جذاب‌ترین کاراکتر سینمای تارانتینو از نگاه خودش

جذاب‌ترین کاراکتر سینمای تارانتینو از نگاه خودش

توضیحات

منتشر شده در سه شنبه, 03 تیر 1399 10:21

کوئینتین تارانتینو نویسنده و کارگردان مطرح سینمای هالیوود که آثار مطرحی همچون «جانگوی رها شده»، «هشت نفرت انگیز»، «بیل را بکش» و «روزی روزگاری هالیوود» را در کارنامه خود می‌بیند به تازگی از محبوبترین کاراکتری که تاکنون نوشته پرده برداشت.

به گزارش کیمیانیوز، تارانتینو در گفت‌وگویی اعلام کرد که شخصیت «هانس لاندا» با بازی کریستوفر والتز شیرین‌ترین و کمدی‌ترین شخصیتی بوده که تا به حال خلق کرده است، وی تاکنون شخصیت‌های محبوبی همچون «وینست وگا» با بازی جان تراولتا را نیز نوشته است.
تارانتینو در همین راستا از فیلم «شبکه اجتماعی» به عنوان یکی از محبوبترین فیلم‌های سینما طی دهه‌های گذشته یاد کرده است. تارانتینو پیشتر کریتسوفر والتز را به عنوان بهترین بازیگری که با وی همکاری داشته معرفی کرد.

والتز در سطح جهانی به خاطر همکاری‌اش با فیلم‌ساز مطرح آمریکایی، کوئنتین تارانتینو، شناخته می‌شود. او به خاطر ایفای نقش هانس لاندا در فیلم حرامزاده‌های لعنتی و نقش دکتر کینگ شولْتْس در فیلم جنگوی آزادشده مورد تحسین منتقدان قرار گرفته‌است.

برای بازی در این دو نقش وی دو جایزه اسکار، یک جایزهٔ بفتا و یک جایزه گلدن گلوب برای بهترین نقش مکمل مرد از آن خود کرد. همچنین، والتس جایزهٔ بهترین بازیگر مرد را در جشنوارهٔ فیلم کن برای نقش لاندا از آن خود کرده‌است.

کریستف والتز در شهر وین به دنیا آمده‌است. پدرش، یوهانس والتس، متولد آلمان و مادرش، الیزابت اوربانکیک، متولد اتریش، هر دو طراحان لباس بودند.

تارانتینو دربارهٔ نقش وی در فیلم خود گفت: فکر می‌کنم که شخصیت لاندا یکی از بهتری شخصیت‌هایی باشد که تاکنون نوشته‌ام یا در آینده خواهم نوشت و کریستوفر نقش آن را به خوبی بازی کرد. واقعاً اگر نمی‌توانستم بازیگر خوبی همچون کریستوفر را پیدا کنم، هرگز فیلمم را نمی‌ساختم.

«اتوبوس شب»

«اتوبوس شب»

فیلمی سیاه و سپید درباره آدمهای خاکستری!

امروز پنج شنبه ششم مهرماه، ششمین روز از هفته «دفاع مقدس» است. طبق روال روزهای گذشته به یکی از فیلمهای سینمای جنگ پرداخته خواهد شد که در همین راستا «اتوبوس شب» ساخته کیومرث پوراحمد، برای معرفی و تحلیل انتخاب شده است.

به گزارش خبرنگار سینمایی دیباچه، فردا جمعه هفتم مهرماه آخرین روز از هفته دفاع مقدس است؛ روزهایی که در  آن از مردان و زنان شجاع این سرزمین یاد می شود؛ و به راستی که جنگ شهرهای بسیاری از این سرزمین را ویران کرد و مردم مقاوم بسیاری در آبادانی دوباره آنها کوشیدند.

 

«اتوبوس شب» فیلمی سیاه و سپید درباره آدمهای خاکستری!

 

حال، بنا به روال در نظر گرفته شده هر روز، یکی از فیلمهای مطرح و تأثیرگذار سینمای دفاع مقدس معرفی و تحلیل می شود.  امروز نیز فیلم «اتوبوس شب» یکی از آثار متفاوت عرصه جنگ با بازی درخشان زنده یاد خسرو شکیبایی، برای معرفی و تحلیل انتخاب شده است.

 

 

 

فیلم  سینمایی«اتوبوس شب»

 

سال تولید: 1385

 

تهیه‌ کنندگان :کیومرث پوراحمد و مهدی همایون‌ فر

 

نویسنده:حبیب احمدزاده

 

کارگردان: کیومرث پوراحمد

 

بازیگران: خسرو شکیبایی، محمدرضا فروتن، الناز شاکردوست، احمد کاوری، کوروش سلیمانی، امیرمحمد زند و مهرداد صدیقیان

 

موسیقی: فردین خلعتبری

 

فیلم‌ برداری: مهدی جعفری

 

تدوین: کیومرث پوراحمد و بهرام دهقان

 

 

 

فیلم «اتوبوس شب» درباره چیست؟ و در کارنامه بلند بالای کیومرث پور احمد چه جایگاهی دارد؟

 

«اتوبوس شب» را کیومرث پوراحمد، پس از انبوهی فیلم ساخته است، که در میان آنها، «لنگرگاه»، «خواهران غریب»، «گل یخ»، «شب یلدا» و البته مجموعه موفق «قصه های مجید» از بقیه مطرح ترند.

