مرد تاریکی

مرد تاریکی

۲۲ زبان نهفتن

متن

  • کوچک

    استاندارد

    بزرگ

عرض

  • استاندارد

    پهن

رنگ (آزمایشی)

  • خودکار

    روشن

    تیره

مرد تاریکی

پوستر نمایش فیلم

کارگردانسام ریمی

تهیه‌کنندهرابرت تاپرت

فیلمنامه‌نویسسام ریمی
ایوان ریمی
چاک پفارر
دانیل گولدین
جوشوآ گولدین

داستانسام ریمی

بازیگرانلیام نیسون
فرانسیس مک‌دورمند
کالین فریلز
لاری دراک

موسیقیدنی الفمن

فیلم‌برداربیل پوپ

تدوین‌گرباد اس. اسمیت
دیوید استیون

توزیع‌کنندهیونیورسال استودیوز

تاریخ‌های انتشار

  • ۲۴ اوت ۱۹۹۰

مدت زمان

۹۶ دقیقه

کشورایالات متحده آمریکا

زبانانگلیسی

هزینهٔ فیلم۱۶ میلیون دلار

فروش گیشه۴۸٬۸۷۸٬۵۰۲ دلار

مرد تاریکی (به انگلیسی: Darkman) عنوان فیلمی ابرقهرمانی و اکشن می‌باشد که توسط سام ریمی کارگردانی و در سال ۱۹۹۰ اکران عمومی شده‌است. مدت زمان این فیلم نود و شش دقیقه می‌باشد.

بازیگران

[ویرایش]

لیام نیسون در نقش مرد تاریکی

فرانسیس مک دورمند

کالین فریلز

لاری دراک

بروس کمپبل حضور افتخاری در آخرین پلان فیلم

بودجه، فروش

[ویرایش]

برای ساخت فیلم مرد تاریکی، شانزده میلیون دلار هزینه شد. این فیلم در گیشه بیش از چهل و هشت میلیون دلار فروش کرد.

دنباله

[ویرایش]

برای این فیلم دو دنباله نه چندان موفق (که سام ریمی از کارگردانی آن‌ها سرباز زد و تنها تهیه‌کنندگی آن‌ها را برعهده داشت) تحت عناوین مرد تاریکی ۲ و مرد تاریکی ۳ ساخته شد.

موسیقی متن فیلم

[ویرایش]

  1. "Main Titles" – 1:37
  2. "Woe, the Darkman...Woe!" – ۶:۰۹
  3. "Rebuilding/Failure" – 3:16
  4. "Love Theme" – 0:56
  5. "Julie Transforms" – 1:11
  6. "Rage/Peppy Science" – 1:37
  7. "Creating Pauley" – 3:19
  8. "Double Durante" – 1:50
  9. "The Plot Unfolds (Dancing Freak)" – 7:01
  10. "Carnival from Hell" – 3:16
  11. "Julie Discovers Darkman" – 1:59
  12. "High Steel" – 4:19
  13. "Finale/End Credits" – 3:39

رمان و کمیک بوک

استیو ساروویتز

  • ABOUT
  • LATEST NEWS
  • CONTACT US
  • WAYS TO GIVE
  • LOG IN

  • OUR MISSION
  • OUR WORK
  • OUR HISTORY

Steve Sarowitz

Steve Sarowitz is a film producer, business leader, humanitarian, and changemaker whose efforts in entertainment are focused on creating impactful, purpose driven content. In a continuation of this personal mission, Sarowitz co-founded Wayfarer Studios—alongside multihyphenate Justin Baldoni—as an independent financial and production engine to pioneer multi-platform film and television productions that elevate and speak to the human spirit on a global scale.

As a passionate believer in the power of television and film to reach the hearts of their audience and foster progress, Sarowitz has made it his mission to produce projects that can serve as true agents for social change. In 2016, he served as Executive Producer for the Peabody Award-winning Maya Angelou: And Still I Rise, which chronicles the incomparable writer who forever impacted the literary landscape of America and who also blazed a brave and original life as a performer, actress, and activist integral to the Civil Rights movement. Sarowitz has helped fund and promote a number of powerful, award-winning documentaries including He Named Me Malala which was short-listed for the 88th Academy Awards in the Best Documentary Features category and received two Women’s Image Network Awards nominations, including Best Documentary and Best Producer.

A dedicated member of the Bahá’í faith, Sarowitz Executive Produced The Gate: Dawn of the Bahá’í Faith, an award-winning documentary chronicling the origins of the Bahá’í Faith and its acknowledgement of the oneness of humanity’s major religions in order to promote peace and unity rather than intolerance and extremism.

As a native to the corporate world, Sarowitz is the Founder and Chairman of Paylocity—a leading U.S. provider of payroll and HR solutions. He also currently serves in leading roles at global payroll providers Blue Marble and Payescape, but his true passions extend well beyond the boardroom. Sarowitz has long been an international philanthropist with an interest in promoting unity, peace, and universal education to create lasting, actionable change for a brighter future. Apart from his seat on Paylocity’s board, he serves on a number of boards for nonprofit organizations such as the National Center for Arts & Technology, the Chicago Center for Arts & Technology, Raising Haiti, and more. Sarowitz and his wife helm the Julian Grace Foundation, an organization dedicated to community impact on a global scale through a variety of programs centered around foster care, disaster relief initiatives, and donations to increase socio-economic mobility globally and enable lasting social reform.

Sarowitz holds a Bachelor’s Degree in Economics from the University of Illinois. He is an avid runner, a member of the Chicago Area Runners Association Hall of Fame and a 3-time winner of the MSE Division of the Chicago Chase Corporate Challenge. He lives in Highland Park, Illinois with his wife, 2 children, 2 dogs and a turtle named Duchess. When Sarowitz is not working or participating in one of his many philanthropic initiatives, he spends his time guiding at the Baha’i Temple in nearby Wilmette, Illinois.

Religions: Bahá’í

استیو ساروویتز

استیو ساروویتز (زاده ۱۹۶۵/۱۹۶۶) یک تاجر میلیاردر آمریکایی و بنیانگذار Paylocity است .

استیو ساروویتز

متولد شد1965 یا 1966 (سن 58-59) [ 1 ]
ملیتآمریکایی
آموزش و پرورشدانشگاه ایلینوی در اوربانا-شامپین
شغلتاجر
شناخته شده برایبنیانگذار Paylocity
همسرجسیکا ساروویتز

مطالب

    اوایل زندگی

    ویرایش کنید

    ساروویتز مدرک لیسانس خود را از دانشگاه ایلینویز در اوربانا-شامپین دریافت کرد . [ 1 ]

    شغلی

    ویرایش کنید

    Sarowitz 44% از Paylocity را در IPO خود در مارس 2014 و 28% در آوریل 2019 را در اختیار داشت. [ 2 ]

    در دسامبر 2024، ساروویتز توسط بلیک لایولی به عنوان یکی از بنیانگذاران شرکت تولید استودیوی Wayfarer پس از اینکه گفته بود حاضر است 100 میلیون دلار آمریکا برای "ویران کردن زندگی" لایولی و خانواده‌اش خرج کند به منظور انتقام گرفتن از و به افشای علنی اتهامات سوء رفتار جنسی توسط او در طول تولید فیلم 2024 It Ends with Us علیه شریک تجاری ساروویتز، کارگردان و عضو بازیگران جاستین بالدونی ، و تهیه کننده جیمی هیث. [ 3 ]

    زندگی شخصی

    ویرایش کنید

    ساروویتز با جسیکا ازدواج کرده است. این زوج در هایلند پارک ، ایلینوی زندگی می کنند. [ 2 ] او یهودی بزرگ شد ، اما بعداً دیانت بهائی را پذیرفت . [ 2 ]

    مراجع

    ویرایش کنید

    1. ^پرش به بالا:a b "نمایه فوربس: استیون ساروویتز".فوربس​بازبینی شده در 18 نوامبر 2019.
    2. ^پرش به بالا:a b c "جدیدترین میلیاردر شهر قصد ندارد یک نفر بمیرد".Crain's Chicago Business. 26 آوریل 2019. بازبینی شده در 3 مه 2019.
    3. تای روش (21 دسامبر 2024). «بلیک لایولی، جاستین بالدونی، همبازی فیلم «این با ما به پایان می‌رسد» را متهم به آزار و اذیت جنسی و کمپین افشاگری می‌کند . فوربس ​بازبینی شده در 21 دسامبر 2024 .

    نماد خرد

    این یک مقاله خرد درباره یک تاجر آمریکایی متولد دهه 1960 است . شما می توانید با گسترش ویکی پدیا به آن کمک کنید .

    نگاهی به فیلم گیت (The Gate)

    سخن سردبیر

    نگاهی به فیلم گیت (The Gate)

    توسط بهایی پژوهی ۰۵ مرداد ۱۳۹۸

    0 1,222

    اشتراک

    اخيراً در امريکا به مناسبت دویستمین سال تولد مؤسس آیين بابى (علی‌محمد شيرازى) و به منظور تبليغ و معرفی بهاءالله و بهائیت، فيلمى رونمایی شد به نام گيت (دروازه: ترجمه‌ی کلمه باب) تا نشان دهد که باب، شخصيتی صلح‌جو و بزرگ بوده که ظهور کرده تا دروازه‌ی آئين بهائى شود. درمورد این فیلم نکات ذیل به‌نظر می‌رسند:

    ١. فيلم با نادیده گرفتن واقعیات تاریخی و مندرجات کتاب‌ها و آثار و مقالات تحقيقى تاریخی و صرفاً با استفاده‌ی انحصاری از آثار و نوشته‌های یک‌سویه و تبلیغی تشکيلات بهائی از زبان تعدادى بهائى، بدون اظهار تعلق و وابستگی آن‌ها به بهائیت – و فقط با ذکر عناوين دانشگاهى آن‌ها – تکرار می‌شود. افرادى که با آن‌ها مصاحبه شده است عبارتند از:

    – نادر سعیدی: مبلغ و نويسنده‌ی چند کتاب تبليغى بهائى، ساکن لس انجلس،

    – اميد قائم مقامى: بهائى و نويسنده‌ی کتابى در مورد باب،

    – آرمین اشراقی: فرزند ايرج اشراقى، مبلغ و فعال رسانه‌اى بهائی،

    – موژان مومن: مبلغ بهائی و فعال رسانه‌اى و نويسنده‌ی چندين کتاب در تأييد آیين بهائى،

    – فيروز کاظم‌زاده: مبلّغ بهائی که از سال ۱۹۶۳ تا سال ۲۰۰۰ میلادی عضو محفل روحانی ملی بهائیان امريکا بود و در سال ۲۰۱۷ از دنیا رفت،

    – لیلی میلر مورو (Layli Miller-Muro): وکیل و فعال آمریکایی بهائى و مؤسس مرکز عدالت طاهره،

    – رِین ویلسون (Rainn Wilson): بازیگر و کمدین آمریکایی که خود و همسرش بهائى هستند،

    – دیوید اِل رو (David L. Rowe): مشاور درباره‌ی مستندات آیین بهائی و عقاید ویلیام میلر (محقق مسیحی)،

    – تاد لاوسن (Todd Lawson): عضو رسمی تشکیلات بهائی از سال ۱۹۶۸ میلادی،

    – کاترین وِسینگِر (Catherine Wessinger): ویراستار کتاب ” رساله‌ی آکسفورد درباره هزاران سالگی” (The Oxford Handbook of Millennialism) که در آن به بهائیت پرداخته،

    – هوپر دانبِر (Hooper Dunbar): عضو بیت‌العدل اعظم از سال ۱۹۸۸ تا سال ۲۰۱۰ میلادی،

    – کارُلین اسپَری فاکس (Carolyn Sparey Fox): نویسنده‌ی کتاب “نیمی از ناگفته ها” (‘The Half of it was Never Told) در تبلیغ بهائیت،

    – جان اِس هَچِر (John S. Hatcher): نویسنده کتاب “اقیانوسی از کلماتش: راهنمای خوانندگان هنر بهاءالله “، که دارای ارتباط خوبی با حسن موقر بالیوزی (از ایادیان امر و فعال در رادیو بی بی سی) است،

    – جوی دِگِروی (Joy DeGruy): بهائی و نویسنده‌ی کتاب “علائم بردگی پس از جراحت: میراث آمریکا از تحمل آسیب و التیام”.

    ٢. فیلم با سرمایه‌گذاری چند میلیون دلاری جامعه بهائیان، با تهیه‌کنندگی ادوارد پرایس و کارگردانی استیو سارو ویتز و باب هرکولس، که بهائى هستند، در مدت سه و نیم سال در اسپانیا و امریکا تولید شده است . گیت با تبليغات فراوان پیرامونی و زيرنويس به چند زبان آماده شده و قرار است به مناسبت دويستمين سال تولد باب، در مناسبت‌های تبلیغی که بهائیان درکشورهاى مختلف برپا می‌کنند، به نمايش درآيد. فيلم با اين روند که فقط از گويندگان و مبلغان بهائى استفاده مى‌کند، به يک آنونس تبليغاتى شبيه است نه يک مستند تاريخى و پژوهشى. ردّ پای هیچ‌یک از پژوهشگران مستقل یا منتقد مسلمان یا ازلی در این فیلم دیده نمی‌شود و این بخش از جامعه به کلّی نادیده گرفته شده‌اند. سازندگان این فیلم حتّی نمایش بی‌طرفی را فراموش کرده‌اند و از این حیث نمی‌توان این فیلم را بازتاب دهنده‌ی تاریخ واقعی باب دانست.

    ٣. تلاش فيلم بر اين است که باب، شخصی صلح‌جو معرفی شود، اما با توجه به آثار باقی‌مانده از او، چنین موضوعی اصلاً راست نمى‌نمايد، زيرا تمامى آثار باب پر است از تحریک افراد به جنگ و خونریزی و دعوت بابیان به از بین بردن غیربابیان! این موضوع آن‌چنان پررنگ است که حتی رهبران و مبلغان بهائی هم به آن اذعان کرده اند. به عقیده‌ی گلپایگانی، مبلغ معروف بهائی، که در اوایل قرن بیستم مطلب خود را نوشته است، اساس دین بیان … معدوم کردن و از بین بردن همه کتاب‌هایی است که درباره‌ی آیین بابی نباشد، تخریب و انهدام و ویران ساختن همه‌ی مزارها و زیارتگاه‌ها، پرستشگاه‌ها و معابد و اماکن متبرکه و مقدس و استراحتگاه‌های سایر ادیان، قتل‌عام همه‌ی انسان‌ها، و قانونی کردن طرد و تکفیر و بدنام ساختن آنها، و نهایتاً از بین بردن همه کسانی ‌‌که به آئین باب اعتقاد ندارند و محو و از بین بردن هرگونه آثار آن‌هاست (گلپایگانی، کشف الغطاء، ص ۱۶۶). عبدالبهاء، رهبر بهائیان نیز، در عبارت مشابهی، به‌روشنی بیان می‌دارد که دستور کتاب بیان (کتابی که باب آن را ازسوی خداوند می‌داند و اسلام را با آن تمام‌شده معرفی می‌کند)، “قطع گردن مخالفان، آتش زدن کتاب‌ها و نوشته‌‌ها، هدم بقاع و اماکن متبرکه و قتل‌عام عمومی و همگانی به‌جز تابعان و باورمندان بیان است.” (عبدالبهاء، مکاتیب، ج۲، ص۲۶۶)

    ٤. بدون ورود به انگيزه‌هاى تبليغى تشکيلات بهائى در ساخت اين فيلم، باید اذعان نمود که ساخت اين فيلم براى آن‌ها، از منظر راهبرد تبليغى هم، اشتباهى استراتژيک شمرده مى‌شود . زيرا بزرگداشت و ساخت فیلم در مورد فردی مثل عباس افندی با بعضى شعارهاى امروزین و تعاليم روز شايد مى‌توانست توجيه داشته باشد، اما بزرگداشت باب با تعاليم خشن و افراطى ـ که سخن عبدالبهاء را درباره‌ی آن تعالیم نقل کردیم ـ معلوم نيست چه توجيهى مى‌تواند داشته باشد؟!

    ٥. فيلم از همان ابتدا با اطلاعات واهى و دروغین آغاز مى‌شود. ربط دادن انتظار فرقه‌اى ازمسيحيان به رهبرى ويليام ميلر، براى پايان جهان در روز ٢٢ اکتبر سال ١٨٤٤، با ادعاي بابيت علی‌محمد شيرازى در برابر ملاحسين بشرويه‌اى شیخی‌مسلک، در 5جمادی١٢٦٠ قمری (برابر ٢٢ ژانويه ١٨٤٤)، مبنی بر اینکه باب امام مهدى (ع) است، حرفى مضحک و بی‌پايه است. در اين تطبيق، ادعای ميلر براى پايان جهان را، انتظار همه جهانیان (!) براى ظهور موعود، يعنى عيسى مسیح، جلوه داده؛ سپس ادعاى باب را ـ که با نوشتن تفسير سوره‌ی يوسف، خود را باب امام دوازدهم شیعه خوانده، که بعدها ظهور خواهد کرد- با ادعاى پايان جهان و آخرالزمانی ميلر مطابق دانسته است!

    ٦. در فيلم ادعا مى شود که همه‌ی مذاهب اسلامى باور داشتند در سال ١٢٦٠ (سال ادعائى ميلر براى پايان جهان) موعود ظهور خواهد کرد. درحالی‌که حتی يک نمونه گفتار و حدیث هم وجود ندارد که در يک کتاب اسلامى به اين سال ١٢٦٠ هجری (برابر ١٨٤٤ میلادی)، به‌عنوان سال ظهور قائم آل محمد و مهدی موعود (عج) و یا دوران ۱۰۰۰ ساله‌ی امامت ایشان اشاره شده باشد. بلکه برعکس، روایات و احادیث بسیاری در میان کتاب‌های روایی و جوامع حدیثی شیعیان از دیرباز تا کنون وجود داشته است که تعیین‌کنندگان وقت ظهور امام مهدی علیه السلام را دروغگو و کذّاب معرفی کرده است. بقيه‌ی ادعاهاى گیت نیز به همین سبک و سیاق ارائه شده است.

    ٧. نويسنده‌ی فيلم گویا در لباس يک افسانه‌پرداز ظاهر شده و نه يک مستندساز. لذا در صحنه‌ی تیرباران باب تصور می‌کند که ٧٥٠ سرباز صف بستند تا باب را تيرباران کنند و بعد هم نتوانستند به هدف بزنند و همگی به طنابی که محکوم را با آن بسته بودند، شلیک کردند(!) آیا براى کشتن فردی دست‌بسته، جوخه اعدام ٧٥٠ نفری لازم است؟ آیا کسی در تاریخ قدیم و جدید چنین چیزی ثبت کرده است؟! تنها در کتاب تلخیص تاریخ نبیل و منابع بهائی این ادعا صورت پذیرفته است که ادعایی غیر ممکن و خرافی است؛ زیرا عکس‌های سربازخانه سابق تبریز هم‌چنان موجود است و در آن محل، اساساً صد نفر هم به زحمت جا می‌شوند، چه رسد به ۷۵۰ نفر!

    ٨. در گیت ادعا می‌شود که باب و طرفدارانش آزاديخواه و صلح‌طلب بودند، درحالی‌که براساس همه‌ی شواهد و مستندات تاريخی و نوشته‌های خود باب و بررسی‌های تاریخی که اخیراً صورت گرفته، او توهم و انگیزه‌ی گرفتن حکومت ایران و درنهایت ایجاد حکومت جهانی بابی را داشت. يارانش در چندين شهر شورش و کشتار عمومی مردم بی گناه را به راه انداختند و با قواى دولتى ایران جنگيدند و خسارات عظيمى به کشور وارد کردند؛ کارى که امروز با حرکت داعش قابل تطبيق است؛ آن هم با تعاليم خشک و خشن باب در کتاب بيان، که “قتل هر فرد غيربابى را مجاز مى‌دانسته و دستور به حرق کتب و هدم بقاع وقتل همه الا من آمن و صدق داده است” (عبدالبهاء، مکاتیب، ج۲ (قاهره ۱۹۱۲/۱۳۳۰)، ص ۲۶۶) … همچنان که پیروانش اقدام به ترور شاه هم کردند.

    ٩. بی‌مناسبت نیست برای نشان دادن سبعیت و کشتار کور بابیان، که ملهم و برگرفته از سخنان و نوشته‌های باب بود، مطلب کوتاهی را از مقاله‌ی ارزشمند دکتر دنیس مک‌اوئن نقل کنیم ـ که مدت حدود ۱۵ سال از اعضای جامعه‌ی بهائیان انگلیس بود و پایان‌نامه دکترای خود را در زمینه‌ی بابیت نگاشت و علاوه بر آن چندین مقاله و کتاب هم در این موضوع نوشته است ـ تا راستی سخن مبلغان و فیلم‌سازان بهائی محک بخورد:

    «بابیان در برابر چه کسانی دست به جهاد زدند؟

    باب به‌هیچ‌‌روی، معنای مشرک و کافر را منحصر به خدا ناباوران نمی‌دانست؛ بلکه آن را به همه‌ی مسلمانان، چه شیعه و چه سنّی، که عقاید او را بدعت‌آمیز می‌دانستند و اصولاً هرکس که از تأیید و ایمان به او سر باز می‌زد، تعمیم داد.» چند صفحه‌ی بعد (ص ۱۰۸) مجدداً همین سؤال را مطرح کرده‌ام و با توجه به احکام و قوانین بعدی باب، نشان داده‌ام که بابیان مجاز بودند نسبت به هرکس، که به «بابیان» باور نداشته باشند، اعلام جهاد کنند. دیگر بحث غیرمعتقد به خدا، اسلام و مسلمان، عقیده، اختلاف نظر و امثالهم کاربرد نداشته و همه‌ی غیربابیان در دایره‌ی کفر و شرک آن‌ها قرار گرفتند! و سپس در ص۱۰۹، یادآور شده‌ام که “در آن زمان، تمام جمعیت شیعه‌ی ایران مشمول حکم تکفیر و جهاد باب شدند!”

    … به‌هرصورت، باب در کتاب تفسیر سوره‌ی یوسف و کتاب بیان فارسی، دائماً بحث جهاد را دنبال کرده و به موضوعات فتح، غنیمت، برخورد با کفار و مشرکان و اموال آنان و از میان برداشتن و محو شرک و کفر می‌پردازد. اگر عبدالبهاء پذیرفته است ـ همان‌گونه که سندش را ارائه کردیم ـ فکر می‌کنم بهتر است بهائیان کتاب بیان را دقیق‌تر بخوانند، نه آنکه از کتاب‌های بهائی به ما مدرک ارائه کنند!

    به‌‌نظر من لزومی به بررسی دقیق بخش بعدی مطلب، که به شورش‌های بابی در قلعه‌ی شیخ طبرسی، نیریز و زنجان می‌پردازد، نیست. فقط کافی است بگویم که منابع مورداستناد بهائیان، فقط منابع و مأخذ بهائی است، یعنی نوشته‌های زرندی، شوقی‌افندی و بالیوزی! برای بحث و بررسی درباره‌ی مباحث چالشی و پیچیده‌ی تاریخی، صرف استناد تکراری به نظرات و عقاید امروزین بهائیان کافی نیست. اگر نویسندگان بهائی مدعی هستند که می‌توانند پاسخ «اتهامات» به بابیان را بدهند، لطف کنند با استناد به منابع و مستندات تاریخی از همان دوره‌ی زمانی، اثبات کنند. کلی‌گویی براساس مطالب و کتاب‌های متعصبانه و جهت‌‌دار بهائی، که مدت‌ها پس از آن حوادث نوشته شده، در گفت‌وگوی تحقیقی جایی ندارد. اینکه بابیان اقدامات مسلحانه انجام می‌دادند؛ اینکه بابیان تمایلات سیاسی داشتند (و اغراض سیاسی خود را از اهداف دینی خود تفکیک نمی‌کردند)، اینکه آن‌ها عقیده داشتند حکومت قاجار با رفتاری که نسبت به باب داشت، مشروعیت خود را از دست داده بود، همگی ادعاهایی هستند که با شواهد و متون و نصوص روشن، که در مقاله‌ی من و در جاهای دیگر وجود دارد، به‌روشنی قابل اثبات است و طرح مباحث انحرافی، برای گم کردن بحث، بی‌نتیجه است. آنچه می‌تواند مفید و سودمند باشد ابراز همدردی با بابیان است که خواست‌ها و ایده‌آل‌هایشان در زیر گفتارهای به‌ظاهر زاهدانه و تحریف‌های تاریخی صورت‌گرفته توسط بهائیان، محو شده است!

    اجازه می‌خواهم مختصراً به دو نکته‌ی دیگر اشاره کنم. نویسنده‌ی بهائی، به “ادعای نادرست من مبنی بر اینکه «مظهر بعدی الهی» قرار بود در آینده دوری بیاید، اشاره کرده و گفته ‌است این برعکس عبارات مندرج در نوشته‌های باب است که ظهور این مظهرالهی را قریب الوقوع می‌داند!”

    باید این نکته را روشن کنیم که این برداشت و تفسیر بهائیان است که ظهور «من یظهره الله» را نزدیک زمان باب تلقی کرده‌اند، وگرنه نوشته‌های باب چنین اشاره‌ای ندارد. هرکس که کمترین آشنایی با بحث‌های متأخر بابی دارد، می‌داند که این یک بحث پرمناقشه و کشمکشی بین بهائیان و دیگر بابیان است. من تقریباً به‌ طور مفصل، در مقاله‌ی خود، با نام انشعابات و ادعاهای جانشینی در بابیت به این موضوع ‌پرداخته‌ام. در اینجا مختصراً اشاره می‌کنم که بحث من «نادرست و بی‌ارزش» نیست، بلکه مبتنی بر قرائتی تقریباً پذیرفته‌شده ازسوی همگان، از متون کاملاً شناخته‌شده‌ی بابی، همراه با اندکی عقلانیت است!!

    احساس می‌کنم نمی‌توانم بدون ارائه توضیح درباره‌ی آقایان افنان و هچر (یکی از کارشناسان بهائی در فیلم گیت) بگذرم، آنجا که می‌گویند: «مک‌اوئن از فصل 5 کتاب چهارم بیان، نقل می‌کند که پادشاهان و رهبران بیانی ارض نباید صبر کنند که مردم به‌‌صورت ارادی به امر بیان ایمان بیاوردند؛ بلکه باید فعالانه به تبلیغ امر بابی بپردازند و آن‌ها را ترغیب و تشویق به بابیت نمایند.» آن‌ها می‌افزایند که این «فرم متفاوتی از جهاد نیست؛ این اصلاً جهاد نیست.» و عقیده دارند که من مطلب را اشتباه منعکس کرده‌ام و لذا اصل نظریه‌ی من اشتباه است!

    متأسفانه، من آنچه را که به من نسبت داده ‌اند ننوشته‌ام! یعنی عبارت «پادشاهان بیانی باید فعالانه به تبلیغ امر بپردازند!» (این عبارت اساساً یک عبارت مصطلح بهائی است)، بلکه از کتاب بیان نقل قول آورده‌ام که «صاحبان قدرت (یعنی پادشاهان و ملوک) بابی نباید منتظر بنشینند که چیزی از آسمان نازل شود تا هرآنچه بر روی زمین است را داخل در امر بیان نماید. بلکه باید به همان روشی عمل کنند که همه به اسلام گرویدند …» شاید بهتر بود که من عبارت دیگری را از همان فصل از بیان اضافه می‌کردم (۵:۵، ص۱۵۷) که می‌گوید: «اگر، برای مثال، در ابتدای کار اسلام، کشوری با قوه‌ی قهریه و خشونت فتح می‌شد، مردمش نیز به اسلام می‌گرویدند و از میوه‌ی آن دین برخوردار می‌شدند. اگر جوابیه‌نویسان اصلاً کتاب بیان و این فصل از آن را نخوانده‌اند، جهت اطلاع آن‌ها می‌گویم که موضوع این فصل «حکم درباره‌ی تملک و اخذ اموال کسانی که به بیان ایمان ندارند» است. اگر هنوز هم مطلب برای آقایان مبهم و ناروشن است، خوب است زحمت بکشند و تیتر قسمت بعدی کتاب بعدی را بخوانند! (۵:۵، ص۱۵۹) “اگر خداوند علیم، به مؤمنان بیان توفیق فتح سرزمین و کشوری را داد که مردمش در برابر امر بابی تسلیم نشدند؛ هرآنچه در آن سرزمین منحصربه‌فرد است متعلق به نقطه بیان (یعنی باب) است.” با توجه به صراحت عبارات فوق، من اعتراف می‌کنم که معنای محترمانه‌ی عبارات فوق‌الذکر، طبق پیشنهاد افنان و هچر، «تبلیغ امر» است!

