بهترینشان

بهترینشان

11,907

فیلم

بهترینشان

بهترینشان

' ۱:۲۲

11,912

تماشا کنید

ژانر

خانوادگی

دسته بندی

فیلم سینمایی خارجی

کشور سازنده

بریتانیا

شبکه

نمایش

خلاصه این برنامه

داستان فیلم که در سال ۱۹۴۰ به وقوع می‌پیوندد ، داستان یک منشی سابق و یک فیلمنامه‌نویس را روایت می‌کند که قصد دارند برای توسعه‌ی یکی از جاذبه‌های در حال رشد کشورشان ، از هیچ تلاشی دریغ نکنند. اما مشکلاتی برایشان پیش می‌آید که همه چیز را تغییر می‌دهد

ساخت ایتالیا (فیلم ۲۰۲۰)

ساخت ایتالیا (فیلم ۲۰۲۰)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

ساخت ایتالیا (فیلم ۲۰۲۰)
Made in Italy (2020 film).png

پوستر

کارگردانجیمز دارسی
تهیه‌کننده
نویسندهجیمز دارسی
بازیگران
موسیقیالکس بیلچر
فیلم‌بردارمایک الی
تدوین‌گر

شرکت‌های
تولید

توزیع‌کنندهLionsgate (بریتانیا)
آی‌اف‌سی فیلمز (ایالات متحده آمریکا)

تاریخ‌های انتشار

  • ۷ اوت ۲۰۲۰ (ایالات متحده آمریکا)

مدت زمان

۱۲۰ دقیقه
کشور
  • ایتالیا
  • بریتانیا
زبانانگلیسی
فروش گیشه$67,048[۱]

ساخت ایتالیا (انگلیسی: Made in Italy‎) یک فیلم در ژانر کمدی-درام به نویسندگی و کارگردانی جیمز دارسی محصول کشور ایتالیا و بریتانیا است. از جمله بازیگران آن می‌توان به لیام نیسون، والریا بیللو و لینزی دانکن اشاره کرد.

منابع

 

هرآنچه باید درباره هماهنگ‌کننده صحنه‌های جنسی بدانید


هرآنچه باید درباره هماهنگ‌کننده صحنه‌های جنسی بدانید
از صفر تا صد این حرفه عجیب

 


در یک بعدازظهر سه‌شنبه در ماه نوامبر، «چلسی پیس» از میان درختان جنگلی متراکم در پارکی در اوسینگ نیویورک به سمت دو بازیگر بالباس‌های دوران انقلاب پیش می‌رود. آن‌ها در حال فیلم‌برداری فیلم کوتاهی از کارگردانی جوان به اسم «اتان فیرست» هستند. داستان فیلم درباره سربازانی است که اتفاقی با یکدیگر آشنا شدند و حالا در جنگل همدیگر را ملاقات می‌کنند. «پیس» یک هماهنگ‌کننده صحنه‌های جنسی است؛ یک تسهیل‌کننده حرفه‌ای شبیه‌سازی رابطه عاطفی در فیلم و تئاتر. او و همکارانش که حداقل 45 نفر هستند در حال حاضر در آمریکا، کانادا و بریتانیا کار می‌کنند و شغلشان را «تلاش برای طراحی و برنامه‌ریزی صحیح این صحنه‌ها» تعریف می‌کنند.
روایت یک پشت صحنه سینمایی
«پیس» قبل از شروع فیلم‌برداری و در گوشه‌ای از پارک مشغول بازسازی سکانس با دست‌هایش است. به این صورت که کف یکی از دستانش را بر روی دیگری قرار می‌دهد و با انگشتانش جای بازیگران بازی می‌کند. او معتقد است کاری که انجام می‌دهد جلوگیری از حرکات اضافه و مشکل آفریده شدن در هر حرکت است.

تا چند وقت قبل چیزی به نام هماهنگ‌کننده صحنه‌های جنسی وجود نداشت تا این‌که دو سال پیش و با ظهور جنبش Me Too این حرفه به بخشی از صنعت سرگرمی تبدیل شد تا پاسخگوی آسیب‌پذیری بازیگران باشد. در پاییز سال 2018 شبکه HBO استفاده از هماهنگ‌کننده را در هر مجموعه‌ای که نیاز به برهنگی و صحنه‌های جنسی داشت را اجباری کرد. در تابستان گذشته کارگردانی صحنه‌های جنسی به صحنه تئاتر نیز راه یافت و برای نخستین بار در برادوی کار خود را آغاز کرد ( در تئاتر برای توصیف این حرفه معمولاً به‌جای «هماهنگ‌کننده» از واژه «کارگردان» استفاده می‌شود). نقش آن‌ها جنبه‌هایی مثل مشاوره، طراحی و معرفی تمرین‌هایی مبنی بر رضایت طرفین در صنعت فیلم و سینما را دربرمی‌گیرد.
درحالی‌که کارگردان هنری لنزهای دوربین را بر بازیگران تنظیم می‌کند، آن‌ها کاملاً آماده‌اند تا صحنه‌هایی که پیش‌تر تمرین کرده‌اند را اجرا کنند. «پیس» تمرین با «فیرست» و دو بازیگر فیلم کوتاهش را اوایل هفته از طریق ویدیو کال آغاز کرده بود و حالا همه می‌دانستند دقیقاً باید چه‌کاری انجام دهند، پس یکی از بازیگران کار خودش را با رعایت مواردی که پیس گفته شروع می‌کند و طبق زمان‌بندی از پیش تعیین شده صحنه را ضبط می‌کنند.
صحنه‌های جنسی بداهه و آرام درگذشته در صنعت فیلم و تلویزیون رواج داشت و کارگردان‌ها معتقد بودند بازیگران باید با توافق هم راه‌های متفاوت را امتحان کنند تا بتوانند این صحنه‌ها را در فیلم‌ها به‌خوبی به نمایش بگذارند و وانمود کنند این صحنه‌ها واقعی است. در راستای بداهه بودن این صحنه‌ها «جاد آپاتو» کارگردان در سال 2015 به نیویورک‌تایمز گفت: « پیش از فیلم‌برداری از هر زاویه‌ای که فکر کنید یک رابطه عاطفی می‌تواند اتفاق بیفتد عکس تهیه کردم اما در روز فیلم‌برداری همه آن‌ها را دور انداختم.» «کاترین هان» بازیگر که به‌تازگی در سریال خانم فلچر شبکه HBO در نقش زنی میان سال که به دنبال گسترش افق‌های فانتزی خودش است، با یک هماهنگ‌کننده صحنه‌های جنسی کار می‌کند، درباره فیلم‌برداری سنتی این صحنه‌ها  می‌گوید: « بی‌شک این راحت‌ترین چیز در جهان نیست و شما فقط دوست داشتید هرچه سریع‌تر از این سکانس‌ها بیرون بیایید.»
«پیس» مثل همه هماهنگ‌کننده‌ها یک لباس تیره و کاربردی پوشیده و همین باعث می‌شود در نگاه اول نتوان میان او سایر عوامل فیلم تمایز قائل شد. یکی از بازیگران با کمرویی مقابل بازیگر دیگر قرار می‌گیرد و صورتش را بری او کج می‌کند. «پیس» می‌گوید: « می‌توانی زانوی پای عقبت را پایین‌تر بیاوری. این‌طوری دوربینی که پشتت تنظیم‌شده،برهنگی کمتری نشان می‌دهد». بدن بازیگر با تنظیم پا، کشیده می‌شود و با اینکه هیچ تماسی صورت نگرفته، همه‌چیز طبیعی‌تر به نظر می‌رسد.
دستیار تولید با دیدن غروب آفتاب می‌گوید: « باید صحنه را زودتر تمام کنیم.» پیس به بازیگران یادآوری می‌کند جوری که در کلاس‌های یوگا تنفس کندالینی می‌کنند، نفس بکشند. صدای او آرام است به‌طوری‌که توسط بازیگران شنیده می‌شود. سپس درحالی‌که انگشتانش را می‌چرخاند و تأکید می‌کند که بر اساس حرف‌های گذشته‌شان پیش بروند.
مدیر فیلم‌برداری از هماهنگ‌کننده می‌خواهد زاویه حرکات بازیگران را نود درجه تغییر دهد، « فیرست» مضطرب به نظر می‌رسد اما هماهنگ‌کننده به‌جای تغییر همه حرکات، حرکات سیالی جدیدی را طراحی کرده و به این ترتیب زاویه حرکت نود درجه می‌چرخد. «پیس» و کارگردان هر دو به مانیتور خیره شدند و ازآنجایی‌که سکانس در بستر برگ‌های پاییزی خشک در جریان است کوچک‌ترین حرکت اضافی موجب خش‌خش برگ‌ها و خراب شدن همه‌چیز می‌شود؛ بنابراین تمام عوامل بی‌سروصدا در جای خود ایستادند. پس‌ازاینکه صحنه با خوبی و خوشی فیلم‌برداری می‌شود و «پیس» آن را تائید می‌کند، همه نفس راحتی می‌کشند.

دیگر همه بازیگران می‌توانند بگویند «نه»
عمل کردن به توصیه‌های یک کارشناس کمک می‌کند صحنه‌های جنسی در صنعت سرگرمی جنبه جدیدتری به خود بگیرد. در حال حاضر حتی بازیگران جوان هم می‌توانند باقدرت و اعتمادبه‌نفس درباره خواسته‌هایشان و محدودیت‌هایشان برای این صحنه‌ّا صحبت کنند و این با گذشته بسیار متفاوت است.
«هامبرلی گونزالس» بازیگر 27 ساله که به‌تازگی نقش‌آفرینی در یکی از سریال‌های نتفلیکس به نام Jupiter’s Legacy را به پایان رسانده و برای اولین بار با یک هماهنگ‌کننده صحنه‌های جنسی کارکرده، ماجرای عجیب و درعین‌حال رایجی را برایم تعریف می‌کند. درصحنه‌ای از یک فیلم اوقرار بوده بازیگر روبروی خود را ببوسد و سایه دو بازیگر مشخص شود. «گونزالس» می‌گوید تنها چیزی که به‌عنوان راهنمایی گفته شد این بود که «فقط انجامش دهید!» فیلم‌برداری این صحنه چند ساعت طول کشید و دو بازیگر برای طبیعی شدن صحنه تمام تلاششان را کردند و در تمام این مدت کارگردان تنها با فریاد بازیگران را از بیرون چادر هدایت می‌کرد. «گونزالس» می‌گوید بعدها در یوتیوب فیلم کوتاهی به نام Hair دیدم که در آن بازیگران با استفاده از حرکات دست سایه‌هایی خلق می‌کردند تا تقلید حرکت بوسه باشد! درحالی‌که آن دو بازیگر در تمام طول مدت فیلمبرداری از این موضوع ناآگاه بودند و به خواسته‌های کارگردان تن داده بودند.
ترس از عواقب احتمالی، قدرت اعتراض و واکنش را از «گونزالس» در این صحنه و سایر صحنه‌های عاطفی گرفت. حالا که به گذشته نگاه می‌کند با خود می‌گوید شاید اگر می‌خواست صحنه را طور دیگری فیلم‌برداری کنند شغلش را از دست می‌داد. او می‌گوید تمام مدت ترس از دست دادن کارش به خاطر بیان احساست واقعیش را با خود حمل می‌کرده. چالش‌های محیط‌های هنری برای کسی که می‌خواهد عضوی از آن باشد بدیهی است. او نمی‌داند می‌تواند چه نامی را بر احساس آن روزش بگذارد اما شاید واژه ترحم برانگیز بهترین توصیف باشد. «گونزالس» می‌گوید آن روز بازیگر مقابلش هم دقیقاً همین حس را داشت.
خانم «هان» که بیش‌تر با کارگردان‌های زن کار می‌کند، درباره ذات غیرماهرانه فیلم‌برداری صحنه‌های جنسی می‌گوید: : «من هیچ‌وقت تصور نمی‌کردم در حال انجام کاری باشم درحالی‌که نیازی به آن نیست و می‌تواند به شکل دیگری انجام شود». او کم‌کم به مشکلات ناشی از عدم وجود یک واسطه میان بازیگر و کارگردان پی می‌برد. واسطه‌ای که او را بخشی از ارتباط معنوی در حرفه فیلم‌سازی می‌داند. در حال حاضر و با ظهور این حرفه بسیاری از بازیگران می‌گویند صحنه‌های جنسی شبیه‌سازی‌شده،  آن‌طور که در واقعیت به نظر می‌رسند ، نیستند و بازیگران اغلب احساس نمی‌کنند که در حال بازی آن‌ها هستند.
هماهنگ‌کننده صحنه‌های جنسی «سیوبان ریچاردسون» اما نظر متفاوتی دارد به باور او نفوذ حرفه هماهنگ‌کننده جنسی در راستای همین هدف است و در این صحنه‌ها نزدیکی میان بازیگران هرگز آنچه به نظر می‌آید نباید باشد. «ریچاردسون» فکر می‌کند این خشونت بیش از حدی علیه بازیگران است که نباید وجود داشته باشد.
تاریخ سیاه عدم حضور هماهنگ‌کننده‌ها
صحنه‌های جنسی همیشه کنترل نشده و نامطمئن نیستند و گاهی کارگردان‌ها برای شبیه‌سازی این صحنه به‌صورت امن رنج بسیاری را متحمل می‌شوند اما در صورت عدم تدوین پروتکل‌های صحیح گاهی می‌توانند مورد سوءاستفاده قدرت قرار بگیرند. به گزارش هالیوود ریپورتر «روث ویلسون» سریال The Affair را به دلیل نحوه کنترل صحنه جنسی یکی از قسمت‌ها ترک کرد. قضیه ازاین‌قرار است که «روث» بارها به تعداد دفعات برهنگی اعتراض کرد و از سوی عوامل نادیده گرفته شد؛ بنابراین شبکه برای فیلم‌برداری فصل آخر که امسال انجام می‌شود از یک هماهنگ‌کننده صحنه جنسی استفاده می‌کند. مشابه این ماجرا در مورد فیلم آبی گرم‌ترین رنگ است (Blue Is the Warmest Color) به کارگردانی «عبدالطیف کشیش» و با بازی «ادل اگزارکوپولوس» و «لئا سیدو» اتفاق افتاد. بعدها بازیگران اعتراف کردند که به دلیل نحوه کارگردانی «کشیش» مجبور بودند روزها برای شبیه‌سازی یک صحنه جنسی وقت بگذارند. آن‌ها این تجربه را هولناک خواندند.
هفت سال پس از ساخت فیلم آخرین تانگو در پاریس به کارگردانی «برناردو برتولوچی» در سال 1972، «ماریا اشنایدر» بازیگر جوان و کم‌تر شناخته‌شده این فیلم گفت در طول فیلم‌برداری یکی از سکانس‌ها احساس تجاوز داشت. ظاهرا «برتولوچی» در پشت‌صحنه فیلم اعتراف می‌کند که با «مارلون براندو» برای ایجاد یک سکانس جنسی ناگهانی دست‌به‌یکی می‌کند. بعدها «برتولوچی» در مصاحبه‌ای که در سال 2013 داشت دلیل این رفتار را ایجاد «خشم واقعی» در بازیگر زن برای بهتر شدن سکانس عنوان کرد.
هماهنگ‌کننده صحنه‌های جنسی «کلر واردن» درباره این موارد می‌گوید: «این حوادث شایع است و تقریباً هیچ بازیگری نیست که آن‌ها را تجربه نکرده باشد یا شاهد اشتباه در حین فیلم‌برداری چنین صحنه‌هایی نباشد. اجتناب از این امر دشوار به نظر می‌رسد نه‌تنها به دلیل رفتارهای ناهنجار بلکه به دلیل عدم وجود رویکرد مناسب در مورد مرزهای جسمی که در حین فیلم‌برداری سکانس‌ها به وجود می‌آید».

در ژانویه 2018 زمانی که گروه فیلم‌برداری آماده ساخت فصل دوم The Deuce بودند، «امیلی مید» که نقش یک کارگر جنسی به نام لوری را در این سریال ایفا می‌کرد، از HBO درخواست کرد برای تسهیل صحنه‌های جنسی از یک متخصص استفاده کنند. افشاگری‌های سایر بازیگران زن درباره آزار و اذیت در حین فیلم‌برداری این صحنه‌ها باعث شد او به این فکر بیفتد که بیش‌ازپیش به محافظت نیاز دارد. او درباره شبیه‌سازی این صحنه‌ها می‌گوید: « من نمی‌خواستم برای انجام کارم مجبور به سکوت یا رسوایی شوم.»
HBO پس ‌از این درخواست، «آلیشیا رودیس» موسس Intimacy Directors International را استخدام می‌کند. پس‌ازاین اتفاق و نتایج قابل‌قبول آن شبکه‌های دیگری مثل Netflix، Showtime، FX و TNT شروع به استخدام تعدادی هماهنگ‌کننده صحنه‌های جنسی کردند.
رابطه «مید» با «رودیس» تجربه او به‌عنوان یک بازیگر را کاملاً دستخوش تغییر کرد. به‌طوری‌که در حال مذاکره با SAG-AFTRA برای تنظیم اولین دستورالعمل درباره صحنه‌های جنسی به کمک اتحادیه هستند. او می‌گوید پیش از کار کردن با یک هماهنگ‌کننده صحنه‌های جنسی، تنها کاری که از عهده آن برمی‌آمد، نه گفتن بود. او می‌گوید رابطه پیچیده‌ای میان ارتباطات شما و پاسخ مثبت تان در برابر صحنه‌های جنسی و به دست آوردن قدرت وجود داشت. « بحث کردن با یک حرفه‌ای درباره نگرانی‌ها نوعی آگاهی و هدفمندی را به وجود آورد که مشابه آن را قبلاً ندیده بودم.»

روایت هماهنگ‌کننده‌ها در صحنه تئاتر
یک بازیگر باید توانایی نادیده گرفتن نیازهای جسمی خود در حین اجرا را داشته باشد، مواردی مثل گرسنگی، سرما، ترس یا آدرنالین بالا و بدیهی است که هر چه این توانایی در یک بازیگر پررنگ‌تر باشد نشان‌دهنده مهارت بالای او است. درواقع یکی از پیچیدگی‌های اجرا مشخص کردن مرز زندگی روزمره و هنری است. بااین‌حال موجودیت فیزیکی یک بازیگر این پرسش بنیادی را برای او ایجاد می‌کند که باید برای بهتر شدن کارش چه کند؟ مید می‌گوید: «وقتی کار خود را با یک هماهنگ‌کننده صحنه‌های جنسی آغاز کردم به لایه‌های پنهانی از اجرای صحنه‌های جنسی پی بردم.»
هان عدم وجود واسطه‌ای برای ایجاد ارتباط بین بازیگر و کارگردان را بخشی از کمبودهای فرهنگ حرفه‌ای فیلم‌سازی دانست. او می‌گوید که حضور یک هماهنگ‌کننده صحنه‌های جنسی در کنار بازیگران ضروری است. پیش‌تر هنگام فیلم‌برداری صحنه‌های جنسی با بازیگر روبروی خود به توافق می‌رسید و تقلب می‌کرد تا صحنه جعلی از آب در بیاید اما در حال حاضر حضور یک هماهنگ‌کننده جنسی در کنار بازیگر به او کمک می‌کند تا پیش از فیلم‌برداری همه‌چیز برنامه‌ریزی شود پس این صحنه‌ها نسبت به قبل با سرعت بیش‌تری ضبط می‌شود.
در ماه سپتامبر و چند هفته پیش از آغاز رسمی نمایش Slave Play به کارگردانی «جرمی او هریس»، برادوی پیش‌نمایش این تئاتر را آغاز کرد. خانم  «کلیر واردن» به‌عنوان هماهنگ‌کننده صحنه‌های جنسی (یا همان‌طور که در تئاتر رایج است، کارگردان صحنه‌های جنسی) همکاری خود را با این نمایش در استودیویی در مرکز شهر آغاز کرد. «اتو بلنکسون وود» ایفاگر نقش مردی به نام «گری» است. در یکی از صحنه‌های جنجالی نمایش «گری» درحالی‌که دستانش را به کمرش زده بر روی یک ارابه ایستاده است.
هدایت صحنه در نمایش‌های بلندپروازانه ای شبیه به Slave Play بسیار دشوار است. « کلیر واردن» کارگردان صحنه‌های جنسی این نمایش جنجالی می‌گوید وقتی برای اولین بار نمایشنامه را خواند و به یکی از صحنه‌های ناجور تئاتر رسید، متعجب شد و تنها به این فکر می‌کرد که این کارها را چطور باید انجام داد؟
این نمایش دومین تئاتری است که از حضور  کارگردان صحنه‌های جنسی بهره می‌برد، اولین نمایش به نام Frankie and Johnny in the Clair de Lune تابستان گذشته روی صحنه رفت که « کلیر واردن» کارگردانی صحنه‌های متبدل آن را نیز بر عهده داشت. نمایش Slave Play به موضوع تابوهای جنسی میان زوج‌هایی از نژادهای مختلف می‌پردازد و مخاطب با گذشت دقایقی می‌فهمد صحنه جنجالی و معروف این تئاتر به آزمایش‌های عجیب‌وغریب روی زوجی در زمان حال اشاره دارد. در نیمه دوم نمایش جنبه نژادی و جنسی مطرح‌شده در نیمه اول هم موشکافی می‌شود.
درصحنه‌ای از این نمایش کاراکتر «گری» و «داستین» در ارابه حبس شدند و میان آن‌ها مجادله‌ای لفظی درمی‌گیرد. «کاستی مویر» که ایفاگر نقش «داستین» است فکر می‌کند برای طبیعی شدن صحنه می‌تواند یک‌قدم به سمت «گری» نزدیک شود اما «وود» معتقد است بهتر است این کار را نکند. تصمیم درباره چگونگی ایفای این صحنه نقش تعیین‌کننده‌ای در ادامه نمایش دارد و پس از پایان آن دوباره یک برخورد اروتیک میان شخصیت‌های اصلی ایجاد می‌شود. « کاستی مویر» معتقد است هر نوع چرخش یا حرکات ظریف و کنترل نشده بر تمام نمایش تأثیر می‌گذارد.