 

فیلم سینمایی «اتوبوس شب» یکی از آثار موفق و البته متفاوت سینمای جنگ است؛ زیرا به بخشی از جنگ پرداخته که کمتر فیلمسازی به سراغ آن رفته است. این فیلم درباره جابجایی اسیران عراقی است و جزو معدود فیلمهایی است که طی موقعیتی باور پذیر به مواجهه رزمندگان ایرانی و عراقی پرداخته است

 

فیلم «اتوبوس شب» فیلمنامه محکمی دارد و پور احمد آنرا تا نهایی شدن، پنج بار بازنویسی کرده است؛ از همه مهمتر اینکه این فیلم یکی از اقتباس های قابل اعتنای سینماست؛ این فیلم بر اساس کتاب «داستانهای شهر جنگی» نوشته حبیب احمدزاده ساخته شده است که احمد زاده خود نیز نگارش فیلمنامه را به عهده داشته است.

 

«اتوبوس شب» فیلمی سیاه و سپید درباره آدمهای خاکستری!

 

فیلم «اتوبوس شب»، درباره نوجوانی به نام عیسی(مهرداد صدقیان) است که به اتفاق همرزم مجروحش (امیرمحمد زند) مسئولیت چهل اسیر عراقی را به عهده دارد و قرار است آنها را از از آبادان به بندر ماهشهر ببرد که در میانه راه اتفاقاتی ماجرا را تحت تأثیر قرار می دهد.

 

خسرو شکیبایی در این فیلم راننده اتوبوسی کارکشته و خسته است که دو همرزم ایرانی را همراهی می کند و وظیفه جابجایی آنها و اسرا را به عهده دارد. شکیبایی با آن صدای خشدار و زیرپوش و عینک ته استکانی اش به طرز ماندگاری خوب بازی کرده است. در میان عراقی ها اسیری هست که هویتی ایرانی عراقی دارد و محمدرضا فروتن بازی اش کرده و تلاشش برای متفاوت بودن در نقشی غیر اصلی تا حدودی به ثمر نشسته است.

 

در نهایت یک دستی و هم ریتمی بازیگران به اضافه کارگردانی منحصر به فرد کیومرث پور احمد  و عواملش در فضای کوچک اتوبوس (که بیشتر لوکیشن های فیلم را به خود اختصاص داده است)، «اتوبوس شب» را به اثری متفاوت تبدیل کرده است.

 

فیلم سینمایی «اتوبوس شب» در بیست و پنجمین دوره جشنواره فیلم فجر اکران شد، اما جوایز زیادی کسب نکرد، جز اینکه زنده یاد خسرو شکیبایی دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد را گرفت و فیلم، سیمرغ بلورین بهترین «آنونس» را برد.

 

کیومرث پور احمد پس از ساخت فیلم «اتوبوس» فیلم «پنجاه قدم آخر» را بازهم با موضوع جنگ ساخت و در آن به زندگی واقعی

 

یکی از نیروهای اطلاعات لشکر زرهی «نجف اشرف» در عملیات «والفجر ۴» پرداخت و بابک حمیدیان نقش اصلی اش بود.

 

«کفش هایم کو» آخرین ساخته کیومرث پوراحمد است.

 

«اتوبوس شب» فیلمی سیاه و سپید درباره آدمهای خاکستری!

اینک آخر الزمان

تصاویر دیده‌نشده «اینک آخر الزمان»+ عکس

اخیراً تصاویری دیده نشده فیلم «اینک آخرالزمان» کاپولا از چاس گرستسن برای نخسنین بار در KINO Rotterdam به نمایش گذاشته شده است.

  • ۱۸

تصاویر دیده‌نشده «اینک آخر الزمان»+ عکس

به گزارش خبرنگار فرهنگی تسنیم، جاه‌طلبی وحشیانه فرانسیس فورد کاپولا در اقتباس از «دل تاریکی» جوزف کنراد چهل سال پیش در کن برای نخستین بار اکران شد و نخل طلای کن را ربود. حال با انتشار تصاویر چاس گرستسن از پشت‌ صحنه این فیلم روزنامه گاردین بخشی از این تصاویر را منتشر کرده است.

*فرانسیس فورد کاپولا سر صحنه فیلمبرداری در 1976

گرستسن توسط کاپولا استخدام شد تا در تولید فیلم عکاس رسمی شود؛‌ پس از اینکه در جنگی تجربه‌های عکاسی را از سر گذرانده بود. گرستسن در طول کودتای شیلی حضور داشت که منجر به قتل سالوادور آلنده در 1973 شد. عکس‌هایی متعددی از آگوستو پینوشه گرفت.

گرستسن در 1975 به هالیوود رفت؛ حدود 500 عکس اخیراً از او کشف شده که بهترین آنها به نمایش گذاشته می‌شود. عکاس هلندی حضور مؤثری در فیلمبرداری داشت، با دروبین‌های بسیاری که از گردنش آویزان بودند. او الهام‌بخش شخصیت دنیس هوپر به عنوان یک فوتوژورنالیست شد.

مارتین شین روی سنگ توالت اصلاح صورت می‌کند. این بازیگر که حین فیلمبرداری  36 ساله بود ، کار افتادگی و حمله قبلی نزدیک به مرگی را تجربه کرد که نزدیک به هفت ماه طول کشید.

کاپولا صدای کودکان محلی را ضبط می‌کند. کارگردان فیلم حماسییش را از حدود سیصد هزار متر نگاتیو تدوین کرد که مکرراً تاریخ اکران فیلم را به تعویق می‌انداخت.

مارلون براندو سر صحنه فیلمبرداری. این بازیگر اضافه وزن اساسی داشت و اغلب برای فیلمبرداری مست و ناآماده ظاهر می‌شد. اجرای او در نقش کلنل کورتز به شکل وسیعی به عنوان یکی از برترین بازی‌هایش به شمار می‌آید.