    نکته پایانی در این بخش، پاسخ من به جنابان هچر و افنان است. جایی‌که از من نقل قول کرده‌اند که گفته‌ام «بابی‌ها در مناطقی که جنگ و کارزار و شورش برپا می‌کردند، نه‌تنها در برابر سربازان و قوای مسلح کشوری، بلکه نسبت به مردم عادی و محلی و غیرنظامی نیز سبعیت و وحشی‌گری زیادی به‌کار می‌‌بردند.» آن‌ها تا آنجا جلو می‌روند که می‌گویند این اتهام غیرمستند و بدون دلیل مک‌اوئن، نادرست و غیرعلمی است. البته چند مورد دیگر از این قضاوت‌های غیرمستند، در مقاله وی وجود دارد! عرض می‌کنم که این انتقاد آن‌ها غیرمنصفانه و نادرست است. زیرا بی‌رحمی و سبعیت و وحشی‌گری بابیان، به‌‌ویژه در شورش قلعه‌ی شیخ طبرسی به‌خوبی مستند شده و مطالبی که ذیلاً از منابع بابی می‌‌آورم، آن‌ را به خوبی نشان می‌دهد.

    – در کتاب نقطة‌‌الکاف صریحاً بیان شده که بابیان، که در معیت ملاحسین بشرویی، به سمت بارفروش (بابل) می‌رفتند، فرد درویشی را که به آن‌ها آدرس اشتباه داده بود، به همراه فرزند کوچکش، کشتند. (میرزاجانی کاشی بابی، نقطة الکاف، ص۱۵۷)

    – گروهی از بابیان، درضمن یکی از حملات اولیه به ارتشی که شیخ طبرسی را به محاصره در آورده بود، حدود ۱۳۰ نفر از سربازان و روستائیان را کشتند و روستایی را که سربازان در کنار آن اردو زده بودند، ویران کردند و از منازل ساکنان روستا، به‌اندازه‌ی حدود دو سال آذوقه و اقلام موردنیاز خود را مصادره کردند. (همان، صص ۱۶۲-۱۶۱)

    – در حمله‌ی دیگر بابیان به اردوگاه ارتش در واسکاس، دو تن از شاهزادگان گریختند و در طبقه‌ی فوقانی خانه‌‌ای پناه گرفتند. پس از آن، مهاجمان بابی خانه را به آتش کشیدند و همه‌ی اهل آن را در آتش سوزاندند. سپس گروهی از بابیان مازندرانی، روستا را غارت کردند. (همان، صص ۱۶۸-۱۶۷)

    – در یک مورد دیگر، قدوس (محمدعلی بارفروشی) به بابیان محافظ قلعه (طبرسی) دستور داد تا سرهای دشمنان را از بدن آن‌ا جدا کنند و آن سرها را بر بالای دیوارها برافرازند و صحنه‌های وحشتناکی ایجاد کنند…. (همان، ص۱۷۷)

    – لطف‌علی میرزای شیرازی، یکی از بابیان مدافع قلعه شیخ طبرسی، به‌هنگام شرح و توصیف حمله‌ی بابیان به روستای واسکاس، از شدت سنگدلی هم‌کیشان خود می‌گوید که با هرکس روبه‌رو می‌شدند او را به‌قتل می‌‌رساندند. از جمله یک مرد و زن، در روستایی، قبل از واسکاس، که بابیان آن‌ها را به اشتباه به‌قتل رساندند. (لطف‌علی خان شیرازی، تاریخ، بی نام و عنوان، سند 28-F Ms، بخش ۳، و اسناد ادوارد براون کتابخانه دانشگاه کمبریج، ص۹۲ پانوشت.) نبیل زرندی هم از اشتباه مشابهی سخن گفته است. (نبیل زرندی، Dawn Breakers، ص347-346.)

    – در زمان شورش بابیان در زنجان، یکی از بابیان – که از عقیده خود برگشته و مسلمان شده بود – به همراه ۲۲ زندانی دیگر، زنده زنده پوستشان کنده شد و در آتش سوزانده شدند (همدانی، تاریخ جدید باب، ص۱۵۵.).

    نیازی نیست بیش از این دراین‌مورد ادامه دهیم. بهتر است آقایان افنان و هچر، به‌جای متهم کردن من به ارائه‌ی مطالب بی‌مدرک و انجام کار غیرپژوهشی، خودشان اسناد و مدارک موجود را تا اندازه‌ای مطالعه کنند! آن‌ها، خودشان، بدون آنکه تحقیق مستندی انجام دهند و یا به منابع اصلی و اولیه رجوع کنند، بی‌ جهت، و تنها به دلایل گروهی و جناحی و متعصبانه‌ی خود، درصدد کم ارزش جلوه دادن مقاله‌ی من هستند. اشکالی ندارد، هرچه می‌خواهند از این نقدها بنویسند، ولی بدانند که جایگاه واقعی درج مقالات آن‌ها، همان صفحات نشریات بهائی است که توسط سازمان و تشکیلات خودشان منتشر می‌شود و هرگز در نشریات علمی و آکادمیک، که به منظور تشویق بحث‌های علمی و روشنگرانه درباره‌ی تاریخ ادیان و براساس معیارها و استانداردهای علمی و پژوهشی می‌پردازند، جایگاهی ندارند.

    در طول یکصد سال گذشته، نویسندگان و پژوهشگران حوزه‌ی تاریخ، چندین بار، درخصوص عدم صداقت بهائیان، در حوزه‌ی بحث و بررسی مباحث تاریخی سخن رانده‌اند. متأسفانه، این بار قرعه به نام من خورده، تا همچون پیشینیان خود، از روش متکبرانه و متعصبانه‌ی بهائیان، در دست‌کاری و تحریف اسناد و حقایق، یا پنهان کردن و مخفی داشتن حقایق، به خشم آوردن دیگران از عملکرد بهائیان و غرور بی‌موردشان اظهار تأسف کنم؛ همان‌گونه که محققان و پژوهشگران پیشین چنین کردند. آنچه انجام داده و می‌دهم به احترام عقل و منطق انسانی و دور نگه داشتن عقل و خرد از تعصبات است. ازاین‌رو، امیدوارم که این برخورد آراء، حداقل، کمکی به روشن شدن ذهن آن دسته از افراد جامعه بهائی نماید، که پیش از این، با راهنمایی عقل و درایت خود، به مشکلات پیش‌آمده بر اثر حاکمیت و ریاست عوامل بنیادگرا و اقتدارگرا بر جامعه بهائی واقف شده و خطر کنار گذاشتن بحث آزاد را به‌خوبی حس می‌کنند. از این افراد، اعم از آنکه خودشان در حوزه‌های علمی و پژوهشی فعال باشند یا نباشند، تقاضا دارم که بهائیان پژوهشگر و محقق آینده را تشویق کنند تا در برخورد با آثار و کارهای پژوهشی امثال بنده و دیگران، موازین و استاندارد علمی و آکادمیک را رعایت نمایند. درغیراین‌صورت، پژوهشگران از مطالعه و بررسی در حوزه‌های بابی و بهائی دلسرد می‌شوند، که نتیجه آن محرومیت همیشگی جامعه بهائی از پژوهش‌های دینی و تاریخی در حوزه دینشان است.

    خوب است افراد بنیادگرا و جزم‌اندیش، در رده‌های مختلف بهائی، این سؤال را از خود بپرسند، آیا نحوه‌ی عملکرد آن‌ها، درمجموع، به نفع امر است و یا به ضرر آن؟ درمیان جامعه‌ی بهائی بریتانیا و امریکا، تعدادی بهائی پژوهشگر و دانشگاهی، در حوزه‌های جامعه‌شناسی، دین و تاریخ هستند، که می‌توانند با تلاش و مساعی خود، گفتمانی با غیربهائیان شروع کنند که مفید و ثمربخش باشد. اقدامات سختگیرانه و تنگ کردن عرصه‌های علمی و پژوهشی برای ایشان، فقط باعث ترس و نگرانی و دلسردی آن‌ها خواهد شد. محققان و پژوهشگران بهائی دغدغه‌ها و مشکلاتی دارند که یکی از کوچک‌ترین آن‌ها، اجبار به ارائه آثار آن‌ها به کمیته بررسی تألیفات امری است ولی آن‌ها هم‌چنان به تلاش صادقانه مشغولند و می‌توانند در ارائه‌ی تصویر مثبتی از پژوهش علمی در حوزه‌ی بهائی موفق عمل کنند. من امیدوارم کسانی که زمینه و آمادگی گام زدن در مسیر علمی را ندارند، حداقل اطلاع داشته باشند که ارائه‌ی دفاعیه‌های متعصبانه و جزمی، در بهترین حالت، باعث اختلال و روگردانی دیگران و در بدترین شرایط، موجب تخریب و انهدام مبانی هرگونه مطالعات در آینده خواهد شد که ممکن است به ایجاد زمینه‌های مشترک میان بهائیان و غیربهائیان بینجامد.»

    ١٠. نام این فیلم گیت گذاشته شده است و در آن باب را به‌عنوان دروازه‌ای برای آیین بهائی معرفی کرده است. اگرچه این معرفی توسط مبلّغان بهائی بارها تکرار شده است و آنان سید باب را مبشر بهاءالله معرفی می‌کنند، اما اگر دلیل اینکه علی‌محمد شیرازی خود را باب نامید جست‌وجو کنیم، به مسأله‌ی کاملاً متفاوت دیگری می‌رسیم. منظور باب از بابیت برخلاف آنچه سازندگان فیلم گمان کرده‌اند مطلبی است که عبدالبهاء توضیح داده است: «از کلمه بابيّت مراد او چنان بود که من واسطه‌ی فيوضات از شخص بزرگواری هستم که هنوز در پس پرده‌ی عزّت است و دارنده‌ی کمالات بی حصروحدّ، به اراده او متحرّکم و به حبل ولايش متمسّک و در نخستين کتابی که در تفسير سوره‌ی يوسف مرقوم نموده، در جميع مواضع آن خطاب‌هایی به آن شخص غايب که از او مستفيد و مستفيض بوده، نموده و استمداد در تمهيد مبادی خويش جسته و تمنّای فدای جان در سبيل محبّتش نموده، از جمله اين عبارت است:”يا بقيّة اللّه قد فديت بکلّی لک و رضيت السّبّ فی سبيلک و ماتمنّيت الّا القتل فی محبّتک و کفی باللّه العليّ معتصماً قديماً.”» (مقاله شخصی سیاح ص۲). باید یادآور شد که «بقیّةالله» لقب خاص حضرت امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه) است و سید باب در آن کتاب بارها و بارها به ایشان اشاره کرده است. با توجه به سخنانی که سید باب داشت، مردم و کسانی که با ایشان ارتباط داشتند این چنین می‌اندشیدند که جناب علی‌محمد، باب امام زمان و واسطه‌ی بین ایشان و بقیه‌ی مردم است. همان طور که عبدالبهاء به تصریح نوشته است، باب خطاب به حضرت بقیة الله علیه السلام چنین گفته است که راضی به شنیدن فحش در راه ایشان است و تنها چیزی که آرزو می‌کند این است که در راه محبت ایشان کشته شود. مردم آن زمان هم که به امام زمان علیه السلام معتقد بودند، وقتی سخنان باب به آن‌ها می‌رسید، با شنیدن آن به‌واقع فکر کردند که او واسطه‌ی بین مردم و امام زمان علیه السلام است. به همین دلیل هم تا پای جان در راه ایشان مقاومت کردند و ایستادند. بنابراین نمی‌توان پذیرفت که منظور باب از بابیت در کتاب قیوم الاسماء به‌هیچ‌عنوان بشارت به بهاءالله باشد. کتاب قیوم الاسماء ظاهراً اولین کتاب ایشان است که در تفسیر سوره‌ی یوسف علیه السلام برای اثبات مقام خود به ملاحسین بشرویه‌ای نوشته است. ایشان در این کتاب آشکارا اظهار کرده است که این کتاب را از جانب «محمدبن‌الحسن العسکری علیه السلام» یعنی امام دوازدهم شیعیان و قائم موعود اسلام، خارج کرده است: «اَللهُ قَد قَدَّرَ أن يَخرُجَ ذلِک الکتاب في تَفسيرِ أحسَن القِصَص مِن عِندِ مُحَمَّدِبنِ‌الحَسَن بن‌عَلي‌بن‌مُحَمَّدِ بنِ‌عَليِّ بنِ‌موسي بنِ‌جَعفَر بنِ‌مُحَمَّدِ بنِ‌عَليِّ بنِ‌الحُسينِ بنِ‌عَليِّ بنِ‌أبي‌طالب عَلي عَبدِهِ لِيَکونَ حُجَّة‌ اللهِ مِن عِندِ الذِّکر عَلَي العالَمينَ بَليغاً» یعنی خداوند مقدر کرده است که آن کتاب را در تفسیر بهترین داستان‌ها (قصه‌ی حضرت یوسف) از نزد محمدبن‌الحسن بن‌علی‌بن‌محمد . . . بن‌علي‌بن‌ابي‌طالب بر بنده‌اش خارج کند، تا حجت خدا از نزد ذکر باشد و بر جهانیان رسا باشد. (صفحه‌ی اول کتاب قیوم الاسماء (تفسیر سوره‌ی یوسف؛ و نیز: رحیق مختوم جلد یکم ص۲۲ یا ۳۴. این کتاب با تأیید و دستور مؤسسه‌ی مطبوعات امری چاپ و منتشرشده است. نیز: اسرارالآثار جلد دوم ذیل کلمه باب). همان‌طور که ملاحظه می‌شود ادعای ایشان این است که کتاب قیوم الاسماء – با تمامی محتویات عالیه‌اش آن‌گونه که بهائیان در منزلتش سخن می‌گویند- از نزد امام دوازدهم شیعیان نازل شده است. سید باب در اینجا به‌صراحت نام حضرت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) را به همراه نام اجداد ایشان تا حضرت علی علیه‌السلام می آورد و جایی برای هیچ‌گونه شک و تردیدی باقی نمی‌گذارد.

    ١١. به‌نظر مى‌رسد حتى يک فيلم براى تبليغ کالاى مصرفى هم اصولى را رعايت مى‌کند که در اين فيلم رعايت نشده است. همه‌ی گويندگان با عناوين و القاب معرفى شده ولی بهائى بودن آن‌ها ذکر نشده است. بی گمان هدف سازندگان آن بوده که نشان دهد عده‌اى تحصيل کرده‌ی بی‌طرف دارند اين‌مطالب را مى‌گويند! ادعاهاى غيرواقعى درمورد زرين‌تاج براى کشف حجاب و … هم با مستندات تاريخى تطبيق نمى‌کند، زيرا او که به اتهام قتل عمو و اقدام براى ترورشاه اعدام شد، حتى موقع اعدام هم حاضر نشد حجاب خود را کنار بگذارد. خشونت‌های باب و بابیان در این فیلم به کلی سانسور شده و چهره‌ای دروغین از این جریان به تصویر کشیده شده که این چهره حتی مورد تأیید بهائیان روشنفکر نیست. واقعیت آن است که باب و بابیان، خشونت را چاشنی اصلی فعّالیت‌هایشان کرده بودند و سراسر کتاب‌های باب، از تشویق و ترویج خشونت علیه مسلمانان مشحون است. عنوان فيلم هم نادرست است، زيرا باب هرگز به بهاءالله بشارت نداد و خود را دروازه‌ی او نشمرد، بلکه از فردى به نام من يظهره الله نام برده که حدود دو هزار سال بعد (به عدد مستغاث) قرار است ظهور کند! تصور مى کنيد با اين مقدار اشتباه فاحش اين فيلم را نبايد دروازه دروغ ناميد؟! امید است تحليل دقيق‌تر فيلم با اشاره به دقايق آن به‌زودى عرضه شود.

    یادداشت ها و منابع

    • مطالب نقل‌شده از دنیس مک‌اوئن برگرفته از مقاله‌ی “بنیادگرایی بهائی و مطالعه‌ی آکادمیک جنبش (تروریستی) بابی” او در نشریه دین (۱۹۸۶) صص ۸۴-۵۷ است. دنیس مک‌اوئن دکترای خود را، در سال ۱۹۷۹، از دانشگاه کمبریج اخذ کرد و رشته‌ی مطالعات اسلامی را در دپارتمان مطالعات دینی، در دانشگاه نیوکاسل تدریس کرده است. او مقالات زیادی در زمینه‌ی شیخیه، بابیه و بهائیت نوشته است.

    سالی سالنبرگر

    سالی سالنبرگر

    ۳۱ زبان

    نهفتن

    متن

    عرض

    رنگ (آزمایشی)

    سالی سالنبرگر

    سالی سالنبرگر در سال ۲۰۲۲

    نماینده دائم ایالات متحده آمریکا در سازمان بین‌المللی هواپیمایی کشوری

    دوره مسئولیت
    ۳ فوریه ۲۰۲۲ – ۱ ژوئیه ۲۰۲۲[۱]

    رئیس‌جمهورجو بایدن

    پس ازشان ئی. دوسی

    پیش ازبرنت کریستنسن[۲]

    اطلاعات شخصی

    زاده

    چسلی برنت «سالی» سالنبرگر سوم


    ۲۳ ژانویهٔ ۱۹۵۱ ‏(۷۳ سال)
    دنیسون، تگزاس، ایالات متحده آمریکا

    ملیتآمریکایی

    همسر(ان)لوری سالنبرگر (ا. ۱۹۸۹)

    فرزندان۲

    خویشاوندانمِری سالنبرگر (خواهر)

    تحصیلات

    شناخته‌شده برایفرود آوردن پرواز ۱۵۴۹ یو اس ایرویز بر روی رود هادسن

    پیشینه نظامی

    وفاداریایالات متحده آمریکا

    شاخه نظامینیروی هوایی ایالات متحده آمریکا

    سال‌های خدمت۱۹۷۳ تا ۱۹۸۰

    درجهسروان

    چسلی برنت «سالی» سالنبرگر سوم (انگلیسی: Chesley Burnett "Sully" Sullenberger III؛ زادهٔ ۲۳ ژانویهٔ ۱۹۵۱) خلبان جنگنده بازنشسته، دیپلمات و خلبان پیشین خطوط هوایی یو اس ایرویز اهل ایالات متحده آمریکا است که بیشتر به خاطر اعمال قهرمانانه خود به عنوان خلبان اول (کاپیتان) پرواز ۱۵۴۹ یو اس ایرویز شناخته می‌شود که در سال ۲۰۰۹ هواپیمای مسافربری را پس از توقف کامل هر دو موتور در اثر برخورد پرندگان، بر روی رودخانه هادسون نشاند. همه ۱۵۵ سرنشین این هواپیما جان سالم به در بردند. سالنبرگر به یک مدافع صریح و فعال ایمنی هوانوردی تبدیل شد[۳] و به توسعه پروتکل‌های جدید برای ایمنی خطوط هوایی کمک کرد. او از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۳ در کنار کمک خلبانش در پرواز ۱۵۴۹، جفری اسکایلز، رئیس هیئت مدیره برنامه آموزشی عقاب‌های جوان بود کارش آموزش خلبانی و پرواز به کودکان و نوجوانان ۸ تا ۱۷ سال است.[۴]

    سالنبرگر در ۳ مارس ۲۰۱۰ از یو اس ایرویز پس از ۳۰ سال خدمت به عنوان یک خلبان مسافربری بازنشسته شد.[۵] در ماه مه سال بعد، سی‌بی‌اس نیوز او را به‌عنوان کارشناس هوانوردی و ایمنی پرواز استخدام کرد.[۶]

    سالنبرگر به همراه جفری زاسلو نویسنده کتاب پرفروش بالاترین وظیفه، خاطرات زندگی خود و رویدادهای پیرامون پرواز ۱۵۴۹ را به رشته تحریر درآورد که در سال ۲۰۰۹ توسط انتشارات هارپرکالینز منتشر شد. کتاب دوم او، «ایجاد دگرگونی: داستان‌هایی از بینش و شجاعت از رهبران آمریکا»، در ماه مه ۲۰۱۲ منتشر شد. او پس از میشل اوباما در رتبه دوم ۱۰۰ قهرمان و نماد برتر تایم در سال ۲۰۰۹ قرار گرفت.[۷]

    در ۱۵ ژوئن ۲۰۲۱، پرزیدنت جو بایدن اعلام کرد که سالنبرگر را به عنوان نماینده ایالات متحده آمریکا در سازمان بین‌المللی هوانوردی کشوری (ایکائو) با درجه سفیری معرفی خواهد کرد.[۸][۹] مجلس سنای ایالات متحده آمریکا در ۲ دسامبر ۲۰۲۱ با قاطعیت کامل آرا این انتخاب را تأیید کرد[۱۰] و او برای کمتر از پنج ماه از ۳ فوریه تا ۱ ژوئیه ۲۰۲۲ در این سِمَت خدمت کرد.[۱]

    وی همچنین برندهٔ جوایزی همچون لژیون دونور (افسر) و جایزه تونی جانس شده‌است.

    منابع

    فارست گامپ

    فارست گامپ

    ۹۶ زبانفارست گامپ

    Forrest Gump

    عکس روی جلد دی‌وی‌دی

    کارگردانرابرت زمکیس

    تهیه‌کنندهوندی فینرمن
    استیو تیش
    استیو استارکی
    چارلز نوویرت

    نویسندهاریک راث (فیلمنامه)

    بازیگرانتام هنکس
    رابین رایت
    گری سینایس
    میکلتی ویلیامسون
    سالی فیلد
    آفِـیمو آمِلامی
    سونی شرویر
    دیک کَـویت
    ژاکلین لاول

    موسیقیآلن سیلوستری

    فیلم‌برداردان برجس

    تدوین‌گرآرتور اشمیت

    توزیع‌کنندهپارامونت پیکچرز

    تاریخ‌های انتشار

    ۶ ژوئیه ۱۹۹۴

    مدت زمان

    ۱۴۱ دقیقه

    کشورایالات متحده

    زبانانگلیسی

    هزینهٔ فیلم۵۵ میلیون دلار

    فروش گیشه۶۷۷٫۹ میلیون دلار

    فارست گامپ (به انگلیسی: Forrest Gump) فیلم آمریکایی در ژانر کمدی-درام، به کارگردانی رابرت زمکیس محصول سال ۱۹۹۴ پارامونت پیکچرز است. فیلم برپایهٔ رمانی به همین نام که توسط وینستون گروم در سال ۱۹۸۶ نوشته شده بود ساخته شده‌است و در آن بازیگرانی چون تام هنکس، رابین رایت، گری سینایس، میکلتی ویلیامسون و سالی فیلد حضور دارند. این داستان چندین دهه از زندگی فارست گامپ (با بازی تام هنکس) را نشان می‌دهد، مردی کند ذهن اما مهربان از آلاباما که شاهد چندین رویداد تاریخی مشخص در ایالات متحده در سده بیستم است و ناخواسته بر آنها تأثیر می‌گذارد. شایان ذکر است که این فیلم تفاوت‌های اساسی با رمان دارد.

    فیلمبرداری اصلی در اواخر سال ۱۹۹۳، عمدتاً در جورجیا، کارولینای شمالی و کارولینای جنوبی انجام شد. از جلوه‌های بصری گسترده برای تلفیق هنکس در فیلم‌های بایگانی شده و ساخت صحنه‌های دیگر استفاده شد. همچنین موسیقی متن فیلم شامل آهنگ‌هایی است که دوره‌های مختلف فیلم را منعکس می‌کند.

    فارست گامپ در تاریخ ۶ ژوئیه ۱۹۹۴ در ایالات متحده اکران شد و نظرات مطلوبی را برای کارگردانی رابرت زمکیس، بازی‌های گری سینایس و تام هنکس، جلوه‌های بصری، موسیقی و فیلمنامه دریافت کرد. این فیلم در گیشه با موفقیت چشمگیری روبرو شد. این فیلم تبدیل به پردرآمدترین فیلم آمریکا در آن سال شد و بیش از ۶۷۷ میلیون دلار در سراسر جهان درآمد کسب کرد و این فیلم را دومین فیلم پردرآمد سال ۱۹۹۴ پس از شیر شاه کرد. موسیقی متن بیش از ۱۲ میلیون نسخه فروش کرد. همچنین فارست گامپ نامزد دریافت ۱۳ جایزهٔ اسکار شد و از این تعداد ۶ جایزه را شامل جایزه اسکار بهترین فیلم، بهترین جلوه‌های ویژه، بهترین کارگردانی و جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد برای تام هنکس را به‌دست آورد. همچنین نامزد دریافت بسیاری از جوایز دیگر از جمله گلدن گلوب، جوایز فیلم بفتا و جایزه انجمن بازیگران فیلم را دریافت کرد.

    تفسیرهای مختلفی از شخصیت اصلی و نمادگرایی سیاسی فیلم انجام شده‌است. در سال ۲۰۱۱، کتابخانه کنگره، این فیلم را برای نگهداری در فهرست ملی ثبت فیلم ایالات متحده (از نظر فرهنگی، تاریخی یا زیبایی شناختی) دریافت کرد.[۱][۲]

    داستان

    [ویرایش]

    مکانی در امتداد مسیر US 163 در Monument Valley جایی که فارست به دویدن خود پایان می دهد.

    فارست گامپ (تام هنکس)، مرد ساده‌دلی است که در ایستگاه اتوبوسی منتظر نشسته‌است. با آمدن خانمی، خود را معرفی می‌کند و داستان زندگیش را تعریف می‌کند. فارست کودکی با بهرهٔ هوشی پایینتر از همسالانش است و تمام دنیایش مادرش (سالی فیلد) که حوادث اطرافش را با زبانی ساده برایش توصیف می‌کند. او در کودکی مجبور به استفاده از اسکلت و داربست فلزی بود که به پایش بسته می‌شد. بچه‌های همسالش او را دوست نداشتند. اما یکی با او همبازی شد: جنی. طی حادثه‌ای، آن اسکلت مزاحم فلزی در هم می‌شکند و توانایی فارست در دویدن پدیدار می‌شود. فارست که حالا بالغ شده در راگبی به افتخار می‌رسد. جنی جوان (رابین رایت پن) که هرگز از مهر پدر الکلی‌اش بهره‌ای نداشته، آرزو دارد خوانندهٔ کانتری شود. او دختر سر به راهی نیست و حتی در یک بار نامناسب خوانندگی می‌کند.در روزهای جنگ با ویتنام، فارست به ارتش می‌پیوندد. هنگام خداحافظی، جنی از فارست می‌خواهد شجاع نباشد و هر وقت خطری بود فقط فرار کند. فارست در دورهٔ آموزشی ارتش، دوستی به نام بوبا (میکلتی ویلیامسون) پیدا می‌کند. او جوان سیاهپوست ساده‌دلی است که آرزو دارد خانوادهٔ فقیرش را با صید میگو به وضع بهتری برساند. آن‌ها به ویتنام اعزام می‌شوند و تحت فرماندهی سرگرد دن تیلور (گری سینایس) قرار می‌گیرند. در یکی از حملات، نیروهای آمریکا به‌شدت بمباران می‌شوند. با فرمان فرماندهش، فارست شروع به دویدن می‌کند و ناگهان به یاد بوبا می‌افتد. او بازمی‌گردد تا بوبا را پیدا کند اما هر بار یک مجروح دیگر را می‌یابد و او را تا کرانهٔ رودخانه می‌رساند، از جمله سرگرد دن را. بالاخره بوبا را درحالی‌که به‌شدت زخمی است می‌یابد. بوبا می‌میرد و فارست زخمی جزئی برداشته ولی سرگرد دن هر دو پایش را از دست می‌دهد. دن بخاطر آنکه تا آخر عمر فلج است و با افتخار نمرده و گمان می‌برد فارست نگذاشته به سرنوشتش برسد از او خشمگین است. فارست مدال افتخار می‌گیرد و در دوران نقاهت استعدادش در پینگ‌پنگ شکوفا می‌شود. درحالی‌که او به مسابقات جهانی می‌رود و یکی یکی پله‌های افتخار را طی می‌کند زندگی جنی هر روز در سراشیبی است. اعتیاد و روابط ناسالم، جوانی و زندگی جنی را می‌رباید. فارست سرگرد دن را با خود همراه می‌کند تا به آرزوی بوبا جامهٔ عمل پوشاند. او اسم قایقش را جنی می‌گذارد و موفق می‌شود یکی از بی‌نظیرترین صیدهای میگو را انجام دهد، چنان‌که عکسش بر جلد مجله‌ها برود؛ ولی او فقط دنیای کوچک خودش را می‌خواهد دنیایی که تمام وسعتش آغوش مادر و داشتن جنی است. بعدها که فارست از کار صید میگو بیرون می‌آید و مشغول کوتاه کردن چمن‌های خانه اش است، جنی را می‌بیند که به سمت او می‌آید. جنی برای مدتی با او زندگی می‌کند و در آخر، شبی فارست از جنی می‌پرسد که با او ازدواج می‌کند یا نه اما جنی سر باز می‌زند. در همان شب جنی وارد اتاق فارست شده و آنها مشغول عشق بازی می‌شوند. فردای ان صبح وقتی که فارست از خواب بیدار می‌شود جنی را نمی‌یابد و می‌فهمد که جنی رفته‌است. پس از این اون بدون هیچ دلیل خاصی شروع به دویدن می‌کند و تا سه سال این کار را متوقف نمی‌کند. او که حالا بیش از پیش معروف شده به خانه خود برمیگردد… حال فارست گامپ بر روی صندلی در انتظار اتوبوس است و به خانمی که کنارش نشسته و شنونده داستان او است می‌گوید که نامه ای از طرف جنی دریافت کرده که از او می‌خواهد به ملاقات او برود. خانم به او می‌گوید که بدون اتوبوس هم می‌توان به محلی که می‌خواهد برسد پس بدین ترتیب فارست شروع به دویدن به سوی خانه جنی می‌کند. وقتی که به خانه جنی رسید، پسر جنی از مدرسه بازمی‌گردد. در اینجا جنی به فارست می‌گوید که او بچه فارست است و از او درخواست ازدواج می‌کند و به فارست می‌گوید که مریض است. پس از ازدواج آنها زندگی خوبی را با هم می‌گذرانند، اما پس از مدتی جنی در روز دوشنبه از بیماری خود می‌میرد. فارست بر سر قبر او با او درد و دل می‌کند. و در آخر فارست در همان محلی که خود سوار بر اتوبوس مدرسه اش شد، پسرش را سوار بر اتوبوس می‌کند.

