یاسمن غمگین»، «کافه سوسایتی» و «مرد بیمنطق» از جمله ساختههای این کارگردان صاحبنام سینمای جهان است.
Woody اگر فيلمهايم نفروشند و به سود نرسند، ميفهمم دارم كار درستي انجام ميدهم! Woody در بورلي هيلز مردم آشغالهاي شان را دور نمي ريزند. بلكه آنها را به شوهاي تلويزيوني تبديل ميكنند! Woody در خانه، من رئيسم و زنم فقط تصميمگيرنده است!

74 جمله از وودي آلن
Woody اگر فيلمهايم نفروشند و به سود نرسند، ميفهمم دارم كار درستي انجام ميدهم!
Woody در بورلي هيلز مردم آشغالهاي شان را دور نمي ريزند. بلكه آنها را به شوهاي تلويزيوني تبديل ميكنند!
Woody در خانه، من رئيسم و زنم فقط تصميمگيرنده است!
Woody زندگي از هنر تقليد نميكند، از برنامههاي بد تلويزيوني تقليد ميكند!
Woody زندگي به دو بخش بدبختي و فلاكت تقسيم شده است!
Woody ازدواج، مرگ آرزوهاست!
Woody پول بهتر از فقر است آن هم به دلايل اقتصادي!
Woody تنها تأسفم در زندگي اين است كه شخص ديگري نيستم!
Woody اگر با ديدن فيلمهايم يك نفر بيشتر احساس فلاكت كند، احساس ميكنم كارم را درست انجام دادهام!
Woody مسأله اين نيست كه از مرگ ميترسم، فقط دلم نميخواهد موقع مردن در محل حاضر باشم!
Woody زندگي پر از تنهايي، رنج و بدبختي است و همه اينها خيلي زود به سر ميآيد!
Woody اگر هر بار شكست نميخوريد، اين نشان ميدهد كه كارهاي تان را با خلاقيت انجام نميدهيد!
Woody كاري كه خيلي از خانمهاي هنرپيشه حاضرند انجام بدهند تا يك اسكار ناقابل بگيرند از دست دادن شرافت است!
Woody هفتاد درصد موفقيت در زندگي، خودنمايي است!
Woody استعداد شادبودن، دوست داشتن و تحسين داشتههاست نه نداشتهها!
Woody چيزهايي بدتر از مرگ در زندگي وجود دارد. آيا تا حالا بعدازظهرتان را با يك بيمهگذار گذراندهايد؟!
Woody نسبت، توهم پايندگي است!
Woody يك زماني عدهاي من را دزديدند و پدر و مادرم بلافاصله دست به كار شدند البته نه براي پيدا كردن من بلكه براي اجاره دادن اتاقم!
Woody اگر تناسخ وجود داشت دلم ميخواست در زندگي بعدي سرانگشتان وارنبيتي ميشدم!
Woody من مبهوت آدمهايي ميشوم كه مي خواهند جهان را بشناسند اما در محله چينيها راه خودشان را نميتوانند پيدا كنند!
Woody به اندازه كافي كوتاه و زشت هستم كه به اندازه خودم به موفقيت برسم!
Woody بيشتر اوقات گفتهام تنها چيزي كه ميان من و بزرگي فاصله انداخته خودم هستم!
Woody كمدي فق به مشكلات سُقلمه ميزند و به ندرت مستقيماً با آن مواجه مي شود. درام شبيه يك بشقاب گوشت و سيبزميني است. كمدي بيشتر به دسر شباهت دارد يك كمي هم شبيه مِرَنگ (نوعي كيك) است!
Woody دانشگاه هاروارد هم اشتباه ميكند. هنري كسينجر آنجا درس خواند!
Woody به خاطر كوتاهي قدم نتوانستم تيم شطرنج درست كنم!
Woody تحصيلات وحشتناكي داشتم به خاطر معلمهاي به لحاظ احساسي آزار ديده مدرسه ميرفتم!
Woody مرگ، يكي از معدود اتفاقاتي است كه به راحتي مثل درازكشيدن ميتواند اتفاق بيفتد!
Woody تيزهوشي مسئوليت بزرگي به همراه دارد!
Woody اروپاييها فيلمهايي را دوست دارند كه به درازا ميكشد من هم در ساختن فيلمهاي طولاني استادم!
Woody دلم ميخواست زنم را زير يك پاستون بگذارم!
Woody چرا يك داستان خوب را با حقيقت خراب ميكنيد؟!
Woody به ساعت جيبي طلاييام كلي افتخار ميكنم. پدر بزرگم در بستر مرگ آن را به من فروخت!
Woody هرگز روشنفكر نبودهام اما قيافهاش را دارم!
Woody گمان نميكنم بامزه بودن انتخاب اول هر آدمي باشد!
Woody به كلاس تندخواني رفتم و جنگ و صلح را ظرف بيست دقيقه خواندم. به زبان روسي بود!
Woody وقتي به دنيا آمدم مادرم به طرز وحشتناكي نااميد بود! نه، او دختر نميخواست، بلكه طلاق ميخواست!
Woody شايد حق با شاعران است. شايد عشق تنها جواب باشد!
Woody مغز دومين عضو محبوب من است!
Woody 74 درصد آمارها ساختگي است!
Woody فكر نميكنم پدر و مادرم من را دوست داشتند، آنها يك خرس تدي زنده در تخت نوزاديام گذاشتند!
Woody شير و گوساله شايد كنار هم بخوابند اما گوساله خوابش نخواهد برد!
Woody شما ميتوانيد تا صدسالگي زندگي كنيد به شرط آنكه تمام چيزهايي را رها كنيد كه ميخواهيد به خاطرشان تا صدسالگي زندگي كنيد!
Woody نميتوانيد بر زندگي كنترل داشته باشيد. تمام و كمال پيش نميرود فقط... فقط ميتوانيد بر هنر كنترل داشته باشيد. هنر، محدودهاي است كه من در آن كاملاً استادم!