خانم «سوزان سانتنگ» در سال 1967 مقاله‌ای به نام «تصورهرزه‌نگاری» درباره سیر ترمیم ادبیات هرزه‌نویسی منتشر کرد. او در بخشی از این مقاله اشاره می‌کند این نوع ادبیات نه‌تنها مستهجن نیست بلکه نوعی احساس انسانی درباره محدودیت‌های شخصیت و بدن را در خواننده زنده می‌کند. مثلاً در صحنه معروف و جنجالی این نمایش که «داستین» در حال بوسیدن چکمه‌های «گری» است، نشان می‌دهد که او عاشق «گری» است و می‌خواهد با او لحظات لذت بخشی را تجربه کند.
ایفای نقش در صحنه‌های اینچنینی در فیلم به‌مراتب ساده‌تر از تئاتر است زیرا در تئاتر باید در مقابل جمعیت بیش‌تری اجرا شود بااین‌حال « کاستی مویر» می‌گوید بازی روی صحنه به او قدرت بیش‌تری می‌دهد. همچنین معتقد است: «در تئاتر بازیگر تحت کنترل لحظه است و اگرچه تکرارپذیری لحظات بسیار مهم است اما نگران این نیست که در تکرار دوباره چگونه به نظر می‌رسد. وقتی در دینامیک بازیگران روی صحنه خللی ایجاد شود آن زمان است که واکنش مخاطب می‌تواند نسبت به ارتباط میان آن‌ها کاملاً تهدیدآمیز باشد.»
«وود» می‌گوید: « من به‌عنوان یک بازیگر نیاز به تکرار و تمرین زیاد دارم تا مثلاً بدانم حرکات دست‌هایم باید چگونه باشد، در غیر این صورت اگر حرکتی را در لحظه انجام دهم از احساساتم می‌آید نه از تکنیک.»
«رابرت او هارا» مدیر تولید این نمایش به جهت مهارت کنترل جسورانه صحنه‌های تحریک‌آمیز شناخته می‌شود. هرچند این اولین باری است که با یک کارگردان صحنه‌های جنسی همکاری می‌کند اما در کارهای قبلی پیش از هر کاری جلسات بحث و گفتگویی پیرامون بدن و احترامی که باید نسبت به آن قائل شد، با بازیگران و عوامل برگزار می‌کرد. در این جلسات نگرانی‌های بازیگران و عوامل مطرح می‌شد و در صورت لزوم تغییرات لازم بر طرح داستانی اعمال می‌شد.اما حالا که به گذشته نگاه می‌کند در کنار تمام مزایای این جلسات، نقص‌هایی را نیز در کارش مشاهده می‌کند که ازجمله آن‌ها می‌توان به عدم تسلط همه‌جانبه او به مفاهیمی مثل طراحی لباس، نورپردازی و… درصحنه‌های خاص اشاره کرد. او درنهایت این تجربه همکاری با یک هماهنگ‌کننده جنسی را دوست دارد و معتقد است با این سیستم بازیگران می‌توانند بعضی از مشکلاتی که پیش‌تر مطرح نمی‌کردند را با کارگردان صحنه‌های جنسی در میان بگذارند.
از طراح صحنه‌های اکشن و جنگی تا طراح صحنه‌های عاطفی
در سال 2017 « واردن» پس از خواندن مطلبی درباره «تونیا سینا»، طراح صحنه‌های جنگی، تصمیم گرفت به شغل هماهنگ‌کننده صحنه‌های جنسی روی آورد. خانم «سینا» چهارده سال گذشته را صرف تدوین پروتکل‌هایی تحت عنوان «صمیمیت در صحنه» می‌کند. او پس از فارغ‌التحصیلی اهداف خود را دنبال کرد و به کار خود به‌عنوان مشاور تئاتر و مدرس دانشگاه ادامه می‌دهد. درنهایت در سال 2015 به کمک «سیوبهان ریچاردسون» و«آلیشیا رودیس» که در حال حاضر به‌عنوان هماهنگ‌کننده صحنه‌های جنسی HBO فعالیت می‌کند، موسسه Intimacy Directors International را تأسیس می‌کند.
«سینا» می‌گوید یک دهه از عمرش را صرف تدوین رویکردی مبتنی بر رضایت برای اجرای صحنه‌های جنسی کرده است، صحنه‌هایی که می‌داند اجرای آن در تئاتر مشکلات زیادی را به همراه داشته. پنج اصل صمیمیت توسط او و همکارانش تدوین‌شده و در حال حاضر برای دسترسی عموم روی وب‌سایت موسسه قرارگرفته. این دستورالعمل بر اساس گفتگوهای «سینا» و همکارانش با افرادی که در صنعت سینما و تئاتر آسیب دیدند، تدوین شد. از سال 2017 تاکنون جلسات هفتگی به‌منظور بهبود کار هماهنگ‌کننده‌های صمیمیت برگزار می‌شود. اما معتقد است این رشته فردی است و زیبایی‌شناسی و زاویه نگاه هماهنگ‌کننده‌ها، تفاوت بسیاری با هم دارد.

اگر بخواهیم این حرفه را دقیق‌تر توضیح دهیم، باید بگوییم که هماهنگ‌کننده صمیمیت کسی است که می‌تواند یک صحنه جنسی شبیه‌سازی‌شده را در صورت لزوم متوقف کند و حق وتو کامل در قبال حرکات اشتباه را نیز در اختیار دارد. در واقع آنها می‌توانند کاملا صحنه را عوض کنند و کارگردان حق اعتراض ندارد. همچنین هماهنگ‌کننده‌ها پیش از فیلم‌برداری عوامل را از صحنه بیرون می‌کنند تا مطمئن شوند بازیگران کاملاً راحت هستند و مشکلی ندارند. «رودیس» می‌گوید پیش از ظهور این حرفه طراحان لباس و چهره‌پردازی به‌نوعی وظیفه آن‌ها را به دوش می‌کشیدند و قاعدتاً در حال حاضر بسیاری از آن‌ها از اینکه این مسئولیت اضافی از دوششان برداشته‌شده، خوشحال‌اند.
جنبه‌های فنی طراحی صحنه‌های عاطفی، شباهت بسیاری به طراحی صحنه‌های جنگی دارد و شامل تجزیه تحلیل حرکات و  نگاه مهندسی به اشتیاق میان دو پیکر است. آن‌ها می‌توانند صحنه‌های جنسی را طوری طراحی کنند که در عین واقعی بودن آسیب‌زننده نباشد. مثلاً در طول فیلم‌برداری برای جلوگیری از عریان شدن از لباس‌زیرهای نایلونی و نازکی به نام Shibue استفاده می‌کنند تا جلوی برهنگی را بگیرند.
ورکشاپ های بسیاری برای هماهنگ‌کننده صحنه‌های جنسی برگزار می‌شود که در آن‌ها مهارت‌های ویژه‌ای از جمله تجسم واقع‌بینانه از لمس محبت‌آمیز، به هنرجویان آموزش داده می‌شود. این حرفه در حال حاضر بیش‌تر تحت سلطه زنان سفیدپوست است و «میشل مکوی» از معدود هماهنگ‌کنندگان مرد است. او می‌گوید یکی از اصلی‌ترین درس‌هایی که هر هماهنگ‌کننده صحنه‌های جنسی می‌آموزد، چگونگی انتقال احساسات از طریق لمس دستان است.
ویژگی‌های هر سکانس با سکانس دیگر متفاوت است و به همین دلیل نمی‌توان یک‌راه حل را برای تمام مشکلات تجویز کرد. شاید در این حرفه کم‌تر تکنیکی باشد که بتوان در یک ساعت و تنها از طریق گفتگو به هنرجویان آموخت بلکه آن‌ها باید قابلیت حل مسئله در شرایط مختلف را به‌خوبی یاد بگیرند.
اصطلاحات تخصصی
جالب است بدانید برای برقراری ارتباط و آموزش به بازیگران اصطلاحات ساده‌ای ابداع شدند که می‌توانند در کم‌ترین زمان منظور را به‌صورت کامل برسانند. مثلاً واژه «circles» برای توصیف حالت لگن یا واژه «visible power shift» برای تغییر حالت بازیگران استفاده می‌شود. استفاده از این واژگان به‌جای اصطلاحات جنسی رایج، بدن بازیگران را برای ارائه واکنش‌های معقول‌تر آماده می‌کند.
صحنه‌های زایدی که باید حذف شوند
در بسیاری از فیلم‌ها صحنه‌های جنسی زائدی وجود دارد که هیچ کمکی به پیشبرد داستان نمی‌کند. «Katja Blichfeld» کارگردان کمدی اپیزودیک HBO به نام High Maintenance خاطره جالبی را در این زمینه تعریف می‌کند. او و نویسنده سریال تصمیم می‌گیرند صحنه جنسی را به فصل جدید اضافه کنند که به نظرشان بانمک بوده تا اینکه شبکه تصمیم می‌گیرد خانم « رودیس» را به‌عنوان هماهنگ‌کننده صحنه‌های جنسی استخدام کند. در جلساتی که پیش از فیلم‌برداری میان او، کارگردان و نویسنده تشکیل می‌شود، «رودیس» سؤال مهمی را مطرح می‌کند، اینکه چگونه این عمل جنسی به روایت سریال عمق می‌دهد یا چه چیز خاصی را درباره شخصیت‌ها آشکار می‌کند؟ ازآنجایی‌که هیچ پاسخ منطقی برای این سؤالات وجود نداشت، تیم تولید به این نتیجه می‌رسد که صحنه کاملاً زائد است و کارکرد خاصی ندارد؛ بنابراین بازیگران اصلاً مجبور به امتحان آن نمی‌شوند. «Katja Blichfeld» معتقد است حضور هماهنگ‌کننده صحنه‌های جنسی در مرحله نگارش فیلم‌نامه می‌تواند بسیار مؤثر و ضروری باشد.
یک مثال ساده
در پایان برای آشنایی بیش‌تر با کار هماهنگ‌کننده‌های جنسی به خاطره‌ای از «میشل مکوی» می‌پردازیم. در سپتامبر گذشته او به مدرسه تئاتر منهتن به‌عنوان هماهنگ‌کننده نمایشی با اقتباس از Fuente Oveja معرفی می‌شود و کار خود را با دو بازیگر بیست‌ساله آغاز می‌کند. نمایشنامه در قرن 17 می‌گذرد و  درباره قیام روستاییان اسپانیایی علیه یکی از فرمانده ارتشی است. وظیفه هماهنگ‌کننده تسهیل صحنه بوسه در این نمایش است. بازیگران جوان با پروتکل‌های رایج آشنایی ندارند و پیش‌تر به آن‌ها گفته‌شده بود که  باید این صحنه را به‌صورت واقعی اجرا کنند تا اینکه « میشل مکوی» وارد میدان می‌شود.
متد جالب هماهنگ‌کننده به این صورت بود که از یکی از بازیگران می‌خواست هر دو دست را در ارتفاع میان دنده‌های بازیگر مقابل قرار دهد و از دیگر می‌خواست دست راستش را پشت گردن بازیگر مقابل بگذارد، چیزی شبیه به فیگورهای رقص بچه‌های دبیرستانی. این حالت با انتخاب زاویه درست دوربین دقیقا درست مانند بوسه است ولی در عمل بوسه‌ای در کار نیست. این تجربه عجیب‌وغریب برای بازیگران خوش‌آیند بود و احساس راحتی بیش‌تری داشتند.
منبع: The New York Times
۲۸ دیدگاه 
 

 

 

 

در پشت پرده صحنه‌های جنسی شبکه‌های HBO و Netflix چه می‌گذرد؟

در پشت پرده صحنه‌های جنسی شبکه‌های HBO و Netflix چه می‌گذرد؟

 MORAGHEB نوامبر 15, 2019 ویجیاتو 0 نظر

 

اخیرا سایت مطرح واشنگتن پست مقاله‌ای جنجال‌ برانگیز منتشر کرده که توجه بسیاری از اهالی فیلم و سریال را به خود جلب کرده است. نویسنده مطلب در این مقاله درباره مسائل مختلف و صحنه‌ های جنسی در پشت پرده سریال‌های پخش شده از شبکه‌هایی چون HBO و Netflix صحبت کرده و به تغییرات به‌وجود آمده در این صحنه‌ها نیز اشاره داشته است. پیشنهاد می‌کنیم چکیده‌ای از ترجمه مقاله مذکور را از ویجیاتو دنبال کنید.

صحنه‌ های جنسی

امیلی مید احساس راحتی نمی‌کرد. او که در سریال The Deuce در نقش یک پورن استار ظاهر شده، می‌خواست یکی از سخت‌ترین و حساس‌ترین صحنه‌های دوران حرفه‌ هنری خود را بازی کند؛ بخشی از آن شبیه‌سازی یک رابطه جنسی و بخشی دیگر، نیمه‌عریان ایستادن در گوشه اتاق درحالی که بقیه کاراکترها مشغول صحبت بودند. امیلی مید می‌گوید:

این قسمت‌های فیلم‌نامه را که خواندم برایم ترسناک بود. غیر از اینکه انجام آن صحنه‌ها به خودی خود خجالت‌آور و نگران‌کننده است، احتمالا تصاویر فجیع و دروغی از سر من روی بدن‌های بازیگران فیلم‌های مبتدل تمام اینترنت را فرا می‌گرفت.

سپس او با آلیشیا رودیس صحبت کرد؛ او هماهنگ‌کننده چنین صحنه‌های خارج از عرفی در سریال است و یکی از موسسان کمپانی Intimacy Directors International محسوب می‌گردد. امیلی مید از آلیشیا درخواست کرد تا نگرانی‌های وی را با کارگردان آن قسمت یعنی Uta Briesewitz مطرح کند تا برای آن چاره‌ای بیندیشند و نتیجه این شد که بازیگر فیلم دلش می‌خواست در صحنه مذکور به طور کامل برهنه نباشد و حداقل پوشش مناسبی به همراه داشته باشد.

بعد از تحقق این خواسته، مید صحنه مورد نظر را دقیقا همان‌طور که در فیلم‌نامه نوشته شده بود اجرا کرد و در این مورد کاملا احساس راحتی داشت. زیرا «فهمید که همه دست‌اندر کاران درک درستی از هم دارند و این مسئله به او اعتماد به نفس داد.» اما بیایید به یاد بیاوریم که در گذشته چنین اتفاقاتی رخ نمی‌داد؛ در واقع بازیگر نمی‌توانست چنین درخواستی داشته باشد و اگر هم چنین درخواستی را مطرح می‌کرد، پوزیشنی به نام «هماهنگ‌کننده صحنه‌های جنسی» در صنعت سینما و تلویزیون دیده نمی‌شد.

با رشد چشم‌گیر کمپین MeToo# و جنبش Time’s Up تغییرات اساسی و زیربنایی بسیاری در ساختار هالیوود ایجاد گردید. در این حرکات و جنبش‌ها زنان بیشتر از همه نسبت به نابرابری‌های جنسی و سوء‌استفاده‌های مردان معترض بودند و همین حرکات بزرگ موجب شد دیدگاه اهالی سینما به مسائل جنسی نیز تغییر کند. و خب حل تمام این مشکلات در پشت صحنه‌ فیلم‌های هالیوودی مشاهده می‌شد. اگر زنی نمی‌خواست فلان صحنه جنسی را بازی کند با انتقادات شدیدی روبه‌رو می‌شد و نهایتا هم با تهدیدات و فشارهای دیگر، مجبور به ایفای آن نقش در صحنه مورد نظر میشد. حال منصب «هماهنگ‌کننده صحنه‌های جنسی» در پشت پرده فیلمها و سریال‌ها یک حرفه جدید و تاثیرگذار شده که با ورود به صنعت سینما و تلویزیون، آمده تا این قبیل مشکلات را از پشت صحنه‌ها بزداید. این هماهنگ‌کننده‌ها تک‌تک اجزای صحنه را جوری تنظیم می‌کنند که بازیگر زن و بعضا حتی مرد، نسبت به آنچه انجام می‌دهد احساس شرم یا ناراحتی نکند.

آلیشیا رودیس خودش در ابتدا بازیگر بود و تجارب مختلفی در حوزه سینما کسب کرد. هنگامی که ۱۵ سال داشت نخستین بوسه و هنگامی که ۱۸ ساله بود برای اولین بار در صحنه‌های جنسی جلوی دوربین ایفای نقش نمود. او می‌گوید:

من تجارب به‌شدت منفی و تلخی داشتم و حتی متوجه شدم این چقدر خطرناک است. به من گفته بودند که «صنعت سینما همین‌طوری است. اگر تو انجامش ندهی، هزاران نفر دیگر آن بیرون هستند که این کار را به جای تو انجام می‌دهند. قرار است از تو سوء‌استفاده شود. به همین سادگی.» من نیز با آن کنار آمده بودم.

صحنه‌ های جنسی

پس از استخدام رودیس برای کار کردن روی سریال The Deuce، وی در ماه اکتبر اعلام کرد که برای تمام صحنه‌های جنسی سریال نیاز به یک هماهنگ‌کننده دارد. از آنسو یکی از شورانرهای مطرح یعنی دیوید سایمون که به عنوان خالق The Wire و Treme هم شناخته می‌شود، در مصاحبه با سایت رولینگ استون گفت که دیگر بدون یک هماهنگ‌کننده صحنه‌های جنسی، فیلم نخواهد ساخت. امروزه این هماهنگ‌کننده‌ها در سریال‌هایی چون Electric Dreams (آمازون) هم دیده می‌شوند که به زعم اکثر اهالی سینما، حضورشان در پشت صحنه نکته مثبتی است.

اولین بار امیلی مید در هنگام بازی در سریال The Deuce متوجه شد کسانی تحت عنوان «هماهنگ‌کننده صحنه‌های جنسی» وجود دارند. او از سنین پایین در فیلم‌ها و نمایش‌های مختلف بازی کرده بود اما پیش از The Deuce از این موقعیت سینمایی جدید مطلع نبود. مید اگرچه در طول فیلم‌برداری آنچنان ناخوش و ناراحت نبود اما حس کرد باید فردی وجود داشته باشد تا همیشه و همه جا صدای بازیگر را به گوش تولیدکنندگان و عوامل دیگر برساند.

مید می‌گوید:

شما توجه کنید زمانی که یک صحنه بدلکاری در فیلم وجود دارد، حتی کوچک‌ترین و بی‌خطرترین آن‌ها، یک هماهنگ‌کننده بدلکاری سر صحنه حضور می‌یابد. اما وقتی به مسائل و صحنه‌های اروتیک می‌رسیم، تنها کار مفیدی که انجام می‌شود این است که اکثر عوامل صحنه را ترک می‌کنند و صرفا آن‌هایی که حضورشان ضروری است در آن محل می‌مانند. اما همچنان مسائل مهم‌تری وجود دارد که به آن‌ها توجهی نمی‌شود.

پس از درخواست رسمی امیلی مید، اچ بی او بلافاصله الیشیا رودیس را به استخدام خود در آورد. این خانم مدتی می‌شود که مسئولیت سنگین‌تری هم برعهده گرفته و درحال آموزش افراد بیشتری برای انجام کار هماهنگی صحنه‌های جنسی است. هدف نهایی این هماهنگ‌کننده‌ها و خود HBO، راضی نگه داشتن بازیگران چه از نظر فیزیکی و چه از نظر عاطفی است.

در واقع این هماهنگ‌کننده‌های صحنه‌های جنسی قرار است از موقعیت دوربین گرفته تا موقعیت آدم‌ها و نوع قرار گرفتنشان را در قاب تصویر در خلال وجود یک صحنه جنسی تنظیم کنند و برهنگی‌ها را کاهش دهند. آنها با کارگردان و دیگر عوامل صحبت می‌کنند و اگر بازیگری گذشته تاریکی در زمینه تعارض یا هر مساله مشابه دیگری داشت، باید پیش از انجام صحنه‌های جنسی که ممکن است خاطره‌های بدی برایش تداعی کند، با او صحبت‌های کافی روانشناسانه انجام شود.

آدام نوبل در دانشگاه هاستون استاد روانشناسی بازیگری است و در برخی تئاترها نیز به عنوان چنین هماهنگ‌کننده‌ای فعالیت دارد. او توضیح می‌دهد که کلید اصلی این کار، دقت نظر است. بدان معنا که همه چیز از پیش مشخص باشد و بازیگر با کارگردان تمام صحبت‌های لازم را کرده باشد. در واقع به گفته او باید مطمئن شد که بازیگران در طول فیلم برداری دچار اختلال عصبی یا روانی نشوند و واقعا از کاری که انجام می‌دهند شرم نداشته باشند.

موج اولیه این حرکت جالب در سینمای هالیوود تقریبا به پانزده سال پیش برمی‌گردد. زمانی که افرادی چون رودیس و نوبل کارهای کوچکی را آغاز نمودند و نهایتا حرفه جدیدی به صنعت فیلم‌سازی افزودند. و حال که یک شبکه غول‌پیکر تلویزیونی مانند HBO و یا شبکه‌هایی چون نت‌فلیکس و آمازون، به طور وسیع و منظم خواستار همکاری با هماهنگ‌کننده‌‌های صحنه‌های جنسی هستند، احتمالا کمپانی‌ها و شبکه‌های دیگر هم چنین رویکردی را درپیش گیرند و فضای کاری برای بازیگران کم‌تنش‌تر و آرام‌تر شود.

امیلی مید در پایان صحبت‌هایش می‌گوید:

تمام تغییرات زمانی حاصل می‌شوند که واقعا یک مشکلی وجود داشته باشد. سپس یک نفر می‌آید و خواستار تغییر می‌شود. در نتیجه من خیلی مفتخرم که چنین جنبش بزرگی در سینما و تلویزیون به‌وجود آمده و من هم بخشی از آن بوده‌ام.

به گزارش ویجیاتو، به نظر می‌رسد هالیوود و به طور کلی فیلمسازان غربی در نهایت متوجه این شده‌اند که وجود صحنه‌های جنسی برای بازیگران زن آزاردهنده است. آنها متوجه شده‌اند که استفاده ابزاری از جنس زن و نشان دادن رابطه جنسی نباید بی بند‌وبار باشد و نباید برای اقناع برخی تماشاگران و یا جذب کردن آنها، دست به این ترفندهای جنسی زد. فرهنگ متفاوت غرب باعث شده که وجود چنین صحنه‌هایی در سینما عادی باشد و حالا این عادی بودن لااقل به کنترل رسیده و این امید وجود دارد که در آینده نزدیک فکر بیشتری برای وجود چنین صحنه‌های خارج از عرفی صورت بگیرد.