    نکات فیلم

    [ویرایش]

    هنگامی که فارست از جنگ ویتنام برگشت و در یک سخنرانی صحبت کرد، پلاگین میکروفون کشیده شد و شما نمی‌توانستید صدای او را بشنوید. درواقع او می‌گوید: «زمانی که مردم به ویتنام می‌روند، نزد مادرانشان بر می‌گردند اما بدون پا؛ و بعضی وقت‌ها اونا هیچ‌گاه به خانهٔ خود بر نمی‌گردند. این همهٔ چیزی بود که باید دربارهٔ آن صحبت کنم».[۳] و هنگامی که فارست برای اولین بار بازی پینگ پنگ را در بیمارستانی می‌آموزد، به او گفته می‌شود که ترفند این است که «سر خود را روی یک توپ نگه دارد». پس از آن لحظه، هر زمان که او پینگ پنگ، بازی می‌کند، او هرگز پلک نمی‌زند.[۴] همچنین دختری که در اتوبوس مدرسه با موهای قرمز نشسته بود، الیزابت هنکس، دختر تام هنکس است.[۵]

    نقش‌ها

    [ویرایش]

    • تام هنکس در نقش فارست گامپ: فارست در سنین پایین ضریب هوشی پایین‌تر از متوسط ۷۵ داشت. در طول مسیر، او در طول زندگی خود با بسیاری از شخصیت‌ها و وقایع تاریخی روبرو می‌شود. برادر کوچکتر تام، جیم هنکس، بدل او در فیلم برای صحنه‌هایی است که فارست در آن سرتاسر ایالات متحده را می‌دود. دختر تام، الیزابت هنکس، در فیلم به عنوان دختری در اتوبوس مدرسه ظاهر می‌شود که مانع از نشستن فارست جوان در کنارش می‌شود. جان تراولتا گزینه اصلی برای ایفای نقش اصلی فیلم بود و اعتراف می‌کند که رد کردن این نقش اشتباه بزرگی بوده‌است.[۶][۷][۸] بیل موری و چوی چیس نیز برای این نقش در نظر گرفته شده بودند.[۹] شان پن در مصاحبه ای اظهار داشت که گزینه دوم برای این نقش بوده‌است. هنکس فاش کرد که پس از یک ساعت و نیم خواندن فیلمنامه، به فیلم پیوست.[۱۰] وی در ابتدا می‌خواست لهجه جنوبی زبان فارست را کم کند، اما سرانجام توسط رابرت زمکیس کارگردان مجاب شد تا لهجه سنگین تأکید شده در رمان را به تصویر بکشد.[۱۰] وینستون گرم، که رمان اصلی را نوشته‌است، گفته‌است که فیلم «لبه‌های خشن» را از شخصیت گرفته‌است. همچنین او تصور می‌کرد که نقش فارست را جان گودمن بازی کند.[۱۱]
    • رابین رایت در نقش جنی کوران: دوست کودکی فارست که بلافاصله عاشق او می‌شود و هرگز در طول زندگیش عشق به او از بین نمی‌رود. جنی که قربانی سوءاستفاده جنسی کودکان شده‌است، راهی متفاوت از فارست را در پیش می‌گیرد و زندگی خود تخریبی را طی می‌کند و بخشی از جنبش هیپی در کالیفرنیا در دهه ۱۹۶۰ و رابطه جنسی یک دهه بعد من و فرهنگ مواد مخدر دهه ۱۹۷۰. او در دوره‌های مختلف بزرگسالی دوباره وارد زندگی فارست می‌شود. جنی سرانجام در ساوانا، جورجیا پیشخدمت می‌شود، جایی که در یک آپارتمان با پسر خود (و پسر فارست)، فارست جونیور زندگی می‌کند. آنها سرانجام ازدواج می‌کنند، اما اندکی پس از آن به دلیل عارضه ای به علت بیماری بی‌نام (احتمالاً هپاتیت C) درگذشت.[۱۲][۱۳]

    در روزی که تام هنکس صحنه‌های فیلمبرداری فوتبال را بازی می‌کرد، او واقعاً از بیماری آنفلوانزا رنج می‌برد.[۱۴] همچنین دربارهٔ بازیگرانی که برای بازی در این فیلم پیشنهاد شدند، جودی فاستر، نیکول کیدمن و دمی مور بودند که آنها نقش جنی را رد کردند.[۱۵] همچنین بیل موری، جان تراولتا و چوی چیس نقش فارست گامپ را رد کرده بودند. تراولتا بعداً اعتراف کرد که رد کردن این نقش یک اشتباه بود.[۱۶]

    حق امتیاز

    [ویرایش]

    به تام هنکس در این فیلم پولی پرداخت نشد، به جای آن او بخشی از امتیازات فیلم را به دست آورد که نزدیک به ۴۰ میلیون دلار بود.[۱۷]

    جلوه‌های گرافیکی

    [ویرایش]

    در طول مسابقات پینگ پنگ هیچ توپی وجود نداشت که این جلوه به‌طور کامل به وسیلهٔ CGI متحرک سازی شده بود. همچنین پاهای گری سینایس (در نقش ستوان دن) در یک پارچه مخصوص آبی پیچیده شده بود که آنها را به صورت گرافیکی حذف کرده بودند.[۱۸]

    اثرات ماندگار

    [ویرایش]

    نیمکت پارک که تام هنکس در بسیاری از لحظات فیلم روی آن نشسته بود، در ساوانا واقع در جورجیا میدان چیپوا واقع شده‌است. یک نیمکت فیبر شیشه ای که درنهایت برداشته شد و به موزه منتقل شد تا از تخریب آب و هوای بد یا احتمالاً سرقت محفوظ بماند. کلیسا تا به امروز، آن نیمکت را در موزه تاریخ ساوانا، در جورجیا نگهداری کرده‌است.[۱۹]

    دستاوردها

    [ویرایش]

    دیالوگ «مامان همیشه می‌گفت زندگی مانند یک جعبه شکلات است. شما هرگز نمی دونید که چه چیزی اتفاق خواهد افتاد.» به عنوان چهلمین دیالوگ برتر از ۱۰۰ دیالوگ منتخب توسط انجمن فیلم آمریکا انتخاب شد.[۲۰]

    امکانات

    [ویرایش]

    خانه مورد استفاده در این فیلم که فارست در آن زندگی می‌کرد همان خانه ای است که در فیلم میهن‌پرست استفاده می‌شود.[۲۱]

    حوادث

    [ویرایش]

    همه صحنه‌های حوادث درون قایق، از جمله صحنه طوفان، توسط یک موتور جت برای تولید طوفان و باد استفاده شد؛ و تصاویر عکس‌های خبری و اخبار مربوط به طوفان که از تلویزیون پخش می‌شود مربوط به عکس‌های خبری پس از طوفان هوگو در کارولینای جنوبی در سال ۱۹۸۹ است.[۲۲]

    فروش گیشه

    [ویرایش]

    این فیلم فقط ۶۶ روز طول کشید تا به رکورد فروش ۲۵۰+ میلیون دلار در گیشه قرار گیرد.[۲۳]

    حواشی

    [ویرایش]

    این فیلم همزمان با فیلم‌های موفق رستگاری در شاوشنک و داستان عامه پسند (در یک سال) ساخته شد و تقریباً در تمامی جایزه‌های اسکار با این فیلم رقیب بود. فارست گامپ در همه رقابت‌ها پیروز شد و در این سال رستگاری در شاوشنک موفق به کسب هیچ جایزه ای نشد. البته بعدها در لیست ۲۵۰ فیلم برتر تاریخ سینما در سایت IMDB که بر اساس رای مردم است، رستگاری در شاوشنک در رتبه ۱ و فارست گامپ در رتبه ۱۱ قرار گرفت.

    بازیگران

    [ویرایش]

    تام هنکس بازیگر نقش فارست گامپ

    • تام هنکس (فارست گامپ)
    • رابین رایت پن (جنی کوران)
    • گری سینایس (ستوان دن تیلور)
    • سالی فیلد (خانم گامپ)
    • میکلتی ویلیامسون (بوبا)
    • مایکل کونر هامفری (کودکی فارست)
    • هانا هال (کودکی جنی کوران)
    • هالی جوئل آزمنت (فرزند فارست گامپ)
    • سونی شرویر
    • ژاکلین لاول

    جایزه‌ها

    [ویرایش]

    • برندهٔ جایزه اسکار بهترین فیلم
    • برندهٔ جایزه اسکار بهترین کارگردانی برای رابرت زمکیس
    • برندهٔ جایزه اسکار بهترین فیلم‌نامهٔ اقتباسی برای اریک راث
    • برندهٔ جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد برای تام هنکس
    • برندهٔ جایزه اسکار بهترین تدوین فیلم برای آرتور اشمیت
    • برندهٔ جایزه اسکار بهترین جلوه‌های تصویری

    فرزاد مؤتمن

    فرزاد مؤتمن

    ۲ زبان

    متن

    • کوچک

      استاندارد

      بزرگ

    عرض

    • استاندارد

      پهن

    رنگ (آزمایشی)

    • خودکار

      روشن

      تیره

    برای تأییدپذیری کامل این مقاله به منابع بیشتری نیاز است. لطفاً با توجه به شیوهٔ ویکی‌پدیا برای ارجاع به منابع، با ارائهٔ منابع معتبر به بهبود این مقاله کمک کنید. مطالب بی‌منبع را می‌توان به چالش کشید و حذف کرد.
    یافتن منابع: "فرزاد مؤتمن" – اخبار · روزنامه‌ها · کتاب‌ها · آکادمیک · جی‌استور (چگونگی و زمان حذف پیام این الگو را بدانید)

    فرزاد مؤتمن

    زادهٔ۱۹ مرداد ۱۳۳۶ (۶۷ سال)

    تهران، ایران

    ملیتایرانی

    پیشهکارگردان و تهیه‌کننده

    سال‌های فعالیت۱۳۷۷-اکنون

    فرزاد مؤتمن (زادۀ ۱۹ مرداد ۱۳۳۶ در تهران) کارگردان و تهیه‌کننده اهل ایران است.[۱]

    زندگی

    [ویرایش]

    فرزاد مؤتمن دوران کودکی و نوجوانی‌اش را در آبادان سپری کرد و بعد از اتمام تحصیلات در مقطع متوسطه برای ادامه تحصیل راهی آمریکا شد.

    وی در سال ۱۹۷۹ تحصیل در رشته سینما را رها کرد و به ایران برگشت. مؤتمن بعد از آن به عکاسی، فیلمبرداری و مستندسازی روی آورد. همچنین از سال ۱۳۷۸ به ساخت فیلم‌های سینمایی و به‌طور همزمان، تدریس در دانشگاه سوره و دانشگاه پارس مشغول شد.[۲]

    فیلم‌شناسی

    [ویرایش]

    سینما

    [ویرایش]

    سال تولیدفیلم سینماییمسئولیت

    ۱۴۰۰شبگردکارگردان

    ۱۳۹۷چشم و گوش بستهکارگردان

    ۱۳۹۶سراسر شبنویسنده و کارگردان

    ۱۳۹۴آخرین بار کی سحر را دیدی؟تهیه کننده و کارگردان

    ۱۳۹۴باران می باریدمشاور کارگردان

    ۱۳۹۴جاودانگیمشاور کارگردان

    ۱۳۹۳خداحافظی طولانیتهیه کننده و کارگردان

    ۱۳۹۳یادگاریمشاور کارگردان

    ۱۳۹۲سایه روشنکارگردان

    ۱۳۸۸پوپک و مش ماشااللهکارگردان

    ۱۳۸۷بیداریکارگردان

    ۱۳۸۷صداهاکارگردان

    ۱۳۸۵جعبه موسیقیکارگردان

    ۱۳۸۴پابرهنه در بهشتمشاور کارگردان

    ۱۳۸۲باج‌خورکارگردان

    ۱۳۸۱شبهای روشنکارگردان

    ۱۳۷۹هفت پردهکارگردان

    سریال تلویزیونی

    [ویرایش]

    سال تولیدسریال

    ۱۳۸۹نون و ریحون

    فیلم تلویزیونی

    [ویرایش]

    سال تولیدفیلم

    ۱۳۹۱و از سرنوشت

    ۱۳۹۱آهسته در سکوت

    ۱۳۹۰انتهای بزرگراه

    ۱۳۸۹آذر

    ۱۳۸۹دماغ

    ۱۳۸۸ساعت گیج زمان

    ۱۳۸۸کرگدن

    ۱۳۸۶شب زده

    ۱۳۸۶انتهای جاده [۳]

    کتاب‌شناسی

    [ویرایش]

    • مؤتمن، فرزاد؛ اسدی، بهزاد (۱۴۰۳). دربارهٔ سینما با فرزاد مؤتمن. تهران: نشر ثالث. شابک ۹۷۸-۶۲۲-۳۸۴-۰۱۹-۷.

    جایزه‌ها

    [ویرایش]

    سالجشنوارهقسمتنامزدفیلمنتیجه

    ۱۳۹۴سی و چهارمین جشنواره فیلم فجربهترین فیلمفرزاد مؤتمنآخرین بار کی سحر را دیدی؟نامزدشده

    ۱۳۹۴سی و چهارمین جشنواره فیلم فجربهترین کارگردانیفرزاد مؤتمنآخرین بار کی سحر را دیدی؟نامزدشده

    ۱۳۹۳سی و سومین جشنواره فیلم فجربهترین فیلمفرزاد مؤتمن - علی حضرتیخداحافظی طولانینامزدشده

    ۱۳۹۳سی و سومین جشنواره فیلم فجربهترین کارگردانیفرزاد مؤتمنخداحافظی طولانینامزدشده

    ۱۳۸۱بیست و یکمین جشنواره فیلم فجربهترین اثر هنر و تجربهفرزاد مؤتمنشب‌های روشننامزدشده

    منابع

    آقای نوبادی

    آقای نوبادی

    ۳۷ زبانآقای نوبادی

    کارگردانژاکو وان دورمال

    تهیه‌کنندهفیلیپ گودو

    نویسندهژاکو وان دورمال

    بازیگرانجرد لتو
    سارا پلی
    دیانه کروگر
    ریس ایفانز
    ناتاشا لیتل
    توبی رگبو
    جونو تیمپل
    کلیر استون
    توماس برن
    ادری جاکومینی
    دنیل میز

    موسیقیپیر ون‌دورمال

    تدوین‌گرماتیاس ورس
    سوزان شیپتون

    شرکت
    تولید

    پن یوروپن

    توزیع‌کنندهوایلد بانچ

    تاریخ‌های انتشار

    • ۱۲ سپتامبر ۲۰۰۹ (شصت و ششمین جشنواره ونیز)
    • ۱۳ ژانویه ۲۰۱۰ (بلژیک و فرانسه)
    • ۸ ژوئیه ۲۰۱۰ (آلمان)
    • ۱۶ ژوئیه ۲۰۱۰ (کانادا)

    مدت زمان

    ۱۴۱ دقیقه
    ۱۵۷ دقیقه (تدوین کارگردان)کشور


    بلژیک
    کانادا
    فرانسه
    آلمان

    زبانانگلیسی

    هزینهٔ فیلم۳۳ میلیون یورو

    آقای نوبادی[۱][۲][۳][۴] (انگلیسی: Mr. Nobody) فیلمی در ژانر درام و علمی–تخیلی به نویسندگی و کارگردانی ژاکو وان دورمال و تهیه‌کنندگی فیلیپ گودو است که در سال ۲۰۰۹ منتشر شد. فیلم داستان زندگی مرد ۱۱۸ ساله‌ای به نام «نیمو نوبادی» را روایت می‌کند که آخرین انسان فانی روی کره زمین پس از رسیدن انسان به جاودانگی است. نیمو تقریباً تمام خاطرات گذشته خود را بیاد می‌آورد. او به سه معشوق زندگی خود، طلاق پدر و مادرش و تحمل سختی‌های پس از آن و انتخاب‌هایش در سه تقاطع بحرانی زندگی خود اشاره می‌کند: ۹ سالگی، ۱۵ سالگی و ۳۴ سالگی. مسیر زندگی او با هر کدام از انتخاب‌هایش تغییر می‌کند. فیلم روایتی غیر خطی دارد و سرشار از تحلیل‌های فلسفی است.

    فیلم آقای نوبادی نامزد ۷ جایزه مگریت شد که توانست ۶ تای آن را از جمله جایزه بهترین فیلم و بهترین کارگردان از آن خود کند. آقای نوبادی از فیلم‌های برتر شصت و ششمین جشنواره بین‌المللی فیلم ونیز بود که توانست جایزهٔ اوسلا طلایی و لانچیا را از آن خود کند. نظر منتقدان در بارهٔ فیلم مثبت بود.[۵]

    بازیگران

    [ویرایش]

    بازیگران در اولین نمایش فیلم، سپتامبر 2009 (از چپ به راست): لین دان فام، سارا پلی، دیانه کروگر و جرد لیتو

    • جرد لتو
    • توبی رگبو
    • سارا پلی
    • دیانه کروگر
    • ریس ایفانز
    • جونو تیمپل
    • ادری جاکومینی
    • دنیل میز
    • مایکل ریلی
    • آلن کوردانر
    • ناتاشا لیتل
    • بن منسفیلد
    • مارک زینگا
    • کلیر استون
    • توماس برن

    منابع

    [ویرایش]

    1. ↑ «"آقای نوبادی" به آلمان می‌رود». خبرگزاری مهر. ۲۵ مهر ۱۳۸۶.
    2. ↑ «بازیگران فیلم جدید ژاکو وان دورمل مشخص شدند». وبگاه روزنامهٔ جام‌جم. ۲۷ تیر ۱۳۸۶. بایگانی‌شده از اصلی در ۴ اوت ۲۰۱۶.
    3. ↑ «بزرگان سینما در جشنواره کن ۶۲». وبگاه روزنامهٔ دنیای اقتصاد. ۳۰ فروردین ۱۳۸۸.
    4. ↑ «نقد فیلم: زندگی‌های زندگی نکردهٔ یک مرد ...». رادیو زمانه. دریافت‌شده در ۱۴ خرداد ۱۳۹۵.
    5. ↑ "empireonline".
    • مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «Mr. Nobody (film)». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای انگلیسی، بازبینی‌شده در ۱۲ اوت ۲۰۱۵.

    پیوند به بیرون

    [ویرایش]

    مجموعه‌ای از گفتاوردهای مربوط به آقای نوبادی در ویکی‌گفتاورد موجود است.

    در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ آقای نوبادی موجود است.

    • وبگاه رسمی
    • آقای نوبادی در بانک اطلاعات اینترنتی فیلم‌ها (IMDb)
    • آقای نوبادی در راتن تومیتوز
    • آقای نوبادی در متاکریتیک
    • آقای نوبادی در باکس آفیس موجو
    • آقای نوبادی در فیس‌بوک

    ممنون که سیگار می‌کشید

    ممنون که سیگار می‌کشید

    ۲۷ زبان

    کارگردانجیسون رایتمن

    تهیه‌کنندهDavid O. Sacks
    ادوارد آر. پرسمن

    فیلمنامه‌نویسجیسون رایتمن
    کریستوفر باکلی

    بر پایهThank You for Smoking
    اثر کریستوفر باکلی

    بازیگرانآرون اکهارت
    ماریا بلو
    کامرون برایت
    آدام برودی
    سام الیوت
    کیتی هلمز
    دیوید کوچنر
    راب لو
    ویلیام اچ میسی
    جی. کی. سیمونز
    رابرت دووال
    ماریان مولرلایلی

    موسیقیرولف کنت

    فیلم‌بردارجیمز ویتاکر

    تدوین‌گردانا ئی. گلاوبرمن

    شرکت
    تولید

    Room 9 Entertainment
    ContentFilm

    توزیع‌کنندهفاکس سرچلایت پیکچرز

    تاریخ‌های انتشار

    • ۹ سپتامبر ۲۰۰۵ (TIFF)
    • ۱۷ مارس ۲۰۰۶ (آمریکا)

    مدت زمان

    ۹۲ دقیقه[۱]

    کشورآمریکا

    زبانانگلیسی

    هزینهٔ فیلم$۱۰ میلیون[۲]

    فروش گیشه$۳۹٫۳ میلیون[۱]

    ممنون که سیگار می‌کشید (انگلیسی: Thank You for Smoking) فیلمی در ژانر کمدی-درام و کمدی به کارگردانی جیسون رایتمن است که در سال ۲۰۰۵ منتشر شد.

    بازیگران

    [ویرایش]

    • آرون اکهارت
    • ماریا بلو
    • آدام برودی
    • سام الیوت
    • کیتی هلمز
    • راب لو
    • ویلیام اچ میسی
    • رابرت دووال
    • کامرون برایت
    • جی. کی. سیمونز
    • دیوید کوچنر
    • کیم دیکنز
    • ملورا هاردین
    • کاترین ریتمن
    • آلوما رایت
    • ریچارد اسپیت جونیور
    • آرون لوستیگ
    • کانی ری
    • ماریان مولرلایلی

    منابع

    [ویرایش]

    1. ↑ پرش به بالا به:۱٫۰ ۱٫۱ "Thank You for Smoking". Boxofficemojo.com. Retrieved 5 October 2017.
    2. ↑ Waxman, Sharon (September 10, 2006). "The Son Also Directs". نیویورک تایمز. pp. B9. Retrieved April 25, 2006. {{cite news}}: Cite has empty unknown parameter: |coauthors= (help)

    پیوند به بیرون

    [ویرایش]

    • وبگاه رسمی
    • ممنون که سیگار می‌کشید در بانک اطلاعات اینترنتی فیلم‌ها (IMDb)
    • ممنون که سیگار می‌کشید در آل‌مووی
    • ممنون که سیگار می‌کشید در راتن تومیتوز
    • ممنون که سیگار می‌کشید در متاکریتیک
    • ممنون که سیگار می‌کشید در باکس آفیس موجو

    آیکون خرد

    این یک مقالهٔ خرد فیلم است. می‌توانید با گسترش آن به ویکی‌پدیا کمک کنید.

    رده‌ها:

    • فیلم‌های ۲۰۰۵ (میلادی)
    • فیلم‌ها به زبان انگلیسی
    • آثار درباره روابط عمومی
    • فیلم‌های اقتباس‌شده از رمان‌های آمریکایی

    کارآموز (فیلم ۲۰۱۵)

    کارآموز (فیلم ۲۰۱۵)

    ۳۷ زبان

    ظاهر

    نهفتن

    متن

    • کوچک

      استاندارد

      بزرگ

    عرض

    • استاندارد

      پهن

    رنگ (آزمایشی)

    • خودکار

      روشن

      تیره

    کارآموز

    کارگرداننانسی مایرز

    تهیه‌کنندهنانسی مایرز
    سوزان فارول

    نویسندهنانسی مایرز

    بازیگرانرابرت دنیرو
    ان هتوی
    رنه روسو

    موسیقیتئودور شاپیرو

    فیلم‌برداراستیون گولدبلات

    تدوین‌گررابرت لیتان

    توزیع‌کنندهوارنر برادرز

    تاریخ‌های انتشار

    • ۲۵ سپتامبر ۲۰۱۵

    مدت زمان

    ۱۲۱ دقیقه[۱]

    کشورآمریکا

    زبانانگلیسی

    هزینهٔ فیلم۳۵ میلیون دلار[۲]

    فروش گیشه۱۹۴٫۵ میلیون دلار[۲]

    کارآموز (انگلیسی: The Intern) فیلمی کمدی به کارگردانی نانسی مایرز است که در سال ۲۰۱۵ منتشر شد. در این فیلم بازیگرانی همچون رابرت دنیرو، ان هتوی، رنه روسو، آندرس هولم، اندرو رنلز، زک پرلمن، آدام دیواین، نات وولف، لیندا لوین، سلیا وستون، مری کی پلیس، استیو وینوویچ و مالی برنارد ایفای نقش کرده‌اند.

    داستان

    [ویرایش]

    بنجامین ویتاکر (رابرت دنیرو) بازنشسته‌ای است که از حدود سه سال پیش در غم از دست دادن همسرش به سر می‌برد. او که چندان از بی‌کار بودنش خرسند نیست، تصادفاً تبلیغ یک شرکت فروش اینترنتی لباس مبنی بر استخدام کارآموز باتجربه (سالخورده) را می‌بیند. بعد از آن وی به عنوان کارآموز، دستیار شخصی جولز آستین (هتوی) مدیر عامل شرکت می‌شود که بسیار در کار خود غرق شده و زندگی خصوصی و اجتماعی آشفته‌ای دارد. بن با تثبیت خود در کنار جولز به کمک او می‌شتابد.

    ارجاع به بیرون

    [ویرایش]

    • The Intern در بانک اطلاعات اینترنتی فیلم‌ها (IMDb)

    منابع

    موج نو: سینمای ایران /1348 تا بعد  

    موج نو: سینمای ایران /1348 تا بعد دکتر حسین گیتی

    مقدمه :

    این مقاله می کوشد با مستندات موجود در میان تاریخ و نوشتار سینمایی رویارویی نشریات سینمایی با کل سینمای ایران را بروز داده که منتقدان صاحب نام دهه چهل و پنجاه به صورت سلیقه ای با فیلم ها برخورد کرده اند پرویز دوایی بسیاری از فیلم های سینمای ایران را تا سال ۱۳۵۳ که برای همیشه از کشور رفت به صورت ملایم و دوستانه نقد نوشت و نقدهایش حداقل چهار صفحه از مجله را در خود می گرفت. او در صفحه آخر مجله «سپید و سیاه» نقدهای طویل می نوشت هم او بود که درباره «بیگانه بیا» (مسعود کیمیایی) نوشت و یا «قیصر» به میدان آمد و مصاحبه و نقد چاپ کرد و ب دیگر منتقدان کوشید که برای پدیده های «جنوب شهر»، «خشت و آینه»، «شب قوزی» و «قیصر» نامی جستجو کند. سرانجام ابراهیم رهنما (شایع بود) به تقلید از «موج نو» سینمای فرانسه، به آن نام «موج نو» داد کیمیایی در جلسه ای گفت نمی داند موج نو چیست و چه می گوید. «موج نو »تئوریسین خاصی ندارد مشی آن این است که تعدادی فیلم از جریان روان سینمای ایران که رویاپردازی می کرد و درباره کاباره رقص سرقت و هیجان ،بود جدا شدند و فیلم هایی تولید شد که ویژگی سینمی به اصطلاح «فیلم فارسی» را نداشت. «موج نو» هیچ گاه به جریان بدل شد و موج ماند تا تمام شد.