Woody مردم از رويارويي با اين مسأله ترس دارند كه بخش زيادي از زندگي به شانس بستگي دارد. فكر كردن به اين نكته كه خيلي چيزها از كنترل ما خارج است، هراسناك است. لحظاتي در مسابقه وجود دارد كه توپ به بالاي تور برخورد ميكند و براي يك صدم ثانيه توپ ميتواند به جلو برود يا به عقب برگردد. با كمي شانس به جلو ميرود و شما برنده ميشويد. يا شانس نداريد و ميبازيد!
Woody چه دنيايي! ميتوانست بسيار جالب باشد. اگر براي اين آدمها نبود!
Woody ادعا نميكنم از خودم لذت نميبرم اما واقعاً لذت نميبرم!
Woody به عنوان يك فيلمساز علاقهاي به حادثه يازدهم سپتامبر ندارم!
Woody عاشق شدن، درد كشيدن است. براي جلوگيري از درد كشيدن بايد عاشق نشد!
Woody استعداد، شانس است. مهمترين چيز در زندگي، جسارت است.
Woody نميتوانم خشم را توصيف كنم. اين مشكل من است! من همه چيز را در خودم ميريزم و در عوض مانند يك غُده آن را بزرگ ميكنم!
Woody شما مشاهير بسياري را ميشناسيد. اما بعضي مواقع بايد آدمهاي احمق را هم ببينيد. ميتوانيد چيزهايي از آنها ياد بگيريد!
Woody از ميان آدمهايي كه زندگي كردهاند بيش از هر كسي دلم ميخواست «سقراط» باشم. نه به اين خاطر كه او يك انديشمند بزرگ بود، به اين خاطر كه من هم ديدگاههاي سودمندي دارم. گرچه ديدگاههاي من حول خط هوايي سوئيس، دستبند پليس و... ميچرخد!
Woody در دوراني كه در بروكلين بزرگ ميشدم، هيچ كس خودكشي نميكرد... همه زيادي ناشاد بودند!
Woody من را به خاطر تقلب در امتحان متافيزيك از دانشگاه اخراج كردند. من به روح پسر بغل دستيام چشم دوخته بودم!
Woody براي مردي كه كنار ساحل ايستاده زمان سريعتر ميگذرد نسبت به مردي كه روي قايق نشسته به ويژه اگر مرد درون قايق در كنار همسرش باشد!
Woody همواره يك عشق غيرمنطقي به شهر نيويورك داشتهام اما دليلي هم ندارد لزوماً اين عشق به روي كاغذ بيايد!
Woody با فيلمهايي بزرگ شدهام كه از منهتن تصويري خاص در ذهن ميگذاشت.
Woody ايدههايم درمورد شهر نيويرك از فيلمهاي هاليوودي گرفتم.
Woody در شهر نيويورك امنيت بهتر شده. اما به نظر من هميشه چنين تغييراتي بار منفي دارد. همه چيز رو به انحطاط ميگذارد.
Woody مردم هميشه ميگويند دارند ابلهتر ميشوند اما به نظر من باور اين موضوع سخت است. به لحاظ تئوري درست نيست.
Woody دو باور غلط سالهاست كه درباره من بين مردم رواج دارد. يكي اينكه من روشنفكرم، فقط به اين دليل كه عينكي هستم؛ و بدتر از آن اينكه هنرمند، چون فيلمهايم نميفروشد.
Woody تاريخ بارها و بارها دوباره تكرار ميشود!
Woody كجا ميخواستيد دوران مدرسه را به پايان ببريد؟ روي كشتي دزدان دريايي؟
Woody چي ميشد اگر هيچ چيزي وجود نداشت و همگي ما در خيال يك آدم بوديم؟
Woody در حال حاضر فقط يك «نظر» دارم. اما گمانم بتوانم سرمايه گير بياورم و آن را به «مفهوم» و سپس به يك «ايده» تبديل كنم.
Woody انديشه: چرا يك انسان دست به قتل ميزند. پاسخ: فقط براي غذا نيست. بيشتر شايد براي آب باشد!
Woody «زمان» راه طبيعي جلوگيري از اتفاق افتادن همه چيز به يكباره است.
Woody محال است شاهد عيني مرگ يك انسان باشيد و هنوز ساز حمل بكنيد.
Woody ايكاش خداوند نشانهاي واضح به من ميداد! مثل باز كردن يك حساب بانكي پُرپول به نام ووديآلن در يك بانك سوئيس!
Woody بيشتر اوقات دل و دماغ ندارم. به طور كلي اصلاً دل و دماغ ندارم.
Woody من اهل مبارزه نيستم. يك بار زير ماشيني رفتم كه دو نفر هلش ميدادند!
Woody به نظرم يك چيزي از بيرون ما را زيرنظر دارد متأسفانه آن دولت آمريكا است!
Woody چرا روزهايمان با شمارش حساب ميشود و با حروف نه؟
Woody در دنيا دو جور آدم وجود داره: آدماي خوب و آدماي بد. آدماي خوب شبا خيلي خوب ميخوابن، اما آدماي بد... ميدونين، اونا ميدونن كه از ساعات شب استفادههاي بهتري هم ميشه كرد.
منبع:نقش آفرينان، شماره 60
انتهای پیام
توسط نیلوفر آهنگران بهروزرسانیشده در ۲۱ تیر ۱۴۰۰
فیلم های جشنواره کن 2021
با دوستانتان به اشتراک بگذارید
زمان مطالعه: ۹ دقیقه
جشنوارۀ کن پس از دو سال به میدان بازگشته و حالا بهطور رسمی آغاز به کار کرده است. این جشنواره، در سال گذشته به دلیل شیوع ویروس کرونا لغو شد، اما حالا سینمادوستان، روزنامهنگاران، فیلمسازان، و بازیگران یکبار دیگر روی فرش قرمز جشنواره قدم خواهند زد.
فیلمهای زیادی برای جشنوارۀ امسال معرفیشدهاند که در میان آنها میتوانیم عناوین جالبی ببینیم. برخی از این فیلمها در طول پاندمی کرونا فیلمبرداری شدهاند و برخی دیگر، پیش از آن. در ادامه، به ۱۲ مورد از بهترین فیلم های جشنواره کن ۲۰۲۱ که بیشتر در موردشان کنجکاو هستیم خواهیم پرداخت. برای اطلاعات بیشتر با فیلیمو شات همراه باشید.
همه چیز درباره جشنواره کن ۲۰۲۱