بیشتر بخوانید:

منبع: واشنگتن‌پست

.کپی شد

مارتین اسکورسیزی

مارتین اسکورسیزی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

برای تأییدپذیری کامل این مقاله به منابع بیشتری نیاز است. لطفاً با توجه به شیوهٔ ویکی‌پدیا برای ارجاع به منابع، با ارایهٔ منابع معتبر این مقاله را بهبود بخشید. مطالب بی‌منبع را می‌توان به چالش کشید و حذف کرد. (نوامبر ۲۰۱۴)

مارتین اسکورسیزی
Martin Scorsese Berlinale 2010 (cropped).jpg
اسکورسیزی در جشنواره فیلم برلین، سال ۲۰۱۰
تولدمارتین چارلز اسکورسیزی۱۷ نوامبر ۱۹۴۲ ‏(۷۸ سال)
کویینز، نیویورک، آمریکا
والدینچارلز اسکورسیزی
کاترین اسکورسیزی
ملیتایتالیایی آمریکایی
پیشهکارگردان، فیلم‌نامه‌نویس، تهیه‌کننده، هنرپیشه
سال‌های فعالیت۱۹۶۲–اکنون
همسر(ها)لارین ماری برنان (۱۹۷۱–۱۹۶۵)
جولیا کامرون (۱۹۷۷–۱۹۷۶)
ایزابلا روسلینی (۱۹۸۲–۱۹۷۹)
باربارا دفینا (۱۹۹۱–۱۹۸۵)
هلن موریس (۱۹۹۹–اکنون)
فرزندان۳ (کاترین برنان، دومنیکا کامرون، فرانسسکا موریس)
محل(های) تحصیلدانشگاه نیویورک
صفحه در وبگاه IMDb
امضاScorsese-signature.png
گسترشجوایز

مارتین چارلز اسکورسیزی (به انگلیسی: Martin Charles Scorsese) (زاده ۱۷ نوامبر ۱۹۴۲) کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس، تهیه‌کننده، هنرپیشه و تاریخ‌دان آمریکایی است. این کارگردان شهیر سینمای آمریکا، عنوان دار تمامی جوایز معتبر سینمایی دنیا جایزه اسکار، جایزه گلدن گلوب، جایزه بفتا، جایزه انجمن اتحادیه کارگردانان آمریکا، جشنواره کن، جشنواره فیلم ونیز و انجمنهای مهم مختلف منتقدین آمریکا و جهان و همچنین معروف‌ترین جایزه تلویزیونی آمریکا جایزه امی می‌باشد.

وی هم اکنون یکی از بهترین کارگردانان جهان است.

در بسیاری از رده‌بندی‌های سینمایی اسکورسیزی را به عنوان بهترین کارگردان زنده و معاصر دنیا پس از جنگ جهانی دوم و یکی از سه کارگردان برتر تاریخ سینما می‌دانند. کارگردانی که پس از گذشت نزدیک به ۵ دهه، همچنان نامی بزرگ، مطرح و مهم در عرصه کارگردانی سینما می‌باشد که اکران هر فیلم جدیدش را اتفاق مهم سینمایی دانسته و به وفور مورد ستایش منتقدین واقع می‌شود.

او را با فیلم‌های ماندگارش، خیابان‌های پایین شهر، راننده تاکسی، گاو خشمگین، رفقای خوب و البته دوستی و همکاری متناوبش با بازیگر بزرگ سینما، رابرت دنیرو می‌شناسند. اسکورسیزی اسکار کارگردانیش را برای فیلم موفق رفتگان به دست آورد.

نکته جالب توجه در مورد رکورد منحصربه‌فرد او اینکه، از ۶ فیلم اسکورسیزی که در قرن بیست و یکم کارگردانی کرده‌است، ۵ فیلم کاندید بهترین فیلم و کارگردانی سال در مراسم جایزه بافتا، جایزه گلدن گلوب و جایزه اسکار شدند! و در این بین جایزه اسکار بهترین کارگردانی را برای رفتگان و جایزه گلدن گلوب بهترین کارگردانی را برای سه فیلم دار و دسته‌های نیویورکی و رفتگان و هوگو دریافت کرده‌است.

لئوناردو دی‌کاپریو

لئوناردو دی‌کاپریو

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

«دی‌کاپریو» به اینجا تغییرمسیر دارد. برای پدرش، جورج دی‌کاپریو را ببینید.

لئوناردو دی‌کاپریو
Leonardo DiCaprio looking away from the camera, wearing a tuxedo on the red carpet

دی‌کاپریو در جشنواره فیلم کن ۲۰۱۹

زادهٔ۱۱ نوامبر ۱۹۷۴ ‏(۴۶ سال)
لس آنجلس، کالیفرنیا، ایالات متحده
پیشه
  • بازیگر
  • تهیه‌کنندهٔ فیلم
  • طرفدار محیط زیست
سال‌های فعالیت۱۹۸۹–اکنون
آثارفهرست کامل
شریک(های)
زندگی
والدین
جایزه(ها)فهرست کامل
وبگاه

لئوناردو ویلهلم دی‌کاپریو (انگلیسی: Leonardo Wilhelm DiCaprio‎؛ زادهٔ ۱۱ نوامبر ۱۹۷۴) بازیگر، تهیه‌کنندهٔ فیلم و طرفدار محیط زیست آمریکایی است. او بیشتر نقش‌های نامتعارف و به خصوص در فیلم‌های زندگی‌نامه‌ای و مربوط در دورهٔ زمانی را ایفا می‌کند. از سال ۲۰۱۹، فروش فیلم‌هایی که در آن نقش‌آفرینی کرده‌است بیش از ۷٫۲ میلیارد دلار در سراسر جهان بوده و هشت بار در رتبه‌بندی سالانه پردرآمدترین بازیگران جهان قرار گرفته‌است.

دی‌کاپریو در لس آنجلس متولد شد و حرفهٔ خود را در اواخر دههٔ ۱۹۸۰ میلادی با حضور در آگهی‌های تلویزیونی آغاز کرد. در اوایل دهه ۱۹۹۰، او در مجموعه‌های مختلف تلویزیونی مانند طنز موقعیت پدر و مادری نقش‌های طولانی‌مدتی را ایفا کرد. دی‌کاپریو نخستین نقش مهم سینمایی خود را در نقش توبیاس «توبی» وولف در زندگی این پسر (۱۹۹۳) ایفا کرد. او برای ایفای نقش مکمل پسری با معلولیت به نام آرنی گریپ در چه چیزی گیلبرت گریپ را آزار می‌دهد (۱۹۹۳) تحسین منتقدان را برانگیخت و نخستین نامزدی‌های دریافت جایزهٔ اسکار و جایزهٔ گلدن گلوب را دریافت کرد؛ در ۱۹ سالگی، او به هفتمین شخص جوان نامزد دریافت جایزهٔ اسکار در دسته‌بندی بهترین بازیگر نقش مکمل مرد تبدیل شد. او با ایفای نقش در حماسی عاشقانه تایتانیک (۱۹۹۷) به بازیگری با شهرت جهانی تبدیل شد؛ تایتانیک در آن زمان پرفروش‌ترین فیلم جهان شد. پس از چندین فیلم ناموفق در زمینهٔ تجاری، دی‌کاپریو در سال ۲۰۰۲ در دو فیلم موفق نقش‌آفرینی کرد: در درام جنایی زندگی‌نامه‌ای اگه می‌تونی منو بگیر و درام تاریخی دارودسته‌های نیویورکی که این فیلم نخستین همکاری او با کارگردان مارتین اسکورسیزی بود.

دی‌کاپریو نقش هوارد هیوز را در هوانورد (۲۰۰۴) ایفا کرد و برای نقش‌آفرینی‌های خود در تریلر سیاسی الماس خونین (۲۰۰۶)، درام جنایی رفتگان (۲۰۰۶) و درام عاشقانهٔ جاده انقلابی (۲۰۰۸) مورد تحسین قرار گرفت. در دههٔ ۲۰۱۰، او در تریلر علمی تخیلی تلقین (۲۰۱۰)، وسترن جنگوی زنجیرگسسته (۲۰۱۲)، زندگی‌نامه‌ای گرگ وال استریت (۲۰۱۳)، درام بقا بازگشته (۲۰۱۵) و درام کمدی روزی روزگاری در هالیوود (۲۰۱۹) نقش‌آفرینی کرد که همه آنها با موفقیت‌های انتقادی و تجاری همراه بودند. از افتخارات وی می‌توان به جایزهٔ اسکار، بفتا و جایزهٔ گلدن گلوب برای فیلم بازگشته و همچنین دو گلدن گلوب دیگر برای هوانورد و گرگ وال استریت اشاره کرد.

دی کاپریو بنیان‌گذار اپین وی پروداکشنز —یک کمپانی تولیدی که برخی از فیلم‌های او و مجموعهٔ مستند گرینزبرگ (۲۰۰۸–۲۰۱۰) را تولید کرده‌است— و بنیاد لئوناردو دی‌کاپریو—یک سازمان غیرانتفاعی اختصاص داده‌شده به ارتقا آگاهی از محیط زیست—است. او به‌طور مکرر از اهداف خیرخواهانه حمایت می‌کند و چندین فیلم مستند در زمینهٔ محیط زیست تولید کرده‌است. در سال ۲۰۰۵، وی به دلیل مشارکت در هنر، به عنوان عضو ارشد نشان هنر و ادب انتخاب شد و در سال ۲۰۱۶، مجلهٔ تایم از او به عنوان یکی از ۱۰۰ فرد با نفوذ در جهان نام برد.

فیلم طوفان ناگهانی

دانلود فیلم طوفان ناگهانی The Looming Storm 2017

 جناییفیلم

3

دانلود فیلم The Looming Storm 2017 با لینک مستقیم

دانلود رایگان فیلم طوفان ناگهانی 2017 با کیفیت عالی

کیفیت 1080p 720p قرار گرفت

دانلود فیلم طوفان ناگهانی The Looming Storm 2017

دانلود فیلم The Looming Storm 2017

ژانر : جنایی

محصول : 2017 چین

مخاطب : مناسب برای بالای 13 سال

کیفیت : BluRay 1080p

امتیاز : 6.5/10 IMDB

مدت زمان : 2 ساعت

کارگردان : Yue Dong

بازیگران : Yihong Duan, Yiyan Jiang, Yuan Du, Wei Zheng

خلاصه داستان فیلم سینمایی The Looming Storm 2017 : مردی شغل خود در کارخانه‎ی فولاد ترک می‎کند تا قاتلی سریالی را در شهری کوچک در جنوب کشور چین تعقیب و پیدا کند. اما…..با لینک مستقیم از دانلود روز دریافت کنید.

ویرا فارمیگا بازیگر سینما و تلویزیون است

a (وِرا فارمیگا)

ورا فارمیگا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

ورا فارمیگا
Vera Farmiga (43676389342).jpg
فارمیگا در کامیک-کان بین‌المللی سن دیگو ۲۰۱۸
نام اصلیویرا آن فارمیگا
زمینه فعالیتبازیگر
تولد۶ اوت ۱۹۷۳ ‏(۴۷ سال)
کلیفتون، نیوجرسی
ملیتآمریکایی
سال‌های فعالیت۱۹۹۷–اکنون
همسر(ها)رِن هاکی
صفحه در وبگاه IMDb

ورا فارمیگا در جشنواره فیلم تورنتو ۲۰۰۸

ورا آن فارمیگا (به انگلیسی: Vera Ann Farmiga) بازیگر آمریکایی است. از جمله فیلم‌های معروف او می‌توان به یتیم، رفتگان، پسری در پیژامه راه راه، بالا در آسمان و احضار اشاره کرد.

شروع زندگی[ویرایش]

او فرزند یک زوج مهاجر اوکراینی است که در نیوجرسی زندگی می‌کردند. پدرش میخایلو یک آنالیزور کامپیوتر بود و مادرش، لوبا، معلم مدرسه. وی تا ۶ سالگی انگلیسی نمی‌دانست و در یک مدرسه مذهبی اوکراینی ثبت نام کرد. او در سال ۱۹۹۱ از مدرسه رقص سنتی اوکراینی فارغ‌التحصیل شد. خواهر او بازیگر است و نامش تیسا فارمیگا است. همسرش رن هاکی نام دارد و موسیقیدان است.


ویرا فارمیگا بازیگر سینما و تلویزیون است. وی سال 1352 چشم به جهان گشود. از مهم‌ترین آثار ویرا فارمیگا می‌توان به بازیگری در فیلم احضار، فیلم رفتگان و فیلم احضار 2 اشاره کرد.


فیلم هایی که به عنوان بازیگر در آنها حضور داشته

 

 

 

 

ویرا فارمیگا بازیگر سینما و تلویزیون است. وی سال 1352 چشم به جهان گشود. از مهم‌ترین آثار ویرا فارمیگا می‌توان به بازیگری در فیلم احضار، فیلم رفتگان و فیلم احضار 2 اشاره کرد.

ویرا فارمیگا نخستین بار در سینما حضور یافته و سال 1377 در 25 سالگی در فیلم Return to Paradise به کارگردانی Joseph Ruben بازی کرده است. گرچه موفقیت این اثر نسبت به آثار شاخص بعدیش مانند فیلم احضار، بیشتر نبود اما تجربه خوبی برای ویرا فارمیگا محسوب می‌شود و همکاری با هنرمندانی همچون وینس وان، Anne Heche، خوآکین فونیکس و David Conrad را تجربه کرد.

ویرا فارمیگا در سال 1392 دوره‌ی پرتلاشی را در عرصه سینما و تلویزیون گذراند و در آثار مهمی بازی کرده است. او در این سال با بازی در 3 فیلم و سریال مهم سینما و تلویزیون خود را به مردم معرفی کرد. آثار مهم ویرا فارمیگا در این سال، بازیگری در سریال متل بیتز، فیلم At Middleton به کارگردانی Adam Rodgers و فیلم احضار به کارگردانی جیمز وان محسوب می‌شود.

 

تبلیغ

شاید یکی از مهم‌ترین بخش‌های بیوگرافی ویرا فارمیگا بازی در فیلم احضار بوده است. ویرا فارمیگا سال 1392 در 40 سالگی در فیلم احضار نقش مهمی بازی کرده است که توانست با مهارت خود، آن نقش و همچنین خودش را میان مخاطبان سینما مطرح کند. او در این فیلم با جیمز وان همکاری داشته است. ویرا فارمیگا توانست با بازی در فیلم احضار تجربه بازیگری موفقی برای خود رقم بزند و همکاری در کنار بازیگرانی نظیر پاتریک ویلسون، Ron Livingston، Lili Taylor و Shanley Caswell بر تجارب او افزود.

ویرا فارمیگا علاوه‌بر فیلم احضار، سال 1385 در 33 سالگی در فیلم رفتگان نیز بازی کرده است. ویرا فارمیگا این‌بار با مارتین اسکورسیزی یعنی کارگردان فیلم رفتگان و هنرمندانی چون لئوناردو ویلهام دی کاپریو، مت دیمون، جک نیکلسون و مارک والبرگ همکاری داشت.

با اینکه ویرا فارمیگا را بیشتر بعنوان بازیگر می‌شناسیم، اما در حرفه‌های دیگر نیز فعال بوده است. ویرا فارمیگا علاوه‌بر بازیگر به‌عنوان کارگردان نیز در سینما و تلویزیون فعالیت داشته است. مهم‌ترین اثر ویرا فارمیگا در حرفه‌ی کارگردان، فیلم Higher Ground است.

در این سال‌ها ویرا فارمیگا با هنرمندان بسیاری تجربه‌ی کار داشته است اما جالب است بدانید که در میان بازیگران کارل رودن با 3 مرتبه، پاتریک ویلسون با 3 مرتبه، Jill Hennessy با 2 مرتبه، Joseph Bishara با 2 مرتبه و Steve Coulter با 2 مرتبه بیشترین همکاری را با ویرا فارمیگا داشته‌اند.

یکی از ویژگی‌های حرفه‌ای بیوگرافی ویرا فارمیگا آن هست که در مدت زمان بازیگری خود، هم در تلویزیون و هم در سینما بازی کرده است. ویرا فارمیگا را باید بیشتر بازیگر سینما بدانیم چرا که 96% آثار وی سینمایی و 4% آثارش تلویزیونی است. در واقع ویرا فارمیگا از مجموع 33 اثری که در کارنامه دارد، در 32 اثر در سینما با نام‌های فیلم رفت و آمد، فیلم خبرنگاران ویژه، فیلم Burn Your Maps، فیلم احضار 2، فیلم قاضی، فیلم Closer to the Moon، فیلم At Middleton، فیلم احضار، فیلم پناهگاه، فیلم Goats، فیلم Higher Ground، فیلم منبع رمز، فیلم Henry’s Crime، فیلم یتیم، فیلم The Vintner’s Luck، فیلم پا در هوا، فیلم Quid Pro Quo، فیلم Nothing But the Truth، فیلم پسری در پیژامه راه راه، فیلم The Devil’s Child، فیلم دویدن از ترس، فیلم Breaking and Entering، فیلم رفتگان، فیلم Neverwas، فیلم Down to the Bone، فیلم Dummy، فیلم Love in the Time of Money، فیلم Dust، فیلم پانزده دقیقه، فیلم The Opportunists، فیلم Autumn in New York و فیلم Return to Paradise به ایفای نقش پرداخته و در 1 اثر در تلویزیون با نام سریال متل بیتز بازی کرده است.

رفتگان

رفتگان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

«مردگان» به اینجا تغییرمسیر دارد. برای دیگر کاربردها، مردگان (ابهام‌زدایی) را ببینید.

رفتگان
DEPARTED.jpg
کارگردانمارتین اسکورسیزی
تهیه‌کنندهبرد گری
گراهام کینگ
روی لی
برد پیت
نویسندهویلیام موناهان
بازیگرانلئوناردو دی‌کاپریو
مت دیمون
جک نیکلسون
مارک والبرگ
مارتین شین
ویرا فارمیگا
موسیقیهاوارد شور
فیلم‌بردارمایکل بالهاوس
تدوین‌گرتلما شونمیکر
توزیع‌کنندهبرادران وارنر

تاریخ‌های انتشار

۶ اکتبر ۲۰۰۶

مدت زمان

۱۵۱ دقیقه
کشورایالات متحده
زبانانگلیسی
هزینهٔ فیلم۹۰٬۰۰۰٬۰۰۰ دلار
فروش گیشه۲۸۹٬۸۰۰٬۰۰۰ دلار

رفتگان، مرحوم، ازدست‌رفته یا جدامانده (به انگلیسی: The Departed) نام فیلمی در ژانر جنایی به کارگردانی مارتین اسکورسیزی و با بازی لئوناردو دی‌کاپریو، مت دیمون، مارک والبرگ و جک نیکلسون است که برندهٔ چهار جایزه اسکار بهترین فیلم سال ۲۰۰۶ از هفتاد و نهمین جشنواره اسکار شده‌است: بهترین کارگردانی، بهترین فیلم، بهترین تدوین (شونمیکر) و بهترین فیلمنامه اقتباسی (ویلیام موناهان). به علاوه مارک والبرگ نیز نامزد بهترین بازیگر نقش دوم بود.

فیلمنامهٔ بیست و نهمین فیلم اسکورسیزی بر اساس فیلم اعمال شیطانی محصول هنگ کنگ ساختهٔ اندرو لائو و سو فای ماک تنظیم شده‌است که ۴ سال پیش از آن ساخته شده بود. نویسندهٔ رفتگان، ویلیام موناهان است که نوشتهٔ او اقتباسی است از فیلمنامهٔ فیلم اعمال شیطانی نوشتهٔ فلیکس چونگ و سو فای ماک می‌باشد.

فروش این فیلم در اولین آخر هفته‌ای که فیلم در آمریکا به نمایش درآمد بالغ بر ۲۷ میلیون دلار شد و تنها فیلم اسکورسیزی بود که در هفته اول نمایش در رده اول فیلم‌های روز قرار گرفت و در حالی که ۹۰ میلیون دلار بودجه آن بود در نهایت در اکران سینمایی‌اش به فروشی معادل ۲۹۰ میلیون دلار دست یافت.

این فیلم با استقبال بسیار خوبی از سوی منتقدین مواجه شد؛ به طوری که تبدیل به اولین فیلم اسکورسیزی شد که توانست برای او جایزه اسکار کارگردانی و فیلم را بیاورد و هم‌اکنون جز ۲۵۰ فیلم برتر در سایت IMDb است و همچنین به موفقیت خوبی در گیشه دست یافت و فروش خوبی را تجربه کرد و از سوی مردم نیز با استقبال مواجه شد.

 

محتویات

خلاصه داستان[ویرایش]

یکی از مأموران اداره پلیس شهر بوستون به اسم بیلی کاستیگان از سوی دو تن از فرماندهانش یعنی کاپیتان کوئینان و سرجوخه دیگنام مأموریت پیدا می‌کند تا به صورت ناشناس در تشکیلات یک باند گانگستری بسیار مهم و خطرناک که رهبری آن برعهده فردی به اسم فرانک کاستلو است نفوذ نماید تا خبرهای آنجا را به اداره پلیس منتقل کند. از سوی دیگر یکی از افراد مهم و وفادار به کاستلو به اسم کالین سالیوان به عنوان یک پلیس به اداره پلیس شهر می‌پیوندد تا برای کاستلو خبرچینی کند. پس از گذشت مدتی از این اتفاقات بیلی پی می‌برد که گانگسترها یک جاسوس در اداره پلیس دارند و کالین نیز از سوی دیگر متوجه می‌شود فردی در تشکیلات آن‌ها برای اداره پلیس جاسوسی می‌کند. با این وجود کالین و بیلی از مأموریت و هویت واقعی همدیگر اطلاعی ندارند و هر کدام در تلاشند تا هر چه زودتر فرد جاسوس را بدام بیندازند.

۱۰ فیلم‌ برتر لئوناردو دی‌کاپریو؛ ستاره‌ای که از غرق شدن نجات پیدا کرد

۱۰ فیلم‌ برتر لئوناردو دی‌کاپریو؛ ستاره‌ای که از غرق شدن نجات پیدا کرد

افزودن به لیست علاقه‌مندی ها

صوفیا نصرالهیصوفیا نصرالهی

۲۶ آبان ۱۳۹۹ | ۰۰:۳۳۲۶ آبان ۱۳۹۹زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۱۴ دقیقه

بهترین فیلم‌های لئوناردو دی‌کاپریو

 

لئوناردو دی‌کاپریو متولد ۱۱ نوامبر ۱۹۷۴ کارش را با بازی در تلویزیون و سینما شروع کرد اما حالا به جز بازیگری یک تهیه‌کننده‌ی مؤثر و یکی از فعالان محیط زیست جهانی است. لااقل اولین تصویر ما در ایران از لئوناردو دی‌کاپریو پسرک جوان جذابی است که موهای طلایی لختش روی صورتش می‌ریخت و روی کشتی تایتانیک نقش جوان یک لاقبا اما وفادار و عاشق‌پیشه را بازی می‌کرد. اما وقتی نوبت به نوشتن از بهترین فیلم‌های لئوناردو دی‌کاپریو می‌رسد می‌بینیم که یکی دو سال قبل‌تر از «تایتانیک» توانسته بود در فیلم «چه چیزی گیلبرت گریپ را آزار می‌دهد؟» استعداد خودش را نشان بدهد و حتی نامزد جایزه‌ی اسکار شود.

اگر دی‌کاپریو باهوش نبود در دام همان جوانک جذاب باقی می‌ماند و تبدیل به ستاره‌ای می‌شد که چند سالی فیلم‌هایش خوب می‌فروخت اما بعد جذابیتش را از دست می‌داد اما روحیه‌ی ماجراجو و انتخاب‌های غیرمرسوم دی‌کاپریو او را از غرق شدن در این ورطه نجات داد. شروع به بازی در فیلم‌های زندگینامه‌ای و درام‌های تاریخی پرسر و صدا مثل «دار و دسته‌های نیویورکی» کرد. در فیلم‌هایی بازی کرد که هم گیشه‌ی موفقی داشتند و هم اکثرشان از نظر منتقدان حتی جدای از بازی دی‌کاپریو هم تحسین شدند. رقم فروش فیلم‌هایش در سرتاسر جهان بیش از ۷ میلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار شد. باید به هوشش در انتخاب کارگردانانی که با آن‌ها کار کرده آفرین گفت.