شین در جنگل. او اولین انتخاب برای این نقش نبود، استیو مک‌کویین، آل پاچینو، جک نیکلسون، رابرت ردفورد، جیمز کان، تامی لی جونز، کیت کارداین، نیک نولتی و کلینت ایستوود اولین‌ها بودند، اما این بازیگران نمی‌خواستند 17 ماه خارج از آمریکا باشند. هاروی کیتل در نهایت انتخاب شد؛ اما کاپولا از تفسیر بازیگر ناخشنود بود و شین را جایگزین کیتل کرد.

تولید فیلم با مشکلاتی روبه‌رو شد، همانند آسیب قابل‌توجه به دکور به سبب طوفان اولگا. در ابتدای کار فیلم بسیار پرهزینه بود که کاپولا مجبور شد ماشین، خانه و سود حاصل از فروش پدرخوانده را به عنوان تضمین برای اتمام فیلم ارائه دهد.

شین و براندو سر صحنه. براندو 305 میلیون دلار برای یک ماه کار دریافت کرد. زمانی که به مانیل رسید، با کاپولا بر سر بازنویسی یک پایان‌بندی کار کرد که ابعاد او را ناممکن می‌ساخت. این بازنویسی در نهایت به طراحی لباس براندو در لباس سیاه‌رنگ تقلیل یافت و تنها صورت او فیلمبردای می‌شد و بازیگران قدبلندتر در صحنه‌های دونفره با او با لنز‌های واید فیلمبرداری شدند..

نسخه اولیه فیلم در کن روی پرده رفت تا مورد تحسین قرار بگیرد. پس از اکران اول، کاپولا به جنگ آن چیزی رفت که به عنوان نگاه‌های منفی مطبوعات نسبت به تولید برداشت می‌شود. او گفت «ما به پول بسیار زیادی، امکانات فراوان دسترسی داشتیم و آرام آرام پیش می‌رفتیم. فیلم من درباره ویتنام نیست. خود ویتنام است.»

همچنین در اولین اکران سینمایی فیلم 150 میلیون دلار درآمد داشت. اینک آخرالزمان نامزد هشت اسکار شد که دو جایزه را برد و امروز به عنوان یکی از بزرگترین فیلم‌های تاریخ شناخته می‌شود.

انتهای پیام/

اینک آخرالزمان

اینک آخرالزمان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به ناوبری پرش به جستجو

اینک آخرالزمان
Apocnow.jpg

پوستر سینمایی از باب پیک

کارگردانفرانسیس فورد کوپولا
تهیه‌کنندهفرانسیس فورد کوپولا
نویسندهجان میلیوسفرانسیس فورد کوپولا
بازیگرانمارلون براندومارتین شینفردریک فورسترابرت دوواللارنس فیشبرندنیس هاپرهریسون فورد
موسیقیفرانسیس فورد کوپولاکارمینه کوپولا
فیلم‌بردارویتوریو استورارو
تدوینریچارد مارکس
لیسا فروکتمن
جرالد بی. گرینبرگ
والتر مرچ

تاریخ‌های انتشار

۱۰ مه ۱۹۷۹

مدت زمان

۱۴۷ دقیقه
زبانانگلیسی
هزینهٔ فیلم۳۰ میلیون دلار

اینک آخرالزمان (به انگلیسی: Apocalypse Now) محصول ۱۹۷۹، فیلمی حماسی، ماجراجویی و جنگی واقع شده در جنگ ویتنام است.

کارگردان آن فرانسیس فورد کوپولا و فیلم‌نامه‌نویسان آن جان میلیوس و کوپولا هستند. داستان این فیلم برداشتی آزاد از رمان دل تاریکی نوشتهٔ جوزف کنراد است. اینک آخرالزمان یکی از بحث برانگیزترین و مهم‌ترین فیلم‌های تاریخ سینما است و هم‌اکنون در بین ۲۵۰ فیلم برتر تاریخ بانک اطلاعات اینترنتی فیلم‌ها رتبه ۵۶ را به خود اختصاص داده‌است. همچنین در بین لیست ۱۰۰سال ۱۰۰ فیلم بنیاد فیلم آمریکا هم با رتبه حضور دارد.

این فیلم توانست در جشنواره کن ۱۹۷۹، نخل طلای این دوره را به خود اختصاص دهد.

محتویات

فیلم سینمایی زندانی ایرلندی


بازماندگان 1898 فیلیپین

فیلم فیلم بازماندگان 1898 فیلیپین 1898: Our Last Men in the Philippines 2016

فیلم بازماندگان 1898 فیلیپین 1898: Our Last Men in the Philippines 2016

 

تاریخی جنگی درام 105 دقیقه نامناسب برای زیر 17 سال اسپانیا/اسپانیایی

سال ۱۸۹۸، فیلیپین، یک تیم نظامی اسپانیایی به یک کلیسا پناه می برند ، هنگامی که در داخل آنجا هستند ، این تیم، با جدیدترین دشمن مالاریا خود مواجه می شود ، در حالی که امپراطوری اسپانیا آنها را فراموش کرده است ، آنها باید با دشمنشان مبارزه کنند ...

بیوگرافی بازیگران فیلم تقلب

بیوگرافی بازیگران فیلم تقلب (فیلم هندی تقلب) +عکس های شخصی

2020-04-03

بیوگرافی بازیگران فیلم تقلب (فیلم هندی تقلب) + عکس های شخصی را به همراه عکس های بازیگران این فیلم در ادامه این بخش از مجله شبونه مشاهده نمایید.

نام اصلی این فیلم Why Cheat India میباشد که ترجمه آن “چرا تقلب میکنی” میباشد و در 15 فروردین ماه 99 برای نخستین بار از شبکه سوم صدا و سیما بر روی انتن رفت

 

یک فیلم درام جنایی هندی در سال 2019 است که توسط سومیک سن نوشته و کارگردانی شده است.