    سینمای موج نو ایران

    برای اولین بار در سینمای جهان «موج نو» در سینمای فرانسه رخ داد. جنبشی در سینمای فرانسه که در دهه ۱۹۵۰ به رهبری منتقدان جوان تحریریه مجله سینمای «کایه دوسینما» (دفترهای سینما) در فرانسه رخ و به سراسر نقاط دنی سرایت یافت.

    موج نو سینما فرانسه دو دوره داشت دوره اول از ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۲ که مشخصه بارز آن تأکید بر «مؤلف» و «میزانسن» بود فیلمسازان دهه پنجاه از قواعد مسلط در این دوره روگردان شدند و به این جنبش و ویژگی های آن پرداختند.

    دوره دوم «موج نو» بین سال های ۱۹۶۶ تا ۱۹۶۸ رخ داد. در این دوره گفتمان، سیاسی تر و ایدئولوژی کم رنگ تر شد. در این دوره فیلمسازان به موضوعاتی چون سیاست ورزی

    این موج متأثر از تفکر دو نشریه کایه دو سینما بود این پروسه نشان می دهد که مطبوعات به ویژه مطبوعات سینمایی می توانند تأثیرات دگرگون کننده ای در روند فیلمسازان ایجاد کنند

    اما پدیده «موج نو» در یرن مو دیگری است که در سینمای این سرزمین رخ داد. «موج نو» به جنبشی در سینمای ایران اشاره دارد که در اواخر دهه چهل خورشیدی شکل گرفت.

    فیلم های «گاو» (دریوش مهرجویی)، «قیصر» (مسعود کیمیایی) و «آرامش در حضور دیگران (ناصر تقوایی) نمایندگان اصلی این موج هستند.

    دو فیلم «گاو» و «آرامش در حضور دیگران» از ادبیات بهره گرفتند و هر دو را دکترغلامحسین ساعدی نوشته ،اما قیصر طبق معمول نوشته مسعود کیمیایی است

    نشانه های سینمای موج نو از اوایل دهه چهل هویدا شده بود جلد مار (هژیر داریوش)خشت و آینه (براهیم گلستانه) و شب قوزی (فرخ غفاری).

    مسیرهای موج نو سینمای ایران سینمای

    سینمای موج نو بعد از پیدایش به دو مسیر مستقل رفت ساخت فیلم های شخصی خصوصی و انتزاعی و آبستره با آثاری چون رگبار چشمه یک اتفاق ساده، شازده احتجاب دایره مینا و پستچی و... مسیر دوم جبهه فیلم هایی با سویه های پررنگ اجتماعی و تجاری مثل فرار از تله، سه قاپ ،خداحافظ رفیق، طوقی، رضا موتوری و گوزن ها.

    تولیدات مسیر دوم موج نو، نگاهی به انبوه تماشاگر داشت برخورد نشریات دوره های تولید این فیلم ها نگاه متفاوت منتقدان و نویسندگان سینما را در خود داشته؛ و در بررسی فیلم ها نگاه متضاد هم داشته اند. فیلم های که در جامعه وسوسه ایجاد کرده بود حجم بالایی از نوشته ها را به خود اختصاص داده اند.

    شناخت سینماگران موج نو

    نسل سینماگران «موج نو» شناخت عمیق تری از هنر سینما داشتند. شدت از ادبیات و به معاصر تأثیر گرفته اند. در واقع شاخصه مهم و اصلی سینمای موج نو در ایران ارتباط عمیقش با ادبیات معاصر است.

    می توان چهره های اصلی «موج نو» را این گونه برشمرد مسعود کیمیایی، داریوش مهرجویی، عباس کیارستمی محسن مخملباف، جعفر پناهی، بهرام بیضایی، سهراب شهید ثلث، ناصر تقوایی، بهمن فرمان آرا، فریدون گله...

    موتور محرک موج نو در واقع کیمیایی مهرجویی و تقوایی هستند که آثارشان راهگشا این حرکت اند. برخی از فیلمسازان موج نو در مؤسسه ای دولتی به نام «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» با ساخت فیلم های کوتاه فیلمسازی را آغاز کردند. این مؤسسه در در سال ۱۳۴۴ دی ماه تأسیس شد و اولین مدیریت آن لیلی امیرارجمند بود

    روشنفکران و موج نو سینما

    « موج نو» در سینمای ایران موافقین پرتعداد و مخالفین صریحی دارد. به باور موافقین موج نو در مقابل فیلم فارسی های رایج ایستاد و سخن متفاوت با آنچه آنها رویا فروشی سطحی نگری و ابتذال می خواندند در سینما پدید آورد مخالفین اما معتقدند اگر موج نو در سینمای فرانسه دارای پایگاه اجتماعی و عقبه فکری مستحکمی برگرفته از اندیشه تئوریسین های «کایه دوسینما» بود در سینمای ایران چنین استوار شکل نگرفت و قوام نیافت و در حد چند فیلم مخالف جریان حاکم باقی ماند. در اوضاع و احوال سینمای عامه گرای ایران ساخته شدن چند فیلم متفاوت طبقه تحصیل کرده و بیدار جامعه را متوجه خود کرد. رشد طبقه متوسط توأمان با تحولات اقتصادی و سیاسی جامعه، نسل نوجویی را در سینما پدید آورد.

    دکتر امیر هوشنگ کاوسی به فیلم عامه گرا و تماشاگر پسند لقب «فیلم فارسی» فیلم و فارسی روی هم نوشته شود یعنی سینمایی که تنها زبانش فارسی و ابتذال پرور است این لقب تحقیرآمیز تاکنون ماند حالا برخی از فیلم های اکران شده جدید را، بازسازی سینمای فیلم فارسی دوره گذشته می دانند کاوسی اعتقاد داشت که نه فیلم است نه فارسی بلکه ملغمه ای از این دو است !!

    موج نو سینمای ایران همان قدر که تئوریسین ها و هواداران زیادی داشت در مقابل منتقدین و مخالفین جدی داشت یکی ابراهیم گلستان (نویسنده و فیلمساز) را می گفت موج نو پشتوانه علمی و عملی ندارد و خیلی پرت است.

    سیر ساخت فیلم های متفاوت و نظرات دوستانه و دشمنانه و طرفداری نشریه ای چون «فیلم وهنر» از سینمای ایران که بدون قید وشرط این سینما را می ستود: سرانجام سینمای ایران از کمک به آن سر باز زدند و در سال ۱۳۵۳ برای همیشه تعطیل شد.

    جمال امید بهرام ری پور ،رضا سهرابی و خانم میهن بهرامی در آن نقد فیلم می نوشتند و در نوشته های خود با ادب و احترام فیلم ایرانی (آنان که نقدپذیر بودند) ایرادهایی بر آن می گرفتند.

    نشریات سینمایی از دهه سی خورشیدی

    مجله ستاره سینما که ز سال ۱۳۳۲ تادی ماه ۱۳۵۷ منتشر شد در دوره های متناوب دشمن سینمای ایران بود و در دوره ای کوتاه فقط اخبار و رپرتاژ سینمای ایران بود و اگر نقدی نوشته می شد دشمنانه بود.

    نشریات غیرسینمایی چون «نگین»، «فردوسی» ،«سپید و سیاه»، «بازا ویژه ادبیات و هنر»، «خوشه» مطالب و نقدهایی روشنفکرانه درباره سینمای ایران داشتند.

    سینماگران راه خود را می رفتند و اهمیتی به نوشتار سینمایی نمی دادند و گوش شنوایی در این رابطه نداشتند منتقدان هم کار خود را می کردند و بستگی به سلیقه و دانش خود فیلم ها را مورد تحلیل قرار می دادند. فیلمسازانی چون داریوش مهرجویی، مسعود کیمیایی، سهراب شهید ثالث، ناصر تقوایی، جلال مقدم ،کامران شیردل، بهرام بیضایی، فریدون گله، علی حاتمی و محمدرضا اصلانی در مرکز نوشتار سینمای ایران بودند و تعریف ها و تمجیدها به وفور از آنها نشر می یافت.

    پرویز دوایی که برای اولین بار فیلم «قیصر» کیمیایی را حلوا حلوا کرد و از آن دفاع جانانه ای کرد درباره «گاو» هم سنگ تمام گذاشت و فیلم را ستود. فروش گاو دور از هر گونه مته به خشخاش گذاشتن و انتقاد و زاین جور حرفها می تواند عامل مهم دیگری برای تحرک دادن به سینمای ما و راه انداختن این سینما در جهتی سوای سینمای کنسرو کاباره ای باشد... گاو خوشبختانه نه فقط در پردخت و شکل بیان خود را سینمای فنی قابلی معرفی می کند بلکه از اصل تصور داستان دور نمی افتد... گاو فیلم خوبی ست.... قیصر و اینک گاو، هر چند درد و برداشت به کلی متفاوت از سینما، هوش و تفکر و دقت و حساسیت و تسلط بر شگرد ،تکنیک در حدود سطحی شایان توجه است...

    سال ۱۳۵۲ را جمال امید سال جبهه سوم و انشعاب نامید. «آرامش در حضور دیگران» در این سال اکران شد «آرامش در حضور دیگران» فیلم دیگر موج نوست که بر اساس داستانی از دکتر غلامحسین ساعدی نوشته شده و ناصر تقوایی آن را ساخته، فیلم پس از سال ها هنوز طراوت خود را دارد.

    نسل، نو دهه چهل خورشیدی

    «موج نو»ی سینمای ایران را باید یکی از تحولات بزرگ در تولید اثر و خلق شخصیت های ماندگار در سینمای ایران نامید.

    در سال اکران (۱۳۴۸) پنجاه فیلم سینمای ،بدنه از کمدی ،جنایی، ملودرام و ژانرهای توامی و برخی بی هویت ،بودند «گاو» یک باره مورد توجه منتقدان و نویسندگان سینمایی قرار گرفت. و هنوز معلوم نبود که آیا به درد و رنج مردم آن زمان اهمیتی نمی دادند و تصویری غیر واقع گرایانه از جامعه داشتند فیلم ها پر از رقص و آواز، شاد با پایان های خوش که تماشاگران خسته از کار را راضی نگاه می داشتند

    با ساخت فیلم های دیگر چون «قیصر» مسعود کیمیایی (۱۳۴۸)، آرام آرام سینمایی نو زاده شد. تا قبل از این تاریخ فیلمسازان ساختن فیلمهای تجارتی، عاشقانه را توسعه می دادند اما کارگردان های «موج نو» که با فیلمنامه های قوی با روایات داستانی به اتکای اصل علت و معلول و اصل سببیت در داستان با عناصر تصویری و بصری فیلم تولید کرده بودند .

    برخورد سرد نشریات سینمایی

    برخلاف نیمه ی اول سال ۱۳۴۸ که بسیار سرد و معمولی سپری می شود و نشریات سینمایی همچنان پدیده فیلم ها را فیلم فارسی می دانند و تمسخر می کنند، نیمه ی دوم پرجنب و جوش و هیجان انگیز است. نمایش موفق «قیصر» و «گاو» ضمن اینکه موقعیت سینای ایران را نزد تماشاگران حفظ می کند تحولی نیز در جناح های مختلف فیلمسازی به وجود می آورد. سینما تجاری در دو حوزه متعارف و غیر متعارف، سینمای روشنفکری و سینمای جبهه سوم که تلفیقی از سینمای تجاری و روشنفکری فعالند. در مطبوعات سینمایی زمان اکران «قیصر» و «گاو» این سینما را جبهه سوم روشنفکری قلمداد کرده بودند. هنوز جامعه روشنفکری و پژوهشگران سینمایی نام ویژه ای برای این ماجرا انتخاب نکرده بودند. بعدها به تأثیر از موج نو فرانسه و چند کشور اروپایی برای این تحول سینما «موج نو»

    موج نو و دهه چهل خورشیدی

    دهه چهل خورشیدی شاید سرنوشت سازترین دهه در تاریخ سینمای ایران باشد. دهه ای آکنده از حرکت های نوین و ریشه ای در سال های پایانی این دهه است که صنعت سینمای ایران به جدی ترین مرحله حیات خود می رسد. موفقیت غافلگیرکننده «گنج قارون» و وضعیت فرهنگی را در مسیر تحولی بی سابقه قرار می دهد سرمایه های جدیدی در این عرصه به جریان می افتد و همزمان با جنب و جوش حاصل از این شکوفایی اقتصادی نیروهای تازه ای با پشتوانه ایده های نو قدم در راه می گذارند در سال های پایانی دهه چهل دو جریان همزمان تاریخ سینمای ایران را یکسره دگرگون می کند و در مسیری متفاوت قرار دهد. داریوش مهرجویی با کارگردانی «گاو» و مسعود کیمیایی با ارایه «قیصر» بانین اصلی این تحول تاریخی می شوند

    ژاله مهدوی در نشریه ی فردوس چندین مقاله در اعتراض به ساختارهای سینمایی کیمیایی در اواسط دهه چهل نوشته و دقیق آثار او را مورد ارزیابی قرار داده در تاریخ سینمای نوشتاری ایران میهن بهرامی شما منتقد و نویسنده ی سینمای ایران است که هیچ نقد منفی بر سینمای ایران ننوشته و کلیه نقدهایش که موجود و بسیار فراوانند است متعادل بوده اند، قیصر میآید با جمع آوری همه آنچه که در گذشته کهنه شده بود با فضای جنایی فیلم های خاچیکیان یا نیشتر عقده شکاف« گنج قارون» با سوپر استارسازی به مرد تورم احساس اجتماعی با فرم دادن مرتب کردن چاقو و کلاه و دستمال ابریشمی و کفش پاشنه خواب در فضایی تازه و بهره وری از تداومی محکم و بالاترازهمه منولوگی جگر خنگ کن رول تصویر دشت ...

    میهن بهرامی در نقدی طولانی که درباره سینمای مسعود کیمیایی نوشت. سینمای او را عامرانه به نقد کشید و دفاع بی دلیل از او به انجام نرساند کوشید نقاط ضعف و قوت او را تفسیر کند. نکته مهم نوشته اش این است که کیمیایی فراز نشیب داشته و همه ی فیلم هایش را نمی پذیرفت

    میهن بهرامی فیلم های پس از سال ۵۷ او را نقد نکرد وگرنه حدیث طولانی از نقاط ضعف او را نشان میداد. . چند فیلم موج نو

    از ۱۳۲۷ تا ۱۳۵۷ با فاصله های کم و زیاد این آثار را «موج نو» نامیدند شب قوزی ،جنوب شهر، خشت و آینه آرامش در حضور دیگران ،گاو ،قیصر آقای هالو، فرار از تله، داش آکل ،درشکه چی، سه قاپ، صبح روز چهارم، رگبار ،چشمه، تگنا، شازده احتجاب، گوزن ها، طبیعت بی جان، کندو، باغ سنگی ،شطرنج باد، سوته دلان و دایره مینا

    مؤخره

    پژوهشگران و صاحب نظران سینمای ایرن و منتقدان نظر داده اند که موج نو سینمای ایران پس از سال ۵۷ نسل دومی از فیلمسازان ظهور کرد دونده ،امیر نادری طعم گیلاس، عباس کیارستمی، بچه های آسمان ،مجید مجیدی زیر پوست شهر، رخشان بنی اعتماد ،طلای سرخ جعفر پناهی زمانی برای مستی اسب ها، بهمن قبادل گبه، محسن مخملباف و نسل سوم شاخص موج نو درباره الی اصغر فرهادی، نفس عمیق، پرویز شهبازی ؛

    جدایی نادر از سیمین ؛اصغر فرهادی ؛فروشنده ؛اصغر فرهادی.

    دکتر حسین گیتی

    بچه‌های خیابان (فیلم)

    بچه‌های خیابان (فیلم)

    ۴ زبان

    ظاهر

    نهفتن

    متن

    • کوچک

      استاندارد

      بزرگ

    عرض

    • استاندارد

      پهن

    رنگ (آزمایشی)

    • خودکار

      روشن

      تیره

    بچه‌های خیابان (فیلم)

    کارگرداننانی لوی

    تهیه‌کنندهجووانی دی کلمنته

    نویسندهنانی لوی
    الویو پورتا

    بازیگرانلئو گولوتا
    پینو آمندولا
    توسکا داکوئینو
    لینا پولیتو
    الویو پورتا
    نیکلا دی پینتو
    جی‌جی ساوویا
    استفانو د ساندو
    پپه لانتـسِـتا
    جوزپه دِ رُزا

    موسیقیکلاودیو ماتونه

    فیلم‌بردارکلاودیو چیریلو

    تدوین‌گرفرانکو فرانتیچلی

    توزیع‌کنندهتیتانوس

    تاریخ‌های انتشار

    • ۱۲ اکتبر ۱۹۸۹ (ایتالیا)

    مدت زمان

    ۱۲۲ دقیقه

    کشورایتالیا

    زبانایتالیایی

    بچه‌های خیابان (به ایتالیایی: Scugnizzi) نام فیلمی درام/موزیکال با تم اجتماعی است که توسط نانی لوی کارگردانی شده‌است. این فیلم محصول سال ۱۹۸۹ کشور ایتالیا است.

    این فیلم جز اولین فیلم‌هایی است که در کلاسهای بازیگری و تئاتر پیشنهاد می‌شود.[نیازمند منبع]

    منابع

    [ویرایش]

    • Al film è ispirato il musical teatrale "C'era una volta...Scugnizzi" del 2002, di Claudio Mattone ed Enrico Vaime

    خوشبختی بعضی ها» روی آنتن شبکه نمایش

    «خوشبختی بعضی ها» روی آنتن شبکه نمایش

    فیلم سینمایی «خوشبختی بعضی ها» به کارگردانی دنیل کوهن شنبه شب از شبکه نمایش پخش می شود.

    3

    اشتراکEmailWhatsAppPrint

    به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی سیما،

    «خوشبختی بعضی ها» محصول 2020 فرانسه و بلژیک به نویسندگی دنیل کوهن امشب 8 دی ماه ساعت 23 روی آنتن می رود.

    در خلاصه داستان فیلم آمده است: وقتی لئا یک رمان پرفروش می نویسد، هماهنگی بین چهار دوست، یعنی دو زوج به چالش کشیده می شود و...

    در فیلم «خوشبختی بعضی ها»، بِرنیس بُژو، ونسان کسل، فرانسیس دامینز و... به ایفای نقش پرداخته اند.

    علاقه‌مندان به فیلم‌های کمدی می‌توانند «خوشبختی بعضی ها» را ساعت ۲۳ از شبکه نمایش تماشا کنند.

    انتهای پیام/ن

    برچسب ها :

    دیگران (فیلم ۲۰۰۱)

    دیگران (فیلم ۲۰۰۱)

    ۴۲ زبانظاهر

    نهفتن

    متن

    • کوچک

      استاندارد

      بزرگ

    عرض

    • استاندارد

      پهن

    رنگ (آزمایشی)دیگران

    پوستر فیلم

    کارگردانآلخاندرو آمنابار

    تهیه‌کنندهخوزه لوئیس کوئردا

    نویسندهآلخاندرو آمنابار

    بازیگراننیکول کیدمن
    فیونولا فلانگان
    کریستوفر اکلستون
    الین کاسیدی
    اریک سایکس
    گوردون رید

    موسیقیآلخاندرو آمنابار

    فیلم‌بردارخاویر آگیره‌ساروبه

    شرکت
    تولید

    کانال +

    توزیع‌کنندهدایمنشن فیلمز
    برادران وارنر
    لاکی رد

    تاریخ‌های انتشار

    • ۱۰ اوت ۲۰۰۱ (ایالات متحده)
    • ۷ سپتامبر ۲۰۰۱ (اسپانیا)

    مدت زمان

    ۱۰۴ دقیقه

    کشوراسپانیا
    ایالات متحده
    فرانسه
    ایتالیا

    زبانانگلیسی
    فرانسه

    هزینهٔ فیلم۱۷ میلیون دلار

    فروش گیشه۲۰۹٬۹۴۷٬۰۳۷ دلار

    دیگران (به انگلیسی: The Others) فیلمی گوتیک ترسناک آمریکایی-اسپانیایی محصول سال ۲۰۰۱، به کارگردانی و نویسندگی آلخاندرو آمنابار با بازی نیکول کیدمن است. این فیلم ۸ جایزهٔ گویا، که شامل بهترین فیلم و بهترین کارگردانی می‌شود، برده‌است. این فیلم اولین فیلم انگلیسی‌زبانی است که برندهٔ جایزهٔ بهترین فیلم گویا شده‌است، بدون آن‌که حتی یک کلمه اسپانیایی در آن صحبت شده باشد.

    داستان

    [ویرایش]

    صحنهٔ فیلم، روزهای پایانیِ جنگ جهانی دوم است. گریس استورات (نیکول کیدمن)، یک مادر کاتولیک است که به‌همراه دو فرزند کوچکش در یک خانهٔ پرت زندگی می‌کند. بچه‌ها، آن (آلاکینا مان) و نیکولاس (جیمز بنتلی)، یک نوع بیماری نادر حساسیت به نور دارند؛ بنابراین، زندگی آن‌ها با یک‌سری قوانین عجیب و پیچیده که برای محافظت آن‌ها از اشعهٔ آفتاب در نظر گرفته شده، عجین شده‌است.

    همزمان با ورود سه خدمتکار جدید به خانه (خانم برتا میلز (فیونولا فلانگان)، یک باغبان به نام آقای ادموند توتل (اریک سایکس) و یک دختر لال جوان به نام لیدیا (الین کاسیدی)) یک‌سری حوادث عجیب رخ می‌دهد و گریس کم‌کم پی می‌برد که آن‌ها تنها نیستند و از این موضوع می‌ترسد. آن، نقاشی‌ای از ۴ نفر ــ یک مرد، یک زن، یک پسربچه به نام ویکتور و یک پیرزن ترسناک ــ می‌کشد که می‌گوید آن‌ها را در خانه دیده‌است. صدای یک پیانو از داخل یک اتاق قفل‌شده، شنیده می‌شود؛ درحالی‌که هیچ‌کس داخل اتاق نیست. هر بار که گریس به اتاق وارد یا از آن خارج می‌شود، در بسته می‌شود. هنگامی که سعی می‌کند دلیل آن را بفهمد، در محکم به او می‌خورد و او را به کف زمین می‌اندازد. گریس سعی می‌کند با یک تفنگ به مبارزه با مزاحمان (دیگران) برود، اما نمی‌تواند آن‌ها را پیدا کند. او دخترش را برای حرف‌های مزخرفش دربارهٔ ارواح سرزنش می‌کند تا اینکه خود هم با آن‌ها مواجه می‌شود. او متقاعد می‌شود که چیزی شوم در خانه وجود دارد؛ ازاین‌رو در یک‌هوای مه‌آلود، برای رفتن پیش کشیش و درخواست برای دعا، از خانه بیرون می‌رود. در این ضمن، خدمتکاران که توسط خانم میلز رهبری می‌شوند، کارهایی انجام می‌دهند. باغبان سه سنگ قبر را زیر برگ‌های پاییزی دفن می‌کند و خانم میلز به حرف‌های آن که علیه مادرش سخن می‌گوید، گوش می‌دهد.

    در جنگل، گریس در مه غلیط راه را گم می‌کند. اما به‌طور معجزه‌آسایی همسرش چارلز (کریستوفر اکلستون) را، که فکر می‌کرد در جنگ کشته شده، می‌یابد و او را به خانه می‌برد. چارلز در طول یک روز حضورش در خانه بسیار سرد و غیرصمیمی است و خانم میلز به آقای توتل می‌گوید: "من فکر نمی‌کنم او بداند که کجاست". گریس بعداً پیرزنی را که در نقاشی آن دیده‌بود را در لباس دخترش می‌بیند و می‌گوید: "تو دختر من نیستی!"، و به او حمله می‌کند. اما متوجه می‌شود که او در واقع به دخترش حمله کرده‌است. آن، بعد از این اتفاق نمی‌خواهد کنار مادرش باشد، درحالی‌که گریس سوگند می‌خورَد که او پیرزنی را دیده‌است. خانم میلز به آن می‌گوید که او هم افرادی را دیده‌است؛ اما آن‌ها نمی‌توانند به مادرش بگویند. چون گریس چیزی را که برای آن آماده نیست نخواهد پذیرفت. چارلز وقتی که دربارهٔ رفتار مادرش با او صحبت می‌کند متحیر و گیج می‌شود. چارلز می‌گوید که باید خانه را ترک کند تا به جبهه برود، و دوباره ناپدید می‌شود. بعد از آن‌که چارلز خانه را ترک می‌کند، آن بازهم چیزهایی را می‌بیند؛ مثلاً خانوادهٔ ویکتور و پیرزن را. خانم میلز به گریس می‌گوید که "برخی اوقات جهان مردگان با جهان زنده‌ها درهم می‌آمیزد". دو زن همچنین کتابی از مرده‌ها را می‌یابند که چهره‌هایی مرده را نشان می‌دهد که در قرن نوزدهم گرفته شده‌است.
    یک روز صبح، گریس جیغ بچه‌ها را می‌شنود: همهٔ پرده‌های خانه ناپدید شده‌اند. وقتی که خدمتکاران قبول نمی‌کنند که به‌دنبال پرده‌ها بگردند، گریس متوجه می‌شود که آن‌ها هم در این ماجرا درگیرند. بچه‌ها را از نور پنهان ساخته و خدمتکاران را اخراج می‌کند.
    آن شب، آن و نیکولاس برای یافتن پدرشان دزدکی از خانه بیرون می‌روند و اتفاقاً به قبرهای پنهان‌شده برخورد می‌کنند. آن‌ها متوجه می‌شوند که آن سنگ قبرها متعلق به خدمتکاران هستند. در همان زمان، گریس به‌سمت اقامتگاه خدمتکاران می‌رود و عکسی از کتاب مرده‌ها پیدا می‌کند و وقتی که متوجه می‌شود آن‌ها متعلق به همان سه خدمتکار هستند، وحشت‌زده می‌شود. خدمتکاران ظاهر می‌شوند و برای گرفتن بچه‌ها به دنبالشان می‌روند که همین موضوع باعث برگشتن بچه‌ها به خانه می‌شود. درحالی‌که گریس با تفنگ سعی می‌کند خدمتکاران را به عقب براند، بچه‌ها به طبقهٔ بالا می‌روند و در آنجا پنهان می‌شوند. اما توسط پیرزنِ عجیب پیدا می‌شوند. در طبقهٔ پایین، خدمتکاران با گریس صحبت می‌کنند و به او می‌گویند که آن‌ها باید یاد بگیرند که با هم زندگی کنند. گریس کم‌کم متوجه می‌شود که منظور آن‌ها چیست. در طبقهٔ بالا، آن و نیکولاس متوجه می‌شوند که پیرزن به احضار ارواح نزد پدر و مادر ویکتور می‌پردازد. همینجاست که آن‌ها متوجه حقیقت تلخی می‌شوند: پیرزن، آن شخصی نیست که روح است! روح‌ها، آن، نیکولاس و مادرشان هستند. گریس کنترلش را ازدست می‌دهد و به حاضران حمله می‌کند.
    در صحنهٔ بعد، گریس به‌همراه فرزندانش در آغوشش نشسته‌است.