دی‌کاپریو که در لس‌آنجلس به دنیا آمده از نوجوانی و اواخر دهه‌ی ۸۰ با حضور در آگهی‌های بازرگانی مطرح شد. بعد سراغ تلویزیون رفت و سال ۱۹۹۱ در سن ۱۷ سالگی در اولین فیلم بلندش به نام «مخلوقات ۳» کمدی وحشت علمی-تخیلی ساخته‌ی کریستین پترسون ظاهر شد. یکی دو فیلم متوسط دیگر در نقش‌های فرعی بازی کرد و سال ۱۹۹۳ هم نقش اول فیلم «زندگی یک پسر» شد تا اینکه بازی در فیلم «چه چیزی گیلبرت گریپ را آزار می‌دهد؟» و در نقش یک معلول ذهنی برایش اولین نامزدی اسکار را به ارمغان آورد.

دی‌کاپریو شش بار نامزد جایزه‌ی اسکار شده در حالی که خیلی از منتقدان معتقدند بازی او در فیلم‌هایی مثل «اگه می‌تونی منو بگیر» و «شاتر آیلند» نادیده گرفته شده است. خیلی هم دیر اسکار را به او دادند. او حالا یکی از بازیگران پخته‌ی هالیوود است که حضورش در یک فیلم می‌تواند دلیلی برای دیدن آن اثر باشد. به‌خصوص که وسواس خوبی هم در انتخاب فیلم دارد.

دی‌کاپریویی که زمانی نمی‌توانست مدیر برنامه پیدا کند چون معتقدند بودند برای پیدا کردن مخاطب باید اسم و فامیلش را تغییر بدهد (فامیلی او به اجداد ایتالیایی‌اش برمی‌گردد و نامش را هم از روی لئوناردو داوینچی گذاشته‌اند) و سال سوم دبیرستان او را از مدرسه بیرون انداخته بودند، سال ۲۰۱۶ از سوی مجله‌ی تایم به‌عنوان یکی از افراد تأثیرگذار جهان انتخاب شد.

این فهرستی از بهترین فیلم‌های لئوناردو دی‌کاپریوست که این ماه ۴۶ ساله شد.

۱) چه چیزی گیلبرت گریپ را آزار می‌دهد؟ (What’s Eating Gilbert Grape)

چه چیزی گیلبرت گریپ را آزار می‌دهد

  • کارگردان: لاسه هالستروم
  • سایر بازیگران: جانی دپ
  • امتیاز متاکریتیک: ۷۳ از ۱۰۰
  • محصول ۱۹۹۳

پیتر هجز از روی رمانی به همین نام که سال ۱۹۹۱ منتشر شده بود فیلم‌نامه‌ای نوشت که دی‌کاپریو را برای اولین‌بار نامزد جایزه‌ی اسکار کرد. عجیب هم نبود. اعضای آکادمی عاشق نقش‌های معلولین ذهنی و جسمی هستند. نگاه کنید که چطور بازی داستین هافمن در فیلم «رین من» همیشه به‌عنوان یکی از بهترین بازی‌های او تلقی می‌شود. اینجا هم دی‌کاپریوی ۱۹ ساله نقش ارنی را بازی می‌کند که به لحاظ ذهنی دچار معلولیت است.

داستان فیلم در شهری کوچک در ایوا اتفاق می‌افتد. گیلبرت گریپ مراقب برادرش ارنی است. پدر آ‌ن‌ها ۷ سال قبل، زمانی که ارنی فقط ۱۱ سال داشته خودش را دار زده و دو برادر خودشان خرج زندگی را درمی‌آورند. آن‌ها هر سال منتظر رسیدن توریست‌ها هستند. گیلبرت در یک مغازه‌ی خواروبار فروشی کار می‌کند که باز شدن یک سوپرمارکت بزرگ آن را به معرض تعطیلی کشانده است. سر و کله‌ی زن جوانی به همراه مادربزرگش در شهر پیدا می‌شود. زن جوان به گیلبرت و ارنی نزدیک می‌شود و بین او و گیلبرت رابطه‌ی عاطفی شکل می‌گیرد. اما مشکلات گیلبرت تمامی ندارد.

فیلم هر چند تا حد زیادی قابل‌پیش‌بینی بود اما اثر احساساتی از کار درآمد و به‌خصوص بازی دی‌کاپریو نکته‌ی چشمگیر اثر شد. بازی‌ها فیلم را تأثیرگذار کردند و قوه‌ی محرکه‌ی فیلم بودند.

۲) تایتانیک (Titanic)

تایتانیک

  • کارگردان: جیمز کامرون
  • سایر بازیگران: کیت وینسلت
  • امتیاز متاکریتیک: ۷۵ از ۱۰۰
  • محصول ۱۹۹۷

احتمالا الان می‌گویید که «تایتانیک» فیلم عامه‌پسندی بود و لئوناردو دی‌کاپریو و حتی کیت وینسلت در نقش عشاق اصلی داستان کار خاصی هم انجام ندادند. هر چند کیت وینسلت نامزد اسکار بهترین بازیگر زن شد اما بین یازده جایزه‌ای که فیلم جیمز کامرون به خانه برد بازیگری نه در بخش زن اصلی و نه بخش زن مکمل جزو برنده‌ها نبود. با این حال نمی‌شود نقطه‌ی اوج یک ستاره را نادیده گرفت. اواخر دهه‌ی نود جک داوسن الگوی همه‌ی پسرهای جوان و شاهزاده‌ی سوار بر اسب سفید همه‌ی دخترکان بود.

فیلم داستان پسری از طبقه‌ی فقیر و دختری از طبقه‌ی ثروتمند بود که به طور اتفاقی روی کشتی تایتانیک با هم آشنا می‌شوند، عاشق یکدیگر می‌شوند و موقع غرق شدن کشتی پسر از زندگی‌اش می‌گذرد تا دختر نجات پیدا کند.

لئوناردو دی‌کاپریو صورت معصوم پسر زیبایی را داشت که سکانس مرگش تماشاگران را به گریه می‌انداخت. اگر فکر می‌کنید کار ساده‌ای است بهتر است به کتاب گفت‌وگوی کمرون کرو با بیلی وایلدر مراجعه کنید که توضیح می‌دهد گاهی کاری نکردن روی پرده از همه چیز سخت‌تر است. دی‌کاپریوی این فیلم فقط قرار بود شیرین و معصوم باشد که بود و تماشاگر را احساساتی کند که این وظیفه را هم انجام داد.

۳)‌ اگه می‌تونی منو بگیر (Catch Me If You Can)

اگه می‌تونی منو بگیر

  • کارگردان: استیون اسپیلبرگ
  • سایر بازیگران: تام هنکس
  • امتیاز متاکریتیک: ۷۵ از ۱۰۰
  • محصول ۲۰۰۲

از اوایل هزاره‌ی سوم دی‌کاپریو تصمیم گرفت که در انتخاب فیلم‌ها و کارگردانانی که با آن‌ها همکاری می‌کند دقت بیشتری داشته باشد تا فراتر از یک ستاره تبدیل به بازیگر بزرگی شود که در فیلم‌های ماندگار فیلم‌سازان مهم ایفای نقش می‌کند. اولین انتخابش فیلمی سرگرم‌کننده از اسپیلبرگ بود که انتخاب درستی هم به نظر می‌رسید.

فیلم داستان زندگی فرانک ابگنیل را روایت می‌کند و اقتباسی از کتاب اتوبیوگرافیکی است که او درباره‌ی زندگی‌اش نوشته. فرانک ابگنیل الان یک مشاور امنیتی است ولی از ۱۵ تا ۲۱ سالگی در کار جعل اسناد و جعل هویت و خلاصه هزار جور کار مجرمانه بود و هیچ‌کس هم نمی‌توانست دستگیرش کند. می‌گویند هشت هویت داشت که از بین آن‌ها می‌شود به خلبان هواپیما، پزشک و وکیل اشاره کرد. او پنج سال را در زندان گذراند تا اینکه در نهایت به خدمت دولت فدرال درآمد. داستان جالبی است درباره‌ی یک آدم جالب و در فیلم اسپیلبرگ نقش این جوان جالب را لئوناردو دی‌کاپریو بازی می‌کند. حقوق کتاب ابگنیل را کمپانی دریم ورکز اسپیلبرگ خریده بود اما پیش از او قرار بود افرادی مثل دیوید فینچر یا لاسه هالستروم (کارگردان اولین فیلمی که برای دی‌کاپریو نامزدی اسکار به ارمغان آورد) آن را بسازند که در نهایت خود اسپیلبرگ قدم جلو گذاشت.

فیلم در ضمن به رابطه‌ی او و تعقیب و گریزش با کارل هانراتی افسر پلیس می‌پردازد. اسپیلبرگ فیلم را استادانه ساخته و فیلمی است که بی‌نهایت سرگرم‌کننده و شیرین است و البته همه‌ی این‌ها به کمک بازی لئوناردو دی‌کاپریو میسر شده است.

۴) هوانورد (The Aviator)

هوانورد

  • کارگردان: مارتین اسکورسیزی
  • سایر بازیگران: کیت بلانشت
  • امتیاز متاکریتیک: ۷۷ از ۱۰۰
  • محصول ۲۰۰۴

فیلمی که دومین نامزدی اسکار لئوناردو دی‌کاپریو را برایش به ارمغان آورد و دومین همکاری دی‌کاپریو با مارتین اسکورسیزی بزرگ بعد از فیلم «دار و دسته‌های نیویورکی» بود. باز هم یک فیلم بیوگرافیک برمبنای زندگی یک شخصیت واقعی جذاب. این‌بار دی‌کاپریو نقش یکی از ثروتمندترین و مؤثرترین آدم‌های هالیوود یعنی هاوارد هیوز را بازی کرد.

فیلم سال ۱۹۱۴ در هیوستون آغاز می‌شود. وقتی هیوز ۸ سال دارد و رابطه‌ی او را با مادرش به تصویر می‌کشد. ۱۴ سال بعد در ۲۲ سالگی هیوز یک امپراطوری دارد و از پیشگامان هوانوردی است و می‌خواهد فیلم‌های خودش را کارگردانی کند. اولین فیلم ناطقش با موفقیت روبه‌رو شده و حالا می‌خواهد فیلم‌های رئالیستی‌تری بسازد. او درگیر یک رابطه‌ی عاطفی با کاترین هبپورن بازیگر می‌شود. هبپورن به او کمک می‌کند تا نشانه‌های اختلال رفتاری‌اش در نظم (OCD) کمتر شود. او تا آخر عمر به لحاظ احساسی درگیر هبپورن می‌ماند هر چند بعدتر با آوا گاردنر و بازیگران دیگر ارتباط برقرار می‌کند. مشکل اصلی در جنگ جهانی دوم پدید می‌آید. وقتی او می‌خواهد ناوگان هوایی‌اش را در اختیار ارتش قرار بدهد. اتفاقی که بعدتر او را در معرض پاسخگویی به سنا قرار می‌دهد.

اینکه اسکورسیزی کارگردانی منحصر به فرد و مطمئنی دارد عجیب نیست اما کار دی‌کاپریو یک گام رو به جلو در کارنامه‌اش بود. او با بازی قدرتمندش موفق شد سقوط هاوارد هیوز را از یک میلیاردر عجیب و غریب به مردی منزوی و دیوانه تصویر کند.

۵) مرحوم (The Departed)

مرحوم

  • کارگردان: مارتین اسکورسیزی
  • سایر بازیگران: جک نیکلسون
  • امتیاز متاکریتیک: ۸۵ از ۱۰۰
  • محصول ۲۰۰۶

در این فهرست می‌توانست فیلم «الماس خونین» ادوارد زوییک حضور داشته باشد که دی‌کاپریو برای بازی در آن نامزد یک جایزه‌ی اسکار دیگر شد ولی به جایش ترجیح دادم یکی از بهترین فیلم‌های قرن بیست‌ویکم در فهرست باشد که بعد از سال‌ها کارنامه‌ی پر افتخار اسکار را نصیب مارتین اسکورسیزی کرد.

این تریلر جنایی در حقیقت بازسازی یک فیلم هنگ‌کنگی بود. اسکورسیزی در این فیلم توانست دوباره قدرت شگفت‌انگیزش را در روایت داستان‌های گنگستری به نمایش بگذارد. فیلم در بوستون اتفاق می‌افتد. فرانک کاستلوی ایرلندی رئیس مافیاست که یکی از اعضای باندش به نام کالین را به‌عنوان جاسوس وارد ایستگاه پلیس ماساچوست می‌کند. جریان وقتی پیچیده می‌شود که هم‌زمان پلیس هم یکی از سربازان را به نام بیلی تحت پوشش داخل گروه کاستلو می‌کند. وقتی هر دو طرف از این ماجرا آگاه می‌شوند کالین و بیلی هر کدام تلاش می‌کنند که زودتر هویت جاسوس طرف مقابل را کشف کنند.

در تیم بازیگری فقط مارک والبرگ نامزد جایزه‌ی اسکار شد که نقش یک پلیس را ایفا می‌کرد. دی‌کاپریو بازیگر نقش بیلی بود. پلیسی که وارد گروه کاستلو می‌شود. صحنه‌های دو تایی او و جک نیکلسون به عنوان رییس مافیا درجه یک و هیجان‌انگیز و پرشور از کار درآمده‌اند. جیمز براردینلی به فیلم امتیاز کامل داده و نوشته که این یک حماسه‌ی تراژیک آمریکایی است.

۶) اینسپشن (Inception)

اینسپشن

  • کارگردان: کریستوفر نولان
  • سایر بازیگران: جوزف گوردون لویت
  • امتیاز متاکریتیک: ۷۴ از ۱۰۰
  • محصول ۲۰۱۰

فیلمی که در میان ۲۵۰ فیلم برتر IMDB رتبه‌ی سیزدهم را دارد. خیلی‌ها آن را بهترین فیلم نولان می‌دانند با این حال نه نولان نامزد جایزه‌ی اسکار شد و نه دی‌کاپریو برای بازی در نقش اول فیلم. منتها این فیلمی است که دوستداران سینما فارغ از جوایز برایش سر و دست می‌شکنند.

دی‌کاپریو در فیلم نقش دومینیک کاب را بازی می‌کند. یک دزد حرفه‌ای که وظیفه‌اش رفتن به لایه‌های مختلف خواب مردم و دزدیدن افکار آن‌هاست. او بیشتر برای کمپانی‌های بزرگ کار می‌کند. آخرین هدف آن‌ها مردی به نام سایتوست که بعدا مشخص می‌شود می‌خواسته کاب و گروهش را امتحان کند. او مأموریت سخت‌تری برای آن‌ها دارد. این‌بار به‌جای دزدیدن ناخودآگاه آن‌ها باید به خواب مدیر شرکت رقیب بروند و فکری را در ناخودآگاه او القا کنند.

همه‌ی این‌ها در شرایطی است که کاب دستخوش تکانه‌های روحی فراوانی است و هنوز با مرگ همسرش کنار نیامده است.

منتقدان معتقد بودند که «اینسپشن» بلاک‌باستری است که توانسته ایده‌های روشنفکرانه‌اش را هم به مخاطب منتقل کند. مجله‌ی امپایر در ستایش فیلم نوشته بود: «انگار استنلی کوبریک یکی از آثار نویسنده‌ی بزرگ علمی-تخیلی، ویلیام گیبسون را اقتباس کرده باشد. نولان دوباره یک کار اریجینال انجام داده است».

وسط آن جلوه‌های بصری عظیم و کارگردانی نولان و داستان پیچیده‌ی خواب و رویا شاید خیلی بازی‌ها به چشمتان نیاید اما به هر حال اگه دی‌کاپریو نبود کاب وجود نداشت.

۷) جانگوی رها شده از بند (Django Unchained)

جانگوی رهاشده از بند

  • کارگردان: کوئنتین تارانتینو
  • سایر بازیگران: کریستف والتز، جیمی فاکس
  • امتیاز متاکریتیک:۸۱ از ۱۰۰
  • محصول ۲۰۱۲

ساختن یک وسترن مدرن توسط کوئنتین تارانتینو برای دوستداران سینما عیش خالص است. تارانتینو مشغول نوشتن کتابی درباره‌ی سرجیو کوربوچی کارگردان بزرگ ایتالیایی در ژانر وسترن اسپاگتی بود که تولید فیلم «جانگوی رها شده از بند» را شروع کرد. این فیلم هم در حقیقت ادای دین تارانتینو به وسترن اسپاگتی است.

اوایل سال ۱۸۵۸ در تگزاس دو برادر گروهی از برده‌های سیاهپوست را روی زمین می‌کشانند. در میان آن‌ها جانگو است که او را از همسرش جدا کرده‌اند و به‌عنوان برده فروخته‌اند. همسر جانگو به دو زبان انگلیسی و آلمانی مسلط است و پیش از آن فقط در خانه‌ها خدمت می‌کرده. دکتر شولتز دندانپزشک آلمانی جلوی آن‌ها را می‌گیرد چون به دنبال سه برادر قانون‌شکن است که می‌داند جانگو از آن‌ها خبر دارد. او جانگو را می‌خرد و بعد به او آزادی‌اش را به علاوه‌ی ۷۵ دلار می‌بخشد تا راه را برای پیدا کردن آن سه برادر به او نشان بدهد. جانگو و شولتز با هم همراه می‌شوند. اما این وسط یک موسیو کالوین هم وجود دارد که دشمن برده‌هاست و به بدترین نحو با آن‌ها برخورد می‌کند و سر راه شولتز و جانگو سبز می‌شود.

تارانتینو می‌خواست فیلمی‌ درباره‌ی گذشته‌ی تلخ برده‌داری در آمریکا ولی به سبک و سیاق خودش بسازد. درنتیجه تصمیم گرفت به سمت یک فیلم ژانر برود. دی‌کاپریو نقش آقای کالوین را در فیلم دارد. یکی از معدود نقش‌های منفی دی‌کاپریو و نشان می‌دهد که او در نمایش خباثت هم توانایی فوق‌العاده‌ای دارد.

۸) گتسبی بزرگ (The Great Gatsby)

گتسبی بزرگ

  • کارگردان: باز لورمن
  • سایر بازیگران: کری مولیگان
  • امتیاز متاکریتیک: ۵۵ از ۱۰۰
  • محصول: ۲۰۱۳

«گتسبی به چراغ سبز ایمان داشت؛ به آینده‌ی لذت‌بخشی که سال به سال از جلوی ما عقب‌تر می‌رود. اگر این بار از چنگ ما گریخت چه باک، فردا تندتر خواهیم دوید.» این جملاتی که اسکات فیتز جرالد نویسنده‌ی بزرگ و خالق کتاب «گتسبی بزرگ» در وصف کاراکتر عجیب و جذاب کتابش نوشته است.

کتابی که باز لورمن نتوانست در درام رومانتیکش آن‌ را خوب بازتاب بدهد؛ هر چند فیلم صحنه‌آرایی جذاب و موسیقی دلپذیری داشت، اما روح کتاب فیتزجرالد را منعکس نمی‌کرد.

راوی مردی است که خانه‌ای در دهکده‌ای کوچک اجاره کرده و در مجاورش خانه‌ای بزرگ و اشرافی متعلق به مردی به نام جی گتسبی قرار داد که مهمانی‌های باشکوه می‌دهد. راوی که نیک نام دارد با آقای گتسبی آشنا می‌شود. نیک دختر دایی به نام دیزی دارد که همسرش ورزشکار است. واقعیت این است که گتسبی قبل از جنگ با دیزی رابطه‌ی عاشقانه داشته و هیچ‌وقت او را فراموش نکرده است. حتی حالا هم امید دارد که دیزی با او فرار کند اما دیزی در عین حال که عاشق گتسبی است مطمئن نیست که می‌تواند از زندگی‌اش دست بکشد یا نه.

در واقع تنها چیزی که در فیلم باز لورمن به روح کتاب فیتزجرالد می‌خورد تصویری است که دی‌کاپریو از گتسبی ارائه می‌دهد. مردی محزون و عاشق زندگی.

۹) گرگ وال‌استریت (Wolf of Wallstreet)

گرگ وال استریت

  • کارگردان: مارتین اسکورسیزی
  • سایر بازیگران:‌ جونا هیل
  • امتیاز متاکریتیک: ۷۵ از ۱۰۰
  • محصول ۲۰۱۳

فیلمی جسورانه و گستاخانه از مارتین اسکورسیزی که داستان زندگی جوردن بلفورت یکی از مهم‌ترین مردان وال‌استریت را روایت می‌کند. دی‌کاپریو نقش بلفورت را بازی می‌کند. مردی که در بازار سهام موفق است اما پول زیاد او را به تدریج به قهقرا می‌برد. دی‌کاپریو برای بازی در این فیلم برنده‌ی جایزه‌ی گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد فیلم کمدی یا موزیکال شد و نامزد اسکار هم شد. آن هم در دو رشته. هم بازیگری و هم به‌عنوان یکی از تهیه‌کنندگان فیلم در رشته‌ی بهترین فیلم. در حالی که همه مطمئن بودند جایزه‌ی اسکار دیگر به دی‌کاپریو خواهد رسید باز هم آن سال اسکار نصیب او نشد.

جوردن بلفورت دلال سهام بود که در شفاف‌سازی مالی در جریان فساد وال‌استریت خودداری می‌کند. در حقیقت خود او یکی از تجاری بود که کارهای مجرمانه و خلاف قانون را به شکلی زیرپوستی در وال‌استریت انجام می‌داد. مردی که کارش را از صفر شروع کرده بود و به چنان ثروتی رسیده بود که دیگر نمی‌دانست با آن باید چه کار کند. تصویر آخری که از او داریم شگفت‌انگیز است. او در زندان به زندانیان یاد می‌دهد که چه‌طور می‌توانند یک خودکار را به کسی بفروشند و نشان می‌دهد یک تاجر واقعی است. بازی برون‌گرا و پرفشار دی‌کاپریو دیدنی است.

۱۰) از گور برگشته (Revenant)

از گور برگشته

  • کارگردان: الخاندرو گونزالس ایناریتو
  • سایر بازیگران: تام هاردی
  • امتیاز متاکریتیک: ۷۶ از ۱۰۰
  • محصول ۲۰۱۵

بالاخره فیلم کارگردان مکزیکی لئوناردو دی‌کاپریو را به مجسمه‌ی طلایی رساند. شوخی‌های زیادی پیش و بعد از جایزه‌ی اسکار در فضای مجازی شکل گرفت که بیشتر به بخش جدال دی‌کاپریو با یک خرس در فیلم مربوط می‌شد و اشاره داشتند که اعضای آکادمی در طول این سال‌ها آن‌قدر دی‌کاپریو و بازی‌های خوبش را نادیده گرفته‌اند که برای همین فیلم هم احتمال داشته جایزه‌ی بهترین بازی را به خرس بدهند!