این فیلم در تاریخ 18 ژانویه 2019 در هندوستان صورت رسمی منتشر شده اس این بررسی های مختلفی دریافت کرد

همچنین ببینید: بیوگرافی بازیگران فیلم استن و الی

خلاصه داستان فیلم تقلب

داستان آن درباره یک هنرمند متقلب است.او در شمال هند از هر شهر به شهری دیگر می رود و با فریب و دوز و کلک افراد مختلف را گول می زند و آنها را به این متقاعد می کند تا پول به او پرداخت کنند تا زندگی شان بهتر شود و از همین راه او می تواند افراد زیادی را گول یزند و از آنها پول بگیرد تا زندگی اش را بچرخاند.

 

اسامی بازیگران فیلم هندی تقلب

بازیگران اصلی این فیلم عمران هاشمی ، شریا دهانوانداری ،سنداجیب چاترجی میباشند.

بیوگرافی عمران هاشمی

عمران هاشمی (به انگلیسی: Emraan Hashmi) (زاده ۲۴ مارس ۱۹۷۹ در بمبئی) بازیگر هندی است. او پیش از آغاز فعالیتش به عنوان بازیگر، در سال ۲۰۰۲ به عنوان دستیار کارگردان در فیلم راز با ویکرام بات همکاری داشت و سپس در سال ۲۰۰۳ در فیلم پیاده‌رو (Footpath) برای اولین بار بر روی پرده سینما حاضر شد و فعالیتش را با حضور در تریلر قتل (Murder)در سال۲۰۰۴ ادامه داد.

بیوگرافی بازیگران فیلم تقلب (فیلم هندی تقلب) + دانلود بدون سانسور

بیوگرافی شریا دهانوانداری

این بازیگر دانشجوی مهندسی کامپپیوتر میباشد او سابقه زیادی در بازیگر ندارد و وقتی به عنوان ملکه زیبایی هندوستان انتخاب شد به شهرت رسید و وارد بازیگری شد.

 

 

۷ فیلم عالی که برای یک کارآفرین و صاحب کسب و کار شدن، بهتر است ببینید

۷ فیلم عالی که برای یک کارآفرین و صاحب کسب و کار شدن، بهتر است ببینید

احمد شمسی ۱۳۹۷-۰۸-۰۵ دیگر مطالب مرتبط, مقالات نظرات

فیلم‌ های کارآفرینی و مدیریتی‌ ای که در این مطلب به شما معرفی کردم، یک گلچین از میان فیلم‌هائیه که دیدم، یک گلچین از فیلم‌های خوب که خیلی کم می‌شه چنین فیلم‌هایی رو از میان درصد زیادی از فیلم‌های نامناسب پیدا کرد.

اگر درباره فیلمی بیشتر نوشتم به معنی برتر بودنش نیست، شاید اونو تازه‌تر دیدم و نکات بیشتری از اون در ذهنم باقی مونده. فیلم‌ها به ترتیب اهمیت و برتر بودن‌شون قرار داده نشدن. همه این فیلم‌ها، فیلم‌های خوبین.

توجه: در اکثر معرفی‌ها، داستان فیلم‌ لو رفته، بنابراین برای اینکه فیلم قابل پیش‌بینی نباشه و از جذابیتش کم نشه، ابتدا سریعا فقط از روی نام‌ها، انتخاب و تماشا بکنین، بعد بیاین و توضیحات رو بخونین. همچنین اگر دوست دارین در وقت خودتون صرفه‌جویی کنین، نیازی به دیدن فیلم‌ها نیست، فقط همین مطلب رو به‌طور کامل مطالعه کنین.

بریم سراغ »»»

۷ فیلم عالی که برای یک کارآفرین و صاحب کسب و کار شدن، بهتر است ببینید

فیلم Steve Jobs 2015 – فیلم استیو جابز ۲۰۱۵

فیلم Steve Jobs

فیلم Steve Jobs در سال ۲۰۱۵ منتشر شد. این فیلم در ژانر بیوگرافی، درام، درباره یکی از بزرگترین و موفق‌ترین مخترعین و کارآفرینان تاریخ به نام استیو جایز هست. مایکل فاسبندر (Michael Fassbender) در این فیلم نقش استیو جابز رو بازی کرده، هرچند شباهت ظاهری زیادی با استیو جابز نداره اما نقشش رو خوب بازی کرده و بازیگر نقش زن، کیت وینسلت (Kate Winslet) هست که کیت وینسلت هم بازی فوق‌العاده ای از خودش در این فیلم نشون داد. کارگردان فیلم دنی بویل (Danny Boyle)، نویسنده فیلم آرون سورکین (Aaron Sorkin) هست که از روی کتاب زندگینامه استیو جابز نوشته والتر ایزاکسون (Walter Isaacson) فیلم‌نامه رو نوشته. کتاب استیو جابز تبدیل به پرفروش‌ترین کتاب در سال انتشارش شد و توسط انتشارات مختلف، در کشور ایران هم ترجمه شده.

تریلر فیلم استو جابز ۲۰۱۵:

از ویژگی‌های مثبت این فیلم اینه که کاملا از کلیشه‌ها به دوره، کلیشه‌هایی که در بسیاری از فیلم‌ها مشاهده می‌کنیم. در این فیلم به جای پرداختن به کلیشه‌ها، داستان از زوایای دیگری بیان شده و با زیبایی تمام به تصویر کشیده شده. یکی از کارهای جالبی که کارگردان انجام داد این بود که فیلم رو تا حد زیادی به زندگی شخصی و خانوادگی استیو جابز وابسته کرد، اما وارد مسائل حاشیه ای و بی ربط مانند نشان دادن صحنه‌های روابط جنسی نشد.