    حقیقت در نهایت برای گریس و بینندگان آشکار می‌شود. او آنچه را قبل از آمدن خدمتکاران اتفاق افتاده به خاطر می‌آورد. او بر اثر از دست دادن شوهرش دیوانه می‌شود و دو فرزندش را با بالش خفه می‌کند و بعد از آگاه شدن از کاری که کرده، به خودش شلیک می‌کند و خود را نیز می‌کشد. وقتی که متوجه می‌شود، فکر می‌کند که خداوند به خانوادهٔ او معجزه‌ای عطا کرده‌است. گریس و فرزندانش می‌فهمند که چارلز هم مرده‌است، اما از این حقیقت خبری ندارند. خانم میلز ظاهر می‌شود و به گریس خبر می‌دهد که آن‌ها یاد خواهند گرفت که به انسان‌های زنده‌ای که در خانه ساکن‌اند توجهی نکنند. بیرونِ خانه، خانوادهٔ ویکتور، که از خانهٔ شبح‌زده ناراضی‌اند، از آنجا می‌روند. از پنجره، گریس و بچه‌هایش آن‌ها را نگاه می‌کنند. با وجود نفرت پیشینِ گریس از خانه، بیان می‌کند که «هیچ‌کس نمی‌تواند ما را مجبور به ترک این خانه کند»، و با فرزندانش ناپدید می‌شوند.

    فروش گیشه‌ای

    [ویرایش]

    دیگران در اوت ۲۰۰۱ در ۱۶۷۸ سالن نمایش در آمریکا و کانادا اکران شد و ۱۴ میلیون دلار در هفتهٔ نخست به‌دست‌آورد و در ردهٔ چهارمین فروش گیشه‌ای قرار گرفت. برای ۳ هفتهٔ دیگر نیز در ردهٔ چهارم باقی ماند و در سالن‌های نمایشِ دیگری نیز نمایش داده شد. در سپتامبر، دومین فیلم گیشه شد و ۵ میلیون دلارِ دیگر به‌دست‌آورد. این فیلم، که ۱۷ میلیون دلار برای تولید آن هزینه شده بود، ۹۶٫۵ میلیون دلار در آمریکا و کانادا، و ۱۱۳٫۴ میلیون دلار در کشورهای دیگر، و در مجموع در سطح جهان ۲۰۹٫۹ میلیون دلار فروش داشته‌است.

    منابع

    تبریک کریسمس ۲۰۲۵

    تبریک کریسمس ۲۰۲۵

    متن تبریک کریسمس 1403 و عکس پروفایل کریسمس 2025 +‌کلیپ و عکس نوشته

    مجموعه به من دروغ بگو

    مجموعه به من دروغ بگو --(روانشناسی زبان بدن body language)

    شروع موضوع توسط MoshaverFa ‏26/2/16 در انجمن تحلیل فیلم های روانشناسی

    1. MoshaverFa

      MoshaverFaModeratorعضو کادر مدیریت

      ارسال ها:

      961

      تشکر شده:

      509

      امتیاز دستاورد:

      63

      23e0963999103bf7ce838446ef81369f.jpg
      عنوان : به من دروغ بگو
      موضوع روانشناسی : (روانشناسی زبان بدن body language)
      سالهای پخش: 2009–2011
      ژانر: جنایی | درام | معمایی | هیجان انگیز
      سازندگان: Samuel Baum
      پخش: (۴۵ دقیقه)
      امتیاز کاربران: 8.7 از 10 - (میانگین رای 85 نفر)
      خلاصه داستان :
      دکتر کال لایتمن، در رشته زبان بدن (Body Language) درس میدهد. وی از سوی مقامات دولتی، در تحقیقات بسیاری، پیشنهاد کار دریافت میکند. کارش هنگامی که پلیس و دیگر ارگان ها کاری از دستشان برنمی آید، نمایان میشود. وی برای کارهایش تیم خود را، خودش تشکیل میدهد...
      توضیحات :
      این داستان از یک دکتر واقعی به نام Paul Ekman الهام گرفته شده که تحقیقاتی را در زمینه بروز احساسات انجام داد.مردی که بیش از ۶ دهه عمر خود را صرف مطالعه در مورد احساسات انسانها و به طور خاص، «دروغ و فریب» در «گفتگوها و ارتباطات و مذاکره» کرده است.وی سالها به نقاط مختلف جهان سفر کرد و حتی در میان قبایل بدوی زندگی کرد تا به این اطمینان برسد که همه انسانها مستقل از سن و رنگ و نژادشان، احساسات خود را به شکل یکسانی در چهره بروز می دهند.لیست احساسات مشترک ما انسان ها به این شرح است:
      ترس. تعجب. خشم. نفرت. شادی. غم. تحقیر

      دانلود فصل اول :

      قسمت ۱ از فصل ۱
      قسمت ۲ از فصل ۱
      قسمت ۳ از فصل ۱
      قسمت ۴ از فصل ۱
      قسمت ۵ از فصل ۱
      قسمت ۶ از فصل ۱
      قسمت ۷ از فصل ۱

      قسمت ۸ از فصل ۱
      قسمت ۹ از فصل ۱
      قسمت ۱۰ از فصل ۱
      قسمت ۱۱ از فصل ۱
      قسمت ۱۲ از فصل ۱
      قسمت ۱۳ از فصل ۱
      لینک دانلود زیرنویس ها

      آخرین ویرایش: ‏1/8/16

      MoshaverFa, ‏26/2/16

      #1

      rezanaghdi، sare و yekdokhtar از این ارسال تشکر کرده اند.

    2. MoshaverFa

      MoshaverFaModeratorعضو کادر مدیریت

      ارسال ها:

      961

      تشکر شده:

      509

      امتیاز دستاورد:

      63

      دانلود فصل دوم :

      قسمت ۱ از فصل ۲
      قسمت ۲ از فصل ۲
      قسمت ۳ از فصل۲
      قسمت ۴ از فصل ۲
      قسمت ۵ از فصل۲
      قسمت ۶ از فصل ۲
      قسمت ۷ از فصل ۲
      قسمت ۸ از فصل ۲
      قسمت ۹ از فصل ۲
      قسمت ۱۰ از فصل ۲
      قسمت ۱۱ از فصل ۲
      قسمت ۱۲ از فصل ۲
      قسمت ۱۳ از فصل ۲
      قسمت ۱۴ از فصل ۲
      قسمت ۱۵ از فصل ۲
      قسمت ۱۶ از فصل ۲
      قسمت ۱۷ از فصل ۲
      قسمت ۱۸ از فصل ۲
      قسمت ۱۹ از فصل ۲
      قسمت ۲۰ از فصل ۲
      قسمت ۲۱ از فصل ۲
      قسمت ۲۲ از فصل ۲
      لینک دانلود زیرنویس ها

      آخرین ویرایش: ‏1/8/16

      MoshaverFa, ‏27/2/16

      #2

      sare، rezanaghdi، Maryam _yas و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.

    3. MoshaverFa

      MoshaverFaModeratorعضو کادر مدیریت

      ارسال ها:

      961

      تشکر شده:

      509

      امتیاز دستاورد:

      63

      دانلود فصل سوم:

      قسمت ۱ از فصل ۳
      قسمت ۲ از فصل ۳
      قسمت ۳ از فصل ۳
      قسمت ۴ از فصل ۳
      قسمت ۵ از فصل ۳
      قسمت ۶ از فصل ۳
      قسمت ۷ از فصل ۳
      قسمت ۸ از فصل ۳
      قسمت ۹ از فصل ۳
      قسمت ۱۰ از فصل ۳
      قسمت ۱۱ از فصل ۳
      قسمت ۱۲ از فصل ۳
      قسمت ۱۳ از فصل ۳
      لینک دانلود زیرنویس ها

    چاقوکشی (فیلم ۲۰۱۹)

    چاقوکشی (فیلم ۲۰۱۹)

    ۴۵ زبان چاقوکشی

    پوستر اکران فیلم

    کارگردانریان جانسن

    تهیه‌کنندهرام برگمن
    ریان جانسن

    نویسندهریان جانسن

    بازیگران

    • دنیل کریگ
    • کریس ایوانز
    • آنا د آرماس
    • جیمی لی کرتیس
    • تونی کولت
    • دان جانسون
    • مایکل شنون
    • کیت استنفیلد
    • کاترین لانگفورد
    • جیدن مارتل
    • کریستوفر پلامر

    موسیقینیتان جانسن[۱]

    فیلم‌برداراستیو یدلین

    تدوین‌گرباب دوسِـی

    شرکت
    تولید

    مدیا رایت کپیتال[۲]
    برگمن پروداکشنز

    توزیع‌کنندهلاینزگیت فیلمز

    تاریخ‌های انتشار

    • ۷ سپتامبر ۲۰۱۹ (تورنتو)
    • ۲۷ نوامبر ۲۰۱۹ (ایالات متحده)

    مدت زمان

    ۱۳۰ دقیقه[۳]

    کشورایالات متحده

    زبانانگلیسی

    هزینهٔ فیلم۴۰ میلیون دلار[۴]

    فروش گیشه۳۱۲٫۹ میلیون دلار[۵][۶]

    چاقوکشی[۷] (انگلیسی: Knives Out؛ که با نام چاقوهای بی‌غلاف[۸][۹] نیز شناخته می‌شود) یک فیلم آمریکایی در ژانر معمایی به نویسندگی، تهیه‌کنندگی و کارگردانی ریان جانسن است که در سال ۲۰۱۹ منتشر شد. فیلم، داستان اعضای یک خانواده عجیب را دنبال می‌کند که بعد از قتل وحشیانه پدر خود در یک خانه جمع شده و یک کارآگاه پلیس سعی در حل معما دارد. دنیل کریگ، کریس ایوانز، آنا د آرماس، جیمی لی کرتیس، تونی کولت، دان جانسون، مایکل شنون، کیت استنفیلد، کاترین لانگفورد، جیدن مارتل و کریستوفر پلامر ستارگان فیلم هستند.

    چاقوکشی نخستین بار در سپتامبر ۲۰۱۹ و در طی جشنواره بین‌المللی فیلم تورنتو به روی پرده رفت. فیلم از تاریخ ۲۷ نوامبر ۲۰۱۹ توسط لاینزگیت فیلمز اکران شد. چاقوکشی با تحسین جهانی منتقدان همراه بود[۱۰] و در زمینه تیم بازیگری (به خصوص عملکرد کریگ)، فیلم‌نامه و کارگردانی جانسن، موسیقی، طنز و اصالت مورد تحسین قرار گرفت.[۱۱] هیئت ملی بازبینی فیلم، چاقوکشی را به عنوان یکی از ۱۰ فیلم برتر سال ۲۰۱۹ انتخاب کرد.[۱۲] فیلم یک موفقیت در گیشه بود و ۳۱۱ میلیون دلار در سراسر جهان فروش کرد در حالی که بودجه ساخت آن ۴۰ میلیون دلار بوده‌است. چاقوکشی در هفتاد و هفتمین مراسم گلدن گلوب در سه رشته بهترین فیلم موزیکال یا کمدی، بهترین بازیگر نقش اول مرد فیلم موزیکال یا کمدی برای کریگ و بهترین بازیگر زن - فیلم موزیکال یا کمدی برای د آرماس نامزد دریافت جایزه شده اما نتوانست هیچ‌کدام را به‌دست‌آورد.[۱۳] در نود و دومین دوره جوایز اسکار، فیلم در رشته بهترین فیلم‌نامه غیراقتباسی برای جانسن نامزد دریافت جایزه اسکار بود که این جایزه به بونگ جون-هو برای نوشتن فیلم‌نامه انگل تعلق گرفت.[۱۴]

    در مارس ۲۰۲۱، گزارش شد که نتفلیکس با پرداخت بیش از ۴۵۰ میلیون دلار برای حق انتشار دو دنباله به نویسندگی و کارگردانی جانسن موافقت کرده‌است و کریگ بار دیگر در نقش کارآگاه بنویت بلانک ایفای نقش می‌کند. گلس آنین: یک چاقوکشی اسرارآمیز در سال ۲۰۲۲ منتشر شد.[۱۵]

    داستان

    [ویرایش]

    خانواده هارلن ترومبی، رمان‌نویس ثروتمند، به جشن تولد ۸۵ سالگی‌اش در عمارت او در ماساچوست می‌روند. صبح روز بعد، سرایدار هارلن، فران، او را در حالی‌که مرده‌است پیدا می‌کند. پلیس معتقد است که مرگ هارلن خودکشی است، اما کارآگاه خصوصی بنویت بلانک توسط فردی ناشناس برای بازرسی دربارهٔ این پرونده استخدام می‌شود. بلانک می‌فهمد که روابط هارلن با اعضای خانواده اش تیره‌وتار شده‌است: هارلن در روز مرگش، داماد خود ریچارد را تهدید می‌کند که خیانت به دخترش لیندا را افشا می‌کند و کمک هزینه عروسش جونی را بخاطر سرقت از وی قطع می‌کند. همچنین او، پسرش والت را از شرکت انتشاراتی خود اخراج می‌کند و با نوه اش رانسم وارد بحث و جدل می‌شود.

    پرستار هارلن، مارتا کابررا، داروهای هارلن را به اشتباه با هم به او تزریق می‌کند. ظاهراً او مورفین را بیش‌ازحد به او تزریق کرده و چون پادزهری برای آن پیدا نمی‌کند، تنها چند دقیقه برای هارلن فرصت باقی مانده‌است. هارلن که می‌خواهد خانواده مارتا را از اتهام نجات دهد (مادر مارتا یک مهاجر غیرقانونی است) به او کمک می‌کند تا مدارک دال بر گناهکار بودن خود را از بین ببرد و سپس گلوی خود را می‌برد. مادر مسن هارلن مارتا را در حین فرار کردن می‌بیند، اما او را با رانسم اشتباه می‌گیرد. هر زمان که مارتا می‌خواهد دروغ بگوید به‌طور ناخواسته استفراغ می‌کند، بنابراین وقتی مورد سؤال قرار می‌گیرد، پاسخ‌هایش راست اما ناقص است. او موافقت می‌کند تا در تحقیقات به بلانک کمک کند و شواهدی از فرارش از عمارت را پنهان می‌کند. وقتی وصیت‌نامه هارلن خوانده می‌شود همه از اینکه مارتا تنها وارث اموال هارلن است شوکه می‌شوند. رانسم به او کمک می‌کند تا از دست خانواده فرار کند، اما او را وادار به اعتراف می‌کند. او در ازای سهمی از ارث به او قول همکاری می‌کند. ترومبی‌های دیگر سعی می‌کنند مارتا را متقاعد کنند که از ارث صرف‌نظر کند. والت او را تهدید می‌کند که وضعیت مهاجرت مادرش را فاش می‌کند.

    مارتا برگه گزارش سم‌شناسی هارلن را به همراه یک یادداشت باج‌خواهی دریافت می‌کند. او و رانسم به پزشکی قانونی می‌روند، اما آن جا دچار آتش‌سوزی می‌شود. مارتا با دریافت ایمیلی پیشنهاد ملاقات با باج‌گیر را می‌دهد. بلانک و پلیس آن‌ها را پیدا می‌کند و پس از یک تعقیب‌وگریز خیابانی، رانسم دستگیر می‌شود. بلانک توضیح می‌دهد که مادر هارلن شب مرگش، رانسم را دیده که از اتاق هارلن در حال پایین‌آمدن است. در محل قرار ملاقات، مارتا فران را در حالیکه دچار اوردوز شده پیدا می‌کند و روی او عملیات احیا را انجام داده و با آمبولانس تماس می‌گیرد. او به بلانک اعتراف می‌کند، گرچه رانسم قبلاً به او اطلاع داده‌است و تصمیم می‌گیرد به خانواده بگوید که او باعث مرگ هارلن شده‌است. این کار باعث می‌شود تا او از ارث محروم شود. در خانه، او یک نسخه از گزارش کامل سم‌شناسی را در مخفیگاه مواد فران پیدا می‌کند. او بدون این‌که خودش آن را بخواند به بلانک می‌دهد. بلانک با خواندن آن متوجه می‌شود که مورفین کمی در بدن هارلن وجود داشته‌است و قبل از اینکه مارتا به این موضوع اعتراف کند، حرفش را قطع می‌کند.

    بلانک استنباط‌های خود را فاش می‌کند؛ پس از اینکه رانسم متوجه شد هارلن همهٔ ارثش را برای مارتا گذاشته‌است، محتویات شیشه‌های داروی هارلن را عوض کرده و پادزهر را می‌دزدد تا مارتا هارلن را بکشد و در نتیجه برای ادعای وراثت واجد شرایط نباشد. اما مارتا در واقع داروی صحیح را به هارلن داده بود و این موضوع را از روی ویسکوزیته آن‌ها تشخیص داده ولی بعد از خواندن برچسب رویشان فکر کرد که او را مسموم کرده‌است. هنگامی که مرگ او خودکشی تلقی می‌شود، رانسم به صورت ناشناس بلانک را برای افشای مقصر بودن مارتا استخدام می‌کند. فران متوجه می‌شود که رانسم در حال دستکاری صحنه جرم بوده و یادداشت باج‌خواهی را برای او ارسال می‌کند. بعد از اینکه متوجه می‌شود که مارتا مسئول مرگ هارلن نیست، یادداشتی را برای مارتا فرستاده و پزشکی‌قانونی را می‌سوزاند تا شواهد بی‌گناهیش از بین برود. او مورفین را بیش از حد به فران تزریق کرد و قصد داشت برای مارتا از این طریق پاپوش درست کند.

    مارتا به دروغ به رانسم می‌گوید که فران زنده مانده و پای او را وسط این ماجرا می‌کشد، سپس روی او استفراغ می‌کند و از این طریق دروغش برملا می‌شود. رانسم با عصبانیت بوسیلهٔ چاقویی از کلکسیون هارلن به او حمله می‌کند اما معلوم می‌شود که درواقع یک چاقوی جمع‌شونده‌است. با ضبط شدن اعتراف قتل رانسم و تلاشش برای قتل مارتا، پلیس او را دستگیر می‌کند. بلانک به مارتا می‌گوید که او خیلی قبل‌تر متوجه شده که او در مرگ هارلن نقش داشته و متوجه لکهٔ کوچکی از خون روی کفش او شده‌است. لیندا یادداشتی از هارلن در مورد خیانت همسرش پیدا می‌کند. در حالی که رانسوم تحت بازداشت قرارمی‌گیرد، مارتا از بالکن عمارت خود را نظاره می‌کند.

    بازیگران

    [ویرایش]

    • دنیل کریگ در نقش بنویت بلانک: یک کارآگاه خصوصی که در مورد قتل هارلن تحقیق می‌کند.
    • کریس ایوانز در نقش رانسم درایسدل: نوه هارلن، پسر لیندا و ریچارد و یک جوان خوش گذران
    • آنا د آرماس در نقش مارتا کابررا: پرستار هارلن که رابطه خوب و نزدیکی با او داشت.
    • جیمی لی کرتیس در نقش لیندا درایسدل: دختر بزرگ هارلن و همسر ریچارد. او شرکت دارد و آن را با حمایت شوهرش اداره می‌کند.
    • مایکل شنون در نقش والتر «والت» ترومبی: کوچک‌ترین پسر هارلن، شوهر دونا و مدیرعامل شرکت انتشارات پدرش
    • دان جانسون در نقش ریچارد درایسدل: داماد هارلن و شوهر لیندا که به اداره شرکت همسرش کمک می‌کند.
    • تونی کولت در نقش جانی ترومبی: زن پسر مرده هارلن (نیل) که یکی از معلمان سبک زندگی و تأثیرگذار است.
    • کیت استنفیلد: یک کارآگاه محلی که در حال انجام تحقیقات در مورد قتل است.
    • کاترین لانگفورد در نقش مگان «مگ» ترومبی: نوه هارلن، دختر جانی و نیل که در دانشکده معتبر هنرهای لیبرال تحصیل می‌کند.
    • جیدن مارتل در نقش جیکوب ترومبی: نوه هارلن، پسر والت و دونا که همه نسبت به او دیدگاه خوبی دارند و همیشه با تلفن همراه خود مشغول است.
    • کریستوفر پلامر در نقش هارلن ترومبی: نویسنده مشهور و ثروتمند رمان‌های جنایی است که همه خانواده خود را به جشن تولد ۸۵ سالگی‌اش دعوت می‌کند اما در اواسط مراسم به طرز مشکوکی به قتل می‌رسد. او سه فرزند دارد: لیندا، والت و نیل
    • نوآ سیگان در نقش تروپر واگنر: یک افسر پلیس که درگیر تحقیقات است.
    • ادی پترسن در نقش فران: خدمتکار هارلن که جسدش را پیدا می‌کند.
    • ریکی لیندهوم در نقش دونا ترومبی: عروس هارلن و همسر والت
    • کی کالان در نقش وانتا: مادر مسن هارلن
    • فرانک اوز در نقش آلن استیونز: وکیل هارلن
    • ام امت والش در نقش آقای پروفراک
    • مارلین فورته در نقش خانم کابررا: مادر مارتا
    • شرلی رودریگز در نقش آلیشیا کابررا: خواهر مارتا
    • رائول کاستیلو در نقش پلیس
    • جوزف گوردون لویت در نقش کارآگاه هاردروک (صدا گذاری)

    موسیقی

    فیلم سینمایی او

    دانلود رایگان فیلم سینمایی او با زیرنویس فارسی Elle 2016 BluRay

    فیلم جنایی او ۲۰۱۶ با کیفیت عالی 1080p & 720p & 480p

    نامزد 1 اسکار، برنده 70 و نامزد 93 جایزه

    دانلود فیلم او Elle 2016

    نام فیلم: او – Elle | ژانر: جنایی، درام، مهیج | سال انتشار: 2016 | حجم: متفاوت با هر کیفیت

    زبان: فرانسوی | مدت‌ زمان: 104 دقیقه | زیرنویس فارسی: دارد | کیفیت: بلوری

    فرمت: MKV | محصول فرانسه، آلمان و بلژیک | امتیاز: 7.1 از 10

    خلاصه داستان:
    فیلم او Elle 2016 در مورد یک مدیرعامل موفق و در عین حال بی‌رحم شرکت بازی‌های ویدئویی به نام میشل (با بازی ایزابل هوپر) است که تلاش میکند یک مهاجم نقاب‌دار که به خانه او حمله کرده است را پیدا کند. به زودی میشل وارد یک تعقیب و گریز خطرناک و هیجان‌انگیز شده که هر لحظه ممکن است اوضاع از کنترل وی خارج شود اما…

    (نسخه سانسور شده با زیرنویس فارسی چسبیده)

    [دانلود نسخه 1080p با حجم 1.86 گیگابایت]

    [دانلود نسخه 720p با حجم 936 مگابایت]

    [دانلود نسخه 480p با حجم 488 مگابایت]

    دانلود فیلم او Elle 2016

    درباره فیلم:
    فیلم سینمایی او (Elle) یک فیلم جنایی، درام و هیجان انگیز محصول سال 2016 کشورهای فرانسه، آلمان و بلژیک به کارگردانی پل ورهوفن است که توسط کمپانی‌های U SBS Productions و Twenty Twenty Vision Filmproduktion GmbH و France 2 Cinéma تولید و منتشر شد؛ فیلمنامه این فیلم را نیز دیوید بیرک و هارولد منینگ براساس رمانی به نام “آه…” نوشته فیلیپ دیژان به رشته تحریر درآورده و بازیگرانی چون ایزابل هوپر، لوران لافیت، آن کنسینی، شارل برلینگ، ویرژینی افیرا، جودیت مگر، کریستیان برکل، جوناس بلوکت، آن لوریت و غیره در آن به ایفای نقش پرداخته‌اند؛ همچنین این فیلم که نخستین فیلم بلند ورهوفن پس از کتاب سیاه محصول سال 2006 و اولین فیلم وی به زبان فرانسوی محسوب میشود، اولین بار در تاریخ 21 می سال 2016 میلادی در شصت ‌و نهمین دوره جشنواره فیلم کن Cannes Film Festival به نمایش درآمد سپس در 11 نوامبر همان سال توسط Sony Pictures Classics در سینماهای کشور آمریکا اکران شد و توانست به فروش تقریبی 12.7 میلیون دلار در سطح جهانی دست پیدا کند؛ فیلم او پس از حضور در جشنواره‌های بین المللی متعدد موفق شد برنده 70 جایزه از جمله جایزه بهترین فیلم خارجی و بهترین بازیگر زن با بازی ایزابل هوپر شده و نامزد دریافت 93 جایزه دیگر نیز شود که از میان آن‌ها میتوان به نامزدی جایزه اسکار برای بهترین بازیگر نقش اول زن با بازی ایزابل هوپر و نامزدی یک جایزه بفتا برای بهترین فیلم خارجی زبان اشاره کرد؛ جالب است بدانید فیلم او پس از اکران نظرات مثبت فراوانی از سوی منتقدان دریافت کرد و به عنوان یکی از بهترین کارهای حرفه‌ای پل ورهوفن شناخته شد؛ نسخه زبان اصلی این فیلم را میتوانید با لینک مستقیم نیم بها به صورت سانسور شده با زیرنویس فارسی چسبیده از وبسایت دوستی ها دانلود کنید.

    Elle 2016

    0 seconds of 0 secondsVolume 90%

    مطالب پیشنهادی

    برج تاریک (فیلم)

    برج تاریک (فیلم)

    ۳۳ زبان

    برج تاریک

    پوستر

    کارگرداننیکولای آرسل

    تهیه‌کنندهآکیوا گلدزمن

    فیلمنامه‌نویسنیکولای آرسل

    بر پایهبرج تاریک
    اثر استیون کینگ

    بازیگرانادریس البا
    متیو مک‌کانهی
    کاترین وینیک
    جکی ارل هیلی
    فران کرانتس
    ابی لی کرشاو
    مایکل باربیری
    کیم کلودیا
    ژوزه زونیگا
    تام تیلور

    موسیقیجانکی ایکس ال

    فیلم‌بردارراسموس ویدبک

    تدوین‌گر

    • آلان ادوارد بل
    • دن زیمرمن

    شرکت
    تولید

    • آکیوا گلدزمن
    • ایمیجین اینترتینمنت
    • مدیا رایتس کپیتال

    توزیع‌کنندهکلمبیا پیکچرز

    تاریخ‌های انتشار

    • ۴ اوت ۲۰۱۷ (ایالات متحده)

    کشورآمریکا

    زبانانگلیسی

    هزینهٔ فیلم۶۰ میلیون دلار[۱]

    فروش گیشه۱۱۰٫۲ میلیون دلار[۲]

    برج تاریک (انگلیسی: The Dark Tower) یک فیلم در ژانر وسترن، فانتزی و ماجراجویی به کارگردانی نیکولای آرسل است که در سال ۲۰۱۷ منتشر شد. این فیلم بر اساس رمانی به همین نام نوشته استیون کینگ ساخته شده است[۳] و بازیگرانی همچون ادریس البا؛ متیو مک‌کانهی و کاترین وینیک در آن ایفای نقش کرده‌اند.

    برج تاریک از سوی منتقدان مورد استقبال واقع نشد و نقدهایی منفی دریافت کرد.[۴][۵][۶][۷][۸][۹][۱۰][۱۱] سایت راتن تومیتوز گزارش کرد که تنها ۱۶٪ منتقدین به فیلم نمره قبولی داده‌اند که این میانگین از روی ۲۰۹ نقد به دست آمده است که در مجموع امتیاز ۴/۱۰ را نصیب فیلم می‌کند.[۱۲]در سایت متاکریتیک نیز برج تاریک نمره ۳۴/۱۰۰ گرفته است که این نمره از روی ۴۶ نقد بدست آمده است.[۱۳]

    داستان

    [ویرایش]

    جیک چمبرز (تام تیلور) یک جوان یازده ساله ماجراجو و جستجوگر است. در حین این جستجوها او سرنخی را از یکی دیگر از ابعاد جهان به نام (میدورلد) کشف می‌کند. پس از کشف این راز او وارد سفری به این بعد می‌شود. جایی که با شوالیه تنهای مرزنشینی به نام رولاند دسچین (ادریس البا) برخورد می‌کند. شوالیه در پی رسیدن به برج تاریک است. جاییکه در آخر دنیا واقع شده است. او می‌خواهد در فضازمان سفر کند و میدورلد را از انقراض نجات دهد؛ ولی او در این مسیر با هیولاهای مختلف و ساحر شروری به نام والتر پدیک (متیو مک کانهی) برخورد می‌کند و تا پایان این مسیر با مشکلات زیادی مواجه است.