این فیلم ماجراجویانه داستان مردی به نام هیو گلس با بازی دی‌کاپریوست که در سال ۱۸۲۳ راهنمای گروهی از تاجران می‌شود اما در راه، محلی‌ها به گروهشان حمله‌ی می‌کنند. خیلی از شکارچیان پوست کشته می‌شوند و آن‌هایی که زنده می‌مانند با راهنمایی گلس از مخمصه می‌گریزند. آن‌ها باید پای پیاده وسط برف و بوران فرار کنند و این وسط یک خرس گریزلی هم به گلس حمله می‌کند و تا پای مرگ او را زخمی می‌کند. گلس ولی از همه‌ی این ماجراها جان سالم به در می‌برد. او سفری طولانی در پیش دارد.

خود فیلم هم به خاطر دشواری‌های ساختش زیاد تحسین شد اما همه در یک نکته هم نظر بودند که نکته‌ی مجذوب‌کننده‌ی آن بازی دی‌کاپریو بوده است.

موفقیت‌های دی‌کاپریو با بردن اسکار برای فیلم «از گور برگشته» به خانه پایان نیافت. او سال ۲۰۱۹ برای بازی در فیلم «روزی روزگاری در هالیوود» در نقش یک بازیگر موفق سریال‌های تلویزیونی که حالا شانس از او روی برگردانده موفق شد بار دیگر نامزد جایزه‌ی اسکار شود.

دی‌کاپریو از آن بازیگرانی است که از تجربه‌ی نقش‌های مختلف نمی‌ترسد و هنوز هم می‌تواند با یک نقش و یک فیلم خوب دیگر غافلگیرمان کند.

۷ فیلمی که باید به توصیه لئوناردو دی‌کاپریو ببینید

۲۰ جمله نغز از «وودی آلن»

۲۰ جمله نغز از «وودی آلن»

۲۰ جمله نغز از «وودی آلن»

«وودی آلن» از سینماگران عجیبی است که به قول خودش فیلم‌هایش روی پرده ضرر می‌دهند، اما هنوز خیلی‌ها او را یکی از برجسته‌ترین فیلمسازان حال حاضر می‌دانند.

به گزارش ایسنا، «دیلی تلگراف» در گزارشی جملاتی خواندنی را از این هنرمند ۸۱ ساله آمریکایی که به طعم خنده‌ای تلخ درآمیخته‌، در گزارشی آورده است.

۲۰ نقل قول طلایی از کارگردان «آنی هال» و «نیمه شب در پاریس» را می‌خوانید:

 

۸۰ درصد موفقیت، پُز دادن است.

به خاطر قدّم نتوانستم عضو تیم شطرنج شوم.

هنر از زندگی تقلید می‌کند؟ یا زندگی از تلویزیون؟

تنها حسرت زندگی من این است که کس دیگری نبودم.

عصر عالی‌یی داشتم؛ شبیه محاکمات نورنبرگ بود.

تنها چیزی که بین من و بزرگی قرار گرفته، خود من هستم.

اگر فیلم‌هایم به یک نفر هم احساس بدبختی بدهند، حس می‌کنم کارم را انجام داده‌ام.

از واقعیت متنفرم اما هنوز هم این بهترین جا برای خوردن یک استیک خوب است.

 

 

وقتی من را دزدیدند، پدر و مادرم سریع وارد عمل شدند. آن‌ها اتاقم را اجاره دادند.

من نمی‌خواهم از طریق کارهایم به جاودانگی برسم، می‌خواهم با نمردن جادوانه شوم.

خیلی به ساعت طلای جیبی‌ام افتخار می‌کنم. پدربزرگم در بستر مرگ آن را به من فروخت.

خیلی نمی‌توانم به موسیقی «واگنر» گوش دهم؛ این حس را به من می‌دهد که باید لهستان را فتح کنم.

فقط اگر خدا یک نشانه روشن به من نشان می‌داد! مثل گذاشتن یک پس‌انداز هنگفت به نام من در بانک سوئیس.

چیزهای بدتر از مرگ هم در زندگی وجود دارند؛ تا حالا یک بعد از ظهر را با یک فروشنده بیمه گذرانده‌ای؟

وقتی می‌توانی برای ۱۰۰ شدن زندگی کنی که از تمام چیزهایی که باعث می‌شود تو بخواهی ۱۰۰ باشی، دست بکشی.

من به خاطر تقلب در امتحان متافیزیک از دانشگاه نیویورک اخراج شدم. به درون روح پسری که کنارم نشسته بود، نگاه کردم.

چه می‌شود اگر همه چیز یک توهم باشد و هیچ چیز وجود نداشته باشد؟ در این صورت، مسلما من برای فرشم زیادی پول داده‌ام.

 

 

چه می‌شود اگر هیچ چیز وجود نداشته باشد و ما همه در خواب یک نفر باشیم؟ یا از آن بدتر؛ چه می‌شود اگر فقط آن مرد چاقی که در ردیف سوم است واقعیت داشته باشد؟

دو باور موهوم که درمورد من وجود دارد، یکی این است که چون این عینک را به چشم می‌زنم، روشنفکر هستم و چون فیلم‌هایم ضرر می‌کند، هنرمند هستم. این دو افسانه سال‌هاست که رایج هستند.

یک جوک قدیمی هست که می‌گوید دو زن مسن در اقامتگاه کوهستانی «کَتس‌کیل» هستند که یکی از آن‌ها می‌گوید: «غذای اینجا خیلی افتضاحه». آن یکی جواب می‌دهد: «آره، درسته، خیلی هم کمه.» خب، اساسا این حسی است که من نسبت به زندگی دارم.

*****

«وودی آلن» کمدین، بازیگر، کارگردان، نویسنده، موسیقی‌دان و نمایشنامه‌نویس آمریکایی است. او فعالیت حرفه‌ای خود را به یک نویسنده کتاب‌های طنز و سپس در نقش کمدین روی صحنه شروع و سپس در دهه ۶۰ میلادی، فعالیت فیلمسازی خود را آغاز کرد.

«وودی آلن» طی سه دهه فیلم‌سازی، بیش از ۴۵ فیلم ساخته که با آن‌ها افتخارات و جوایز سینمایی متعددی کسب کرده است که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به چهار جایزه اسکار و دو جایزه «گلدن گلوب» اشاره کرد.

 

 

دو جایزه‌ بهترین کارگردانی و شش جایزه‌ بهترین فیلم‌نامه از جوایز «بفتا»ی انگلیس، خرس نقره‌ای جشنواره‌ برلین در سال ۱۹۷۵، جایزه‌ «فیپرشی» جشنواره‌ کن در سال ۱۹۸۵ برای «رز بنفش قاهره»، دو جایزه‌ بهترین فیلم خارجی از جوایز سزار فرانسه برای «منهتن» و «رز بنفش قاهره»، جایزه بهترین فیلم اروپایی از جوایز «گویا»ی اسپانیا در سال ۲۰۰۶ برای «امتیاز نهایی»، شیر طلای افتخاری جشنواره‌ ونیز در سال ۱۹۹۵، جایزه‌ یک عمر دستاورد سینمایی از جشنواره‌ «سن‌سباستین» در سال ۲۰۰۴ از دیگر افتخارات سینمایی این کارگردان بزرگ محسوب می‌شوند. وی ۲۴ بار نامزد اسکار و چهار بار برنده آن شده که این جوایز شامل یک اسکار بهترین کارگردانی و سه جایزه اسکار بهترین فیلم‌نامه غیراقتباسی می‌شود.

»آنی‌هال»، «صحنه‌های داخلی»، «منهتن»، «خاطرات اکلیلی»، «امتیاز نهایی»، «آلیس»، «ویکی کریستینا بارسلونا»، «گلوله‌های بر فراز برادوی» ،«آفرودیت قدرتمند»، «شالوده‌شکن»، «نیمه شب در پاریس»، «تقدیم به رم با عشق»، «یاسمن غمگین»، «کافه  سوسایتی» و «مرد بی‌منطق» از جمله ساخته‌های این کارگردان صاحب‌نام سینمای جهان است.

74 جمله از وودي آلن

Woody اگر فيلم‌هايم نفروشند و به سود نرسند، مي‌فهمم دارم كار درستي انجام مي‌دهم! Woody در بورلي هيلز مردم آشغال‌هاي ‌شان را دور نمي ريزند. بلكه آنها را به شوهاي تلويزيوني تبديل مي‌كنند! Woody در خانه، من رئيسم و زنم فقط تصميم‌گيرنده است!

74 جمله از وودي آلن

 

 

74 جمله از وودي آلن
74 جمله از وودي آلن


 





 

Woody اگر فيلم‌هايم نفروشند و به سود نرسند، مي‌فهمم دارم كار درستي انجام مي‌دهم!
Woody در بورلي هيلز مردم آشغال‌هاي ‌شان را دور نمي ريزند. بلكه آنها را به شوهاي تلويزيوني تبديل مي‌كنند!
Woody در خانه، من رئيسم و زنم فقط تصميم‌گيرنده است!
Woody زندگي از هنر تقليد نمي‌كند، از برنامه‌هاي بد تلويزيوني تقليد مي‌كند!
Woody زندگي به دو بخش بدبختي و فلاكت تقسيم شده است!
Woody ازدواج، مرگ آرزوهاست!
Woody پول بهتر از فقر است آن هم به دلايل اقتصادي!
Woody تنها تأسفم در زندگي اين است كه شخص ديگري نيستم!
Woody اگر با ديدن فيلم‌هايم يك نفر بيشتر احساس فلاكت كند، احساس مي‌كنم كارم را درست انجام داده‌ام!
Woody مسأله اين نيست كه از مرگ مي‌ترسم، فقط دلم نمي‌خواهد موقع مردن در محل حاضر باشم!
Woody زندگي پر از تنهايي، رنج و بدبختي است و همه اينها خيلي زود به سر مي‌آيد!
Woody اگر هر بار شكست نمي‌خوريد، اين نشان مي‌دهد كه كارهاي‌ تان را با خلاقيت انجام نمي‌دهيد!
Woody كاري كه خيلي از خانم‌هاي هنرپيشه حاضرند انجام بدهند تا يك اسكار ناقابل بگيرند از دست دادن شرافت است!
Woody هفتاد درصد موفقيت در زندگي، خودنمايي است!
Woody استعداد شادبودن، دوست داشتن و تحسين داشته‌هاست نه نداشته‌ها!
Woody چيزهايي بدتر از مرگ در زندگي وجود دارد. آيا تا حالا بعدازظهرتان را با يك بيمه‌گذار گذرانده‌ايد؟!
Woody نسبت، توهم پايندگي است!
Woody يك زماني عده‌اي من را دزديدند و پدر و مادرم بلافاصله دست به كار شدند البته نه براي پيدا كردن من بلكه براي اجاره دادن اتاقم!
Woody اگر تناسخ وجود داشت دلم مي‌خواست در زندگي بعدي سرانگشتان وارن‌بيتي مي‌شدم!
Woody من مبهوت آدم‌هايي مي‌شوم كه مي خواهند جهان را بشناسند اما در محله چيني‌ها راه خودشان را نمي‌توانند پيدا كنند!
Woody به اندازه كافي كوتاه و زشت هستم كه به اندازه خودم به موفقيت برسم!
Woody بيشتر اوقات گفته‌ام تنها چيزي كه ميان من و بزرگي فاصله انداخته خودم هستم!
Woody كمدي فق به مشكلات سُقلمه مي‌زند و به ندرت مستقيماً با آن مواجه مي شود. درام شبيه يك بشقاب گوشت و سيب‌زميني است. كمدي بيشتر به دسر شباهت دارد يك كمي هم شبيه مِرَنگ (نوعي كيك) است!
Woody دانشگاه هاروارد هم اشتباه مي‌كند. هنري كسينجر آنجا درس خواند!
Woody به خاطر كوتاهي قدم نتوانستم تيم شطرنج درست كنم!
Woody تحصيلات وحشتناكي داشتم به خاطر معلم‌هاي به لحاظ احساسي آزار ديده مدرسه مي‌رفتم!
Woody مرگ، يكي از معدود اتفاقاتي است كه به راحتي مثل درازكشيدن مي‌تواند اتفاق بيفتد!
Woody تيزهوشي مسئوليت بزرگي به همراه دارد!
Woody اروپايي‌ها فيلم‌هايي را دوست دارند كه به درازا مي‌كشد من هم در ساختن فيلم‌هاي طولاني استادم!
Woody دلم مي‌خواست زنم را زير يك پاستون بگذارم!
Woody چرا يك داستان خوب را با حقيقت خراب مي‌كنيد؟!
Woody به ساعت جيبي طلايي‌ام كلي افتخار مي‌كنم. پدر بزرگم در بستر مرگ آن را به من فروخت!
Woody هرگز روشنفكر نبوده‌ام اما قيافه‌اش را دارم!
Woody گمان نمي‌كنم بامزه بودن انتخاب اول هر آدمي باشد!
Woody به كلاس تندخواني رفتم و جنگ و صلح را ظرف بيست دقيقه خواندم. به زبان روسي بود!
Woody وقتي به دنيا آمدم مادرم به طرز وحشتناكي نااميد بود! نه، او دختر نمي‌خواست، بلكه طلاق مي‌خواست!
Woody شايد حق با شاعران است. شايد عشق تنها جواب باشد!
Woody مغز دومين عضو محبوب من است!
Woody 74 درصد آمارها ساختگي است!
Woody فكر نمي‌كنم پدر و مادرم من را دوست داشتند، آنها يك خرس تدي زنده در تخت نوزادي‌ام گذاشتند!
Woody شير و گوساله شايد كنار هم بخوابند اما گوساله خوابش نخواهد برد!
Woody شما مي‌توانيد تا صدسالگي زندگي كنيد به شرط آنكه تمام چيزهايي را رها كنيد كه مي‌خواهيد به خاطرشان تا صدسالگي زندگي كنيد!
Woody نمي‌توانيد بر زندگي كنترل داشته باشيد. تمام و كمال پيش نمي‌رود فقط... فقط مي‌توانيد بر هنر كنترل داشته باشيد. هنر، محدوده‌اي است كه من در آن كاملاً استادم!
Woody مردم از رويارويي با اين مسأله ترس دارند كه بخش زيادي از زندگي به شانس بستگي دارد. فكر كردن به اين نكته كه خيلي چيزها از كنترل ما خارج است، هراسناك است. لحظاتي در مسابقه وجود دارد كه توپ به بالاي تور برخورد مي‌كند و براي يك ‌صدم ثانيه توپ مي‌تواند به جلو برود يا به عقب برگردد. با كمي شانس به جلو مي‌رود و شما برنده مي‌شويد. يا شانس نداريد و مي‌بازيد!
Woody چه دنيايي! مي‌توانست بسيار جالب باشد. اگر براي اين آدم‌ها نبود!
Woody ادعا نمي‌كنم از خودم لذت نمي‌برم اما واقعاً لذت نمي‌برم!
Woody به عنوان يك فيلمساز علاقه‌اي به حادثه يازدهم سپتامبر ندارم!
Woody عاشق شدن، درد كشيدن است. براي جلوگيري از درد كشيدن بايد عاشق نشد!
Woody استعداد، شانس است. مهمترين چيز در زندگي، جسارت است.
Woody نمي‌توانم خشم را توصيف كنم. اين مشكل من است! من همه چيز را در خودم مي‌ريزم و در عوض مانند يك غُده آن را بزرگ مي‌كنم!
Woody شما مشاهير بسياري را مي‌شناسيد. اما بعضي مواقع بايد آدم‌هاي احمق را هم ببينيد. مي‌توانيد چيزهايي از آنها ياد بگيريد!
Woody از ميان آدم‌هايي كه زندگي كرده‌اند بيش از هر كسي دلم مي‌خواست «سقراط» باشم. نه به اين‌ خاطر كه او يك انديشمند بزرگ بود، به اين‌ خاطر كه من هم ديدگاه‌هاي سودمندي دارم. گرچه ديدگاه‌هاي من حول خط هوايي سوئيس، دستبند پليس و... مي‌چرخد!
Woody در دوراني كه در بروكلين بزرگ مي‌شدم، هيچ‌ كس خودكشي نمي‌كرد... همه زيادي ناشاد بودند!
Woody من را به خاطر تقلب در امتحان متافيزيك از دانشگاه اخراج كردند. من به روح پسر بغل دستي‌ام چشم دوخته بودم!
Woody براي مردي كه كنار ساحل ايستاده زمان سريع‌تر مي‌گذرد نسبت به مردي كه روي قايق نشسته به ويژه اگر مرد درون قايق در كنار همسرش باشد!
Woody همواره يك عشق غيرمنطقي به شهر نيويورك داشته‌ام اما دليلي هم ندارد لزوماً اين عشق به روي كاغذ بيايد!
Woody با فيلم‌هايي بزرگ شده‌ام كه از منهتن تصويري خاص در ذهن مي‌گذاشت.
Woody ايده‌هايم درمورد شهر نيويرك از فيلم‌هاي هاليوودي گرفتم.
Woody در شهر نيويورك امنيت بهتر شده. اما به نظر من هميشه چنين تغييراتي بار منفي دارد. همه چيز رو به انحطاط مي‌گذارد.
Woody مردم هميشه مي‌گويند دارند ابله‌تر مي‌شوند اما به نظر من باور اين موضوع سخت است. به لحاظ تئوري درست نيست.
Woody دو باور غلط سال‌هاست كه درباره من بين مردم رواج دارد. يكي اينكه من روشنفكرم، فقط به اين دليل كه عينكي هستم؛ و بدتر از آن اينكه هنرمند، چون فيلم‌هايم نمي‌فروشد.
Woody تاريخ بارها و بارها دوباره تكرار مي‌شود!
Woody كجا مي‌خواستيد دوران مدرسه را به پايان ببريد؟ روي كشتي دزدان دريايي؟
Woody چي مي‌شد اگر هيچ چيزي وجود نداشت و همگي ما در خيال يك آدم بوديم؟
Woody در حال ‌حاضر فقط يك «نظر» دارم. اما گمانم بتوانم سرمايه گير بياورم و آن را به «مفهوم» و سپس به يك «ايده» تبديل كنم.
Woody انديشه: چرا يك انسان دست به قتل مي‌زند. پاسخ: فقط براي غذا نيست. بيشتر شايد براي آب باشد!
Woody «زمان» راه طبيعي جلوگيري از اتفاق افتادن همه چيز به يكباره است.
Woody محال است شاهد عيني مرگ يك انسان باشيد و هنوز ساز حمل بكنيد.
Woody ايكاش خداوند نشانه‌اي واضح به من مي‌داد! مثل باز كردن يك حساب بانكي پُرپول به نام وودي‌آلن در يك بانك سوئيس!
Woody بيشتر اوقات دل و دماغ ندارم. به طور كلي اصلاً دل و دماغ ندارم.
Woody من اهل مبارزه نيستم. يك بار زير ماشيني رفتم كه دو نفر هلش مي‌دادند!
Woody به نظرم يك چيزي از بيرون ما را زيرنظر دارد متأسفانه آن دولت آمريكا است!
Woody چرا روزهايمان با شمارش حساب مي‌شود و با حروف نه؟
Woody در دنيا دو جور آدم وجود داره: آدماي خوب و آدماي بد. آدماي خوب شبا خيلي خوب مي‌خوابن، اما آدماي بد... مي‌دونين، اونا مي‌دونن كه از ساعات شب استفاده‌هاي بهتري هم مي‌شه كرد.
منبع:نقش آفرينان، شماره 60

انتهای پیام

۱۲ تا از بهترین فیلم های جشنواره کن ۲۰۲۱ که منتظر تماشای آن‌ها هستیم

۱۲ تا از بهترین فیلم های جشنواره کن ۲۰۲۱ که منتظر تماشای آن‌ها هستیم

بررسی فیلممقالهمنتخب سردبیر

توسط نیلوفر آهنگران به‌روزرسانی‌شده در ۲۱ تیر ۱۴۰۰

فیلم های جشنواره کن 2021

فیلم های جشنواره کن 2021

 با دوستان‌تان به اشتراک بگذارید

زمان مطالعه: ۹ دقیقه

جشنوارۀ کن پس از دو سال به میدان بازگشته و حالا به‌طور رسمی آغاز به کار کرده است. این جشنواره، در سال گذشته به دلیل شیوع ویروس کرونا لغو شد، اما حالا سینمادوستان، روزنامه‌نگاران، فیلم‌سازان، و بازیگران یک‌بار دیگر روی فرش قرمز جشنواره قدم خواهند زد.

فیلم‌های زیادی برای جشنوارۀ امسال معرفی‌شده‌اند که در میان آن‌ها می‌توانیم عناوین جالبی ببینیم. برخی از این فیلم‌ها در طول پاندمی کرونا فیلم‌برداری شده‌اند و برخی دیگر، پیش از آن. در ادامه، به ۱۲ مورد از بهترین فیلم های جشنواره کن ۲۰۲۱ که بیشتر در موردشان کنجکاو هستیم خواهیم پرداخت. برای اطلاعات بیشتر با فیلیمو شات همراه باشید.


همه چیز درباره جشنواره کن ۲۰۲۱


۱- فیلم Ahed’s Knee  (زانوی احد)- بخش مسابقه

اوشالوم پولاک در نمایی از فیلم زانوی احد - 12 فیلم برتر کن 2021

فیلم زانوی احد اولین اثر حاضر در لیست ۱۲بهترین فیلم های کن ۲۰۲۱ است. شاید نتوانیم بگوییم که همۀ فیلم‌های نداو لپید (کارگردان فیلم‌های Policeman و The Kindergarten Teacher) به یک اندازه جذاب بوده‌اند، اما چیزی در فیلم‌های او وجود دارد که نظر مخاطب را جلب می‌کند؛ و حالا فیلم جدیدش، زانوی احد، توانسته خودش را به جشنوارۀ کن برساند. این اولین حضور لپید در این جشنواره است.

این فیلم، داستان یک فیلم‌ساز اسرائیلی مشهور را روایت می‌کند که به روستایی دورافتاده می‌رود تا ساخت فیلم جدیدش را شروع کند. اما ازاینجا به بعد، داستان طور دیگری رقم می‌خورد و او در درونش درگیر نبردی تلخ می‌شود.

۲- فیلم Annette (آنت)- بخش مسابقه

آدام درایور در نمایی از فیلم آنت - 12 فیلم برتر کن 2021

پی‌یر لسکیور، رئیس جشنوارۀ کن در میان صحبت‌هایش گفت:

«هرکدام از فیلم‌های لئوس کاراکس خودش یک رویداد است.»