فیلم استیو جابز از لحاظ فیلم‌برداری، موسیقی، بازیگری، کارگردانی، فیلم‌نامه، تدوین، و از هر نظر نمره قابل قبولی می‌گیره و در یک کلام همه چیز در این فیلم عالیه. نمره بالای ۸۲ از ۱۰۰ رو از منتقدین سینما دریافت کرده و در آرای مردمی هم رتبه بالایی کسب کرده. نامزد ۲ جایزه اسکار شده و ۲۸ جایزه کسب کرده و برای ۱۰۹ جایزه دیگر نامزد شده. اما از لحاظ فروش، تقریبا تونسته فقط هزینه‌های خودش رو کسب کنه و سود زیادی نسیبش نشده، که این فروش برای فیلمی این موضوع، کارگردان، بازیگران و … کمی عجیب به نظر می‌رسه و باید خیلی بیشتر از اینها می‌شد. بودجه ساخت فیلم ۳۰ میلیون دلار و کل درآمد کسب شده، ۳۴.۴ میلیون دلار بود.

وقتی این فیلم رو ببینین، بسیاری از چیزهایی رو می‌شنوین که همیشه در رابطه با اپل و استیو جابز شنیده بودین. اما چیزی که دیدنش تازگی و جذابیت داره، شخصیت جوانا هافمن، با بازی زیبای کیت وینسلت (Kate Winslet) در این فیلمه که تقریبا از ابتدا در کنار استیو جابز به عنوان مدیر اجرایی بازاریابی تیم مک یا مکینتاش و نکست حضور داشته و در این فیلم نشون داده شده که این خانم چقدر تاثیر ویژه ای داشت در پیشرفت شرکت اپل و شخص استیو جابز. به قول خودِ جوانا هافمن، من در این سال‌ها برای تو (استیو جابز) نقش همسرِ کاری رو بازی کردم!

جوانا هافمن مانند یک فرد عاقل، بالغ، فهمیده، باتجربه و مهربان، مانند یک مادر دلسوز و نصیحت‌گر، یک خواهر یا همسر دلسوز و با صبر و حوصله، در کنار استیو جابز نزدیک به دو دهه ایستاد تا استیو جابز بتونه موفقیتی که باید رو تجربه بکنه. جوانا هافمن نه تنها یک مدیر اجرایی بازاریابی بود، بلکه یک روانشناس، یک راهنما و گاها مانند یک منجی برای استیو جابز بود و هم در زمینه خانواده و تربیت فرزند و هم پیشرفت شرکت به استیو مشاوره می‌داد.

پیشنهاد مطلب مرتبط: ویدیوی سخنرانی استیو جابز در دانشگاه استنفورد با ترجمه اختصاصی شمسی

و اما بخش تاریک زندگی استیو جابز به خوبی در این فیلم به نمایش گذاشته شده، یک خانم به نام کریس‌آن برنان (Katherine Waterston) از ابتدای فیلم منتظره تا سر استیو جابز خلوت بشه و اونو در گوشه ای گیر بیاره و درباره فرزند نامشروع‌شون لیسا (Ripley Sobo-Makenzie Moss) با هم صحبت کنن. اما استیو جابز همیشه از قبول مسئولیت سر باز می‌زنه و می‌گه که احتمال اینکه لیسا فرزند من باشه، بسیار کمه و حتی در رسانه‌ها به نامزدش تهمت هرزگی، آویزونی و تلکه کردن می‌زنه و رفتار بسیار بدی از خودش در برخورد با همسر و دخترش نشون می‌ده.

در این فیلم نشون داده که اونقدر ذهن استیو جابز درگیر مسائل حوزه تکنولوژی و توسعه اپل بوده که به هیچ وجه چیزی از زندگی زناشویی، تربیت فرزند و قبول برخی مسئولیت‌های اجتماعی نمی‌دونسته و حتی به حرف افراد گوش نمی‌کرد و دائما ذهنش درگیر مسائل کاری بود و این باعث می‌شد تا نتونه تمرکز زیادی رو بر روی خانواده بذاره.

اما دختر و مادرش هم وِل بِکُنِ ماجرا نبودن و درست در حساس‌ترین لحظات، همیشه ظاهر می‌شدن تا روی مغز استیو جابز راه برن و تمرکزش رو برهم بزنن. (استیو جابز آدم گرفتار و پرمشغله ای بود!) و اما برخورد سردِ استیو جابز با دختر و همسرش احتمالا ریشه در زندگی قبلیش داشت. پدر و مادرش اون رو رها می‌کنن و سرپرستی‌ش رو به خانواده دیگری می‌سپارن. البته رفته رفته در فیلم می‌بینیم که حضور همسر کمرنگ‌تر و کمرنگ‌تر، و حضور لیسا و ارتباطش با پدر، پررنگ‌تر و بهتر می‌شه. و همین فرزندی که استیو جابز نمی‌خواست، حتی در برخی موارد باعث می‌شه که استیو جابز ایده‌هایی برای توسعه مکینتاش و اپل به ذهنش بخوره و بعدا رابطه اش باهاش بهتر می‌شه.

یکی از نکات جالب درباره استیو جابز این بود که علاقه زیادی به موسیقی داشت و همین باعث شد که در تولید محصولاتش به کیفیت ضبط و پخش موسیقی، و سایر امکانات مورد نیاز چه در بحث سخت افزار و چه نرم افزار توجه ویژه ای بکنه و امروزه دستگاه‌های شرکت اپل در زمینه موسیقی در میان سایر گجت‌ها و ابزارها، از لحاظ سخت افزاری و نرم افزاری کیفیت و کاربرد زیادی داره.