فیلم زانوی احد اولین اثر حاضر در لیست ۱۲بهترین فیلم های کن ۲۰۲۱ است. شاید نتوانیم بگوییم که همۀ فیلمهای نداو لپید (کارگردان فیلمهای Policeman و The Kindergarten Teacher) به یک اندازه جذاب بودهاند، اما چیزی در فیلمهای او وجود دارد که نظر مخاطب را جلب میکند؛ و حالا فیلم جدیدش، زانوی احد، توانسته خودش را به جشنوارۀ کن برساند. این اولین حضور لپید در این جشنواره است.
این فیلم، داستان یک فیلمساز اسرائیلی مشهور را روایت میکند که به روستایی دورافتاده میرود تا ساخت فیلم جدیدش را شروع کند. اما ازاینجا به بعد، داستان طور دیگری رقم میخورد و او در درونش درگیر نبردی تلخ میشود.

پییر لسکیور، رئیس جشنوارۀ کن در میان صحبتهایش گفت:
«هرکدام از فیلمهای لئوس کاراکس خودش یک رویداد است.»
و اینطور که به نظر میرسد، فیلم جدید او هم رویدادی است که ارزش صبر کردن را داشته. پس از آخرین فیلم کاراکس ( Holy Motors که در سال ۲۰۱۲ ساخته شد)، آنت جدیدترین اثر اوست که به جشنوارۀ کن راه یافته. درواقع این فیلم قرار بود که در کن ۲۰۲۰ به نمایش دربیاید، اما به دلیل شیوع ویروس کرونا و لغو این رویداد، با یک سال تأخیر وارد دور رقابت شد.
آدام درایور در نقش یک استندآپ کمدین ظاهر شده و ماریون کوتیار نقش همسر او را بازی میکند که یک خوانندۀ مشهور اپراست. آنها زندگی رویایی و موفقی دارند، اما با تولد دخترشان آنت، تغییری غیرمنتظره در زندگیشان اتفاق میافتد، زیرا آنت استعدادی منحصربهفرد دارد. سایمون هلبرگ، بازیگر سریال تئوری بیگبنگ (The Big Bang Theory) نیز در این فیلم موزیکال ایفای نقش کرده. فیلم آنت اولین فیلم انگلیسیزبان کاراکس است، که بر اساس ترانههای گروه آمریکایی Sparks ساخته شده.

طرفداران میا هانسن-لووه شاید بهتر از هرکسی میدانند که باید انتظار فیلمی تأثیرگذار از این کارگردان را داشته باشند، دستکم آنهایی که دو فیلم آینده (Things to Come) و خدانگهدار، عشق اول (Goodbye, First Love) را دیدهاند؛ و حالا فیلم جدید هانسن-لووه به شکلی غیرمنتظره متأثر از برگمان است.
این فیلم درام که یک نیمهزندگینامه به شمار میرود دربارۀ فیلمسازی است (با بازی ویکی کریپس) که به دوست کارگردان خود (تیم روث) ملحق میشود تا برای نگارش یک فیلمنامه به جزیرهای در سوئد بروند که برگمان برای ساختن فیلمهایی مثل The Seventh Seal و Scenes from a Marriage از آن الهام گرفته بود.
آیا میا واشیکوفسکا و آندرش دانیلسن لی شخصیتهایی خیالی فیلم هستند، یا اینکه آدمهایی واقعیاند؟ فیلم جدید میا هانسن لووه همۀ ما را کنجکاو نگه داشته، چون معمولاً آنچه که در فیلمهای او اتفاق میافتد با انتظارات ما متفاوت است و تمام معادلاتمان را به هم میریزد.

آخرین فیلم اقتباسی از داستانهای هاروکی موراکامی، نویسندۀ معروف ژاپنی، فیلم سوختن (Burning) بود که در جشنوارۀ کن ۲۰۱۸ به نمایش درآمد و حقیقتاً یک شاهکار بود. جدیدترین فیلم ریوسوکی هاماگوچی با عنوان Wheel of Fortune and Fantasy چندین ماه پیش منتشر شد و نظر مخاطبی و منتقدان را به خود جلب کرد. و حالا هاماگوچی فیلم سه ساعتۀ ماشینم را بران (Drive My Car) را با اقتباس از یک داستان کوتاه نوشتۀ موراکامی، به جشنوارۀ کن فرستاده؛ این اثر یکی از متمایزترین فیلمها در لیست ۱۲ فیلم برتر کن ۲۰۲۱ است.
این فیلم دربارۀ یک بازیگر و کارگردان مشهور است که دو سال پیش همسرش را از دست داده و هنوز احوالی آشفته و پریشان دارد. در این میان، او پیشنهاد تئاتر هیروشیما را برای کاگردانی نمایش دایی وانیا میپذیرد. با توجه به داستان جذاب این رمان، منتظریم ببینیم که هاماگوچی این بار چگونه میخواهد غافلگیرمان کند.

جدیدترین اثر اپیچاتپونگ ویراستاکول، پس از فیلم گورستان شکوه (Cemetery of Splendor) که در سال ۲۰۱۵ ساخته شد، یک سال پیش به جشنوارۀ کن ۲۰۲۰ معرفیشده بود که با لغو آن، به جشنوارۀ امسال رسید. این اولین بار است که ویراستاکول فیلمی را خارج از کشورش تایلند فیلمبرداری کرده. او فیلم جدیدش را با رویکردی سوررئال و در کشور کلمبیا ساخته است و تیلدا سوینتون نقشآفرینی درخشانی در آن دارد.
این فیلم، روایتگر داستان زنی است که در حال سفر به بوگوتاست و دچار سندرومی شده که باعث میشود صداهای عجیبی در سرش بشنود. وقتیکه او در حومۀ شهر ساکن میشود، این صداها بلندتر و عمیقتر میشوند و او تصمیم میگیرد که از آنها سر دربیاورد. جالب است بدانید که این فیلم انگلیسیزبان محصول مشترک کشورهای انگلستان، فرانسه، مکزیک، تایلند، آلمان و کلمبیاست.