و این‌طور که به نظر می‌رسد، فیلم جدید او هم رویدادی است که ارزش صبر کردن را داشته. پس از آخرین فیلم کاراکس ( Holy Motors که در سال ۲۰۱۲ ساخته شد)، آنت جدیدترین اثر اوست که به جشنوارۀ کن راه یافته. درواقع این فیلم قرار بود که در کن ۲۰۲۰ به نمایش دربیاید، اما به دلیل شیوع ویروس کرونا و لغو این رویداد، با یک سال تأخیر وارد دور رقابت شد.

آدام درایور در نقش یک استندآپ کمدین ظاهر شده و ماریون کوتیار نقش همسر او را بازی می‌کند که یک خوانندۀ مشهور اپراست. آنها زندگی رویایی و موفقی دارند، اما با تولد دخترشان آنت، تغییری غیرمنتظره در زندگی‌شان اتفاق می‌افتد، زیرا آنت استعدادی منحصربه‌فرد دارد. سایمون هلبرگ، بازیگر سریال تئوری بیگ‌بنگ (The Big Bang Theory) نیز در این فیلم موزیکال ایفای نقش کرده. فیلم آنت اولین فیلم انگلیسی‌زبان کاراکس است، که بر اساس ترانه‌های گروه آمریکایی Sparks ساخته شده.

۳- فیلم Bergman Island (جزیرۀ برگمان)- بخش مسابقه

آندرش دانیلسن لی در نمایی از فیلم جزیرۀ برگمان - 12 فیلم برتر کن 2021

طرفداران میا هانسن-لووه شاید بهتر از هرکسی می‌دانند که باید انتظار فیلمی تأثیرگذار از این کارگردان را داشته باشند، دست‌کم آنهایی که دو فیلم آینده (Things to Come) و خدانگه‌دار، عشق اول (Goodbye, First Love) را دیده‌اند؛ و حالا فیلم جدید هانسن-لووه به شکلی غیرمنتظره متأثر از برگمان است.

این فیلم درام که یک نیمه‌زندگینامه به شمار می‌رود دربارۀ فیلم‌سازی است (با بازی ویکی کریپس) که به دوست کارگردان خود (تیم روث) ملحق می‌شود تا برای نگارش یک فیلمنامه به جزیره‌ای در سوئد بروند که برگمان برای ساختن فیلم‌هایی مثل The Seventh Seal و Scenes from a Marriage از آن الهام گرفته بود.

آیا میا واشیکوفسکا و آندرش دانیلسن لی شخصیت‌هایی خیالی فیلم هستند، یا اینکه آدم‌هایی واقعی‌اند؟ فیلم جدید میا هانسن لووه همۀ ما را کنجکاو نگه داشته، چون معمولاً آنچه که در فیلم‌های او اتفاق می‌افتد با انتظارات ما متفاوت است و تمام معادلاتمان را به هم می‌ریزد.

۴- Drive My Car (ماشینم را بران)- بخش مسابقه

ماشینم را بران - 12 فیلم برتر کن 2021

آخرین فیلم اقتباسی از داستان‌های هاروکی موراکامی، نویسندۀ معروف ژاپنی، فیلم سوختن (Burning) بود که در جشنوارۀ کن ۲۰۱۸ به نمایش درآمد و حقیقتاً یک شاهکار بود. جدیدترین فیلم ریوسوکی هاماگوچی با عنوان Wheel of Fortune and Fantasy چندین ماه پیش منتشر شد و نظر مخاطبی و منتقدان را به خود جلب کرد. و حالا هاماگوچی فیلم سه ساعتۀ ماشینم را بران (Drive My Car) را با اقتباس از یک داستان کوتاه نوشتۀ موراکامی، به جشنوارۀ کن فرستاده؛ این اثر یکی از متمایزترین فیلم‌ها در لیست ۱۲ فیلم برتر کن ۲۰۲۱ است.

این فیلم دربارۀ یک بازیگر و کارگردان مشهور است که دو سال پیش همسرش را از دست داده و هنوز احوالی آشفته و پریشان دارد. در این میان، او پیشنهاد تئاتر هیروشیما را برای کاگردانی نمایش دایی وانیا می‌پذیرد. با توجه به داستان جذاب این رمان، منتظریم ببینیم که هاماگوچی این بار چگونه می‌خواهد غافلگیرمان کند.

۵- Memoria (مموریا)- بخش مسابقه

تیلدا سوینتن در نمایی از فیلم مموریا - 12 فیلم برتر کن 2021

جدیدترین اثر اپیچاتپونگ ویراستاکول، پس از فیلم گورستان شکوه (Cemetery of Splendor) که در سال ۲۰۱۵ ساخته شد، یک سال پیش به جشنوارۀ کن ۲۰۲۰ معرفی‌شده بود که با لغو آن، به جشنوارۀ امسال رسید. این اولین بار است که ویراستاکول فیلمی را خارج از کشورش تایلند فیلم‌برداری کرده. او فیلم جدیدش را با رویکردی سوررئال و در کشور کلمبیا ساخته است و تیلدا سوینتون نقش‌آفرینی درخشانی در آن دارد.

این فیلم، روایتگر داستان زنی است که در حال سفر به بوگوتاست و دچار سندرومی شده که باعث می‌شود صداهای عجیبی در سرش بشنود. وقتی‌که او در حومۀ شهر ساکن می‌شود، این صداها بلندتر و عمیق‌تر می‌شوند و او تصمیم می‌گیرد که از آنها سر دربیاورد. جالب است بدانید که این فیلم انگلیسی‌زبان محصول مشترک کشورهای انگلستان، فرانسه، مکزیک، تایلند، آلمان و کلمبیاست.

۶- Mothering Sunday  (یکشنبه‌های مادرانگی)- بخش پریمیر کن

اولیویا کلمن در نمایی از فیلم یکشنبه‌های مادرانگی - 12 فیلم برتر کن 2021

دو سال پس از نمایش فیلم دختران خورشید (Girls of the Sun)، اوا هوسون دوباره به میدان بازگشته است. این فیلم که سومین اثر اوست با اقتباس از رمانی با همین نام نوشتۀ گراهام سوییفت ساخته شده. داستان رمان سوییفت که در سال ۲۰۱۶ به چاپ رسید، مربوط به دوران پس از جنگ جهانی اول و دربارۀ خدمتکاری جوان است که در انگلستان زندگی می‌کند و با یکی از نجیب‌زادگان رابطۀ احساسی طولانی‌مدتی دارد، و حالا این رابطه دارد به‌پایان خودش نزدیک می‌شود. داستان سوییفت حالا به درامی جذاب و دیدنی تبدیل شده.

فیلمنامۀ این اثر را آلیس برچ نوشته است و گروهی از بهترین بازیگران در آن حضور دارند: اودسا یانگ (بازیگر فیلم شرلی) در نقش جین، و جاش اوکانر در نقش معشوق او نقش‌آفرینی می‌کنند. کالین فرث و اولیویا کلمن دیگر بازیگران این فیلم هستند. گرچه یکشنبه‌های مادرانگی نیز مثل دیگر عاشقانه‌های تاریخ، غم‌انگیز و دردناک به نظر می‌رسد، اما روایت داستانی، بازیگران بااستعداد و کارگردانی درخشان این فیلم چیزی فراتر از این برایمان خواهند داشت.

۷- Neptune Frost (نپتون فراست)- سائول ویلیامز و آنیسیا اوزیمن- بخش دوهفتۀ کارگردانان

نمایی از فیلم نپتون فراست - 12 فیلم برتر کن 2021

سائول ویلیامز، شاعر و ترانه‌سرای معروف سیاه‌پوست، این‌بار به سراغ دنیای سینما آمده و اولین فیلم خودش را با الهام از فیلم Slam به کارگردانی مارک لوین ساخته و نگارش بخشی از آن را نیز برعهده داشته؛ ممکن است ویلیامز با ایدۀ فوتوریستی خود جایزۀ فیلم‌ساز فیلم اولی را نیز کسب کند.

فیلم او داستان عاشقانۀ میان یک فراری آفریقایی و یک معدنچی است و درنتیجۀ یکی شدن آنها اتفاقی شگفت‌انگیز رخ می‌دهد. راستی! باید بگوییم که این فیلم، موزیکال است. گرچه فیلم آنت با روایت سوررئال خود قرار است در جشنواره حسابی غوغا کند، اما خب تنها فیلم موزیکال جشنواره نیست. این فیلم با ایدۀ متمایز و جذاب خود وارد بخش دوهفتۀ کارگردانان شده و همین موضوع نشان می‌دهد که می‌توانیم از همین حالا انتظار دیدن یک فیلم درخشان را از ویلیامز در اولین تجربۀ کارگردانی‌اش داشته باشیم.

۸- Red Rocket (راکت قرمز)- بخش مسابقه

سایمون رکس در نمایی از فیلم راکت قرمر - 12 فیلم برتر کن 2021

رویکرد نئورئالیست شان بیکر نسبت به کاراکترهای غیرمعمولی همیشه تجربه‌ای جذاب را رقم زده؛ چه در Prince of Broadway و فروشندگان کیف‌های تقلبی، Tangerine و قهرمانان زن ترنس، و چه در داستان مادر و دختری The Florida Project. و حالا او با فیلم جدیدش راکت قرمز (Red Rocket) به جشنوارۀ کن ۲۰۲۱ آمده است.

سایمون رکس یک از بازیگر است که پس از سال‌ها به شهر کوچک زادگاهش در تگزاس برمی‌گردد، اما متوجه می‌شود که اهالی شهر اصلاً به او روی خوش نشان نمی‌دهند و نمی‌خواهند او را دوروبرشان ببینند. جالب است بدانید که فیلم بیکر در دقیقۀ ۹۰ به جشنواره رسید و کمپانی A24 که منتشرکنندۀ پروژۀ فلوریدا نیز بود، معتقد است که این کمدی سیاه شانس زیادی در جشنواره دارد.

۹- Souvenir Part II (سوغات/قسمت دوم)- دوهفتۀ کارگردانان

آنر سوئینتن برن در نمایی از فیلم سوغات - 12 فیلم برتر کن 2021

فیلم سوغات، اثر موفق و دیدنی جوانا هاگ، در جشنوارۀ سادنس ۲۰۱۹ به نمایش درآمد، که در آن شاهد بازی‌های درخشانی از آنر سوئینتن برن و تام برک در نقش دوست‌پسر معتاد به هروئینش بودیم. این فیلم باعث شد که نام هاگ بر سر زبان‌ها بیفتد و این موفقیتی بود که او واقعاً استحقاقش را داشت. به همین خاطر، هاگ وقت را تلف نکرد و شش ماه پس از اکران رسمی فیلمش، فیلم‌برداری قسمت دوم آن را شروع کرد.

قسمت دوم فیلم از همان‌جایی شروع می‌شود که قسمت اول به‌پایان می‌رسد. جولی هارت در غم از دست دادن دوست‌پسرش به سر می‌برد و خاطرات تکه‌تکۀ او را مثل یک داستان به هم وصل می‌کند. در بخش ابتدایی فیلم، گوشه‌هایی از تجربۀ جولی در مدرسۀ فیلم‌سازی را می‌بینیم. در نیمۀ دوم، او سعی می‌کند که اولین اثرش را بسازد (هریس هدیکنسون و جو الوین نقش دو همکار دیگر او را بازی می‌کنند که خیلی وقت‌ها متوجه نمی‌شوند جولی دقیقاً چه هدفی دارد.) اگر قسمت دوم فیلم سوغات هم مثل قسمت اول آن باشد، باید منتظر داستان به‌یادماندنی زنی باشیم که جایگاه خودش را در زندگی پیدا می‌کند. فیلم سوغات را می‌توان به‌عنوان بهترین فیلم دنباله‌دار در لیست ۱۲بهترین فیلم های جشنواره کن ۲۰۲۱ معرفی کرد.


نقد فیلم سوغات (The Souvenir)


۱۰- Titan (تایتان)– بخش مسابقه

نمایی از فیلم تایتان - 12 فیلم برتر کن 2021

پس از غوغایی که فیلم Raw در سال ۲۰۱۶ میان طرفداران ژانر ترسناک به پا کرد (فیلمی در مورد آدم‌خواری در دنیای معاصر، که تصاویر و صحنه‌هایش باعث شد بعضی از تماشاچیان جیغ‌زنان به سمت درهای سینما فرار کنند) انگار قرار است که ژولیا دوکورنو بازهم غافلگیرمان کند. فیلم جدید او تایتان در بخش مسابقۀ جشنوارۀ کن قرار گرفته است؛ اتفاقی که به‌ندرت برای فیلم‌سازان جوان و به‌ویژه فیلم‌سازان زن می‌افتد.

کمپانی نئون که انتشار فیلم تایتان را برعهده دارد هنوز چیزی در مورد داستان این فیلم نگفته و تنها توضیحی کوتاه دربارۀ معنای عنوان آن ارائه داده است: «فلزی که در برابر گرما و خوردگی بسیار مقاوم است، دارای آلیاژهای مقاومت در برابر کشش بالاست که به دلیل سازگاری بیولوژیکی بارز، اغلب در پروتزهای پزشکی استفاده می‌شود.» البته باید بگوییم که اولین تیزر رسمی این فیلم نیز منتشر شده، که در آن بازهم شاهد فضایی مرموز، عجیب و کنجکاو کننده هستیم؛ یعنی دقیقاً همان چیزی که از دوکورنو انتظار داریم.

آگاته روسل، بازیگر آینده‌دار فرانسوی، و وینسنت لاندن که در سال ۲۰۱۵ برای بازی در فیلم اندازه یک مرد (Measure of a Man) برندۀ جایزۀ جشنوارۀ کن شد در این فیلم حضور دارند. فیلم کوتاه دوکورنو با عنوان Junior در جشنواره کن سال ۲۰۱۱ برندۀ جایزۀ Petit Rail d’Or شده و فیلم Raw جایزۀ FIPRESCI را از آن خود کرد.

۱۱- Vortex (گرداب)- بخش پریمیر کن

نمایی از فیلم گرداب - 12 فیلم برتر کن 2021

شاید هیچ‌کس نمی‌تواند جشنوارۀ کن را مثل گاسپار نوئه به هیجان بیاورد. هنوز یادمان نرفته که او با فیلم به خلأ وارد شو Enter the) Void) و تکنیک و ایدۀ جسورانه‌اش چه هیاهویی بین تماشاچیان به راه انداخت. اثر دیگر او فیلم بحث‌برانگیز عشق (Love) بود که در سال ۲۰۱۴ ساخته شد. او امسال با فیلم گرداب (Vortex) به جشنوارۀ کن آمده است و انگار همه منتظر هستند ببینید که این بار قرار است چگونه حیرت‌زده شوند.

فیلم او که در طول پاندمی کرونا فیلم‌برداری شد، داستان روزهای پایانی عمر یک زوج میان‌سال با بازی بازیگر معروف ایتالیایی، داریو آرجنتو و هنرپیشۀ سرشناس فرانسوی، فرانسوا لوبران را تعریف می‌کند. فیلم‌های نوئه معمولاً ترکیبی از ترس و درام انسانی هستند. پس اگر علاقه‌مند به چنین ترکیبی هستید، دیدن فیلم‌های این کارگردان آرژانتینی را از دست ندهید.

۱۲- The Worst Person in the World(بدترین آدم روی زمین)- بخش مسابقه

رنت رینزو  در نمایی از فیلم بدترین آدم روی زمین - 12 فیلم برتر کن 2021

پانزده سال بعد از اینکه خواکیم تریه سه گانۀ Oslo را با فیلم Reprise در سال ۲۰۰۶ کارگردانی کرد، این فیلم‌ساز نروژی، قرار است جدیدترین فیلم خودش را با عنوان بدترین آدم روی زمین، در جشنوارۀ کن به نمایش دربیاورد؛ فیلمی که برعکس عنوانش دربارۀ عشق است. این فیلم دنبالۀ Oslo August 31th است که در سال ۲۰۱۱ در کن معرفی شد و بازهم سراغ شخصیت‌هایی رفته است که در آستانۀ موفقیتی بزرگ (و یا شاید هم یک فروپاشی) قرار دارند.

در وبسایت ورایتی خلاصۀ داستان فیلم این‌گونه منتشر شده است: جولی که دارد وارد ۳۰ سالگی می‌شود زندگی‌اش را آشفته‌بازاری بیش نمی‌بیند. بسیاری از استعدادهایش تلف‌شده‌اند و دوست‌پسرش آسکل، که یک رمان‌نویس موفق است می‌خواهد که زودتر سروسامانی به رابطه‌شان بدهند. یک‌شب او وارد یک مهمانی می‌شود و آیویند جوان و جذاب را ملاقات می‌کند. مدت زیادی نمی‌گذرد که او از آسکل جدا می‌شود و خودش را در رابطۀ جدیدی قرار می‌دهد و امیدوار است به‌واسطۀ آن، تغییر مثبتی در زندگی‌اش اتفاق بیفتد. اما خیلی زود متوجه می‌شود که شاید خیلی وقت‌ها در تصمیم‌هایش اشتباه کرده است.

رنت رینزو (بازیگر فیلم Oslo August 31th)، آندرس دنیلسن لی (بازیگر فیلم‌های Oslo August 31st ReprisePersonal Shopper)، و هربرت نوردرام (بازیگر فیلم Beforeigners) در این فیلم نقش‌آفرینی می‌کنند. این اثر آخرین عنوان از لیست ۱۲ فیلم برتر کن ۲۰۲۱ است.

جشنواره فیلم کن ۲۰۲۱

جشنواره فیلم کن ۲۰۲۱

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

Ambox currentevent.svg

این مقاله یا بخشی از آن، یک رویداد روز را در بر دارد.
با گذشت زمان، ممکن است اطلاعات به‌سرعت تغییر کند. اخبار اولیه ممکن است نامعتبر باشد و آخرین به‌روزرسانی‌های این مقاله شاید همهٔ اتفاق‌ها دربارهٔ این رویداد را بازتاب ندهد. لطفاً اقدام به بهبود این مقاله کنید یا در صفحهٔ بحث تغییرات موردنظر خود را به بحث بگذارید.

جشنواره کن ۲۰۲۱
2021 Cannes Film Festival.jpg

پوستر رسمی هفتاد و چهارمین جشنواره فیلم کن با حضور رئیس هیئت داوران اسپایک لی.

فیلم افتتاحیهآنت
فیلم اختتامیهاو اس اس ۱۱۷: از آفریقا با عشق
مکانکن، فرانسه
تأسیس۱۹۴۶
جوایزنخل طلا
تعداد فیلم‌ها۲۴ (رقابت اصلی)
۱۸ (نوعی نگاه)
تاریخ جشنواره۶–۱۷ ژوئیه ۲۰۲۱
وبگاهfestival-cannes.com/en

هفتادوچهارمین دوره جشنواره کن (انگلیسی: 2021 Cannes Film Festival‎) از ۶ تا ۱۷ ژوئیه (۱۵ تا ۲۶ تیر) برگزار می‌شود. ادامه دنیاگیری کووید-۱۹ باعث شد جشنواره کن امسال به تعویق بیفتد. جشنواره کن ۲۰۲۱ طبق برنامه قبلی قرار بود ۱۱ تا ۲۲ مه (۲۱ اردیبهشت تا ۱ خرداد ۱۴۰۰) برگزار شود، اما این تاریخ با توجه به محدودیت‌های جدید در فرانسه در واکنش به موج تازه گسترش ویروس کرونا، به نظر عملی نمی‌آمد. درنهایت، دوره هفتاد و چهارم این رویداد از سه‌شنبه ۶ ژوئیه (۱۵ تیر) آغاز شد و تا شنبه ۱۷ ژوئیه (۲۶ تیر) ادامه دارد. اسپایک لی ریاست هئیت داوران این دوره را بر عهده گرفته‌است.این کارگردان آمریکایی که سال پیش به عنوان رییس هیات داوران کن انتخاب شده بود، به دلیل برگزار نشدن دوره سال پیش، امسال دوباره این سمت را برعهده گرفت.[۱][۲]

 

 

دانلود فیلم Million Dollar Baby 2004 با لینک مستقیم , دانلود دوبله فارسی فیلم Million Dollar Baby 2004 با کیفیت HD و Full HD

 

بعد از گذشت یک ماه محرم ، مجددا آخر هفته با یک فیلم انگیزشی ورزشی برگشتیم …

 

فیلم دختر میلیون دلاری – Million Dollar Baby

برنده 4 جایزه اسکار و نامزد دریافت 3 جایزه اسکار دیگر

لینک دانلود در تاریخ 1398/07/22 بروزرسانی شد …

دانلود فیلم انگیزشی دختر میلیون دلاری

مشخصات فیلم دختر میلیون دلاری – Million Dollar Baby

نام فیلم: دختر میلیون دلاری ( Million Dollar Baby )
ژانر: درام، ورزشی
کارگردان: Clint Eastwood
ستارگان: Clint Eastwood, Morgan Freeman, Hilary Swank
محصول کشور: آمریکا
سال انتشار: 2004
امتیاز: 8.1 از 10
مدت زمان: 2:12:29
زبان: دوبله فارسی + زبان اصلی
اطلاعات بیشتر: کلیک کنید

دانلود فیلم انگیزشی دختر میلیون دلاری

دانلود فیلم انگیزشی دختر میلیون دلاری

خلاصه داستان فیلم دختر میلیون دلاری

فیلم دختر میلیون دلاری Million Dollar Baby 2004 درباره مگی فیتزجرالد (هیلاری سوانک) است که با اصرار فراوان فرانکی دان (کلینت ایستوود) مربی‌ای که بوکسرهای موفقی را معرفی کرده است متقاعد می‌کند تا به او شیوهٔ مسابقه را بیاموزد و او را نیز تبدیل به یک قهرمان کند. مگی آنقدر سخت تمرین می‌کند که راهی مسابقه قهرمانی جهان می‌شود. رقیب او یک بوکسور است که مقام کثیف‌ترین بوکسور را دارد هم از نظر ورزشی و هم از نظر اخلاقی. مگی در مسابقه با او برنده می‌شود. اما رقیب او عصبانی شده …

دانلود فیلم انگیزشی دختر میلیون دلاری دانلود فیلم انگیزشی دختر میلیون دلاری دانلود فیلم انگیزشی دختر میلیون دلاری دانلود فیلم انگیزشی دختر میلیون دلاری دانلود فیلم انگیزشی دختر میلیون دلاری دانلود فیلم انگیزشی دختر میلیون دلاری دانلود فیلم انگیزشی دختر میلیون دلاری دانلود فیلم انگیزشی دختر میلیون دلاری دانلود فیلم انگیزشی دختر میلیون دلاری دانلود فیلم انگیزشی دختر میلیون دلاری دانلود فیلم انگیزشی دختر میلیون دلاری

 

دانلود فیلم انگیزشی دختر میلیون دلاری

ماهی بزرگ

ماهی بزرگ

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

ماهی بزرگ
Big Fish movie.jpg
کارگردانتیم برتون
تهیه‌کنندهبروس کوهن
دان جینکس
ریچارد دی زانوک
نویسندهجان اوگست
بر پایهبیگ فیش
اثر دانیل والاس
بازیگران
موسیقیدنی الفمن
فیلم‌بردارفیلیپ روسولو
تدوین‌گرکریس لبنزون
توزیع‌کنندهکلمبیا پیکچرز

تاریخ‌های انتشار

  • ۴ دسامبر ۲۰۰۳
  • ۱۰ دسامبر ۲۰۰۳ (ایالات متحده)

مدت زمان

۱۲۵ دقیقه
کشورایالات متحده
زبانانگلیسی
هزینهٔ فیلم۷۰ میلیون دلار[۱]
فروش گیشه۱۲۲٬۹ میلیون دلار[۱]

ماهی بزرگ (به انگلیسی: Big Fish) فیلمی در ژانر خیال‌پردازی و کمدی-درام از تیم برتون است که بر اساس رُمانی به همین نام از دانیل والاس (Big Fish: A Novel of Mythic Proportions) توسط کمپانی کلمبیا پیکچرز ساخته شده‌است که ایده ساخت این فیلم اندکی پس از انتشار این رمان مطرح شد.[۲]

۱۲ سال بردگی

۱۲ سال بردگی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

۱۲ سال بردگی
12 Years A Slave Poster.JPG
کارگرداناستیو مک‌کوئین
تهیه‌کنندهبرد پیت
نویسندهجان ریدلی
بازیگرانچیویتل اجیوفور
مایکل فاسبندر
بندیکت کامبربچ
پل دینو
پل جیاماتی
لوپیتا نیونگو
سارا پلسون
برد پیت
الفری وودارد
جی.دی. اِوِرمور
تام پراکتر
توماس فرانسیس مورفی
موسیقیهانس زیمر
فیلم‌بردارشان بابیت

تاریخ‌های انتشار

  • ۱۸ اکتبر ۲۰۱۳ (ایالات متحده)
  • ۱۰ ژانویه ۲۰۱۴ (بریتانیا)

مدت زمان

۱۳۴ دقیقه
کشوربریتانیا
ایالات متحدهٔ آمریکا
زبانانگلیسی
هزینهٔ فیلم۱۷٫۱ میلیون دلار
فروش گیشه۱۸۷٫۷ میلیون دلار

۱۲ سال بردگی (به انگلیسی: Years a Slave 12) یک فیلم درام تاریخی بر اساس خودزندگی‌نامه ۱۲ سال بردگی اثر سالومون نورثاپ است که یک سیاه آزاد بود، ولی ربوده شد و به‌عنوان برده فروخته شد. کارگردان فیلم، استیو مک‌کوئین و نویسندهٔ آن جان ریدلی است. چیویتل اجیوفور نقش «سالومون نورثاپ» را ایفا می‌کند. ۱۲ سال بردگی برای اولین بار در سی و هشتمین دورهٔ جشنواره بین‌المللی فیلم تورنتو در سپتامبر ۲۰۱۳ اکران شد و اکران عمومی آن هم در ۱۸ اکتبر ۲۰۱۳ بود. این فیلم هم‌اکنون جزو ۲۵۰ فیلم برتر تاریخ سینما در وبگاه IMDb است. این فیلم اولین فیلم تاریخ سینماست که در آن یک سیاه‌پوست اسکارِ بهترین فیلم را تصاحب کرده‌است.