یکی دیگر از نکات قابل توجه فیلم اینه که استیو جابز با تمام کارهای مثبتی که انجام داد، به نظر می‌رسید که شخصیه که دوست داره تمام موفقیت‌ها رو فقط به نام خودش تمام کنه. استیو وازنیک Steve Wozniak (هم‌بنیانگذار) شرکت اپل که نقشش رو ست روگن (Seth Rogen) بازی کرده، بارها در حال بحث با استیو جابز بر روی این مسئله هست که استیو جابز در کنفرانس‌های اپل، یک تشکر ساده از اونها بکنه، ولی استیو جابز تا آخر هم حاضر به این کار نمی‌شه و قلب استیو وازنیک رو به درد میاره.

استیو وازنیک هم در قسمت سخت افزاری اپل و هم سایر بخش‌ها، یکی از تاثیرگذارترین و کلیدی‌ترین افراد شرکت اپل بوده و درصد زیادی از شکل‌گیری و پیشرفت اپل مدیون این شخصه، و اگر استیو جابز، استیو وازنیک رو در کنار خودش نداشت، شاید امروز شرکتی به نام اپل هم وجود نداشت، اما استیو جابز حتی حاضر به تشکر کردن و بردن چند نام ساده در یک کنفرانس نشد.

یکی دیگر از نکات مهم درباره استیو جابز و استیو وازنیاک این بود که استیو جابز علاقه زیادی به حضور جلوی دوربین داشت، به خوبی خودش و کارهاش رو معرفی می‌کرد، اما استیو وازنیک دوست داشت کمتر توی دید باشه. فکر می‌کنم متوجه شدین که مهارت‌های سخنرانی و تبلیغ کردن خودتون چقدر می‌تونه موثر باشه در میزان موفقیت و شهرت و محبوبت شما. البته منظور نامردی کردن و همه چیز رو به نام خود تمام کردن نیست، فقط می‌خواستم بگم که این موارد همیشه مهم هستن. البته استیو وازنیک در مصاحبه‌های مختلف بارها اعلام کرده که من از دوربین و رسانه‌ها فراری نیستم و به راحتی سخنرانی می‌کنم. به هر حال به نظر می‌رسه که استیو جابز در این کار ماهرتر بود.

استیو جابز برای اینکه سرمایه مورد نیاز اپل (Apple) رو تامین بکنه، به مدیر عامل اجرایی شرکت پپسی (Pepsi)، جان اسکالی (John Sculley) که نقشش در این فیلم رو جف دانیلز (Jeff Daniels) بازی کرده مراجعه می‌کنه و از اون می‌خواد که بیاد و بر روی اپل سرمایه‌گذاری کنه، بعدا همین شخص، استیو جابز رو از شرکتی که خودش تاسیس کرده بود اخراج می‌کنه! به هر حال این شخص و سرمایه اش تاثیر بسیار زیادی در پیشرفت شرکت اپل داشت و بعدا دوباره تلاش می‌کنه استیو جابز رو به شرکت برگردونه. جمله معروفی وجود داره که می‌گن استیو جابز وقتی با جان اسکالی برای اولین بار ملاقات می‌کنه، بهش می‌گه آیا می‌خوای تا آخر عمرت آب شیرین تولید کنی، یا اینکه می‌خوای دنیا رو تغییر بدی؟

فیلم استیو جابز با دوبله فارسی هم موجوده که دوبله فیلم بسیار با کیفیت و خوب انجام شده. همچنین زیرنویس فارسی فیلم Steve Jobs هم موجوده. پیشنهاد می‌کنم نسخه دوبله فارسی با صدای زیبای منوچهر زنده دل رو ببینین.

فیلم Joy 2015 – فیلم جوی ۲۰۱۵

فیلم Joy

ما به هیچ وجه با یک فیلم شاهکار، با بازی‌های خیره کننده، موسیقی عالی، کارگردانی و نویسندگی عالی مواجه نیستیم! می‌دونم، شاید از شنیدن این حرف‌ها از من تعجب کنین، ولی حتی گاهی اوقات می‌شه گفت مخصوصا در نیمه اول فیلم، ممکنه از تماشای ادامه اون پشیمان بشین چون کارگردانی این فیلم، خیلی بد از آب در اومده! برای ساخت فیلم جوی ۶۰ میلیون دلار هزینه شد که درآمد نسبتا خوبی کسب کرد، ۱۰۱.۱ میلیون دلار.

اما داستان این فیلم برگرفته از یک داستان واقعیه و این شاید یکی از دلایلی باشه که شما رو به دیدن فیلم تا انتها تشویق کنه، هرچند که به تنهایی نمی‌تونه یک دلیل کافی باشه، چرا که بسیاری از فیلم‌های بیوگرافی حتی ارزش یک بار دیدن رو هم ندارن! فیلم در نیمه دومش ریتم بهتری پیدا می‌کنه و دیدنش راحت‌‌تر و لذت‌بخش تر می‌شه.

داستان فیلم درباره یک زن خانه‌دار، که تبدیل به یک کارآفرین میلیونر شد هست. نام این زن جوی مانگانو (Joy Mangano) بود که نقشش در این فیلم توسط جنیفر لارنس (Jennifer Lawrence) بازی شده. جنیفر لارنس به هیچ وجه بازی شایسته ای در این فیلم از خودش نشون نداده و شاید بشه گفت که انتخاب جنیفر، انتخاب بسیار بدی بود!