دو سال پس از نمایش فیلم دختران خورشید (Girls of the Sun)، اوا هوسون دوباره به میدان بازگشته است. این فیلم که سومین اثر اوست با اقتباس از رمانی با همین نام نوشتۀ گراهام سوییفت ساخته شده. داستان رمان سوییفت که در سال ۲۰۱۶ به چاپ رسید، مربوط به دوران پس از جنگ جهانی اول و دربارۀ خدمتکاری جوان است که در انگلستان زندگی میکند و با یکی از نجیبزادگان رابطۀ احساسی طولانیمدتی دارد، و حالا این رابطه دارد بهپایان خودش نزدیک میشود. داستان سوییفت حالا به درامی جذاب و دیدنی تبدیل شده.
فیلمنامۀ این اثر را آلیس برچ نوشته است و گروهی از بهترین بازیگران در آن حضور دارند: اودسا یانگ (بازیگر فیلم شرلی) در نقش جین، و جاش اوکانر در نقش معشوق او نقشآفرینی میکنند. کالین فرث و اولیویا کلمن دیگر بازیگران این فیلم هستند. گرچه یکشنبههای مادرانگی نیز مثل دیگر عاشقانههای تاریخ، غمانگیز و دردناک به نظر میرسد، اما روایت داستانی، بازیگران بااستعداد و کارگردانی درخشان این فیلم چیزی فراتر از این برایمان خواهند داشت.

سائول ویلیامز، شاعر و ترانهسرای معروف سیاهپوست، اینبار به سراغ دنیای سینما آمده و اولین فیلم خودش را با الهام از فیلم Slam به کارگردانی مارک لوین ساخته و نگارش بخشی از آن را نیز برعهده داشته؛ ممکن است ویلیامز با ایدۀ فوتوریستی خود جایزۀ فیلمساز فیلم اولی را نیز کسب کند.
فیلم او داستان عاشقانۀ میان یک فراری آفریقایی و یک معدنچی است و درنتیجۀ یکی شدن آنها اتفاقی شگفتانگیز رخ میدهد. راستی! باید بگوییم که این فیلم، موزیکال است. گرچه فیلم آنت با روایت سوررئال خود قرار است در جشنواره حسابی غوغا کند، اما خب تنها فیلم موزیکال جشنواره نیست. این فیلم با ایدۀ متمایز و جذاب خود وارد بخش دوهفتۀ کارگردانان شده و همین موضوع نشان میدهد که میتوانیم از همین حالا انتظار دیدن یک فیلم درخشان را از ویلیامز در اولین تجربۀ کارگردانیاش داشته باشیم.

رویکرد نئورئالیست شان بیکر نسبت به کاراکترهای غیرمعمولی همیشه تجربهای جذاب را رقم زده؛ چه در Prince of Broadway و فروشندگان کیفهای تقلبی، Tangerine و قهرمانان زن ترنس، و چه در داستان مادر و دختری The Florida Project. و حالا او با فیلم جدیدش راکت قرمز (Red Rocket) به جشنوارۀ کن ۲۰۲۱ آمده است.
سایمون رکس یک از بازیگر است که پس از سالها به شهر کوچک زادگاهش در تگزاس برمیگردد، اما متوجه میشود که اهالی شهر اصلاً به او روی خوش نشان نمیدهند و نمیخواهند او را دوروبرشان ببینند. جالب است بدانید که فیلم بیکر در دقیقۀ ۹۰ به جشنواره رسید و کمپانی A24 که منتشرکنندۀ پروژۀ فلوریدا نیز بود، معتقد است که این کمدی سیاه شانس زیادی در جشنواره دارد.

فیلم سوغات، اثر موفق و دیدنی جوانا هاگ، در جشنوارۀ سادنس ۲۰۱۹ به نمایش درآمد، که در آن شاهد بازیهای درخشانی از آنر سوئینتن برن و تام برک در نقش دوستپسر معتاد به هروئینش بودیم. این فیلم باعث شد که نام هاگ بر سر زبانها بیفتد و این موفقیتی بود که او واقعاً استحقاقش را داشت. به همین خاطر، هاگ وقت را تلف نکرد و شش ماه پس از اکران رسمی فیلمش، فیلمبرداری قسمت دوم آن را شروع کرد.
قسمت دوم فیلم از همانجایی شروع میشود که قسمت اول بهپایان میرسد. جولی هارت در غم از دست دادن دوستپسرش به سر میبرد و خاطرات تکهتکۀ او را مثل یک داستان به هم وصل میکند. در بخش ابتدایی فیلم، گوشههایی از تجربۀ جولی در مدرسۀ فیلمسازی را میبینیم. در نیمۀ دوم، او سعی میکند که اولین اثرش را بسازد (هریس هدیکنسون و جو الوین نقش دو همکار دیگر او را بازی میکنند که خیلی وقتها متوجه نمیشوند جولی دقیقاً چه هدفی دارد.) اگر قسمت دوم فیلم سوغات هم مثل قسمت اول آن باشد، باید منتظر داستان بهیادماندنی زنی باشیم که جایگاه خودش را در زندگی پیدا میکند. فیلم سوغات را میتوان بهعنوان بهترین فیلم دنبالهدار در لیست ۱۲بهترین فیلم های جشنواره کن ۲۰۲۱ معرفی کرد.