بازیگران فیلم ۱۲ سال بردگی

  • چیویتل اجیوفور
  • مایکل فاسبندر
  • بندیکت کامبربچ
  • پل دینو
  • پل جیاماتی
  • لوپیتا نیونگو
  • سارا پلسون
  • برد پیت
  • الفری وودارد
  • روث نگا
  • توماس فرانسیس مورفی

پوستر جایزه اسکار فیلم ۱۲ سال بردگی

پوستر جایزه اسکار فیلم

موسیقی فیلم

 

دورافتاده

دورافتاده

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

دور افتاده
Cast away.jpg

پوستر فیلم

کارگردانرابرت زمکیس
تهیه‌کنندهتام هنکس
جک رپکی
رابرت زمکیس
استیو استارکی
نویسندهویلیام برویلس
بازیگران
تام هنکس
هلن هانت
نیک سیرسی
موسیقیآلن سیلوستری
فیلم‌برداردان برجس
تدوین‌گرآرتور اشمیت
توزیع‌کنندهفاکس قرن بیستم
دریم‌ورکس

تاریخ‌های انتشار

  • ۲۲ دسامبر ۲۰۰۰

مدت زمان

۱۴۳ دقیقه
کشورایالات متحده
زبانانگلیسی
هزینهٔ فیلم۹۰ میلیون دلار
فروش گیشه۴۲۹٬۶ میلیون دلار

دورافتاده (به انگلیسی: Cast Away) نام فیلمی حماسی درام محصول سال ۲۰۰۰، فاکس قرن بیستم و دریم‌ورکس به کارگردانی رابرت زمکیس و با بازی تام هنکس و هلن هانت است. این فیلم در مورد یک مأمور پُست شرکت فدکس است که بر اثر سقوط هواپیمایش، ۴ سال در یک جزیره به تنهایی زندگی می‌کند. تام هنکس برای این فیلم علاوه بر ورزش و بدنسازی دست به رژیم غذایی سختی زد و نزدیک به ۲۵ کیلوگرم (۵۰ پوند) وزن کم کرد تا چهره واقعی‌تری را از یک فرد دورافتاده در یک جزیره تنها به اجرا گذشته باشد. دور افتاده بسیار مورد تحسین منتقدین قرار گرفت و یک موفقیت تجاری به حساب می‌آمد و تام هنکس برای عملکرد درخشانش، نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد در هفتاد و سومین دوره جوایز اسکار شد.

جهعفر صابری جملات یادگاری

جعفر صابری دوربین دوم

نشستی دوستانه با جعفر صابری

مدير عامل مؤسسه آموزشي ،فرهنگي،هنري،انتشاراتي ومطبوعاتی  آشتي

آقای صابری،مؤسسه شما در نظر دارد بر اساس طرحی که شما ارائه نموده اید یک مسابقه و یا در سطح گسترده تر، در قالب جشنواره فیلم و عکس برگزار نماید. باتوجه به این که طرح اجرایی این جشنواره )فیلم) از جانب شما بوده است چه ضرورتی در ارائه این موضوع

می بینید؟

  با تشكر از شما قبل از هر چيز لازم مي دانم به اطلاعتان برسانم  این طرح از سال1374 توسط جمعي از دوستان وهمكاران مطرح و پس از مدت ها به مرحله كنوني رسيده است كه اگر نبود همكاري اين جمع ما امروز اينجا نبوديم  .

 { جشنواره دوربین دوم} یعنی نگاه به وقایع سینمایی از زاویه ی خاص که همه از آن بهره مند نیستند به عبارت دیگر نگاه از دوربیني ديگر.

ما معتقدیم دست یابی و آگاهي و بررسی پشت صحنه های فیلم های سینمایی ،سریال های تلویزیونی و حتی فیلم های مستند همواره یکی از عوامل پيشرفت  مهم در صنعت ساخت فیلم است که از جذابیت خاصی  نيزبرخوردار می باشد.

این بخش ها نه تنها به دلیل حوادث پشت صحنه ،مورد توجه است بلکه از جهاتی دیگر جذابیت ویژه دارند و بیننده را با دنیای پشت دوربین آشنا می کنند. همانند تلاش دست اندر کاران در پشت صحنه ،همکاری  ، صمیمیت ها، اختلاف نظرها، مشاجره، وحدت و همدلی، معرفی همه آنهایی که در پشت دوربین با هدفی مشترک فعالیت می کنندو...از آن جمله اند. به ویژه اهمیت وسایل و تکنولوژی سینما.

فکر نمی کنید این موضوع تكراري باشد؟

خیر ، آنچه مد نظر ما است صرفاً گزارشي از پشت صحنه ها نیست،بلکه با اهداف مشخصی در نحوه بیان ، خط سیر و هدف آن که با نگرش و تدوین هنرمندانه اي یک سری اهداف را دنبال می کند  در نظر ما است ،در واقع شکل گزارشي آن بسیار ضعیف و در حاشیه موضوع قرار می گیرد. بنابراین هر تماشاگر علاقه مند به هنر سینماوتلویزیون (چه هنر مند باتجربه و چه بیننده عادي)برای شناخت شیوه های عملکرد دست اندرکاران فیلم که همگی در تشکیل یک اثر هنری مشارکت دارند مشتاق است و در کسب اطلاع از این رخدادها به اتفاقات پشت صحنه توجه می نمايند.

اهداف اصلي این جشنواره شامل چه چیزهایی می شود؟

اهداف این جشنواره براساس انگیزه هایی، به وجود آمده است از جمله:

*بکر ونو بودن موضوع در قالب جشنواره.

*آگاهی مردم از تلاش فیلم سازان وزحمات ومشکلاتی که در این مسیر متحمل می شود.

*ارزش نهادن و تقدیر از فعالیت های تولیدات سینمایی وتلویزیونی.

*بهره گیری از تجربیّات برای آموزش تولید.

*معرفی بهتر امکانات و وسایل  ساخت وتوليد فيلم در سينما و تلويزيون.

اينها هدف اصلي ما مي باشد ودر واقع به موازات اين اهداف مي خواهيم شرايطي را براي :

1- شناساندن تولیدات صنعت  فیلم سازی و سینما .

2- معرفی صمیمیت و فعالیت گروه های هنری در عرصه سینما و تولیدات تلویزیونی.

3- شناساندن تجربیات گروه های تولیدی در پاسخ به بخشی از نیازهای قشر علاقه مند.

4- علاقه مند کردن دست اندركاران سينما براي ثبت وقایع کلیه ی آثاری که در مجموع یک اثر هنری را در عرصه سینما وتلویزیون به وجود می آورند. به عبارت دیگر ثبت عناصر و تمام عوامل تولید با تمام جزئيات آن مورد نظر ما مي باشد .

برای توضیحاتی که داده شده دست اندر کاران تولیدات وعلاقمندان به شرکت در این جشنواره بایستی بر چه اساسی آثار را تهیه وتدوین و ارسال نمایند؟

موضوعات اصلی و در واقع محور محتوای آثار که همان بحث اصلی است بايستي براساس یکی از موضوعات زیر باشد :

1- همکاری،تلاش و صمیمیت گروه(این موضوع کلیت داشته و شامل تمام اجزاء فعال در تهیه و تولید  فیلم می شود)

2- حوادث و اتفاقات در پشت صحنه

3- کاربرد دوربین و امکانات فنی  ديگردرصنعت سینما وتلویزیون.

4-  تلاش و فعالیت کارگردان و همکارانش.

بنابر آنچه گفته شد آیا شما صرفا ً از نگاه عامه پسندانه به این موضوع می پردازید؟

خیر،آنچه مد نظر ماست صرفاً دیدگاه عامه پسندانه آن نیست اگر چه همین موضوع در جای خود بخشی ازاين رویداد را در بر می گیرد یعنی ما از دريچه ديد عموم مردم نيز به این موضوع نگاه کرده ایم ولي توجه اساسی ما به بررسی تولید فیلم هایی است که از پشت صحنه ها (خاصه موضوعات جذاب و واحد) که با نگرشی هنرمندانه وهدفمند تهیه وتدوین شده است می باشد.  براي نمونه در جشنواره کن سال 79 فیلم 9ساعته ای که(النور کاپولا) همسر (فرانسیس فورد کاپولا) از پشت صحنه فیلم جنجال برانگیز شوهرش با نام (اینک آخرزمان ) ساخته بود چنان سروصدایی در جشنواره راه انداخت که حتی فیلم اصلی به راه نینداخته بود و همین طور 15 دقیقه تصویر از پشت صحنه فیلم جویندگان که بسیار مورد توجه تماشاگران و منتقدین قرار گرفت.

واقعیت این است که پشت صحنه سینما آرام و بی حادثه نبوده و نیست ، اکثر اوقات دارای رخدادهای قابل تامل  است .شکستن کرین وافتادن فیلمبردار از روی آن ،سوختن بازیگر یامتصدی جلوه های ویژه در اجرای یک آتش مصنوعی ، تیر خوردن یا روی مین رفتن یک کارگردان در هنگام ضبط و ثبت یک اثر سینمایی و... همینطور تلاش وصمیمیت اعضای گروه برای پیشبرد کار را که نقطه عطف در ساخت یک اثر هنری است، نشان می دهد.

شما به عنوان يك ايراني چرا اين جشنواره را در كشور ايران وبراي سينماگران ايراني اجراء نكرده ايد؟ 
 

ضمن احترام زيادي كه براي همكاران سينماگر ايراني خود قائل هستم بايد بگويم هنر به ويژه سينما، جهاني است ومختص به يك كشور نمي باشد،راستش برای اولین بار در سال1374 (یعنی 1995)طرح اصلی جشنواره با مسئولین کشور ایران مطرح شد چرا که جشنواره فیلم فجر علی رغم تلاش دست اندرکاران آن واقعا یک جشنواره بین المللی نبوده ونیست،اما خیلی زود ما متوجه شدیم به دلایل زیادی از جمله مسائل اخلاقی که در سینمای ایران مطرح است اجراء چنین جشنواره ای آن هم باموضوع مطرح کردن پشت صحنه فیلم ها به طور قطع در ایران اسلامي  غیر ممکن است.لذا برای اجراء این جشنواره از کشورهای جنوبی خلیج فارس مثل امارات متحده عربی ویا حتی کویت دیدارداشتم ولی پس از بازدید و بررسی هاي به عمل آمده بعد از ملاقات وديدار با مسئولين كشور سلطان نشين عمان باعث افتخار ما است كه اين جشنواره به ميزباني ايشان برگزار خواهد شد.لازم به ذکر است مؤسسه آشتی یک مؤسسه فرهنگی،هنری مستقل وآزاد است که به طبق قانون ایران در خصوص فعالیت های هنری می تواند با هر شخص داخلی ویا خارجی هم همکاری نماید. و باید بگوییم حتما این جشنواره جهانی خواهد بود باسطحی فوق العاده مطلوب وعالی .

داوری این جشنواره چگونه خواهد بود؟

این سوال شما منوط است به مراحل و شیوه ی اجرا که ما در دستور کار خود داریم . بدون شک داوران بایستی افراد شناخته شده سینما وتلویزیون جهان باشند که ما در صدد هستیم پس از قطعی شدن  تاريخ برگزاري جشنواره با عده ای از دست اندر کاران با تجربه سینما وتلویزیون جهان گفتگو داشته باشیم و از آنها دعوت نمائيم كه داوري اين جشنواره بين المللي را برعهده گيرند.

اگر توضیح دیگری دارید بفرمایید؟

من باز از شما تشكر مي كنم و در اينجا از تمام دست اندر كاران سينما وتلويزيون جهان دعوت مي كنم كه در اين جشنواره شركت نمايند ، صنعت وهنر سينما كه در بين ديگر هنرها از عمركمتري برخوردار است هنوز بسيار ناشناخته است وقتي در گوشه اي از همين جهان ودر همين قرن  دوربين يك خبرنگار يا فيلم ساز را موردجستجوقرار مي دهد تا مبادا بمبي در آن باشد ويا حتي آن را مي شكند وفيلمبردار را به بدترين شكل كتك مي زند ويا اسير مي كند ما مي فهميم كه چقدر اين هنر مظلوم واقع شده است در جاي جاي جهان امروز هنوز هستند اشخاصي كه به خود اجازه مي دهند فكر و انديشه يك هنرمند فيلم ساز و حتي فيلم ساخته شده او را كه تلاش جمعي از همكارانش است را سانسور ويا حتي توقيف كنند. ما بدون توجه به مليّت ،رنگ ،نژادو دين افراد اين جشنواره را صرفا براي نشان دادن صميميّت هاي موجود در صنعت سينما برگزار مي نماييم. اميدوار هستم با ما همراه باشيد.

باسپاس از آقای جعفر صابری مدیر عامل مؤسسه آموزشی، فرهنگی،هنری و انتشاراتی آشتی براي به دست آوردن اطلاعات بيشتر شما مي توانيد به سايت :www.2ndcamera.com 

 

 

 

Friendly sitting with Mr. Jaffer Saberi, 

Managing Director of training, cultural, and art of Ashti publication. 

Mr. Saberi your institute is considering that based on the plans you have set out for one competition or in an elaborate manner in the form of a film and photographic festival to be held , with attention to the fact that implementation of  such a festival (film) , what is the requirement for presenting on this subject. 

  • *Thanking you in advance, I feel it necessary to inform you that the plan was made in 1374 (1995) by some friends and colleagues and after sometime it has reached the present stage, if it had not been for the co-operation of the group we would not be here today.
  • 2nd camera festival means looking at facts of cinema from a special angle which everybody is not aware of the second look from second camera.
  • We believe that we shall be able to review the behind the scene of cinema, t.v. serials, and also documentary films , which shall have positive results in the production of films having special attractions.
  • These sections due to effective reasons have special features for happenings behind the scene, such as efforts made by those in charge behind the scene, co-operation, friendships , conflict of views, arguments , unity and understanding, introducing all those working behind the camera with a unified aim . .. are considered , specially the importance of equipments and cinema technology.
  • Don’t you think that this is a repeated subject?
  • * No , what we consider is not only inclination towards from behind the scenes, but with actual aim for the mode of description , track and aim of it by considering and understanding professionally its formation which is weak and in positioned in the side of the subject, therefore every viewer of cinema art and television (whether be it an experienced actor or and ordinary viewer) for understanding the working method of film makers who work in order to construct an artistic effect, are eager and for obtaining information from such events which occurred  behind the scene is taken into consideration.
  • What are the main aims of this festival and consist of what things ?
  • The aim this festival is based on created incentives such as :          *Originality and novelty of subject set in the festival.                              *Public information regarding efforts of film makers , and their labor,  difficulties which they have had to face during the process.  *Giving value and credit from production of cinema and television.
  • Having a share of the experience for training of production.
  • * Providing a better introduction of facilities and equipments for making and producing films in cinema and television.
  • These are our actual aims and in reality subject related to reach the goal we want to have favorable conditions for:
  1. To define the art of film production
  1. Introducing intimacy and activities of the artistic groups in the field of cinema era and television production.
  2. To become familiarized with the experience of production groups in reply to  cortex of penchant.
  3. Creating affinity for those who are involved in cinema for registering all facts whose vestiges can be traced in one art in the era of cinema and television which have come into creation, like registering factors and all relevance of production, minute details of instances is our consideration.
  • For the explanations furnished on what basis the producers shall be interested to participate in the vestiges this festival, what are they required to  compile,  compose , and dispatch.
  • * Main subject is actually the axis of effects contents which is the main subject of discussion which should involve one of the matters reflected below :-
  1. Co-operation, efforts and friendship of the group (This is the key subject and involves all factors for compiling and production).
  1. Events and happenings behind the scene.
  2. Application of camera and other technical aspects in the cinema and television industry.
  3. Efforts and operations of producer and his colleagues.
  • * Therefore according to what has been said, do you only see and work on this subject from the view of general public liking.
  • No,  the thing which is taken into our consideration is not the general public liking, while this subject is one of the factors of this happening, meaning we also see this subject from the general public view, but our actual and main attention is on film production which is viewed from behind the scene (generally attractive units and subjects) which observes the prefecture and aims for production and its complications. As for example in the Cannes film festival of 79 a 9 hour film in which (Alnore Capolla) wife  (Francis Ford Capolla) created a havoc in behind the scene , her husband namely (Eink Akharzaman) has produced created such a publicity in this festival that even the main film did not create , and similarly 15 minutes of photography from behind the scene of film SEEKERS which was much sought after by viewers and critiques.

Actually this Behind the Scene was not of a quite and ineffective cinema and is not; most of the time has occurrences is reflect able. Filming of breaking of the crane and falling of the cameraman, burning of actor or special effect director while creating a special false fire, being hit by a bullet or going over a mine of one director while recording or registering a cinema effect and ….similarly trials and friendship of group members to further promoting and showing the work from inflection point for producing an art effect.

  • You as an Iranian, why you have not held a similar festival in Iran for Iranian film goers?
  • While considering extensive respect for my Iranian film colleagues which I personally have, I must say that acting specially global cinema and is not for any special country, truly for the first time in the year 1384 (1995) the floor plan for the festival was reflected to authorities in Iran since the Fajr Film  Festival which although the authorities tried without being and still are unaware of an international festival, but we soon became aware for various reasons such as ethical points which are very important in Iranian cinemas, holding such a festival , that too by mentioning the behind the scene of films without stoppage in Islamic Iran is impossible, and thus in order to set up this festival southern Persian gulf country such as U.A.E. or even Kuwait we held meetings, but after reviewing and  inspecting of major factors, after meetings and visits with authorities of the Sultanate of Oman was a privilege to us that this festival shall be held under their auspices. It would be worth mentioning that Ashti Institute is an independent and free cultural and art institute, which according to existing Iranian rules relating to artistic activities can consider co-operation of any local and foreign person. We must reiterate that certainly this shall be a global international festival and should be extremely desirable and excellent.
  • How this festival will be judged?
  • *This question depends on the stage and type of implementation which we have set in the agenda. With a doubt the judges should be persons known in the global cinema and television industry, which we are trying to do after finalization of the commencement date of the festival, and we intend to negotiate with some re-known  persons of the persons in the film and television industry, and invite them to take the responsibility and be the jury of this international festival.
  • In case you have any point to make, please go ahead?
  • *I personally want to thank you and hereby invite all renown celebrities of the world cinema and television to participate in this festival, the art and cinema industry which is amongst the young and unknown , when being held in a certain corner of this world during this century , the camera of one news reporter or film maker will initiate so that there is no bomb, or even break it, and beat up the camera man in the worst possible way, or arrest. We want how much this art is considered innocent, presently in every place around the globe there are people who permit themselves to censor or block the film(s) made by the effort of a group of artist, even in case of films which have already been made, we do not take into consideration the race, colour, religion of persons in this festival, only to show the result of existing group co-operation in the cinema industry. We hope you will be along with us.
  • Thanking Mr. Jaffer Saberi managing director of Ashti training, art, cultural, and publication institute, in order to obtain further information please visit our web site :-
  • www.2ndcamers.com   

 

 

۱۰۲ سالگی پایان نیست

۱۰۲ سالگی پایان نیست

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

۱۰۲ سالگی پایان نیست
102 not out.jpg
کارگرداناومش شوکلا
بازیگرانآمیتاب باچان
ریشی کاپور
جیمی ترویدی
راویویجای راز
موسیقیجورج جوزف
سلیم–سلیمان

شرکت
تولید

سونی پیکچرز

توزیع‌کنندهکلمبیا پیکچرز

تاریخ‌های انتشار

  • ۱۲ اکتبر ۲۰۱۸

مدت زمان

۱۰۲ دقیقه
کشورهند
زبانهندی

۱۰۲ سالگی پایان نیست (به هندی: 102 Not Out) فیلمی محصول سال ۲۰۱۸ و به کارگردانی اومش شوکلا است. در این فیلم بازیگرانی همچون آمیتاب باچان، ریشی کاپور، جیمی ترویدی، ویجای راز ایفای نقش کرده‌اند.