    بازیگران

    [ویرایش]

    • ادریس البا
    • متیو مک‌کانهی
    • کاترین وینیک
    • جکی ارل هیلی
    • فران کرانتس
    • ابی لی کرشاو
    • کیم کلودیا
    • ژوزه زونیگا

    منابع

    جایی برای پیرمردها نیست (فیلم)

    جایی برای پیرمردها نیست (فیلم)

    جایی برای پیرمردها نیست

    پوستر اکران

    کارگردانجوئل کوئن
    اتان کوئن

    تهیه‌کننده

    • اسکات رودین
    • اتان کوئن
    • جوئل کوئن

    فیلمنامه‌نویس

    • جوئل کوئن
    • اتان کوئن

    بر پایهجایی برای پیرمردها نیست
    اثر کورمک مک‌کارتی

    بازیگران

    • تامی لی جونز
    • خاویر باردم
    • جاش برولین

    موسیقیکارتر برول

    فیلم‌بردارراجر دیکینز

    تدوین‌گربرادران کوئن

    توزیع‌کننده

    • میرامکس
    • پارامونت

    تاریخ‌های انتشار

    • ۱۹ مه ۲۰۰۷ (کن)
    • ۹ نوامبر ۲۰۰۷ (ایالات متحده آمریکا)

    مدت زمان

    ۱۲۲ دقیقه

    کشورایالات متحده آمریکا

    زبانانگلیسی

    هزینهٔ فیلم۲۵ میلیون دلار

    فروش گیشه۱۷۱٫۶ میلیون دلار

    جایی برای پیرمردها نیست (به انگلیسی: No Country for Old Men) فیلمی در گونهٔ جنایی و مهیج، به نویسندگی و کارگردانی جوئل و اتان کوئن محصول سال ۲۰۰۷ ایالات متحده است که فیلمنامه آن بر اساس رمانی به همین نام از نویسندهٔ آمریکایی کورمک مک‌کارتی نوشته شده است. این فیلم در جوایز اسکار ۲۰۰۷ نامزد دریافت ۸ جایزه و برندهٔ ۴ جایزهٔ اسکار بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلم‌نامه اقتباسی و بهترین بازیگر نقش مکمل مرد گردید.[۱]

    داستان

    [ویرایش]

    تامی لی جونز

    فیلم با نماهایی از زمین‌های بایر غرب تگزاس در سال ۱۹۸۰ آغاز می‌شود در حالی که صدای روی تصویرِ کلانتر اد تام بل (با بازی تامی لی جونز) را می‌شنویم که نسبت به افزایش خشونت در زمان جدید نسبت به زمانی که پدرش کلانتر بود افسوس می‌خورد. وقتی لوئلین ماس (با بازی جاش برولین) دارد در صحرا دنبال شکار می‌گردد به‌طور اتفاقی به تعدادی جسد در میانهٔ صحرا برمی‌خورد، که از یک معاملهٔ نافرجام مواد مخدر به جا مانده‌اند. یک مکزیکی مجروح که هنوز جانی در بدن دارد از او آب درخواست می‌کند. لوئلین در آن ناحیه مقدار زیادی مواد مخدر و کیفی حاوی دو میلیون دلار پول می‌یابد و کیف را در زیر یدک‌کشی که خانهٔ او و همسرش محسوب می‌شود مخفی می‌کند. آن شب عذاب وجدان مانع خوابیدن لوئلین می‌شود، بنابراین برای رساندن آب به مکزیکی نیمه جان به صحرا بر می‌گردد، بی‌خبر از اینکه تعدادی از معامله کنندگان بی رحم مواد در تاریکی شب در آن محل حضور دارند. آن‌ها لوئلین ماس را با جیپ تعقیب می‌کنند و او با پای پیاده به سمت رودخانه می‌گریزد و در آخرین لحظه از خطر مرگ حتمی توسط سگی درنده نجات می‌یابد. بعد از رهایی از خطر، لوئلین که همچنان مصمم به نگهداری پول است همسرش کارلا جین را به خانهٔ مادرش می‌فرستند و خودش به متلی در آن نزدیکی می‌رود و کیف پول را در مجرای تهویهٔ هوای اتاقش پنهان می‌کند.

    آنتون چیگور (با بازی خاویر باردم) آدمکش بی رحم برای پیدا کردن دوبارهٔ پول‌ها اجیر می‌شود. در ابتدای فیلم او را دیده‌ایم که برای فرار از دست پلیس یکی از مأموران نگهبان را به قتل رسانده و سپس برای سرقت یک ماشین، رانندهٔ آن را به وسیلهٔ کپسولی که معمولاً برای کشتن گاوها به کار می‌رود به قتل رسانده. اکنون او به کمک یک فرستندهٔ رادیویی که در میان کیف پول جاسازی شده در تعقیب پول‌ها به راه می‌افتد. شبی که به متل ماس می‌رسد، چند مکزیکی را که در تعقیب ماس کمین کرده‌اند با تیراندازی از پا درمی‌آورد، سپس در جستجوی پول دریچهٔ کانال هوا را با سکه‌ای باز می‌کند و درمی یابد که ماس پیش از او با برداشتن پول‌ها از آنجا گریخته.

    چیگور بار دیگر ماس را در هتلی در حاشیهٔ شهر گیر می‌اندازد و پس از تعقیب و گریزی پرخطر که به خیابان کشیده می‌شود، ماس موفق می‌شود از دست این قاتل بیرحم نجات پیدا کند درحالی که هردوی آن‌ها به سختی مجروح می‌شوند. ماس به ناچار برای بهبودی در بیمارستان بستری می‌شود. کارسون ولز، عامل دیگری که برای پس گرفتن پول اجیر شده با دسته گلی به ملاقات لوئلین می‌آید و پیشنهاد می‌دهد در مقابل برگرداندن پول، از جان او محافظت خواهد کرد. چیگور ابتدا پای زخمی اش را با داروهایی که دزدیده درمان می‌کند و سپس به متلی که کارسون ولز در آن اقامت دارد می‌رود و او را با شلیک تیری از پا درمی‌آورد. وقتی که ماس تلفن می‌کند، چیگور اشاره می‌کند که کارسون مرده و او می‌تواند در مقابل افشای مکان پول، از کشتن کارلا جینز همسر ماس صرفنظر کند. اما ماس اعتنایی نمی‌کند. او قراری ترتیب می‌دهد تا کارلا جینز را در ال پاسو ملاقات کند و کیف پول را به او بسپارد و از او بخواهد به جای دوری بگریزد، اما زمانی که کارلا به ال پاسو می‌رسد متوجه می‌شود ماس کشته شده. آن شب کلانتر بل که همیشه یک قدم عقبتر از ماس و چیگور اتفاقات را تعقیب می‌کند، در صحنهٔ قتل حاضر می‌شود و متوجه می‌شود که قفل در اتاق ماس در متل از جا درآمده. زمانی که بل با احتیاط وارد اتاق نیمه تاریک ماس می‌شود، چیگور را می‌بینیم که در پشت در مخفی شده. کلانتر بل در اتاق دریچه کانال تهویه‌ای را که با سکه باز شده وارسی می‌کند و بی‌آنکه متوجه حضور چیگور شود صحنه را ترک می‌کند.

    بعد ازاین بل به دیدار عمو الیس پیرو بازنشسته در کلبه‌ای پر از گربه می‌رود تا گله و شکایت‌های او را از تغییر زمانه بشود. زمانی که کارلا جین از مراسم تدفین مادرش به خانه بر می‌گردد، متوجه می‌شود چیگور آنجا به انتظارش نشسته. چیگور از او می‌خواهد شیر یا خط سکه را حدس بزند تا شاید بتواند از مرگ نجات پیدا کند اما کارلا جینز حاضر به انجام بازی نمی‌شود. چیگور درحالی به تنهایی از خانه خارج می‌شود که ته چکمه‌هایش را به دقت وارسی می‌کند (احتمالاً برای این که ببیند ته چکمه‌هایش خونی شده‌است یا نه، در واقع می‌توان این‌طور تصور کرد که کارلا را کشته‌است اما) این که آیا کارلا به قتل رسیده یا نه موضوعی است که مبهم باقی می‌ماند. وقتی که چیگور دارد با ماشین از محل دور می‌شود به سختی تصادف می‌کند و دست چپ او شکستگی وخیمی پیدا می‌کند. او با پرداختن پول به دو کودک که در آن نزدیکی با دوچرخه بازی می‌کنند پیراهن یکی از آن‌ها را می‌خرد، دست مجروحش را با آن می‌بندد و پیش از رسیدن پلیس از محل دور می‌شود.

    در پایان فیلم کلانتر اد تام بل که اکنون بازنشسته شده دو رؤیای خود را برای همسرش تعریف می‌کند که هردو به پدر درگذشته اش مربوطند. در رؤیای اول پدرش به او مقداری پول می‌دهد و او پول را گم می‌کند. در رؤیای دوم، او و پدرش سوار بر اسب از مسیری برفی در کوهستان عبور می‌کنند، سپس پدر او با مشعل روشنی به دست به سمت منطقهٔ تاریک و سرد روبرو می‌تازد تا بتواند در میان تاریکی آتشی روشن کند. سپس تصویر تاریک می‌شود و عنوان بندی پایانی ظاهر می‌گردد.[۱]

    بازیگران

    [ویرایش]

    • تامی لی جونز در نقش کلانتر اد تام بل. پلیس
    • جاش برولین در نقش لوئلین ماس. کهنه سرباز جنگ ویتنام و شکارچی
    • خاویر باردم در نقش آنتون چیگور. یک آدمکش خونسرد و بی‌احساس
    • کلی مکدونالد در نقش کارلا جین ماس. همسر لوئلین ماس
    • وودی هارلسون در نقش کارسون ولز
    • گرت دیلاهانت در نقش وندل
    • تس هارپر در نقش لورتا بل
    • بری کوربین در نقش الیس
    • بت گرانت در نقش اگنث کریک
    • استیون روت در نقش مرد مأمور ثبت نام
    • جین جونز در نقش توماس تایر

    ۱۲ فیلم و سریال برتر هوش مصنوعی

    ۱۲ فیلم و سریال برتر هوش مصنوعی

    فیلم و سریال هوش مصنوعی

    دیتا ساینس و ماشین لرنینگ

    ۱۲ فیلم و سریال برتر هوش مصنوعی

    مهسا مژدهی, 1 سال قبل 0 زمان مطالعه:9 دقیقه مشاهده مطلب

    ۱۲ فیلم و سریال برتر هوش مصنوعی کدام‌اند؟ هوش مصنوعی زندگی ما را از بسیاری جهت‌ها متحول کرده است. از ابررایانه‌ها گرفته تا ماشین‌آلات بزرگ، هوش مصنوعی تغییرات غیرقابل توصیفی را در زندگی انسان‌ها ایجاد کرده است. علاوه‌براین، هوش مصنوعی از اواسط قرن بیستم در فیلم‌ها نیز به نمایش درآمده و فرار خلاقانه از واقعیت را ممکن کرده است. هوش مصنوعی به ما این امکان را می‌دهد که به فناوری‌های پیشرفته‌تر آینده فکر کنیم.

    فهرست مطالب پنهان‌کردن فهرست

    1. 1. فیلم و سریال برتر هوش مصنوعی که باید ببینید!
    2. 2. ۱. Finch
    3. 3. ۲. The 100
    4. 4. ۳. Blade Runner 2049 / Blade Runner
    5. 5. ۴. Westworld
    6. 6. ۵. The Matrix
    7. 7. ۶. Star Wars
    8. 8. ۷. The Terminator
    9. 9. ۸. Wall-E
    10. 10. ۹. Her
    11. 11. ۱۰. Black Mirror
    12. 12. ۱۱. Superintelligence
    13. 13. ۱۲. Ex Machina
    14. 14. نکته پایانی
    15. 15. علم داده را آسان بیاموزید!

    فیلم و سریال برتر هوش مصنوعی که باید ببینید!

    در سال ۱۹۵۱ اولین فیلم حول محور هوش مصنوعی اکران شد. کارگردانی آن را رابرت وایز (Robert Wise) بر عهده داشت. این فیلم براساس کتاب هری بیتس (Harry Bates)، Farewell to the Master ساخته شده است. نام هوش مصنوعی استفاده‌شده در این فیلم Gort بود که موردعلاقه تماشاگران قرار گرفت و از آن زمان، هوش مصنوعی بیشتر و بیشتر در سینما ظاهر شد. در این مطلب ۱۲ فیلم و سریال برتر هوش مصنوعی را معرفی می‌کنیم که اگر علاقه‌مند حوزه هوش مصنوعی هستید، لازم است حتماً آن‌ها را تماشا کنید.

    ۱. Finch

    کارگردان: میگل ساپوچنیک (Miguel Sapochnik)

    تاریخ انتشار: ۲۰۲۱

    قهرمان فیلم، Finch Weinberg ، یک مهندس است که با سگش در دنیایی پساآخرالزمانی زندگی می‌کند. یک روز او رباتی می‌سازد که هدف منحصربه‌فرد آن محافظت از حیوان خانگی خود است. پس از چندین تعامل و تجربه، ربات شروع به یادگیری زندگی، عشق، دوستی و معنای انسان‌بودن می‌کند. این سه به یک خانواده تبدیل می‌شوند و با هم به دنبال مکانی جدید می‌گردند تا آن را خانه بنامند.

    ۲. The 100

    کارگردان: جیسون راتنبرگ (Jason Rothenberg)

    تاریخ انتشار: ۲۰۱۴–۲۰۲۰

    سریال 100 در دنیای پساآخرالزمانی ۹۱ سال پس از یک جنگ هسته‌ای ویرانگر که بازماندگان بسیار کمی را روی زمین برجای گذاشته‌ است می‌گذرد. این بازماندگان که در دوازده ایستگاه فضایی در حال چرخش به دور سیاره زندگی می‌کردند متحد شدند تا یک ایستگاه واحد به نام «The Ark» ایجاد کنند. با توجه به محدودیت منابع، مجازات همه جرم‌ها اعدام است، به‌جز مواردی که افراد زیر ۱۸ سال انجام دهند. با شروع ازکارافتادن سیستم‌های پشتیبانی حیات ایستگاه شورا ۱۰۰ زندانی نوجوان را به زمین می‌فرستد تا مشخص شود آیا این سیاره قابل‌سکونت است یا خیر. نوجوانان به‌سرعت متوجه می‌شوند که تنها نیستند و باید با محیط جدید خود سازگار شوند و درعین‌حال با چالش‌هایی ازسوی محیط و دیگر بازماندگان انسانی روبه‌رو شوند.

    ممکن است ابتدا این‌طور به نظر برسد که این سریال ارتباطی با هوش مصنوعی (AI) ندارد، اما با پیشرفت داستان مشخص می‌شود که هوش مصنوعی نقش مهمی در آن ایفا می‌کند. یکی از نکته‌های کلیدی داستان حول محور برخورد شخصیت‌ها با یک سیستم هوش مصنوعی به نام «ALIE» است که مسئول نابودی تمدن بود. تأثیر هوش مصنوعی بر تصمیم‌ها و اقدام‌های شخصیت‌ها در فصل‌های بعدی بررسی می‌شود و نگاهی جذاب به رابطه میان انسان‌ها و فناوری در دنیایی پس از یک رویداد آخرالزمانی ارائه می‌کند.

    ۳. Blade Runner 2049 / Blade Runner

    کارگردان: ریدلی اسکات (Ridley Scott) (۱۹۸۲) / دنیس ویلنوو (Denis Villeneuve) (۲۰۱۷)

    تاریخ انتشار: ۱۹۸۲ / ۲۰۱۷

    بیایید به سراغ یکی از شناخته‌شده‌ترین فیلم‌های هوش مصنوعی برویم که زمانی را به تصویر می‌کشد که مردم با انسان نماها همزیستی دارند. چه مشکلی وجود دارد؟ تصور کنید شما یک ربات هستید که تنها چهار سال از زندگی شما باقی مانده است. آیا این به شما زمان کافی می‌دهد تا فرار کنید و مردی را پیدا کنید که شما را آفریده است و به شما فرصت می‌دهد عمر خود را افزایش دهید؟ این کار چندان هم آسان نیست. بلید رانر (Blade Runner) در حال شکار این موجودات هوش مصنوعی است. نسخه اصلی، به‌کارگردانی ریدلی اسکات، در سال ۱۹۶۸ براساس رمان Philip K. Dick’s آیا اندرویدها رویای گوسفند برقی را می بینند؟ (?Do Androids Dream of Electric Sheep) ساخته شده است. Blade Runner 2049، به‌کارگردانی دنیس ویلنوو، سی سال به جلو می‌پرد و حتی عمیق‌تر به موضوع تکامل هوش مصنوعی می‌پردازد.

    ۴. Westworld

    کارگردان: مایکل کرایتون (Michael Crichton) (فیلم) / جاناتان نولان و لیزا جوی (Jonathan Nolan & Lisa Joy) (سریال)

    تاریخ اکران: ۱۹۷۳ (فیلم) / ۲۰۱۶ (سریال)

    تصور کنید بتوانید تاریک‌ترین خیالات خود را زندگی کنید. این همان چیزی است که در دنیای Delos که پر از اندرویدهای انسان‌نماست اتفاق می‌افتد. هر بازدیدکننده با پرداخت ۱۰۰۰ دلار در روز می‌تواند زمانی را در یکی از سه مکان سپری کند: دنیای غرب، دنیای قرون وسطی، یا دنیای روم و به هر جا که تخیل آن‌ها را می‌برد برود. همان‌طور که ممکن است انتظار داشته باشید، همه‌چیز خوب پیش می‌رود تا آنکه یک روز، نرم‌افزار ربات‌ها را یک ویروس آلوده می‌کند و در نتیجه، آن‌ها بیهوش می‌شوند و به بازدیدکنندگان پارک حمله می‌کنند.

    ۵. The Matrix

    کارگردانان: لیلی و لانا واچوفسکی (Lilly & Lana Wachowski)

    تاریخ انتشار: ۱۹۹۹، ۲۰۰۳، ۲۰۲۱

    به‌جرئت می‌توان گفت که همه درباره ماتریکس شنیده‌اند. اگر هنوز آن را ندیده‌اید، حالا وقتش است! این فیلم یکی از نسخه‌های بزرگ‌ترین ترس بشریت را به تصویر می‌کشد: دنیایی که هوش مصنوعی آن را تسخیر کرده است. واچوفسکی‌ها دنیایی را به تصویر می‌کشند که در آن مردم در داخل یک شبیه‌ساز زندگی می‌کنند و فقط تعداد انگشت‌شماری از انسان‌ها از حقیقت آگاه هستند. در این زمان، یک هکر کامپیوتری به نام نئو (Neo) وارد معرکه می‌شود، تصمیم می‌گیرد به گروهی از مبارزان آزادی بپیوندد و با اطلاعات شیطانی مبارزه کند.

    ۶. Star Wars


    خالق: جورج لوکاس (George Lucas)

    تاریخ انتشار: ۱۹۷۷– اکنون

    سری جنگ ستارگان یک سفر میان‌کهکشانی حماسی است که لوک اسکای واکر و متحدانش را دنبال می‌کند تا پرنسس لیا را نجات دهند و یک امپراتوری شیطانی را متوقف کنند. در این سری دو کاراکتر هوش مصنوعی وجود دارد: C-3PO و R2-D2. آن‌ها دو دروید (droid) یا ربات انسان‌نما هستند که قادر به درک احساسات، برقراری ارتباط و بیان نظرات هستند. هر دو دروید هوش مصنوعی دانشمند هستند و شخصیتی شبیه به انسان دارند و قادر به ابزار احساسات نیز هستند. بااین‌حال جالب است که این دو دروید مانند رابطه نزدیک میان یک حیوان خانگی و صاحبش رفتار می‌کنند. استفاده از هوش مصنوعی در این فیلم بسیار قابل توجه است و مخاطب را به فکر درمورد جامعه‌ای که در آن خواهیم بود و نحوه برخورد با هوش مصنوعی در آینده وادار می‌کند.

    پیشنهاد می‌کنیم مطلب هوش مصنوعی چیست و چه کاربردهایی دارد؟ را هم مطالعه کنید.

    ۷. The Terminator

    کارگردان: جیمز کامرون (James Cameron)

    تاریخ انتشار: ۱۹۸۴، ۱۹۹۱، ۱۹۹۶، ۲۰۰۳، ۲۰۰۹، ۲۰۱۵، ۲۰۱۹

    فیلم دیگری که تهدید ناشی از هوش مصنوعی را به تصویر می‌کشد. در دنیای ویران‌شده‌ای که Skynet مجهز به هوش مصنوعی آن را اداره می‌کند مردم در زیر زمین پنهان شده‌اند تا اینکه یک روز شورش می‌کنند. بنابراین نرم‌افزار شیطانی یک قاتل سایبورگ به نام The Terminator را از سال ۲۰۲۹ به سال ۱۹۸۴ می‌فرستد تا جلوی تحریک‌کننده اصلی را بگیرد.

    وظیفه ترمینیتور یافتن و کشتن زنی است که جان کانر (John Connor)، رهبر شورش، را به دنیا می‌آورد. از طرفی کایل ریس (Kyle Reese) می‌خواهد سایبورگ را نابود کند و زن را از خطر قریب‌الوقوع نجات دهد.

    ۸. Wall-E

    کارگردان: اندرو استانتون (Andrew Stanton)

    تاریخ انتشار: ۲۰۰۸

    زمان آن فرا رسیده است که به دنیای انیمیشن برویم و داستانی درمورد ربات کوچکی به‌نام WALL-E دنبال کنیم. او به‌تنهایی روی زمین زندگی می‌کند و وظیفه دارد همه زباله‌های باقی مانده بشر را تمیز کند. در طول سال‌ها کار سخت، او توانایی درک احساسات، ازجمله تنهایی و عشق، را در خود پرورش می‌دهد.

    سپس ربات دیگری به نام EVE روی زمین ظاهر می‌شود و به دنبال نشانه‌هایی از حیات می‌گردد. این دو با هم ملاقات می‌کنند، سپس با هم وارد ماجراجویی می‌شوند. WALL-E نمونه نادری از فیلمی است که جنبه مثبت هوش مصنوعی و خوبی‌هایی را که می‌تواند برای جهان به ارمغان بیاورد نشان می‌دهد.

    ۹. Her

    کارگردان: اسپایک جونز (Spike Jonze)

    تاریخ انتشار: ۲۰۱۳

    دستیارهای صوتی مانند سیری یا الکسا هم در محل کار و هم در کارهای روزمره به ما کمک می‌کنند، اما نقش آن‌ها محدود به کارهای ساده است. در مقابل، Her نسخه بسیار پیشرفته‌تری از دستیارهای صوتی را ارائه می‌کند. شخصیت اصلی تئودور (Theodor) نرم‌افزار مبتنی بر هوش مصنوعی سامانتا (Samantha) را خریداری می‌کند که مانند یک انسان معمولی با او در تعامل است. با گذشت زمان رابطه آن‌ها به‌حدی پیش می‌رود که عاشق هم می‌شوند.

    ۱۰. Black Mirror

    خالق: چارلی بروکر (Charlie Brooker )

    تاریخ انتشار: ۲۰۱۱-۲۰۱۹

    مجموعه آینه سیاه به نگرانی جمعی ما درمورد دنیای مدرن و تحولات تکنولوژی اشاره می‌کند. هر قسمت داستانی متفاوت را روایت می‌کند که به موضوع تکنوپارانویای معاصر می‌پردازد که در یک واقعیت جایگزین یا آینده نزدیک قرار گرفته است. مشکلات منعکس‌کننده جامعه ما یا پیامدهای اعمالی است که ممکن است برای نوع بشر بسیار خطرناک باشد.

    برای مثال، یک قسمت واقعیتی را به ما نشان می‌دهد که در آن افراد تراشه‌هایی در سر دارند که همه وقایع را ضبط می‌کند و اجازه می‌دهد مانند یک فیلم پخش شوند. این سریال احتمالاً خوشحال‌تان نمی‌کند، اما بسیار قابل‌تأمل است و وادارتان می‌کند تا به جنبه‌های مختلف زندگی فکر کنید.

    ۱۱. Superintelligence

    کارگردان: بن فالکون (Ben Falcone)

    تاریخ انتشار: ۲۰۲۰

    بسیاری از فیلم‌ها جنبه منفی هوش مصنوعی را با استفاده از درام تیره‌وتار و دیستوپیایی نشان می‌دهند، اما این فیلم مسیر متفاوتی را دنبال می‌کند و مشکلاتی را که ممکن است هوش مصنوعی ایجاد کند به‌شیوه‌ای سرگرم‌کننده و اغلب مضحک ثبت می‌کند. فیلم داستان کارول پیترز (Carol Peters)، یک زن معمولی، است که زندگی خود را می‌گذراند تا اینکه یک روز شروع به شنیدن صداهایی از دستگاه‌های مختلف می‌کند؛ درواقع اولین هوش مصنوعی کنترل زندگی او را در دست می‌گیرد. این اولین قدم هوش مصنوعی برای حکومت بر جهان است و کارول تنها کسی است که می‌تواند جلوی آن را بگیرد و درنهایت بشر را نجات دهد.

    ۱۲. Ex Machina

    کارگردان: الکس گارلند (Alex Garland)

    تاریخ انتشار: ۲۰۱۴

    Ex Machina داستان یک دانشمند کامپیوتر جوان به‌نام Caleb را روایت می‌کند که در یک مسابقه در محل کار برنده می‌شود. سپس او به آزمایشگاه فرستاده می‌شود تا به مدیر عامل شرکت، Nathan، بپیوندد.

    در آنجا Caleb با Ava آشنا می‌شود: اولین هوش مصنوعی «زن» جهان. در این مرحله، Caleb متوجه می‌شود که او همتای انسانی در آزمون تورینگ برای تعریف آگاهی Ava است. بااین‌حال به‌زودی مشخص می‌شود که ربات انسان‌نما بسیار بیشتر از آن چیزی که هر یک از آنان گمان می‌کنند خودآگاه است. این فیلم مانند Her بر شخصیت همیشه در حال تکامل ربات تمرکز می‌کند.

    نکته پایانی

    در این مطلب ۱۲ فیلم و سریال برتر هوش مصنوعی را معرفی کردیم. به‌طور کلی، این فیلم‌های هوش مصنوعی برای دهه‌ها مخاطبان را مجذوب خود کرده‌اند و هم منبع سرگرمی و هم سوختی برای بحث‌های فکری درباره آینده هوش مصنوعی هستند. این فیلم‌ها سؤالاتی را درمورد ماهیت آگاهی، اخلاق و پیامدهای بالقوه فناوری‌های پیشرفته هوش مصنوعی مطرح کرده‌اند. آن‌ها تخیل ما را برمی‌انگیزند و ما را وادار می‌کنند تا درمورد مرزهای میان انسان و ماشین‌ها، مزیت‌ها و خطرات بالقوه هوش مصنوعی و روابط پیچیده‌ای که می‌تواند میان انسان‌ها و موجودات هوشمند شکل ‌گیرد فکر کنیم.

    علم داده را آسان بیاموزید!

    اگر ورود به حوزه علم داده و دیتا ساینس برای شما جذاب است و دوست دارید در بازارکار جذاب این حوزه فعال شوید، همین حالا می‌توانید دست‌به‌کار شوید و قدم‌های ابتدایی را بردارید.

    کلاس‌های آنلاین و ویدئوهای آموزشی کافه‌تدریس به شما کمک می‌کند با به‌روزترین و کامل‌ترین آموزش علم داده و دیتا ساینس دسترسی داشته باشید.

    برای آشنایی با کلاس‌های آنلاین و ویدئوهای آموزشی و همین‌طور مشاوره رایگان دوره‌های علم داده روی این لینک کلیک کنید:

    Her

    . Her

    کارگردان: اسپایک جونز (Spike Jonze)

    تاریخ انتشار: ۲۰۱۳

    دستیارهای صوتی مانند سیری یا الکسا هم در محل کار و هم در کارهای روزمره به ما کمک می‌کنند، اما نقش آن‌ها محدود به کارهای ساده است. در مقابل، Her نسخه بسیار پیشرفته‌تری از دستیارهای صوتی را ارائه می‌کند. شخصیت اصلی تئودور (Theodor) نرم‌افزار مبتنی بر هوش مصنوعی سامانتا (Samantha) را خریداری می‌کند که مانند یک انسان معمولی با او در تعامل است. با گذشت زمان رابطه آن‌ها به‌حدی پیش می‌رود که عاشق هم می‌شوند.