پس از غوغایی که فیلم Raw در سال ۲۰۱۶ میان طرفداران ژانر ترسناک به پا کرد (فیلمی در مورد آدمخواری در دنیای معاصر، که تصاویر و صحنههایش باعث شد بعضی از تماشاچیان جیغزنان به سمت درهای سینما فرار کنند) انگار قرار است که ژولیا دوکورنو بازهم غافلگیرمان کند. فیلم جدید او تایتان در بخش مسابقۀ جشنوارۀ کن قرار گرفته است؛ اتفاقی که بهندرت برای فیلمسازان جوان و بهویژه فیلمسازان زن میافتد.
کمپانی نئون که انتشار فیلم تایتان را برعهده دارد هنوز چیزی در مورد داستان این فیلم نگفته و تنها توضیحی کوتاه دربارۀ معنای عنوان آن ارائه داده است: «فلزی که در برابر گرما و خوردگی بسیار مقاوم است، دارای آلیاژهای مقاومت در برابر کشش بالاست که به دلیل سازگاری بیولوژیکی بارز، اغلب در پروتزهای پزشکی استفاده میشود.» البته باید بگوییم که اولین تیزر رسمی این فیلم نیز منتشر شده، که در آن بازهم شاهد فضایی مرموز، عجیب و کنجکاو کننده هستیم؛ یعنی دقیقاً همان چیزی که از دوکورنو انتظار داریم.
آگاته روسل، بازیگر آیندهدار فرانسوی، و وینسنت لاندن که در سال ۲۰۱۵ برای بازی در فیلم اندازه یک مرد (Measure of a Man) برندۀ جایزۀ جشنوارۀ کن شد در این فیلم حضور دارند. فیلم کوتاه دوکورنو با عنوان Junior در جشنواره کن سال ۲۰۱۱ برندۀ جایزۀ Petit Rail d’Or شده و فیلم Raw جایزۀ FIPRESCI را از آن خود کرد.

شاید هیچکس نمیتواند جشنوارۀ کن را مثل گاسپار نوئه به هیجان بیاورد. هنوز یادمان نرفته که او با فیلم به خلأ وارد شو Enter the) Void) و تکنیک و ایدۀ جسورانهاش چه هیاهویی بین تماشاچیان به راه انداخت. اثر دیگر او فیلم بحثبرانگیز عشق (Love) بود که در سال ۲۰۱۴ ساخته شد. او امسال با فیلم گرداب (Vortex) به جشنوارۀ کن آمده است و انگار همه منتظر هستند ببینید که این بار قرار است چگونه حیرتزده شوند.
فیلم او که در طول پاندمی کرونا فیلمبرداری شد، داستان روزهای پایانی عمر یک زوج میانسال با بازی بازیگر معروف ایتالیایی، داریو آرجنتو و هنرپیشۀ سرشناس فرانسوی، فرانسوا لوبران را تعریف میکند. فیلمهای نوئه معمولاً ترکیبی از ترس و درام انسانی هستند. پس اگر علاقهمند به چنین ترکیبی هستید، دیدن فیلمهای این کارگردان آرژانتینی را از دست ندهید.

پانزده سال بعد از اینکه خواکیم تریه سه گانۀ Oslo را با فیلم Reprise در سال ۲۰۰۶ کارگردانی کرد، این فیلمساز نروژی، قرار است جدیدترین فیلم خودش را با عنوان بدترین آدم روی زمین، در جشنوارۀ کن به نمایش دربیاورد؛ فیلمی که برعکس عنوانش دربارۀ عشق است. این فیلم دنبالۀ Oslo August 31th است که در سال ۲۰۱۱ در کن معرفی شد و بازهم سراغ شخصیتهایی رفته است که در آستانۀ موفقیتی بزرگ (و یا شاید هم یک فروپاشی) قرار دارند.
در وبسایت ورایتی خلاصۀ داستان فیلم اینگونه منتشر شده است: جولی که دارد وارد ۳۰ سالگی میشود زندگیاش را آشفتهبازاری بیش نمیبیند. بسیاری از استعدادهایش تلفشدهاند و دوستپسرش آسکل، که یک رماننویس موفق است میخواهد که زودتر سروسامانی به رابطهشان بدهند. یکشب او وارد یک مهمانی میشود و آیویند جوان و جذاب را ملاقات میکند. مدت زیادی نمیگذرد که او از آسکل جدا میشود و خودش را در رابطۀ جدیدی قرار میدهد و امیدوار است بهواسطۀ آن، تغییر مثبتی در زندگیاش اتفاق بیفتد. اما خیلی زود متوجه میشود که شاید خیلی وقتها در تصمیمهایش اشتباه کرده است.
رنت رینزو (بازیگر فیلم Oslo August 31th)، آندرس دنیلسن لی (بازیگر فیلمهای Oslo August 31st Reprise, Personal Shopper)، و هربرت نوردرام (بازیگر فیلم Beforeigners) در این فیلم نقشآفرینی میکنند. این اثر آخرین عنوان از لیست ۱۲ فیلم برتر کن ۲۰۲۱ است.
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
| این مقاله یا بخشی از آن، یک رویداد روز را در بر دارد. |
پوستر رسمی هفتاد و چهارمین جشنواره فیلم کن با حضور رئیس هیئت داوران اسپایک لی. | |
| فیلم افتتاحیه | آنت |
|---|---|
| فیلم اختتامیه | او اس اس ۱۱۷: از آفریقا با عشق |
| مکان | کن، فرانسه |
| تأسیس | ۱۹۴۶ |
| جوایز | نخل طلا |
| تعداد فیلمها | ۲۴ (رقابت اصلی) ۱۸ (نوعی نگاه) |
| تاریخ جشنواره | ۶–۱۷ ژوئیه ۲۰۲۱ |
| وبگاه | festival-cannes.com/en |
هفتادوچهارمین دوره جشنواره کن (انگلیسی: 2021 Cannes Film Festival) از ۶ تا ۱۷ ژوئیه (۱۵ تا ۲۶ تیر) برگزار میشود. ادامه دنیاگیری کووید-۱۹ باعث شد جشنواره کن امسال به تعویق بیفتد. جشنواره کن ۲۰۲۱ طبق برنامه قبلی قرار بود ۱۱ تا ۲۲ مه (۲۱ اردیبهشت تا ۱ خرداد ۱۴۰۰) برگزار شود، اما این تاریخ با توجه به محدودیتهای جدید در فرانسه در واکنش به موج تازه گسترش ویروس کرونا، به نظر عملی نمیآمد. درنهایت، دوره هفتاد و چهارم این رویداد از سهشنبه ۶ ژوئیه (۱۵ تیر) آغاز شد و تا شنبه ۱۷ ژوئیه (۲۶ تیر) ادامه دارد. اسپایک لی ریاست هئیت داوران این دوره را بر عهده گرفتهاست.این کارگردان آمریکایی که سال پیش به عنوان رییس هیات داوران کن انتخاب شده بود، به دلیل برگزار نشدن دوره سال پیش، امسال دوباره این سمت را برعهده گرفت.[۱][۲]
دانلود فیلم Million Dollar Baby 2004 با لینک مستقیم , دانلود دوبله فارسی فیلم Million Dollar Baby 2004 با کیفیت HD و Full HD
بعد از گذشت یک ماه محرم ، مجددا آخر هفته با یک فیلم انگیزشی ورزشی برگشتیم …
برنده 4 جایزه اسکار و نامزد دریافت 3 جایزه اسکار دیگر
لینک دانلود در تاریخ 1398/07/22 بروزرسانی شد …