خلاصه[ویرایش]

مردی که ۱۰۲سال اما دلی بسیار جوان دارد قصد دارد رکورد سن مردی چینی را با سن حدود ۱۲۰سال بشکند. با این وجود پسر ۷۲ساله او هیچکدام از این تفکرات را ندارد.به همین دلیل پدرش قصد دارد او را به خانه سالمندان بفرستد.اما پسرش دوست ندارد به خانه سالمندان برود. به همین دلیل پدرش شرایطی وضع میکند که در صورت عمل به آنها از فرستادن او به خانه سالمندان صرف نظر میکند.

منابع

پس از زندگی

 

پس از زندگی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پس از زندگی
After.Life.jpg
کارگردانآگنیه‌شکا وُیتوویچ-وُسلو
بازیگرانکریستینا ریچی
لیام نیسون

تاریخ‌های انتشار

۲۰۰۹

مدت زمان

۱۰۴ دقیقه
کشورایالات متحده
زبانانگلیسی
هزینهٔ فیلم۴٬۵۰۰٬۰۰۰ دلار
فروش گیشه۳٬۲۶۰٬۴۵۴ دلار

تبریک سال 2021

تصویر-پس-زمینه-با-تم-سال-نو-و-تبریک-2021_598931145

نیکو کاری مردم ه مردم

 

نیکو کاری

27آذر

نیکو کاری

 

کد خبر:99927113- دریافت مجوز مرکز نیکوکاری مردم به مردم

طی حکمی از کمیته امداد امام خمینی (ره) مرکز نیکوکاری مردم به مردم که از سوم اسفند سال 1398 کار خود را به صورت مردمی آغاز نموده بود مجوز رسمی به شماره 3390را دریافت نمود.

 آقای امیر علی زهراه ای جانشین و معاونت این مرکز اعلام کرد امید وار هستیم بیش از گزشت در خدمت به محرومین کوشا باشیم.

و این مرکز نیکو کاری با سیاست های جنای آقای دکتر جعفر صابری دوست و برادر عزیزم به سمت کار آفرینی و اشتغال زایی برود.

 

سگ را بجنبان

سگ را بجنبان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

 .
سگ را بجنبان
Wag The Dog Poster.jpg

پوستر فیلم

کارگردانبری لوینسون
تهیه‌کنندهبری لوینسون
رابرت دنیرو
فیلمنامه‌نویسهیلاری هنکین
دیوید مامت
بازیگرانداستین هافمن
رابرت دنیرو
جرج گینز
موسیقیمارک نافلر
فیلم‌برداررابرت ریچاردسون
تدوین‌گراستو لیندر
توزیع‌کنندهنیو لاین سینما

تاریخ‌های انتشار

  • ۱۷ دسامبر ۱۹۹۷

مدت زمان

۹۷ دقیقه
کشورایالات متحده
زبانانگلیسی
هزینهٔ فیلم۱۵ میلیون دلار[۱]
فروش گیشه۶۴٬۲۵۶٬۵۱۳ دلار

سگ را بجنبان (به انگلیسی: Wag the Dog) فیلمی در ژانر کمدی سیاه ساختهٔ بری لوینسون در سال ۱۹۹۷ است.

منابع[ویرایش]

  1.  "Business info" on IMDb

پیوند به بیرون[ویرایش]

مجموعه‌ای از گفتاوردهای مربوط به سگ را بجنبان در ویکی‌گفتاورد موجود است.
  • سگ را بجنبان در بانک اطلاعات اینترنتی فیلم‌ها (IMDb)
  • در این فیلم با بازی رابرت دنیرو و داستین هافمن خواهیم دید: کمی پیش از انتخابات ریاست جمهوری امریکا، به نظر می رسد به خاطر رسوایی هایی که پیش آمده باید رئیس جمهور مجددا انتخاب شود به همین دلیل مشاوران رئیس جمهور پیشنهاد می کنند جنگی در آلبانی راه بیندازند که رئیس جمهور نتوانند با کمک رسانه ها چهره قهرمانانه به خود بگیرد و ...

بیمه هنر مندان

بنام خالق هنرو‌زیبایی

ساز زندگی با بیمه آشتی

قابل توجه هنرمندان عرصه فرهنگ و هنراین مرزو بوم

بیمه آشتی حامی طرحی نو گردیده است

بیمه زندگی و بازنشستگی هنر مندان ایران زمین

سرمایه گذاری و بر خورداری از مستمر ی مادام العمر

برخورداری از مزایای بازنشستگی زود هنگام

پوشش هزینه بیماری های خواص

حتی کرونا و پوشش ویژه سرطان

برخورداری از تخفیف 50 درصدی در هزینه های بیمه گری ویژه هنرمندان

برخورداری از معافیت مالیاتی و

مشارکت در منافع شرکت علاوه بر سود تضمینی

در یافت وام بدون ضامن

پوشش های تکمیلی این بیمه نامه شامل

ارائه خدمات دندانپزشکی  دربیش از  146 مرکز تخصصی با 50 % تخفیف به انضمام بیمه در مان تکمیلی انفرادی

استفاده رایگان از خدمات باشگاه مشتریان تا سقف ۸۰ درصد در بیش از 2500 مرکز خدماتی و گردشگری

اعطای کارت ویژه هنرمندان

 

ما ادعا نمی کنیم بهترینیم

بهترین ها ما را بر میگزینند

بیمه آشتی

خانم ملیحه پیر جدی

کارشناس ارشد بیمه

مدیر طرح بیمه آتیه هنر مندان

09123206836

02188371861

 

بیمه هنر مندان

بنام خالق هنرو‌زیبایی

ساز زندگی با بیمه آشتی

قابل توجه هنرمندان عرصه فرهنگ و هنراین مرزو بوم

بیمه آشتی حامی طرحی نو گردیده است

بیمه زندگی و بازنشستگی هنر مندان ایران زمین

سرمایه گذاری و بر خورداری از مستمر ی مادام العمر

برخورداری از مزایای بازنشستگی زود هنگام

پوشش هزینه بیماری های خواص

حتی کرونا و پوشش ویژه سرطان

برخورداری از تخفیف 50 درصدی در هزینه های بیمه گری ویژه هنرمندان

برخورداری از معافیت مالیاتی و

مشارکت در منافع شرکت علاوه بر سود تضمینی

در یافت وام بدون ضامن

پوشش های تکمیلی این بیمه نامه شامل

ارائه خدمات دندانپزشکی  دربیش از  146 مرکز تخصصی با 50 % تخفیف به انضمام بیمه در مان تکمیلی انفرادی

استفاده رایگان از خدمات باشگاه مشتریان تا سقف ۸۰ درصد در بیش از 2500 مرکز خدماتی و گردشگری

اعطای کارت ویژه هنرمندان

 

ما ادعا نمی کنیم بهترینیم

بهترین ها ما را بر میگزینند

بیمه آشتی

خانم ملیحه پیر جدی

کارشناس ارشد بیمه

مدیر طرح بیمه آتیه هنر مندان

09123206836

02188371861

 

مدارک موسسه آشتی

صدور گواهی نامه تائید و تطبیق خدمات و سوابق



افراد زیادی هستند که خدمات و تجربیات گونا گونی در رشته هایی بعد از سالها بدست آورده اند ایشان می توانند ضمن تماس با ما در خواست تطبیق این گونه خدمات را نمایند .
02144608672-09101199415

 

بهتر از این نمیشه

نگاهی به فیلم As Good as It Gets، به بهانه بیستمین سالگرد ساخت آن

هستی علیزاده نوری – ۱۷ مهر ۱۳۹۷

ملوین یودال Melvin Udall، نویسنده‌ای با زبانی تند و تیز است که از بیماری اختلال وسواس فکری و رفتاری رنج می‌برد. این بیماری باعث شده که او که ذاتا آدم تلخی است، بیشتر از قبل از همه فاصله بگیرد. او در خانه کتاب‌هایش را می‌نویسد و یکی از موفق‌ترین نویسنده‌های نیویورک به شمار می‌آید. ملوین هر روز صبحانه‌اش را در یک کافه مشخص و سر یک میز مشخص، در ظرف‌های یک‌بار مصرفی که برای ترسش از میکروب، با خود می‌آورد، می‌خورد. او به پیشخدمت کافه، کارول کانلی Carol Connelly، تنها کسی که می‌تواند اخلاق‌های او را تحمل کند، علاقه دارد.
خانه همسایه مالوین، هنرمند همجنس‌گرایی به نام سایمون بیشاپ Simon Bishop، مورد سرقت قرار می‌گیرد و سایمون زخمی راهی بیمارستان می‌شود. پس از رفتن سایمون به بیمارستان، مالوین مجبور است از سگ او، وردل Verdell، مراقبت کند. در کمال تعجب، وردل می‌تواند دل سنگی مالوین را نرم کند و او را به خود علاقه‌مند کند. کارول نیز به او توجه بیشتری می‌کند. وقتی سایمون از بیمارستان مرخص می‌شود، برگرداندن سگ به سایمون برای مالوین بسیار سخت است.

زندگی مالوین، وقتی کارول تصمیم می‌گیرد برای رسیدگی به پسر بیمارش محل کار خود را عوض کند و جایی نزدیک خانه‌اش کار کند، دستخوش تغییرات جدیدی می‌شود. ملوین که نمی‌تواند خود را با پیشخدمت جدیدی تطبیق دهد، به شرط این‌که کارول قبول کند دوباره به سر کارش برگردد، هزینه‌های پزشکی پسر کارول را به عهده می‌گیرد. کارول تحت‌‌تاثیر سخاوتمندی مالوین قرار می‌گیرد و به کافه برمی‌گردد اما به مالوین می‌گوید که علاقه‌ای به او ندارد و فقط دوست اوست؛ اما پس از پشت سر گذاشتن اتفاقاتی، در نهایت مالوین به او ابراز عشق می‌کند و کارول نیز درخواست او را قبول می‌کند.
وقتی می‌فهمید چقدر از ساخت فیلم‌های موردعلاقه‌تان گذشته است، احساسی پیری می‌کنید! دسامبر امسال، �بهتر از این نمیشه� ۲۰ ساله می‌شود.
این فیلم که پر از نقل‌قول‌های سینمایی است، یکی از بهترین فیلم‌های رمانتیک کمدی است که برنده جایزه‌های اسکار شده است.
جک نیکلسون Jack Nicholson و هلن هانت Helen Hunt، هر دو برای بازی در این فیلم برنده جایزه بهترین بازیگر شدند. این فیلم یکی از بهترین بازی‌های جک نیکلسون است.
در زیر ۱۳ نکته جالب را در مورد �بهتر از این نمیشه� آورده‌ایم:

 

۱- در مراسم اسکار ۱۹۹۸، وقتی نام نیکلسون برای دریافت جایزه اعلام شد، او دقیقا مانند شخصیتش در این فیلم که از بیماری اختلال وسواس رفتاری رنج می‌برد، پاهایش را دقیقا وسط موزاییک‌ها گذاشت و به روی سن آمد. او این جایزه را به همبازی خود در فیلم �چند مرد خوب� A Few Good Men، جی. تی. والش J. T. Walsh که قبل از این مراسم فوت کرده بود، تقدیم کرد.

۲- صحنه‌ای که سگ راه رفتن مالوین و پا گذاشتنش وسط موزاییک پیاده‌رو را تقلید می‌کند، با گذاشتن موانعی بر روی پیاده‌رو انجام شد. سگ مجبور بود از روی موانع عبور کند و پایش را روی خط موزاییک نمی‌گذاشت. بعدا این موانع با کامپیوتر از تصویر حذف شدند.

۳- مالوین در جواب این‌که چطور می‌تواند احساسات زنان را در کتاب‌هایش به این خوبی بنویسد گفت: �شخصیت مردی را تصور می‌کنم و سپس منطق و مسئولیت را از آن حذف می‌کنم�. این جواب دقیقا جوابی بود که نویسنده جان آپدایک John Updike به این سوال داده بود.

 

۴- فقط هفت فیلم در تاریخ سینما وجود دارند که برنده جایزه اسکار برای بهترین بازیگر مرد و زن باهم شده باشند و �بهتر از این نمیشه� آخرین فیلم این لیست بود.
فیلم‌های دیگر این لیست �در یک شب اتفاق افتاد� It Happened One Night (کلارک گیبل Clark Gable و کلودت کولبرت Claudette Colbert)، �دیوانه از قفس پرید� One Flew Over the Cuckoo’s Nest (جک نیکلسون و لوییز فلچر Louise Fletcher)، �شبکه� Network (پیتر فینچ Peter Finch و فی داناوی Faye Dunaway)، �بازگشت به وطن� Coming Home (جان ویت Jon Voight و جین فوندا Jane Fonda)، �روی گلدن پاند� On Golden Pond (هنری فوندا Henry Fonda و کاترین هپبورن Katharine Hepburn) و �سکوت بره‌ها� Silence of the Lambs (آنتونی هاپکینز Anthony Hopkins و جودی فاستر Jodie Foster) هستند.

۵- به نظر می‌رسد حضور نیکلسون برای فیلم‌ها خوش‌شانسی می‌آورد، وقتی او و هانت برای �بهتر از این نمیشه� برنده جایزه اسکار شدند، بازیگر نقش سایمون، گرگ کینر Greg Kinnear برای بهترین بازیگر مکمل مرد نامزد اسکار شد اما برنده نشد. همین اتفاق برای فیلم �دیوانه از قفس پرید� نیز افتاد که برد دوریف Brad Dourif نامزد بهترین بازیگر مکمل شد، اما با این‌که کاملا لایق این جایزه بود، برنده نشد.

۶- موسیقی این فیلم ساخته هانس زیمر Hans Zimmer است.

۷- �بهتر از این نمیشه� یکی از پرفروش‌ترین فیلم‌های سینما و دومین فیلم پرفروش نیکلسون، بعد از بتمن، است.

۸- قرار نبود در آخر فیلم ملوین کارول را ببوسد، اما کارگردان جیمز ال. بروکس James L. Brooks از پشت صحنه داد زد �ببوسش مرد!�.

۹- دو بازیگری که در صحنه‌ای از فیلم در کافه، ملوین سرشان داد می‌زند، پیتر جیکوبسون Peter Jacobson و لیزا ادلستین Lisa Edelstein هستند که بعدا در مجموعه تلویزیونی �خانه� House باهم بازی می‌کنند.

۱۰– شش سگ، نقش وردل، سگ سایمون را در فیلم بازی کردند.

۱۱- نیکلسون در مصاحبه‌ای گفت که بازی در نقش ملوین دشوار بوده است، بااین‌وجود او یکی از دوست‌داشتنی‌ترین شخصیت‌هایی بوده که بازی کرده است.

۱۲- گرگ کینر نیز مانند شخصیتش در فیلم، سایمون، نمی‌توانست به راحتی با وردل ارتباط برقرار کند.

۱۳- اولین بازی با دیالوگ مایا رودولف Maya Rudolph در فیلم �بهتر از این نمیشه� بود.

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: بلاگ نماوا” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

 

بهتر از این  نمیشه

نگاهی به فیلم As Good as It Gets، به بهانه بیستمین سالگرد ساخت آن

هستی علیزاده نوری – ۱۷ مهر ۱۳۹۷

ملوین یودال Melvin Udall، نویسنده‌ای با زبانی تند و تیز است که از بیماری اختلال وسواس فکری و رفتاری رنج می‌برد. این بیماری باعث شده که او که ذاتا آدم تلخی است، بیشتر از قبل از همه فاصله بگیرد. او در خانه کتاب‌هایش را می‌نویسد و یکی از موفق‌ترین نویسنده‌های نیویورک به شمار می‌آید. ملوین هر روز صبحانه‌اش را در یک کافه مشخص و سر یک میز مشخص، در ظرف‌های یک‌بار مصرفی که برای ترسش از میکروب، با خود می‌آورد، می‌خورد. او به پیشخدمت کافه، کارول کانلی Carol Connelly، تنها کسی که می‌تواند اخلاق‌های او را تحمل کند، علاقه دارد.
خانه همسایه مالوین، هنرمند همجنس‌گرایی به نام سایمون بیشاپ Simon Bishop، مورد سرقت قرار می‌گیرد و سایمون زخمی راهی بیمارستان می‌شود. پس از رفتن سایمون به بیمارستان، مالوین مجبور است از سگ او، وردل Verdell، مراقبت کند. در کمال تعجب، وردل می‌تواند دل سنگی مالوین را نرم کند و او را به خود علاقه‌مند کند. کارول نیز به او توجه بیشتری می‌کند. وقتی سایمون از بیمارستان مرخص می‌شود، برگرداندن سگ به سایمون برای مالوین بسیار سخت است.

زندگی مالوین، وقتی کارول تصمیم می‌گیرد برای رسیدگی به پسر بیمارش محل کار خود را عوض کند و جایی نزدیک خانه‌اش کار کند، دستخوش تغییرات جدیدی می‌شود. ملوین که نمی‌تواند خود را با پیشخدمت جدیدی تطبیق دهد، به شرط این‌که کارول قبول کند دوباره به سر کارش برگردد، هزینه‌های پزشکی پسر کارول را به عهده می‌گیرد. کارول تحت‌‌تاثیر سخاوتمندی مالوین قرار می‌گیرد و به کافه برمی‌گردد اما به مالوین می‌گوید که علاقه‌ای به او ندارد و فقط دوست اوست؛ اما پس از پشت سر گذاشتن اتفاقاتی، در نهایت مالوین به او ابراز عشق می‌کند و کارول نیز درخواست او را قبول می‌کند.
وقتی می‌فهمید چقدر از ساخت فیلم‌های موردعلاقه‌تان گذشته است، احساسی پیری می‌کنید! دسامبر امسال، «بهتر از این نمیشه» ۲۰ ساله می‌شود.
این فیلم که پر از نقل‌قول‌های سینمایی است، یکی از بهترین فیلم‌های رمانتیک کمدی است که برنده جایزه‌های اسکار شده است.
جک نیکلسون Jack Nicholson و هلن هانت Helen Hunt، هر دو برای بازی در این فیلم برنده جایزه بهترین بازیگر شدند. این فیلم یکی از بهترین بازی‌های جک نیکلسون است.
در زیر ۱۳ نکته جالب را در مورد «بهتر از این نمیشه» آورده‌ایم:

 

۱- در مراسم اسکار ۱۹۹۸، وقتی نام نیکلسون برای دریافت جایزه اعلام شد، او دقیقا مانند شخصیتش در این فیلم که از بیماری اختلال وسواس رفتاری رنج می‌برد، پاهایش را دقیقا وسط موزاییک‌ها گذاشت و به روی سن آمد. او این جایزه را به همبازی خود در فیلم «چند مرد خوب» A Few Good Men، جی. تی. والش J. T. Walsh که قبل از این مراسم فوت کرده بود، تقدیم کرد.

۲- صحنه‌ای که سگ راه رفتن مالوین و پا گذاشتنش وسط موزاییک پیاده‌رو را تقلید می‌کند، با گذاشتن موانعی بر روی پیاده‌رو انجام شد. سگ مجبور بود از روی موانع عبور کند و پایش را روی خط موزاییک نمی‌گذاشت. بعدا این موانع با کامپیوتر از تصویر حذف شدند.

۳- مالوین در جواب این‌که چطور می‌تواند احساسات زنان را در کتاب‌هایش به این خوبی بنویسد گفت: «شخصیت مردی را تصور می‌کنم و سپس منطق و مسئولیت را از آن حذف می‌کنم». این جواب دقیقا جوابی بود که نویسنده جان آپدایک John Updike به این سوال داده بود.

 

۴- فقط هفت فیلم در تاریخ سینما وجود دارند که برنده جایزه اسکار برای بهترین بازیگر مرد و زن باهم شده باشند و «بهتر از این نمیشه» آخرین فیلم این لیست بود.
فیلم‌های دیگر این لیست «در یک شب اتفاق افتاد» It Happened One Night (کلارک گیبل Clark Gable و کلودت کولبرت Claudette Colbert)، «دیوانه از قفس پرید» One Flew Over the Cuckoo’s Nest (جک نیکلسون و لوییز فلچر Louise Fletcher)، «شبکه» Network (پیتر فینچ Peter Finch و فی داناوی Faye Dunaway)، «بازگشت به وطن» Coming Home (جان ویت Jon Voight و جین فوندا Jane Fonda)، «روی گلدن پاند» On Golden Pond (هنری فوندا Henry Fonda و کاترین هپبورن Katharine Hepburn) و «سکوت بره‌ها» Silence of the Lambs (آنتونی هاپکینز Anthony Hopkins و جودی فاستر Jodie Foster) هستند.

۵- به نظر می‌رسد حضور نیکلسون برای فیلم‌ها خوش‌شانسی می‌آورد، وقتی او و هانت برای «بهتر از این نمیشه» برنده جایزه اسکار شدند، بازیگر نقش سایمون، گرگ کینر Greg Kinnear برای بهترین بازیگر مکمل مرد نامزد اسکار شد اما برنده نشد. همین اتفاق برای فیلم «دیوانه از قفس پرید» نیز افتاد که برد دوریف Brad Dourif نامزد بهترین بازیگر مکمل شد، اما با این‌که کاملا لایق این جایزه بود، برنده نشد.

۶- موسیقی این فیلم ساخته هانس زیمر Hans Zimmer است.

۷- «بهتر از این نمیشه» یکی از پرفروش‌ترین فیلم‌های سینما و دومین فیلم پرفروش نیکلسون، بعد از بتمن، است.

۸- قرار نبود در آخر فیلم ملوین کارول را ببوسد، اما کارگردان جیمز ال. بروکس James L. Brooks از پشت صحنه داد زد «ببوسش مرد!».

۹- دو بازیگری که در صحنه‌ای از فیلم در کافه، ملوین سرشان داد می‌زند، پیتر جیکوبسون Peter Jacobson و لیزا ادلستین Lisa Edelstein هستند که بعدا در مجموعه تلویزیونی «خانه» House باهم بازی می‌کنند.

۱۰– شش سگ، نقش وردل، سگ سایمون را در فیلم بازی کردند.

۱۱- نیکلسون در مصاحبه‌ای گفت که بازی در نقش ملوین دشوار بوده است، بااین‌وجود او یکی از دوست‌داشتنی‌ترین شخصیت‌هایی بوده که بازی کرده است.

۱۲- گرگ کینر نیز مانند شخصیتش در فیلم، سایمون، نمی‌توانست به راحتی با وردل ارتباط برقرار کند.

۱۳- اولین بازی با دیالوگ مایا رودولف Maya Rudolph در فیلم «بهتر از این نمیشه» بود.

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: بلاگ نماوا” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

 

کلاس نویسندگی