    معرفی 14 فیلم با موضوع هوش مصنوعی (4+ فیلم به‌روزرسانی)

    معرفی 14 فیلم با موضوع هوش مصنوعی (4+ فیلم به‌روزرسانی)

    بسیاری از کسانی که به حوزه هوش مصنوعی(AI) علاقه مند هستند یا در این حوزه فعالیت میکنند تمایل به دیدن فیلم های مربوط به این حوزه را دارند ما در این مقاله 14 فیلم با موضوع هوش مصنوعی را به شما معرفی میکنیم.

    “Ex Machina” (2014):

    این فیلم رابطه بین یک برنامه نویس، یک مدیر عامل ثروتمند و یک اندروید واقعی به نام آوا را بررسی می کند. هنگامی که برنامه نویس تست تورینگ را روی آوا انجام می دهد، شروع به زیر سوال بردن انگیزه ها و خواسته های واقعی او می کند.

    Ex Machina

    “Her” (2013):

    داستان این فیلم در لس آنجلس آینده ای نزدیک است و داستان مردی تنها را روایت می کند که عاشق یک سیستم عامل هوش مصنوعی به نام سامانتا می شود. این فیلم مضامین عشق، تنهایی و خطوط مبهم بین بشریت و تکنولوژی را بررسی می کند.

    Her

    «بلید رانر» (1982):

    این فیلم علمی تخیلی کلاسیک در آینده‌ای دیستوپیایی اتفاق می‌افتد که در آن موجودات دستکاری شده ژنتیکی معروف به replicants توسط واحدهای پلیس ویژه معروف به Blade Runners شکار می‌شوند. این فیلم سوالاتی را در مورد معنای انسان بودن و اخلاق ایجاد موجودات باهوش مطرح می کند.

    بلید رانر

    «ماتریکس» (1999):

    در این فیلم نمادین، بشریت توسط ماشین‌های هوشمندی که واقعیت شبیه‌سازی شده‌ای به نام ماتریکس ایجاد کرده‌اند به بردگی گرفته می‌شود. این فیلم مضامین واقعیت، اراده آزاد و ماهیت آگاهی را بررسی می کند.

    ماتریکس

    “هوش مصنوعی هوش مصنوعی” (2001):

    این فیلم به کارگردانی استیون اسپیلبرگ در آینده ای اتفاق می افتد که روبات های پیشرفته امری عادی هستند. این فیلم سفر رباتی به نام دیوید را دنبال می کند که برای عشق برنامه ریزی شده است و به دنبال تبدیل شدن به یک پسر واقعی است.

    “I, Robot” (2004):

    این فیلم بر اساس رمانی به همین نام اسحاق آسیموف، در آینده ای اتفاق می افتد که روبات ها به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده اند. وقتی یک دانشمند مرده پیدا می شود، یک کارآگاه باید بررسی کند که آیا یک ربات مسئول است یا خیر.

    i_robot

    “Transcendence” (2014):

    این فیلم دانشمندی را دنبال می کند که آگاهی خود را در یک ابر رایانه بارگذاری می کند تا به جاودانگی دست یابد. با افزایش قدرت دانشمند، او به طور فزاینده ای خطرناک می شود و آینده بشریت را تهدید می کند.

    هر یک از این فیلم‌ها دیدگاه منحصربه‌فردی در رابطه بین انسانیت و هوش مصنوعی ارائه می‌دهند و همه آن‌ها ارزش دیدن را برای هر کسی که علاقه‌مند به بررسی احتمالات و خطرات بالقوه فناوری پیشرفته است، دارد.

    Transcendence

    مقاله: هوش مصنوعی Poe

    مقاله: ChatGPT ابزار جدید مبتنی بر هوش مصنوعی، معرفی و راهنمای استفاده

    هفت فیلم جدیدتر از 2018 به بعد:

    “Tau” (2018):

    این فیلم اصلی نتفلیکس زنی را دنبال می کند که توسط یک مخترع ثروتمند ربوده شده و اسیر می شود که از او به عنوان سوژه آزمایشی برای فناوری پیشرفته هوش مصنوعی خود استفاده می کند. این فیلم به بررسی مضامین کنترل، دستکاری و خطرات پیشرفت تکنولوژیک کنترل نشده می پردازد.

    Tau

    «ارتقا» (2018):

    این فیلم اکشن علمی تخیلی داستان مردی را روایت می‌کند که با یک تراشه هوش مصنوعی کاشته می‌شود که توانایی‌های فیزیکی او را افزایش می‌دهد و به دنبال انتقام قتل همسرش است. این فیلم سوالاتی را در مورد اخلاق هوش مصنوعی و ماهیت اراده آزاد مطرح می کند.

    ارتقا

    «من مادر هستم» (2019):

    داستان این فیلم در دنیایی پسا آخرالزمانی می گذرد و داستان یک دختر نوجوان را روایت می کند که توسط روباتی به نام مادر بزرگ می شود. وقتی غریبه ای از راه می رسد، دختر شروع به زیر سوال بردن ماهیت وجود خود و نیت واقعی ربات می کند. این فیلم به بررسی موضوعات هویت، مادری و اخلاق هوش مصنوعی می‌پردازد.

    من مادر هستم

    Ad Astra» (2019)>>:

    این فیلم ماجراجویی فضایی فضانوردی را دنبال می‌کند که مأموریتی را برای یافتن پدر گمشده‌اش که در مأموریت جستجوی حیات هوشمند در جهان بود، آغاز می‌کند. این فیلم به موضوعات تنهایی، جستجوی معنا و پیامدهای بالقوه تماس با زندگی فرازمینی می پردازد.

    Ad Astra

    “ترمیناتور: سرنوشت تاریک” (2019):

    این دنباله بر فرانچایز کلاسیک “ترمیناتور” دهه ها پس از اتفاقات فیلم های قبلی رخ می دهد. یک ترمیناتور جدید برای کشتن یک زن جوان در زمان به عقب فرستاده می شود و یک سرباز انسان تقویت شده برای محافظت از او فرستاده می شود. این فیلم به بررسی موضوعات سرنوشت، رستگاری و خطرات هوش مصنوعی می‌پردازد.

    ترمیناتور

    “سکو” (2019):

    این فیلم اسپانیایی زبان در یک زندان عمودی اتفاق می افتد که در آن زندانیان سطوح بالاتر بهتر از زندانیان سطوح پایین تغذیه می شوند. این فیلم به بررسی مضامین نابرابری اجتماعی، طبیعت انسانی و پیامدهای بالقوه اتکای بیش از حد به فناوری هوش مصنوعی می‌پردازد.

    سکو

    «میچل‌ها در برابر ماشین‌ها» (2021):

    این فیلم انیمیشن خانواده‌ای ناکارآمد را در یک سفر جاده‌ای دنبال می‌کند که باید بشریت را از شورش ربات‌ها نجات دهند. این فیلم با ترکیبی از طنز و قلب به بررسی موضوعات خانواده، فناوری و اهمیت ارتباط انسانی می پردازد.

    هر یک از این فیلم‌ها دیدگاه منحصربه‌فردی در رابطه بین انسانیت و هوش مصنوعی ارائه می‌دهند و همه آن‌ها ارزش دیدن را برای هر کسی که علاقه‌مند به بررسی احتمالات و خطرات بالقوه فناوری پیشرفته است، دارد.

    میچل‌ها در برابر ماشین‌ها

    مطالب کاربردی: Igram چیست و چگونه از اینستاگرام فیلم دانلود کنیم؟

    (2023) “The Creator”

    فیلم آفریننده یک فیلم اکشن و علمی تخیلی آمریکایی است که در سال 2023 تولید شده است. در پس زمینه جنگ بین انسان ها و ربات های دارای هوش مصنوعی، یک سرباز سابق سلاح مخفی را پیدا می کند، روباتی به شکل یک کودک خردسال.

    درحالی‌که جنگ آینده بین نژاد بشر و هوش مصنوعی در جریان است، جاشوا مأمور نیروهای ویژه سابق برای شکار و کشتن Creator، معمار گریزان هوش مصنوعی پیشرفته، استخدام می‌شود. Creator یک سلاح مرموز ساخته است که قدرت پایان‌دادن به جنگ فی‌مابین و تمام بشریت را دارد. هنگامی که جاشوا و تیم عملیاتی نخبه‌اش وارد سرزمین‌های اشغال شده توسط دشمن می‌شوند، به‌زودی متوجه می‌شوند که این سلاح جهانی در واقع یک هوش مصنوعی به شکل یک کودک خردسال است.

    The Creator فیلم هوش مصنوعی

    “Avengers: Age of Ultron” (2015)

    وقتی تونی استارک و بروس بنر سعی می‌کنند یک برنامه به نام Ultron را شروع کنند، همه چیز به طرز وحشتناکی اشتباه پیش می‌رود و در ادامه این به قدرتمندترین قهرمانان زمین بستگی دارد که اولترون شرور را از اجرای نقشه وحشتناک خود باز دارند.

    تونی استارک با کمک بروس بنر یک سیستم هوش مصنوعی به نام Ultron می‌سازد. زمانی که آلترون باهوش برنامه‌هایی برای ازبین‌بردن نسل بشر طراحی می‌کند، انتقام‌جویان تصمیم می‌گیرند تا او را متوقف کنند.

    Avengers Age of Ultron فیلم هوش مصنوعی

    “Ihuman” (2019)

    این مستند صنعت پررونق هوش مصنوعی، فرصت‌ها و چالش‌ها و تأثیر آن بر جامعه جهانی را دنبال می‌کند. با دسترسی منحصربه‌فرد به صنعت پررونق هوش مصنوعی، فیلمساز Tonje Hessen Schei بررسی می‌کند که چگونه قدرتمندترین فناوری تمام دوران در حال تغییر جامعه و آینده است.

    Ihuman فیلم هوش مصنوعی

    مستند “A.rtificial I.mmortality” (2021)

    اگر می‌توانستید نسخه‌ای جاودانه از خود بسازید، آیا می‌خواستید چنین کاری کنید؟ زمانی این موضوع یک موضوع علمی تخیلی بو، اما کارشناسان هوش مصنوعی اکنون این آرزو را ممکن می‌دانند. این مستند به بررسی آخرین پیشرفت‌های تفکر و فناوری در هوش مصنوعی می‌پردازد.

    A.rtificial I.mmortality مستند هوش مصنوعی

    مقاله: 10 ابزار مهم هوش مصنوعی

    مقاله: مقایسه چت‌بات‌های sage و Chatgpt در هوش مصنوعی Poe

    4/5

    مستند «زن چیست» از قاب شبکه دو سیما

    مشاهده خبر

    مستند «زن چیست» از قاب شبکه دو سیما

    مستند «زن چیست» به کارگردانی جاستین فولک 16 مرداد حوالی ساعت 23 روانه آنتن شبکه دو سیما می شود.

    به گزارش روابط عمومی شبکه دو سیما؛ این مستند که محصول ۲۰۲۲ امریکاست جنسیت و ترا جنسیت را مورد بررسی قرار می دهد. در مستند «زن چیست»، «مت والش» مجری برنامه نگاهی دارد به جامعه ترنس ها و همجنس‌گرا ها در آمریکا. آقای مت والش در این مستند سعی می‌کند از اشخاص مختلفی که در مورد مسائل جنسی ترنس ها و همجنس‌گراها تخصص و تحصیلات دارند این سوال را بپرسد که از نظر شما زن چیست؟ در این مستند مت والش به سراغ افراد گوناگونی از جمله روانشناس مانند جردن پیترسون، روانپزشک، متخصص اطفال، محقق حوزۀ مطالعات جنسیت، افراد ترنس و مردم عادی رفته است تا بتواند به این سئوال پاسخ دهد.

    این مستند که به کارگردانی جاستین فولک تهیه شده است سه شنبه 16 مرداد حوالی ساعت 23 تقدیم نگاه مخاطبان می‌شود.

    برچسب ها :

      • #اخبار
      • #اخبارشبکه
      • #زن چیست
      • #مستند زن چیست

    زن چیست؟

    زن چیست؟

    زن چیست؟

    کارگردانژوستین فلک

    تهیه‌کننده

    • ژوستین فُلک
    • دالاس سُنیِر
    • شارلُت رُلَند

    بازیگران

    • مت والش
    • جری کامفری
    • مارسی باورز
    • دن سوچر
    • میکائیل فرُسیر
    • پاتریک
    • میریام گرسمَن
    • رودریگو لتینن
    • جردان پترسُن
    • نایا اُکامی

    راویمت والش

    موسیقی

    • Scott McCrae
    • Ryan Rapsys

    تدوین‌گرجارُد لیسلَند

    شرکت
    تولید

    The Daily Wire

    توزیع‌کنندهدیلی‌وایر

    تاریخ‌های انتشار

    • ۱ ژوئن ۲۰۲۲ (The Daily Wire)

    مدت زمان

    ۹۴ دقیقه

    کشورایالات متحده آمریکا

    زبانانگلیسی

    زن چیست؟ (به انگلیسی: What Is a Woman?) یک فیلم مستند آمریکایی محصول ۲۰۲۲ دربارهٔ جنسیت و تراجنسیت و مسائل مربوط به آن است. مت والش منتقد و مفسرِ محافظه کار آمریکایی در این فیلم ادعا می‌کند که بحث‌های امروزین دربارهٔ سیال‌بودن جنسیت و اجتماعی‌بودن جنسیت، ویژگی‌های کاملاً غیرعلمی دارند و زنانگی و مردانگی ریشه‌های کاملاً زیستی دارند. این فیلم توسط دیلی‌وایر منتشر شده و کارگردان آن جاستین فولک است. بازخوردها و واکنش‌ها به این مستند پس از نمایش آن، متفاوت و شدیداً جناحی بود.[۱][۲]

    خلاصه

    [ویرایش]

    در این فیلم، والش، پرسشِ «زن چیست؟» و پرسش‌های مرتبطی را از افراد مختلف مانند سیاست‌مداران، یک متخصص اطفال، یک استاد مطالعات جنسیتی، یک روان‌پزشک، یک خانواده و روان‌درمان‌گرِ تاییدکنندهٔ جنسیت، یک تراجنسیتی مخالفِ تراجنسیدنِ خردسالان، یک جراح متخصص در جراحی تغییر جنسیت، پدرِ یک پسرِ ۱۴ ساله تراجنسیتی و جردن پیترسون می‌پرسد.[۳][۴][۵][۶][۷][۸] والش همچنین پیرامون اصطلاحات «نادودویی» و «تراجنسیتی» با یک قبیله ماسایی در کنیا گفت‌وگو می‌کند و با یک مرد هم‌جنس‌گرا که در سانفرانسیسکو در ملاء عام برهنه بود مصاحبه کرد.[۳][۹][۱۰] این فیلم در مورد جراحی تغییر جنسیت، مسدودکننده‌های بلوغ، جوانان تراجنسیتی و ورزشکاران ترنس در ورزش زنان بحث می‌کند.[۱۱][۸]

    همچنین فیلم شامل یک سخنرانی از والش در جلسه هیئت مدرسه شهرستان لودون است که برای مردم برگزار شد تا بتوانند نظرات خود را در مورد سیاست ۸۰۴۰ که اجازهٔ به‌کارگیریِ ضمایرِ دلخواه را به دانش‌آموزان می‌دهد را بیان کنند. این قانون همچین به ترنس‌ها اجازه می‌دهد تا از حمام‌ها و رختکن‌هایی که با هویت جنسی‌شان همخوانی دارند، استفاده کنند. والش در طول این سخنرانی گفت: «همهٔ شما کودک‌آزار هستید. شما کودکان تأثیرپذیر را شکار می‌کنید و فرقهٔ ایدئولوژیکِ جنون‌آمیز خود را به ایشان تلقین می‌کنید؛ فرقه‌ای که دیدگاه‌های متعصبانهٔ زیادی دارد اما هیچ‌کدام به اندازهٔ این ایده که پسرها دختر هستند و دخترها پسر هستند، آشفته نیست.»[۱۲]

    در پایان فیلم، همسر والش، درحالی که یک بطری شیشه‌ای به والش می‌دهد، یک زن را به‌عنوان یک مونثِ بالغ معرفی می‌کند که نیاز به بازکردنِ این بطریِ شیشه‌ای دارد.[۱۳]

    استقبال

    [ویرایش]

    گفته می‌شود که این فیلم «به‌طور گسترده توسط کارشناسان، رسانه‌های سنتی و پلت‌فرم‌های رسانه‌های اجتماعی مخالف مراقبت جنسیتی و به‌ویژه مخالف استفاده از ضمایر، سرویس‌های بهداشتی و رختکن توسط افراد ترنس تبلیغ شده‌است.»[۱۴]

    دیمیتریجی وزنو(Dimitrije Vojnov) از رادیو تلویزیون صربستان گفت که والش می‌تواند معادلِ راستِ مایکل مور (چپِ آمریکایی) باشد؛ به همان اندازه سوگرفته.[۱۵]

    مثبت

    [ویرایش]

    ریچ لوری از نشنال ریویو نوشت همان کلیپ‌هایی که از «زن چیست؟» را هم که دیده‌است بسیار «محیرکننده و بسیار آزاردهنده» هستند.[۱۶] راد درهر از دی امریکن کنسروتیو استدلال کرد که این فیلم نشان می‌دهد که والش «شجاعت پرسیدن سوالات و درخواست پاسخ» را از مخالفان خود داشت.[۱۷] کیلی مک‌گی وایت از واشینگتن اگزمینر گفت که این فیلم «کوششِ در راستایِ پاک‌کردن هویت زنانه و حقیقت عینی، آسیب رساندن به افراد، خانواده‌ها و جوامع را نشان می‌دهد.»[۱۸] لئور ساپیر از سیتی ژورنال، این فیلم را با کتاب‌ها و فیلم‌های دیگری که جرقه‌ای برای اصلاحات اجتماعی برمی‌انگیزند، مانند «ناامن در هر سرعتی» اثر رالف نیدر مقایسه کرد و گفت که «عملاً توسط رسانه‌های چپ نادیده گرفته شده‌است.»[۱۹] مت تایبی نیز کوششِ والش برای گرفتن تعریفِ زنانگی از فعالان ترنس، دانشگاهیان و متخصصان پزشکی را ستود. بلر وایت، یوتیوب‌باز (یوتیوبِر) و مفسر سیاسیِ تراجنسیتی، فیلم را تمجید کرد.[۲۰]

    دانته جیمز به آن امتیاز ۸ از ۱۰ داد و آن را «غواصی ژرف در گفتمانِ «زنان ترنس زنان واقعی هستند» اهمیتِ زیست‌شناسی» دانست. جیمز اظهار داشت که «بسیاری از به‌اصطلاح منتقدانِ فیلم، به‌دلیل ترس از واکنش‌های منفی جامعهٔ ال‌جی‌بی‌تی‌کیوآی‌اِی+، ترجیح دادند «زن چیست» را بررسی نکنند. من می‌خواهم این افراد را ترسو خطاب کنم.»

    لورا دادسورت استدلال کرد که «موفقیت فیلم در پیگیری قاطعانه‌اش برای پاسخ به یک پرسش است»، اما از آن انتقاد کرد چون «معنای جنسیت را تا آنجا که می‌توانست وا نکافته است.»[۲۱] دبی هیتون استدلال کرد که فیلم، نمایانندهٔ «ساده‌لوحی در تشکیلاتِ هویت جنسیتی» است، اما افزود که «در حالی که والش از ایدئولوژی هویت جنسیتی انتقاد می‌کند، او توضیح نداد که چرا چنین ایدهٔ عجیب و غریبی جامعه را مجذوب خود کرده‌است».[۲۲] نینا پاور از کامپکت گفت: «این مستند کیفرخواستی تلخ و فراموش‌نشدنی از ایدئولوژی جنسیتیِ امروزی را ارائه می‌کند که باید اقداماتی را در سراسر طیف سیاسی برانگیزد؛ اتحادی حزبی در دفاع از زن، مرد و واقعیت».[۲۳] کریستین توتو، منتقد سینما و مشارکت‌کننده در روزنامه دیلی وایر، نوشت که «سؤال ابتدایی والش به پرسش‌های بزرگ‌تر و نگران‌کننده‌تر منجر می‌شود»، اما گفت که فیلم «می‌تواند از برخی داده‌های سخت، همراه با کارشناسان بیشتر» و همدلی با افراد ترنس‌جندر استفاده کند.[۲۴]

    منفی

    [ویرایش]

    کلر گوفورت، فیلم را ترنس‌هراس نامید و استدلال‌کرد که «دوگانگی، محوری برای خلق این مستند است». جان کندال هاوکینز این فیلم را «حماقت محافظه‌کارانه‌تر» خواند و نتیجه گرفت که «فقط به صدای سفید بی‌رحمانه‌ای می‌افزاید که به نظر نمی‌رسد از آن رها شویم و چیزی به انسانیت ما نمی‌افزاید. این فیلم ارزش دیدن ندارد اما قابل توجه است.»[۲۵]

    ناتان جی رابینسون استدلال کرد که فیلم «جهل محافظه‌کار» را نشان می‌دهد و «تعصب‌های بی‌رحمانه و بی‌معنایی را به عنوان «عقل سلیم» در نظر می‌گیرد. زن چیست؟، صدمات واقعی‌ای به ترنس‌ها وارد می‌کند، و در حالی که من عموماً سانسور را غیرمولد می‌دانم، نباید سمیتِ فیلمی مانند این را دست کم بگیریم.»[۲۶] کتی کادو از گاکر باور دارد که «برای والش و سایر گشت‌زنانِ مرزهای جنسیتی، زنان ترنس، خطر آلودگی هستند. آنها متهم به نفوذ نه تنها در فضاهای فیزیکی زنان مانند حمام و رختکن، بلکه به فضای مفهومیِ پاک مقولهٔ «زن» هستند: طبق این منطقِ ترنس‌هراس، آنان مردانی هستند که با فریب‌کاری ادعا می‌کنند که زن هستند.»

    منابع

    باران ساز (The Rainmaker)

    مکان شما:خانه/معرفی فیلم/باران ساز (The Rainmaker)

    فیلم سینمایی باران ساز (The Rainmaker)

    باران ساز (The Rainmaker)

    فیلم سینمایی “باران ساز” داستانی درام از یک تحصیل کرده ی شکست خورده رشته حقوق است که برای احقاق حقوق پسر بچه ای که از سرطان خون حاد رنج می برد با یک شرکت بیمه فاسد به جنگ و جدال می پردازد.

    این فیلم به خوبی مفاهیمی همچون قشر پایین و مظلوم جامعه، نمونه روشنی از قدرت عزم و اراده و مسئولیت اجتماعی را به تصویر می کشد.

    از جمله موضوعاتی که در این فیلم پوشش داده شده می توان به مسئولیت اجتماعی، اخلاق کسب و کار و قانون کسب و کار اشاره کرد.

    دانلود فیلم:

    بارش باران

    دلال بیمه (فیلم ۱۹۹۷)

    • Report an issue with dark mode

    دلال بیمه

    کارگردانفرانسیس فورد کوپولا

    تهیه‌کنندهمایکل داگلاس
    فرد فوشس
    استیون ریوتر

    فیلمنامه‌نویسفرانسیس فورد کوپولا

    بازیگرانمت دیمون
    دنی دویتو
    میکی رورک
    جان ویت
    کلیر دینز
    دنی گلاور
    روی شایدر
    ویرجینیا مادسن
    مری کی پلیس
    ترزا رایت
    اندرو شو
    سونی شرویر

    موسیقیالمر برنستاین

    فیلم‌بردارجان تول

    توزیع‌کنندهپارامونت پیکچرز

    تاریخ‌های انتشار

    • ۲۱ نوامبر ۱۹۹۷

    مدت زمان

    ۱۳۵ دقیقه

    کشورایالات متحده

    زبانانگلیسی

    هزینهٔ فیلم۴۰ میلیون دلار

    فروش گیشه۴۵٫۹ میلیون دلار

    دلال بیمه یا کارگزار بیمه[۱] (انگلیسی: The Rainmaker) و در ترجمه‌های دیگر باران‌ساز[۲] فیلمی سینمایی، محصول سال ۱۹۹۷ میلادی به کارگردانی فرانسیس فورد کوپولا است. این فیلم که محصولایالات متحده آمریکا است یک درام اجتماعی و حقوقی در خصوص بیمه و وکالت با بازی مت دیمون است. این فیلم بر اساس رمانی به همین نام از جان گریشام است.[۳]

    داستان فیلم[ویرایش]

    رودی بیلور وکیلی جوان و آرمان‌گرا (با بازی مت دیمون) است که از طریق مالک باشگاهی که در آن کار می‌کند و وکیلی زیرک به نام بروزر (با بازی میکی رورک) است به همکاری با دک شیفلت (با بازی دنی دویتو) جهت سرکشی به بیمارستانها می‌پردازند. آنها در جریان کار پرونده‌ای را بر ضد یک شرکت بیمه فاسد به نام گریت بنفیت قبول می‌کنند که وکالت آن را شخصی به نام لیو دروموند (با بازی جان ویت) بر عهده دارد.

    موازی همین جریان،رودی بیلور در بیمارستان مرد جوانی را مشاهده می‌کند که با همسر مجروحش مشاجره می‌کند و باعث می‌شود تا رودی بیلور تصمیم بگیرد به عنوان یک وکیل به آن دختر بی‌پناه که کلی ریکر (با بازی کلیر دینز) نام دارد، نزدیک شود و به وی کمک کند.[۴]

    فهرست بازیگران[ویرایش]

    • مت دیمون
    • دنی دویتو
    • میکی رورک
    • جان ویت
    • کلیر دینز
    • دنی گلاور
    • روی شایدر
    • ویرجینیا مادسن
    • مری کی پلیس
    • ترزا رایت
    • اندرو شو
    • سونی شرویر

    جستارهای وابسته[ویرایش]

    • فرانسیس فورد کوپولا

    منابع[ویرایش]

    • مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «The Rainmaker». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای انگلیسی، بازبینی‌شده در ۴ ژانویه ۲۰۱۷.
    1. ↑ واژه انگلیسی (Rainmaker) واژه‌ای تخصصی در حوزه علم اقتصاد و بیمه به‌شمار می‌رود و به کسی گفته می‌شود که از طرف شرکت‌های بیمه‌گذار مأمور می‌شود تا برای شرکت‌های بیمه مشتری جذب کند، به همین جهت می‌توان آن را «دلال بیمه» یا «کارگزار بیمه» ترجمه کرد.
    2. ↑ «به بهانهٔ پخش «باران ساز» از سینما چهار داستان دانشجوی آرمانگرای حقوق و شاهکار کوچک «کاپولا» در فیلمسازی». ایسنا. ۱ اردیبهشت ۱۳۸۵. دریافت‌شده در ۲ بهمن ۱۳۹۹.
    3. ↑ درآمدزا یا عافیت‌بخش؟ / تحلیل فیلم «The Rainmaker 1997» بایگانی‌شده در ۲۹ آوریل ۲۰۱۹ توسط Wayback Machine، باشگاه استراتژیست‌های جوان
    4. ↑ عوامل و بازیگران[پیوند مرده]

    پیوند به بیرون

    سریال در برابر باد

    در برابر باد

    ژانرتاریخی، درام

    نویسندهبران‌وین بینز
    تونی مورفیت
    ایان جونز
    هنری کرافورد
    پیتر کینلاک
    پل دیویس
    کلیف گرین

    کارگردانجرج تی. میلر
    سایمن وینسر

    بازیگرانمری لارکین
    جان اینگلیش

    کشور سازندهاسترالیا استرالیا

    زبان اصلیانگلیسی

    شمار قسمت‌ها۱۳

    تولید

    تهیه‌کنندههکتور کرافورد

    مدت۵۰ دقیقه

    پخش

    انتشار اولیه۱۹۷۸

    در برابر باد یک مینی‌سریال استرالیایی است که در سال ۱۹۷۸ منتشر شد. این درام تاریخی، اشغال ایرلند توسط بریتانیا و همچنین توسعهٔ استرالیا و نیو ساوت ولز را روایت می‌کند.