نام فیلم: دختر میلیون دلاری ( Million Dollar Baby )
ژانر: درام، ورزشی
کارگردان: Clint Eastwood
ستارگان: Clint Eastwood, Morgan Freeman, Hilary Swank
محصول کشور: آمریکا
سال انتشار: 2004
امتیاز: 8.1 از 10
مدت زمان: 2:12:29
زبان: دوبله فارسی + زبان اصلی
اطلاعات بیشتر: کلیک کنید


فیلم دختر میلیون دلاری Million Dollar Baby 2004 درباره مگی فیتزجرالد (هیلاری سوانک) است که با اصرار فراوان فرانکی دان (کلینت ایستوود) مربیای که بوکسرهای موفقی را معرفی کرده است متقاعد میکند تا به او شیوهٔ مسابقه را بیاموزد و او را نیز تبدیل به یک قهرمان کند. مگی آنقدر سخت تمرین میکند که راهی مسابقه قهرمانی جهان میشود. رقیب او یک بوکسور است که مقام کثیفترین بوکسور را دارد هم از نظر ورزشی و هم از نظر اخلاقی. مگی در مسابقه با او برنده میشود. اما رقیب او عصبانی شده …


از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
| ماهی بزرگ | |
|---|---|
| کارگردان | تیم برتون |
| تهیهکننده | بروس کوهن دان جینکس ریچارد دی زانوک |
| نویسنده | جان اوگست |
| بر پایه | بیگ فیش اثر دانیل والاس |
| بازیگران | |
| موسیقی | دنی الفمن |
| فیلمبردار | فیلیپ روسولو |
| تدوینگر | کریس لبنزون |
| توزیعکننده | کلمبیا پیکچرز |
تاریخهای انتشار |
|
مدت زمان | ۱۲۵ دقیقه |
| کشور | ایالات متحده |
| زبان | انگلیسی |
| هزینهٔ فیلم | ۷۰ میلیون دلار[۱] |
| فروش گیشه | ۱۲۲٬۹ میلیون دلار[۱] |
ماهی بزرگ (به انگلیسی: Big Fish) فیلمی در ژانر خیالپردازی و کمدی-درام از تیم برتون است که بر اساس رُمانی به همین نام از دانیل والاس (Big Fish: A Novel of Mythic Proportions) توسط کمپانی کلمبیا پیکچرز ساخته شدهاست که ایده ساخت این فیلم اندکی پس از انتشار این رمان مطرح شد.[۲]
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
| ۱۲ سال بردگی | |
|---|---|
| کارگردان | استیو مککوئین |
| تهیهکننده | برد پیت |
| نویسنده | جان ریدلی |
| بازیگران | چیویتل اجیوفور مایکل فاسبندر بندیکت کامبربچ پل دینو پل جیاماتی لوپیتا نیونگو سارا پلسون برد پیت الفری وودارد جی.دی. اِوِرمور تام پراکتر توماس فرانسیس مورفی |
| موسیقی | هانس زیمر |
| فیلمبردار | شان بابیت |
تاریخهای انتشار |
|
مدت زمان | ۱۳۴ دقیقه |
| کشور | بریتانیا ایالات متحدهٔ آمریکا |
| زبان | انگلیسی |
| هزینهٔ فیلم | ۱۷٫۱ میلیون دلار |
| فروش گیشه | ۱۸۷٫۷ میلیون دلار |
۱۲ سال بردگی (به انگلیسی: Years a Slave 12) یک فیلم درام تاریخی بر اساس خودزندگینامه ۱۲ سال بردگی اثر سالومون نورثاپ است که یک سیاه آزاد بود، ولی ربوده شد و بهعنوان برده فروخته شد. کارگردان فیلم، استیو مککوئین و نویسندهٔ آن جان ریدلی است. چیویتل اجیوفور نقش «سالومون نورثاپ» را ایفا میکند. ۱۲ سال بردگی برای اولین بار در سی و هشتمین دورهٔ جشنواره بینالمللی فیلم تورنتو در سپتامبر ۲۰۱۳ اکران شد و اکران عمومی آن هم در ۱۸ اکتبر ۲۰۱۳ بود. این فیلم هماکنون جزو ۲۵۰ فیلم برتر تاریخ سینما در وبگاه IMDb است. این فیلم اولین فیلم تاریخ سینماست که در آن یک سیاهپوست اسکارِ بهترین فیلم را تصاحب کردهاست.

پوستر جایزه اسکار فیلم
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
| دور افتاده | |
|---|---|
پوستر فیلم | |
| کارگردان | رابرت زمکیس |
| تهیهکننده | تام هنکس جک رپکی رابرت زمکیس استیو استارکی |
| نویسنده | ویلیام برویلس |
| بازیگران | تام هنکس هلن هانت نیک سیرسی |
| موسیقی | آلن سیلوستری |
| فیلمبردار | دان برجس |
| تدوینگر | آرتور اشمیت |
| توزیعکننده | فاکس قرن بیستم دریمورکس |
تاریخهای انتشار |
|
مدت زمان | ۱۴۳ دقیقه |
| کشور | ایالات متحده |
| زبان | انگلیسی |
| هزینهٔ فیلم | ۹۰ میلیون دلار |
| فروش گیشه | ۴۲۹٬۶ میلیون دلار |
دورافتاده (به انگلیسی: Cast Away) نام فیلمی حماسی درام محصول سال ۲۰۰۰، فاکس قرن بیستم و دریمورکس به کارگردانی رابرت زمکیس و با بازی تام هنکس و هلن هانت است. این فیلم در مورد یک مأمور پُست شرکت فدکس است که بر اثر سقوط هواپیمایش، ۴ سال در یک جزیره به تنهایی زندگی میکند. تام هنکس برای این فیلم علاوه بر ورزش و بدنسازی دست به رژیم غذایی سختی زد و نزدیک به ۲۵ کیلوگرم (۵۰ پوند) وزن کم کرد تا چهره واقعیتری را از یک فرد دورافتاده در یک جزیره تنها به اجرا گذشته باشد. دور افتاده بسیار مورد تحسین منتقدین قرار گرفت و یک موفقیت تجاری به حساب میآمد و تام هنکس برای عملکرد درخشانش، نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد در هفتاد و سومین دوره جوایز اسکار شد.