از دیگر بازیگران مطرح فیلم می‌شه بردلی کوپر (Bradley Cooper) و رابرت دنیرو (Robert De Niro) رو نام برد.

کارگردان و یکی از نویسندگان Joy دیوید او. راسل (David O. Russell)، و نویسنده دیگر، انی مامولو هست.

جوی مانگانو (مخترع و کارآفرین) ایده بسیار ساده ای داشت، تولید و فروش نوع جدیدی از طی!

تریلر فیلم جوی ۲۰۱۵:

خلاصه ای از زندگی جوی مانگانو به این صورته که پدر و مادر جوی از هم جدا شده بودن، با این حال پدرش هنوز مزاحمت‌هایی برای اونها ایجاد می‌کنه و در زیرزمین خونه، با شوهر سابق جوی زندگی می‌کنن! مادرش ناراحتی عصبی و روانی داره و اکثرا فقط بر روی تخت دراز کشیده و یک فیلم قدیمی تکراری رو بارها و بارها می‌بینه و این واقعا روی اعصابه. یک خواهر حسود داره که مدام سنگ اندازی می‌کنه. جوی هم مانند پدر و مادرش یک ازدواج ناموفق تجربه کرده و چند فرزند داره که باید همزمان هم از مادرش نگهداری کنه، هم فرزندانش و هم به دنبال رویاهاش بره.

شاید قشنگ‌ترین لحظات فیلم اون جاهایی هست که مادربزرگ جوی جملات امیدوارکننده ای به اون می‌گه و لحظاتی که جوی این جملات رو به خاطر میاره. یه جورایی مادربزرگ از کودکی بهش می‌گه و تلقین می‌کنه که من می‌دونم که تو آدم خاصی هستی، تو یه چیزی می‌شی و تغییر مثبتی ایجاد می‌کنی. فیلم جوی تلاش کردن، غلبه بر مشکلات، تسلیم نشدن، قدرت تلقینات مثبت (حرف‌های مادربزرگ)، اهمیت داشتن رویا و هدف رو به شما نشون می‌ده.

حتی همون پدری که به نظر پدر نامناسبی بود، بعدا به جوی برای تحقق رویاش کمک زیادی می‌کنه، هرچند گاهی می‌خواد بهش بگه که این نشدنیه و تسلیم شو. از طرفی حسادت‌های خواهر جوی که از مادر دیگریه و کارهایی که انجام می‌ده باعث می‌شه که جوی گاهی اوقات در لحظات سختی قرار بگیره. این فیلم همچنین درس‌هایی از مذاکره و بستن قرارداد، و دنیای رقابت در کسب و کار برای شما داره. همچنین توانایی شنیدن جواب نه، امیدوارم بودن تحت هر شرایطی و دوباره شروع کردن بعد از هر شکست و ناامیدی و فراموش نکردن رویا، تا رسیدن به اون.

تماشای فیلم Joy 2015 می‌تونه برای لحظاتی لبخند رضایت رو بر صورت‌تون بیاره، گاهی کمی شما رو غمگین می‌کنه، و حتی می‌گریونه. ولی در نهایت از دیدن این فیلم احساس خوبی پیدا خواهید کرد و چیزهای زیادی یاد می‌گیرین.

شاید به نظر برسه که فیلم Joy زنانه‌ست و بیشتر برای خانم‌هایی که می‌خوان مخترع یا کارآفرین بشن کارآیی داره، ولی به هیچ وجه اینطور نیست. چه مرد، چه زن، می‌تونن به یک اندازه از دیدن فیلم لذت ببرن و به یک اندازه ازش درس بگیرن و استفاده کنن. ولی شاید بیشتر بتونه به زنان کمک کنه.

لطفا لینک این صفحه رو برای هر زنی که می‌شناسین ارسال کنین، و تماشای فیلم جوی رو بهش پیشنهاد کنین. من زنان ایرانی زیادی رو می‌شناسم که مدام غر می‌زنن از اینکه خانه‌دار هستن، و اسم این رو می‌ذارن کلفتی یا هر چیز مشابه دیگر. ولی باید بگم که متاسفانه این خانم‌ها سخت در اشتباه هستن. اگر فکر کنن که بدبخت هستن، چیزی جز همین گیرشون نمیاد، ولی اگر با دید مثبت و یه جور دیگه بهش نگاه کنن، دقیقا می‌تونن مانند جوی، از همین خانه داری خودشون ثروت، پول، اعتبار و شهرت بسازن. اونوقت همین خانه داری رو با شادی و عشق انجام می‌دن.

هر کمبود و هر مشکلی در زندگی شخصی شما، می‌تونه بزرگترین ایده‌ها رو در اختیارتون قرار بده. من قبل از اینکه این فیلم رو تماشا کنم (چون این فیلم از فیلم هائیه که به تازگی دیدم) در این ویدیو درباره همین موضوع توضیح دادم.

پیشنهاد یک فیلم دیگر درباره زنان موفق: فیلم قصر شیشه‌ای The Glass Castle

البته در فیلم قصر شیشه ای اونقدر موارد بد و خوب زیاده که شاید خوبی‌هاش فقط یکم بیشتر از بدی‌هاش باشه، و اونجا هم گفته بودم که باید با دید مثبت نگاه بشه و خیلی از چیزها رو برای خودمون توجیه کنیم! ولی در صفحه حاضر فیلم‌هایی رو به شما معرفی می‌کنم که خوبی‌هاش خیلی بیشتره و برخی از اونها تقریبا هیچ نکته بدی نداره مانند همین فیلم جوی و سایر فیلم‌های همین صفحه.