    جان اینگلیش برای بازی در این مجموعه برندهٔ «بهترین بازیگر تازه‌کار» جایزه لوگی در سال ۱۹۷۹ شد. این سریال نخستین تولید تلویزیونی بزرگ استرالیایی بود که در ایالات متحده آمریکا پخش شد.[۱]

    دوبله شدهٔ این مجموعه تلویزیونی در دههٔ ۱۳۶۰ از تلویزیون ایران پخش شد. سریال استرالیایی «در برابر باد» به کارگردانی سایمن وینسر و جرج تی. میلر محصول 1978 است. این سریال که پخش آن از بامداد سه شنبه 21 آذر در شبکه چهار سیما آغاز می شود، در 9 قسمت هر شب ساعت صفر بامداد پخش ودر ساعت های ۱۱ و 18 همان روز باز پخش می شود. داستان این سریال درباره یک دختر ۱۸ساله ایرلندی به نام مری گرت (مری لارکین) است که سال ۱۷۹۷به‌ مدت ۷ سال از سوی مأموران ارتش بریتانیا همراه خانواده خود به مستعمره‌های این کشور در نیوساوث ویلز استرالیا تبعید می‌شود. آشنایی مری با جوانی انگلیسی به نام جاناتان گرت (جان انگلیش) و ازدواج آن‌ها ماجراهایی را رقم می‌زند که در هر قسمت بخشی از آن روایت می‌شود. جان اینگلیش در نقش جاناتان و مری لارکین در نقش مری بازیگران اصلی در برابر باد هستند و کری مگوایر، وارویک سیمز، فرانک گالاکر، فردریک پارسلو و جرارد کندی دیگر نقش‌های این درام تاریخی را ایفا می‌کنند. این مجموعه سال 1979در جوایز لوگی استرالیا نامزد دریافت جایزه بهترین سریال درام شد؛ ضمن اینکه اینگلیش برای بازی در آن جایزه بازیگر تازه‌کار سال را از جوایز لوگی برد.

    بازیگران و صداپیشگان[ویرایش]

    نقشبازیگر

    مری مالوینمری لارکین

    جاناتان گرتجان اینگلیش

    دینی اوبرونجرارد کندی

    پالی مک‌ناماراکری مک‌گوایر

    ویل پرایسفرانک گالاشر

    ستوان موریس گوریلوارویک سیمز

    جوناس پایکهیو پرایس

    سروان چارلز ویلتشیرفرد پارسلو

    لوئیزا ویلتشیرلین رینبو

    فرمانده فیلیپجیم نورتون

    مایکل اوکانربرایان براون

    فرانسیس مالوینپیتر گوئین

    کاترین مالوینرز دوینتر

    خانم اوکانرجنیفر کلایر

    ناخدا دینتتیم الیوت

    ستوان ویلیام برنآدرین رایت

    دکتر بیرارنی بارنی

    دکتر بالوینآنتونی هاوکینز

    آقای نیکولزپیتر کامینگز

    پدر دیکسونراجر اوکلی

    ژنرال ژوزف هولتیو مانرو

    سروان آبوتدُن بارکر

    سرگرد جانسوندُن بارخام

    سروان لیام جانسوندیوید کامرون

    آشپزجولیا بلیک

    بازیگران[ویرایش]

    • مری لارکین: در نقش مِری مالوِین
    • جان اینگلیش: در نقش جاناتان گـَرِ ت
    • کِری مک گوایر: در نقش پالی مک نامارا
    • فرانک گالاشر: در نقش ویل پرایس
    • جرارد کندی: در نقش دینی اُوبایرن
    • هیو پرایس: در نقش جوناس پایک
    • وارویک سیمز: در نقش اِنساین گرویل
    • لین رینبو: در نقش لوییزا ویلتشایر
    • فردریک پارسلو: در نقش کاپیتان ویلتشایر
    • برایان براون: در نقش مایکل کانر
    • جولیا بلیک: در مقش آشپز
    • راد مولینر
    • کریس هِیوود
    • شان اسکالی
    • فرانک ترینک
    • والاس ایتِن
    • وینسنت بال
    • جان استـَنتُون

    قسمت‌های مجموعه[ویرایش]

    1. هسته‌های آتش
    2. غازهای وحشی
    3. مسئلهٔ گناه
    4. کشیش شلاق‌زن
    5. توافق افسران با دیگران
    6. خانه‌ای برفراز تپه
    7. درخت آزادی
    8. وقتی شاهان به جنگ می‌روند
    9. دوستِ کشاورز
    10. مرگ و زندگی
    11. روح تشکیلات
    12. دست شلاق‌زن
    13. تابستانِ بادآورده

    زمان پخش سریال در برابر باد از تلویزیون

    0

    در برابر باد ، یا با نام Against The Wind سریال خاطره انگیز دهه شصتی ها است که در اوایل دهه ۶۰ از شبکه یک سیما پخش شد، این سریال درام محصول ۱۹۷۸ استرالیاست. جان اینگلیش برای بازی در این مجموعه برندهٔ “بهترین بازیگر تازه‌کار” جایزه لوگی در سال ۱۹۷۹ شد. حالا قرار است بعد از سالها دوباره این سریال بر روی آنتن رسانه ملی رود. در ادامه مطلب به معرفی این سریال و بازیگران آن و همچنین زمان پخش آن از صداوسیمای ملی را به اطلاع شما عزیزان می پردازیم. با ما باشید.

    زمان پخش سریال در برابر باد از تلویزیون

    خلاصه داستان

    این درام تاریخی، اشغال ایرلند توسط بریتانیا و همچنین توسعهٔ استرالیا و نیو ساوت ولز را نمایش می‌دهد. داستان این مجموعه از کتابی به همین نام بر داشت شد که هر گز در کشور ما به چاپ نرسید .

    سریال در برابر باد
    در این فیلم دختر جوان ایرلندی ، بعد از هجوم انگلستان به کشورش و تلاش برای استقلال ایرلند به استرالیا تبعید شده و با مشکلات خاصی روبرو می شود . این خانواده کوچک برای امرار معاش در زمین کوچکی شروع به کشاورزی میکنند و در مقابل تند باد های زندگی می ایستند . تا آنجا که جوانی به نام جاناتان گرت – با بازی جانی انگلیش – به این دختر علاقه مند می شود .

    زمان پخش سریال در برابر باد از تلویزیون
    نمایش تلاش های مرد خانواده و صبر و شکیبایی همسرش در قالب داستانی بسیار قوی ، شیفتگان آثار کلاسیک را پای تلویزیون می کشاند. شخصیت های این مجموعه برای ایرانیان کاملا قابل لمس بودند و رنج های زندگیشان بیننده را به همزاد پنداری وا می داشت .

    اسامی بازیگران سریال در برابر باد

    • مری لارکین: در نقش مِری مالوِین
    • جان اینگلیش: در نقش جاناتان گـَرِ ت
    • کِری مک گوایر: در نقش پالی مک نامارا
    • فرانک گالاشر: در نقش ویل پرایس
    • جرارد کندی: در نقش دینی اُوبایرن
    • هیو پرایس: در نقش جوناس پایک
    • وارویک سیمز: در نقش اِنساین گرویل
    • لین رینبو: در نقش لوییزا ویلتشایر
    • فردریک پارسلو: در نقش کاپیتان ویلتشایر
    • برایان براون: در نقش مایکل کانر
    • جولیا بلیک: در مقش آشپز
    • راد مولینر
    • کریس هِیوود
    • شان اسکالی
    • فرانک ترینک
    • والاس ایتِن
    • وینسنت بال
    • جان استـَنتُون

    سریال استرالیایی

    زمان پخش سریال در برابر باد

    این سریال که پخش آن از امروز (۱۰ اسفند) در شبکه چهار سیما آغاز شده است، در ۹ قسمت هر شب ساعت ۱۲ بامداد پخش و ساعت ۱۸ باز پخش می شود.

    سریال لیست سیاه(Blacklist)

    معرفی و بررسی سریال لیست سیاه(Blacklist)+تصاویر

    ۰۳ آبان ۱۳۹۵ - ۱۰:۰۷:۴۴

    کد خبر: ۲۳۵۹۴۹

    دسته بندی‌: فضای مجازی ، خبرگزاری ها و نشریات

    تعداد نظرات: ۶ دیدگاه

    لیست سیاه را می‌توان یکی از جذاب ترین سریال‌های شبکه NBC در چند سال اخیر دانست که علاوه بر کیفیت بالای فنی، از داستان پرکشش و بازی خوب ستارگانی همچون جیمز اسپیدر بهره می‌برد.

    به گزارش گروه فضای مجازی به نقل از نماوا، ریموند "رِد ” ردینگتون، افسر سابق نیروی دریایی ایالت متحده و یکی از ده فراری مهم تحت تعقیب اف بی آی که بیست سال قبل ناپدیدشده است، خود را به هارولد کوپر رئیس نیروی ویژه و معاون سرپرست اِف بی آی در ساختمان جِی ادگار هوور در واشنگتن تسلیم می‌کند. ردینگتون ادعا می‌کند که او می‌خواهد به اِف بی آی کمک کند تا جنایت‌کاران و تروریست‌های که او در بیست سال گذشته با آن‌ها در ارتباط بوده را ردگیری و دستگیر کنند؛ افرادِ بسیار خطرناک و منحرفی که دولت ایالات‌متحده از وجود آن‌ها بی‌اطلاع است.

    معرفی و بررسی سریال لیست سیاه(Blacklist)+تصاویر

    ردینگتون تحت دو شرط کمک و دانش خود را در اختیار کوپر می‌گذارد: مصونیت از پیگرد قانونی و اینکه او می‌خواهد به‌طور انحصاری با الیزابت کین کار کند، یک مأمور تازه‌کار اِف بی آی که به‌تازگی به بخش کوپر پیوسته. کین و کوپر به این علاقه ردینگتون به کین مشکوک هستند اما او فقط می‌گوید که او "بسیار ویژه ” است.

    بعد از اینکه کوپر پیشنهاد ردینگتون در پیدا کردن و کشتن یک تروریست را در قسمت اول امتحان می‌کند، ردینگتون می‌گوید که این مرد تنها اولین فرد در "لیست سیاهِ ” او از مجرمین جهانی بوده که در طول حرفه مجرمانه خود تهیه‌کرده و می‌گوید که او و اِف بی آی هر دو به آن‌ها علاقه دارند.

    معرفی و بررسی سریال لیست سیاه(Blacklist)+تصاویر

    رمز و راز ردینگتون و زندگیِ لیز و علاقه ردینگتون به او، به‌تدریج در روند مجموعه آشکار می‌شود. هر اپیزود به یک از مجرمان جهانی که ردینگتون به گروه معرفی می‌کند و برای دستگیری‌شان کمک می‌کند می‌پردازد.

    «لیست سیاه» مجموعه تلویزیونی در ژانر درام /جنایی و اَکشِن است که اپیزود اول آن در سپتامبر سال ۲۰۱۳ توسط شبکه اِن بی سی تولید و به بازار عرضه شد. به ترتیب در سپتامبر ۲۰۱۴ و اکتبر ۲۰۱۵ دو فصل دیگر از این مجموعه (فصل دوم شامل ۲۲ اپیزود و فصل سوم شامل ۲۳ اپیزود) ساخته شد و به روی آنتن رفت. هم‌اکنون، در سپتامبر ۲۰۱۶، پخش فصل چهارم آن آغاز شده است.

    معرفی و بررسی سریال لیست سیاه(Blacklist)+تصاویر

    پس از به نمایش درآمدن اپیزود پایلوت (اپیزود اول یا آزمایشی) در "کامیک- کان” (کنفرانسِ سالنه برای نمایش کیک بوک ها، سریال‌ها، فیلم‌ها، بازی‌های کامپیوتری و دیگر محصولات فرهنگی)، تهیه‌کنندگان گفتند که الهام‌بخش آن‌ها برای داستان «لیست سیاه» دستگیری جیمز بالجر بود (فراری تحت تعقیب در ایالات‌متحده و رهبر گروه گانگستری ایرلندی-آمریکایی وینتر هیل، وی در لیست خطرناک‌ترین تبهکارها در اِف بی آی پس از اسامه بن‌لادن، در جای دوم فهرست قرار داشت).

    تهیه‌کننده اجرایی مجموعه جان ایسندراث اظهار داشت: «ایده اصلی این بود که چه می‌شد اگر مردی شبیه جیمز بالجر خود را تسلیم می‌کرد و می‌گفت من تعدادی قانون دارم که می‌خواهم شما اجرایش کنید و اگر این کار را بکنید من اسم کسانی که با آن‌ها در طول بیست سال گذشته کارکردم را می‌دهم؛ بنابراین وقایع دنیای واقعی بر روی شکل دادن این داستانی که قبلاً درباره‌اش فکر شده بود تأثیر گذاشت. اینکه چگونه می‌توان کسی که به آن اعتماد ندارید را در مرکز نمایشی بگذارید که درباره تلاش برای پیدا کردن مجرمان است؟ این‌یک چرخش خوش‌اقبالی بود که ایده‌های داستان مدنظر قرار گرفتند و بعد یک داستان در دنیای واقعی رخ داد که به شکل‌دهی به داستان کمک کرد.»

    معرفی و بررسی سریال لیست سیاه(Blacklist)+تصاویر

    اِن بی سی حقوق «لیست سیاه» را از سونی پیکچرز در اوت سال ۲۰۱۲ خرید و در ژانویه ۲۰۱۳ چراغ سبز تولید آن را روشن کرد. جان ایسِندراث گفت که فرایند انتخاب بازیگر دشوار بوده. در فوریه ۲۰۱۳ اِن بی سی کیفِر ساترلند (هنرپیشه سریال بیست‌وچهار) را برای نقش ریموند ردینگتون پیشنهاد دادند. بعد از در نظر گرفتن دیگر بازیگران برای این نقش، ایسندراث و بوکنکمپ با جیمز اسپیدر (هنرپیشه فیلم «سکس، دروغ‌ها و نوار ویدئو» که برنده جایزه بهترین هنرپیشه مرد در فستیوال کَن شد) تماس گرفتند تا ببیند آیا او تمایل به بازی در این نقش را دارد یا نه آن‌ها تنها سه روز قبل از شروع فیلم‌برداری از او تست گرفتند.

    معرفی و بررسی سریال لیست سیاه(Blacklist)+تصاویر

    منتقد مجله "سینما بلِند” درباره او گفته است:

    مجموعه‌های جناییِ روانشناسانه در تلویزیون متداول و رایج هستند، اما درام جدید شبکه اِن بی سی «لیست سیاه» یک سلاح مخفی دارد؛ جیمز اسپِیدر. او در سال گذشته در شبکه در نقش رئیسی فریبنده در سریال «آفیس» بازی کرده، اما او نقش‌های دراماتیک زیادی درگذشته ایفا کرده و او برای این نقش در «لیست سیاه» ایدئال است. یا شاید بهتر است بگویم که این نقش برای او ایدئال است.

    همچنین منتقد "اینترتینمنت تایم” درباره کاراکتر جیمز اسپیدر، رِد ردینگتون، در «لیست سیاه» بیان می کند: او یک بازی دهنده استاد و یک کنترل‌کننده است. او تلطیف کننده و لذت بخشنده لذایذ فاخر زندگی است. او غیرعادی، کاریزماتیک و باهوش‌تر از پلیس‌های است که مقابل او هستند. او تبه‌کاری است که شما نمی‌توانید چشم از او بردارید. او یک نابغه تبه‌کار است و در حال حاضر محبوب‌ترین مرد در تلویزیون است.

    دیگر بازیگران و کاراکترهای اصلی سریال عبارت‌اند از:

    مگان بون در نقش الیزابت "لیز” کین؛ مشاور ویژه اِف بی آی

    دیگو کلاتنهوف در نقش دونال راسل؛ مامور مخصوص اِف بی آی

    رایان ایگولد در نقش تام کین/جیکوب فلیپس/ماشا روستُوا؛ مامور مخفی

    هری لِنیکس در نقش هارولد کوپر؛ رئیس نیروی ویژه

    پارمیندر ناگرا در نقش میرا مالیک؛ مامور سی آی اِی (فصل اول)

    امیر اریسون در نقش آرام مجتبایی؛ متخصص کامپیوتر اِف بی آی

    موژان مارنو در نقش سَمَر نوابی؛ مامور موساد (از فصل دوم به بعد)

    هیشام توفیق در نقش دِمبه زوما؛ بادیگاردِ ردینگتون

    معرفی و بررسی سریال لیست سیاه(Blacklist)+تصاویر

    فصل اول «لیست سیاه» بازخوردهای قوی‌ای از منتقدان تلویزیونی دریافت کرد. در "روتِن تومیتو” رتبه ۸۲ از صد را بر اساس چهل‌وپنج ری ویو و امتیاز میانگین ۷ از ۱۰ را گرفت. فصل دوم در سایت "روتن تومیتو” رتبه ۷۱ از صد و فصل سوم رتبه ۹۱ از صد و امتیاز میانگین ۷٫۴ از ۱۰ را دریافت کرد. در سایت "متا کریتیک” رتبه کلی سریال ۷۴ از صد بر اساس سی‌ویک نقد و امتیاز بینندگان آن ۷٫۸ از ۱۰ است.

    مجموعه «لیست سیاه» تاکنون نامزد دریافت جوایز زیادی شده ازجمله "گلدن گلاب” "پیپل چویس اَوارد” و "امی” و موفق به کسب جایزه بهترین سریال درام از مراسم "امی” در سال ۲۰۱۴ شده است.

    معرفی و بررسی سریال لیست سیاه(Blacklist)+تصاویر

    نکات جالب و خواندی درباره «لیست سیاه»:

    سال تولد ریموند ردینگتون بر روی پوستر تحت تعقیبش، تاریخ تولد واقعی جیمز اسپِیدر است (هفتم فوریه ۱۹۶۰). مشخصه ظاهری "رِد”، کلاه فدورا، بر اساس پیشنهاد ستاره فیلم جیمز اسپِیدر انتخاب‌شده.

    کاراکتر کارآگاه رِسلِر بر اساس برداشت آزادی از یک مامور اِف بی آی سابق و نویسنده، به اسم رابرت کِی رِسلِر است که نقش بسیار مهمی در دسته‌بندی مجرمین و تبهکاران در دهه ۱۹۷۰ داشته است و اعتبار ایجاد اصطلاح "قاتل زنجیره‌ای” به او داده‌شده.

    سازنده مجموعه جان بوکنکَمپ کاراکتر ریموند ردینگتون را بر اساس برداشته آزادانه‌ای از جیمز "وایتی” بالجر رئیس مافیای بوستُن نوشته است.

    معرفی و بررسی سریال لیست سیاه(Blacklist)+تصاویر

    بااینکه اسپِیدر خیلی دیر به مجموعه پیوست (تنها چند روز قبل از فیلم‌برداری اپیزود پایلوت) اما او را می‌توان مسئول شکل دادن به قسمت اعظمی از "چهره” نهایی ردینگتون دانست: موهای کاملاً مرتب کوتاه شده، کلکسیون کلاه‌هایش، عینک آفتابی آر ایکس (که اسپیدر واقعاً برای دیدن به آن نیاز دارد) لباس‌ها، کروات و کت‌وشلوارهای سفارشی و دست‌دوز و کت‌های نِیوی بلو بشدت گران‌قیمت (۵۰۰۰ دلار)؛ اما در مورد طنز گزنده و استعداد داستان‌سرایی کاراکترش، اسپیدر ادعا می‌کند که این‌ها در فیلم‌نامه از ابتدا وجود داشته. بااین‌حال نمی‌توان از این فکر خودداری کرد که نویسندگان مجموعه این ویژگی‌ها را با شناخت بهتر از قابلیت‌های او گسترش دادند.

    بازیگران ریچل بروسنان، رید برنی و موژان مارنو همه در سریال «خانه پوشالی» با هنرپیشگی کوین اسپیسی حضور داشتند.

    کیفِر ساتِرلند قرار بود در نقش "رِد” بازی کند.

    اسم "آقای کاپلان” از روی کاراکتر کَری گرانت در فیلم «شمال از شمال غربی» ساخته آلفرد هیچکاک برداشته‌شده.

    خیلی از هنرپیشه‌های «لیست سیاه» در سریال «هوم لند» نیز حضور داشتند ازجمله امیر اریسون، دیگو کلتنهوف، امید ابتهی، ولیام سدلر و مارک ایوانیر.

    به‌جز اپیزود "کِیپ مِی” نام تمامی اپیزود ها، اسم مجرمان در لیست سیاه هستند.

    وقتی مگان بون هنرپیشه نقش "لیز” حامله شده، به‌جای اینکه با تمهیدات فیلم‌برداری آن را مخفی کنند، این حاملگی به داستان سریال اضافه شد.

    بر اساس لیست ۱۰ مجرم خطرناک اِف بی آی در انتهای فصل دوم، اتهامات اصلی ریموند ردینگتون این‌ها هستند: خرابکاری، تخریب اموال دولت، توطئه، پرواز غیرقانونی برای جلوگیری از پیگرد قانونی، جرائم خشونت‌آمیز در اخاذی، نقض جرائم سازمان‌یافته، نقض حمل سلاح.

    معرفی و بررسی سریال لیست سیاه(Blacklist)+تصاویر

    دوربین‌های هاسلبلاد

    بررسی

    آشنایی با دوربین‌های هاسلبلاد سری V

    توسط روزبه ملکی Last updated ۱۳۹۵/۰۳/۱۹

    0 2,832

    اشتراک

    شرکت Victor Hasselblad AB سازنده‌ی دوربین‌های قطع‌متوسط سوئدی است که فعالیت خود را در خلال سال‌های جنگ جهانی دوم آغاز کرد. این شرکت پس از گذشت چند سال ابتدایی، فعالیت‌های خود را بر ساخت دوربینی ایده‌آل متمرکز نمود که هاسلبلاد سری V ماحصل آن است. متن پیش‌رو به فعالیت‌های ابتدایی این شرکت و بررسی دقیق‌تر دوربین‌های سری V خواهد پرداخت.

    شرکت هاسلبلاد اولین فعالیت خود را با ساخت دو دوربین ارتشی HK7 و SKa4 آغاز نمود. هر دو دوربین از فیلم 80 میلیمتری با قطع 7در9 سانتیمتر و البته لنزهای قابل تعویض ۱۳۵ میلی‌متر زایس ، ۲۴۰ میلی‌متر مایر و ۲۵۰ میلی‌متری اشنایدر بهره می‌بردند. تفاوت این دو دوربین در مگزین فیلم قابل تعویض دوربین SKa4 بود که در دوربین‌های بعدی هاسلبلاد نیز به کار گرفته شد و برای چند دهه وجه ممیز دوربین‌های هاسلبلاد از دیگر دوربین‌های قطع متوسط بود.

    دوربین ارتشی HK7

    دوربین ارتشی SKa4

    اولین دوربین غیرارتشی هاسلبلاد در سال 1948 عرضه شد. این دوربین با ایده‌ی ویکتور هاسلبلاد مبنی بر ساخت دوربینی ایده‌آل شکل گرفت که از قطع مربع 6در6 سانتیمتر و شاتر کانونی بهره می‌برد. اولین دوربین ساده‌ی هاسلبلاد 1600F نام داشت که نشانگر سرعت شاتر حداکثر 1/1600 ثانیه از نوع کانونی (Focal Plane) بود. این دوربین مدولار امکان تعویض لنز، مگزین فیلم عکاسی و منظره‌یاب را فراهم می‌آورد. این دوربین دو ضعف اساسی داشت، اول این که مکانیزم شاتر آن‌ چندان بادوام نبود و دوم این که از نسخه‌های اولیه‌ی آن لنزهای کداک استفاده می‌کرد -در حالی که نسخه‌های پیشین از لنزهای زایسُ مایر و اشنایدر بهره می بردند- که در ابتدا تنها دو لنز 80/2.8 و 135/3.5 برای آن موجود بود. البته در سری‌های ساخت بعد، کداک دو لنز 55/3.5 و 254/5.6 نیز برای این دوربین عرضه نمود. نسخه‌ی بهبود یافته و موفق‌تر 1600F، دوربین 1000F بود که از مکانیزم شاتر بهتر و البته لنزهای زایس بهره می‌برد. زایس برای این دوربین –که البته دهانه‌ای مشابه دوربین قبل داشت- لنزهای Distagon 5.6/60 ، Tessar 2.8/80 ، Sonnar 3.5/135 و Sonnar 5.6/250 عرضه نمود. هم‌چنین همان‌گونه که از نام دوربین بر می‌آید،‌ حداکثر سرعت شاتر به 1/1000 ثانیه کاهش یافت.

    Lens_Hasselblad_Kodak_80mm_2_8_Ektar_1000F_1600F_00000_003

    هاسلبلاد سری V – که البته تا پیش از ساخت سری جدیدتر H، چنین نام‌گذاری‌ای وجود نداشت- نام خود را از ابتدای نام ویکتور گرفته است، ویکتور هاسلابلاد،‌ تلاش داشت تا دوربینی دقیق، باکیفیت و قابل حمل مانند لایکا، با قطعی بزرگ‌تر مانند رولی‌فلکس بسازد که برخلاف دو دوربین دیگر، قاب دقیق تصویر را در اختیار عکاس قرار دهد. دوربین‌های ابتدایی 1600F و 1000F با ساختار مدولار خود این مسیر را به خوبی طی کرده بودند اما همچنان مشکلی اساسی داشتند: سرعت هم زمانی آن‌ها با فلاش‌های استودیویی در مقایسه با دوربینی مانند رولی‌فلکس بسیار کمتر بود. از این رو با حذف شاتر کانونی و جایگزینی شاتر میان لنز در سال ، تحولی دیگر در ساختار دوربین‌های هاسلبلاد به وجود آورد. اولین دوربین‌های این سری یعنی 500C و البته SWC (دوربین فوق واید با لنز بیوگون 38 میلی‌متری زایس) در میانه‌ی دهه 1950 عرضه شدند که سرعت شاتر 1/500 را فراهم می‌آوردند و با توجه به میان‌لنز بودن شاتر، سرعت هم‌زمانی با فلاش نیز همان 1/500 ثانیه بود. ارتقاء سری 500 و سریSWC ، اغلب تنها در تغییراتی جزئی در آینه، پوشش لنزها، نورسنجی داخلی و اتصال الکترونیکی برای اتصال به بک‌های دیجیتال رخ داد که این تغییرات با توجه به نامگذاری دوربینها قابل شناسایی هستند. البته سری EL این دوربین‌ها به موتوردرایو نیز مجهز بود که از میانه‌ی دههی 1960 ساخته شد و با ارتقاء هریک از دوربین‌ها، این سری نیز ارتقاء یافت.

    هاسلبلاد سرV با پوشش ورقه طلا

    هاسلبلاد SWC

    هاسلبلاد سری EL استفاده شده توسط ناسا

    اما هاسلبلاد با گذشت بیش از 20 سال از توقف تولید دوربین‌های با شاتر کانونی، دوباره به ساخت دوربینی با ایده‌آل‌های ویکتور هاسلبلاد روی آورد. هاسلبلاد این بار با ساخت دوربینی با سرعت شاتر 1/2000 ثانیه با شاتر کانونی فلزی با نام «سری-2000 » دوباره به بازار رقابت با دوربین‌های قطع متوسط با سرعت شاتر بالا بازگشت. این سری با جای‌گزینی شاتر پارچه‌ای به جای شاتر فلزی با نام «سری-200» به بازار عرضه شدند که به دلیل حذف شاتر میان لنز، استفاده از لنزهایی با دیافراگم بازتر را امکان پذیر نموده و بدین‌ترتیب هاسلبلاد دوربینی برای رقابت با دوربین‌های قطع متوسط با لنزهای سریع (مانند مامیا و پنتاکس) نیز به بازار عرضه نمود.

    203fe

    بسیاری از دوربین‌های سری V همچنان- و در بسیاری موارد به همراه بک‌های دیجیتال- در حال استفاده هستند که نشان دهنده‌ی موفقیت و کیفیت بالای این دوربین‌ها است. در متون بعدی سری جدیدتر هاسلبلاد،‌ یعنی سری فوکوس خودکار H،‌ مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

    لیست سیاه

    مطلب ارسالی کاربران

    یکی از مظلوم ترین و در عین حال بهترین و مهیج ترین سری سریال های پلیسی.معمایی.جنایی

    سعید جاویدی9 ماه قبلمشاهده پروفایل

    این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست. قوانین سایت کاربر محور / گزارش تخلف

    لیست سیاه

    معرکه

    جذاب

    تو در تو

    ....

    هر فصلی جذاب تر از فصل قبلی