نشستی دوستانه با جعفر صابری
مدير عامل مؤسسه آموزشي ،فرهنگي،هنري،انتشاراتي ومطبوعاتی آشتي
.jpg)
آقای صابری،مؤسسه شما در نظر دارد بر اساس طرحی که شما ارائه نموده اید یک مسابقه و یا در سطح گسترده تر، در قالب جشنواره فیلم و عکس برگزار نماید. باتوجه به این که طرح اجرایی این جشنواره )فیلم) از جانب شما بوده است چه ضرورتی در ارائه این موضوع
می بینید؟
با تشكر از شما قبل از هر چيز لازم مي دانم به اطلاعتان برسانم این طرح از سال1374 توسط جمعي از دوستان وهمكاران مطرح و پس از مدت ها به مرحله كنوني رسيده است كه اگر نبود همكاري اين جمع ما امروز اينجا نبوديم .
{ جشنواره دوربین دوم} یعنی نگاه به وقایع سینمایی از زاویه ی خاص که همه از آن بهره مند نیستند به عبارت دیگر نگاه از دوربیني ديگر.
ما معتقدیم دست یابی و آگاهي و بررسی پشت صحنه های فیلم های سینمایی ،سریال های تلویزیونی و حتی فیلم های مستند همواره یکی از عوامل پيشرفت مهم در صنعت ساخت فیلم است که از جذابیت خاصی نيزبرخوردار می باشد.
این بخش ها نه تنها به دلیل حوادث پشت صحنه ،مورد توجه است بلکه از جهاتی دیگر جذابیت ویژه دارند و بیننده را با دنیای پشت دوربین آشنا می کنند. همانند تلاش دست اندر کاران در پشت صحنه ،همکاری ، صمیمیت ها، اختلاف نظرها، مشاجره، وحدت و همدلی، معرفی همه آنهایی که در پشت دوربین با هدفی مشترک فعالیت می کنندو...از آن جمله اند. به ویژه اهمیت وسایل و تکنولوژی سینما.
فکر نمی کنید این موضوع تكراري باشد؟
خیر ، آنچه مد نظر ما است صرفاً گزارشي از پشت صحنه ها نیست،بلکه با اهداف مشخصی در نحوه بیان ، خط سیر و هدف آن که با نگرش و تدوین هنرمندانه اي یک سری اهداف را دنبال می کند در نظر ما است ،در واقع شکل گزارشي آن بسیار ضعیف و در حاشیه موضوع قرار می گیرد. بنابراین هر تماشاگر علاقه مند به هنر سینماوتلویزیون (چه هنر مند باتجربه و چه بیننده عادي)برای شناخت شیوه های عملکرد دست اندرکاران فیلم که همگی در تشکیل یک اثر هنری مشارکت دارند مشتاق است و در کسب اطلاع از این رخدادها به اتفاقات پشت صحنه توجه می نمايند.
اهداف اصلي این جشنواره شامل چه چیزهایی می شود؟
اهداف این جشنواره براساس انگیزه هایی، به وجود آمده است از جمله:
*بکر ونو بودن موضوع در قالب جشنواره.
*آگاهی مردم از تلاش فیلم سازان وزحمات ومشکلاتی که در این مسیر متحمل می شود.
*ارزش نهادن و تقدیر از فعالیت های تولیدات سینمایی وتلویزیونی.
*بهره گیری از تجربیّات برای آموزش تولید.
*معرفی بهتر امکانات و وسایل ساخت وتوليد فيلم در سينما و تلويزيون.
اينها هدف اصلي ما مي باشد ودر واقع به موازات اين اهداف مي خواهيم شرايطي را براي :
1- شناساندن تولیدات صنعت فیلم سازی و سینما .
2- معرفی صمیمیت و فعالیت گروه های هنری در عرصه سینما و تولیدات تلویزیونی.
3- شناساندن تجربیات گروه های تولیدی در پاسخ به بخشی از نیازهای قشر علاقه مند.
4- علاقه مند کردن دست اندركاران سينما براي ثبت وقایع کلیه ی آثاری که در مجموع یک اثر هنری را در عرصه سینما وتلویزیون به وجود می آورند. به عبارت دیگر ثبت عناصر و تمام عوامل تولید با تمام جزئيات آن مورد نظر ما مي باشد .
برای توضیحاتی که داده شده دست اندر کاران تولیدات وعلاقمندان به شرکت در این جشنواره بایستی بر چه اساسی آثار را تهیه وتدوین و ارسال نمایند؟
موضوعات اصلی و در واقع محور محتوای آثار که همان بحث اصلی است بايستي براساس یکی از موضوعات زیر باشد :
1- همکاری،تلاش و صمیمیت گروه(این موضوع کلیت داشته و شامل تمام اجزاء فعال در تهیه و تولید فیلم می شود)
2- حوادث و اتفاقات در پشت صحنه
3- کاربرد دوربین و امکانات فنی ديگردرصنعت سینما وتلویزیون.
4- تلاش و فعالیت کارگردان و همکارانش.
بنابر آنچه گفته شد آیا شما صرفا ً از نگاه عامه پسندانه به این موضوع می پردازید؟
خیر،آنچه مد نظر ماست صرفاً دیدگاه عامه پسندانه آن نیست اگر چه همین موضوع در جای خود بخشی ازاين رویداد را در بر می گیرد یعنی ما از دريچه ديد عموم مردم نيز به این موضوع نگاه کرده ایم ولي توجه اساسی ما به بررسی تولید فیلم هایی است که از پشت صحنه ها (خاصه موضوعات جذاب و واحد) که با نگرشی هنرمندانه وهدفمند تهیه وتدوین شده است می باشد. براي نمونه در جشنواره کن سال 79 فیلم 9ساعته ای که(النور کاپولا) همسر (فرانسیس فورد کاپولا) از پشت صحنه فیلم جنجال برانگیز شوهرش با نام (اینک آخرزمان ) ساخته بود چنان سروصدایی در جشنواره راه انداخت که حتی فیلم اصلی به راه نینداخته بود و همین طور 15 دقیقه تصویر از پشت صحنه فیلم جویندگان که بسیار مورد توجه تماشاگران و منتقدین قرار گرفت.
واقعیت این است که پشت صحنه سینما آرام و بی حادثه نبوده و نیست ، اکثر اوقات دارای رخدادهای قابل تامل است .شکستن کرین وافتادن فیلمبردار از روی آن ،سوختن بازیگر یامتصدی جلوه های ویژه در اجرای یک آتش مصنوعی ، تیر خوردن یا روی مین رفتن یک کارگردان در هنگام ضبط و ثبت یک اثر سینمایی و... همینطور تلاش وصمیمیت اعضای گروه برای پیشبرد کار را که نقطه عطف در ساخت یک اثر هنری است، نشان می دهد.
شما به عنوان يك ايراني چرا اين جشنواره را در كشور ايران وبراي سينماگران ايراني اجراء نكرده ايد؟
ضمن احترام زيادي كه براي همكاران سينماگر ايراني خود قائل هستم بايد بگويم هنر به ويژه سينما، جهاني است ومختص به يك كشور نمي باشد،راستش برای اولین بار در سال1374 (یعنی 1995)طرح اصلی جشنواره با مسئولین کشور ایران مطرح شد چرا که جشنواره فیلم فجر علی رغم تلاش دست اندرکاران آن واقعا یک جشنواره بین المللی نبوده ونیست،اما خیلی زود ما متوجه شدیم به دلایل زیادی از جمله مسائل اخلاقی که در سینمای ایران مطرح است اجراء چنین جشنواره ای آن هم باموضوع مطرح کردن پشت صحنه فیلم ها به طور قطع در ایران اسلامي غیر ممکن است.لذا برای اجراء این جشنواره از کشورهای جنوبی خلیج فارس مثل امارات متحده عربی ویا حتی کویت دیدارداشتم ولی پس از بازدید و بررسی هاي به عمل آمده بعد از ملاقات وديدار با مسئولين كشور سلطان نشين عمان باعث افتخار ما است كه اين جشنواره به ميزباني ايشان برگزار خواهد شد.لازم به ذکر است مؤسسه آشتی یک مؤسسه فرهنگی،هنری مستقل وآزاد است که به طبق قانون ایران در خصوص فعالیت های هنری می تواند با هر شخص داخلی ویا خارجی هم همکاری نماید. و باید بگوییم حتما این جشنواره جهانی خواهد بود باسطحی فوق العاده مطلوب وعالی .
داوری این جشنواره چگونه خواهد بود؟
این سوال شما منوط است به مراحل و شیوه ی اجرا که ما در دستور کار خود داریم . بدون شک داوران بایستی افراد شناخته شده سینما وتلویزیون جهان باشند که ما در صدد هستیم پس از قطعی شدن تاريخ برگزاري جشنواره با عده ای از دست اندر کاران با تجربه سینما وتلویزیون جهان گفتگو داشته باشیم و از آنها دعوت نمائيم كه داوري اين جشنواره بين المللي را برعهده گيرند.
اگر توضیح دیگری دارید بفرمایید؟
من باز از شما تشكر مي كنم و در اينجا از تمام دست اندر كاران سينما وتلويزيون جهان دعوت مي كنم كه در اين جشنواره شركت نمايند ، صنعت وهنر سينما كه در بين ديگر هنرها از عمركمتري برخوردار است هنوز بسيار ناشناخته است وقتي در گوشه اي از همين جهان ودر همين قرن دوربين يك خبرنگار يا فيلم ساز را موردجستجوقرار مي دهد تا مبادا بمبي در آن باشد ويا حتي آن را مي شكند وفيلمبردار را به بدترين شكل كتك مي زند ويا اسير مي كند ما مي فهميم كه چقدر اين هنر مظلوم واقع شده است در جاي جاي جهان امروز هنوز هستند اشخاصي كه به خود اجازه مي دهند فكر و انديشه يك هنرمند فيلم ساز و حتي فيلم ساخته شده او را كه تلاش جمعي از همكارانش است را سانسور ويا حتي توقيف كنند. ما بدون توجه به مليّت ،رنگ ،نژادو دين افراد اين جشنواره را صرفا براي نشان دادن صميميّت هاي موجود در صنعت سينما برگزار مي نماييم. اميدوار هستم با ما همراه باشيد.
باسپاس از آقای جعفر صابری مدیر عامل مؤسسه آموزشی، فرهنگی،هنری و انتشاراتی آشتی براي به دست آوردن اطلاعات بيشتر شما مي توانيد به سايت :www.2ndcamera.com
Friendly sitting with Mr. Jaffer Saberi,
Managing Director of training, cultural, and art of Ashti publication.
Mr. Saberi your institute is considering that based on the plans you have set out for one competition or in an elaborate manner in the form of a film and photographic festival to be held , with attention to the fact that implementation of such a festival (film) , what is the requirement for presenting on this subject.
Actually this Behind the Scene was not of a quite and ineffective cinema and is not; most of the time has occurrences is reflect able. Filming of breaking of the crane and falling of the cameraman, burning of actor or special effect director while creating a special false fire, being hit by a bullet or going over a mine of one director while recording or registering a cinema effect and ….similarly trials and friendship of group members to further promoting and showing the work from inflection point for producing an art effect.