از زیباترین و جالب‌ترین نکات فیلم جوی، احترام به پدر و مادره. جوی با اینکه زندگی سختی رو تجربه می‌کنه، ولی پدر و مادرش رو مقصر نمی‌دونه و حتی از اونها از ابتدا و بعدا که پیر می‌شن، به خوبی نگهداری می‌کنه و احترام می‌ذاره. این چیزیه که حداقل در یک فیلم آمریکایی، با اون خانواده‌های از هم فروپاشیده شده کشور آمریکا، کمی عجیب به نظر می‌رسه، و البته بسیار جالب و آموزنده. راستی، شما چقدر پدر و مادرتون رو دلیل بسیاری از ناکامی‌های خودتون می‌دونین؟ چقدر فکر می‌کنین که مشکلات‌تون برای شما می‌تونن موهبت‌هایی بسیار عالی باشن؟

بعضی از فیلم‌ها هستن که اصلا خوب دوبله نمی‌شن و بهتره که نسخه زبان اصلی دیده بشه (مخصوصا دوبله شبکه‌های ماهواره‌ای که خیلی بد هستن)، همچنین فیلم‌هایی که به خوبی روی شخصیت فیلم کار شده و بازیگر درباره شخصیت واقعی تحقیق کرده تا کاملا شبیه اون باشه، حتما باید با زبان اصلی دیده بشه. ولی این فیلم از اون فیلم‌هائیه که خوب دوبله شده، همچنین شخصیت فیلم یک زن سادست و بازی ویژه ای توسط بازیگر دیده نمی‌شه. بنابراین پیشنهاد می‌کنم نسخه دوبله فارسی شده رو تماشا کنین تا لذت بیشتری ببرین و بهتر ارتباط برقرار کنین.

بیاین یک مرور کوتاه داشته باشیم: یک ایده ساده تونست باعث موفقیت شخص بشه. یک شخص با حل مشکل شخصی خودش، به دیگران هم کمک کرد. می‌شه از یک خانواده درهم و نامناسب به ثروت و پول رسید. جملات امیدوارکننده مادربزرگ تونست آینده جوی رو تغییر بده و چقدر تلقینات مثبت اهمیت داره. سماجت خیلی مهمه.

فیلم The Social Network 2010 – فیلم شبکه اجتماعی ۲۰۱۰

فیلم The Social Network

فیلم The Social Network در ژانر بیوگرافی، درام، درباره زندگی مارک زاکربرگ (Mark Zuckerberg) و چگونگی به وجود اومدن بزرگترین شبکه اجتماعی تاریخ، فیس‌بوک (Facebook) هست.

فیلم شبکه‌ اجتماعی رو در همون سالی که اکران شد دیدم و الان دقیقا تمامی سکانس‌هاش رو به خاطر ندارم تا بتونم نقد مناسبی براش بنویسم. اما پیشنهاد می‌کنم این فیلم رو ببینین، می‌تونه در کسب و کار اینترنتی برای شما الهام بخش باشه و به شما انگیزه بده.

کارگردان فیلم شبکه‌ اجتماعی ، دیوید فینچر (David Fincher)، از برترین کارگردانان سینمای هالیوود، دقیقا می‌دونست که باید در چه زمانی، دستش رو بر روی چه پروژه ای بذاره. اون پروژه، تولید و عرضه فیلم فیس‌بوک بود که تونست موفقیت بزرگی رو برای اون ایجاد کنه. بودجه ساخت فیلم ۴۰ میلیون دلار و درآمدش ۲۲۴.۹ میلیون دلار شد که موفقیت بزرگ و سود خالص خیلی خوبی برای یک فیلم محسوب می‌شه. البته به نظر می‌رسید که این فیلم کمی جنبه تبلیغاتی هم داشت و در زمانی منتشر شد که تونست به رشد بیشتر فیس‌بوک کمک زیادی بکنه.

فیلم The Social Network برنده سه جایزه اسکار بهترین تدوین، بهترین فیلم‌نامه اقتباسی و بهترین موسیقی شد و برنده ۱۶۵ جایزه دیگر و همچنین نامزد ۱۶۸ جایزه دیگر شد.

فیلم شبکه اجتماعی در آمارها هم بسیار مورد توجه مردم و منتقدین قرار گرفت. نمره منتقدین به این فیلم ۹۵ از ۱۰۰ و آرای مردمی، ۷.۷ از ۱۰ در IMDB. نقش مارک زاکربرگ در این فیلم رو جسی آیزنبرگ (Jesse Eisenberg) بازی کرده. نسخه دوبله فارسی شده فیلم موجوده که چون خیلی خوب دوبله شده، پیشنهاد می‌کنم حتما دوبله فارسی رو ببنین.

فیلم The Pursuit of Happyness 2006 – فیلم در جستجوی خوشبختی ۲۰۰۶

فیلم The Pursuit of Happyness

یکی از بهترین فیلم‌هایی که تاکنون تماشا کردم، فیلم در جستجوی خوشبختی هست. این فیلم داستان زندگی الهام بخش و واقعی زندگی کریس گاردنر (Chris Gardner) مخترع و کارآفرین آمریکایی رو روایت می‌کنه. کریس گاردنر در سال ۱۹۸۰ یک بی‌خانمان و فقیر بود اما تونست موفقیت زیادی کسب کنه و تبدیل به یکی از ثروتمندترین افراد دنیا شد. کتاب در جستجوی خوشبختی نوشته کریس گاردنر جزو پرفروش‌ترین کتاب هاست.

فیلم The Pursuit of Happyness درباره زندگی واقعیه، درباره داستان موفقیت یک شخص که به دور از هر گونه کلیشه و سکانس‌های اضافه ای به زیبایی تمام به تصویر کشیده شده.

تریلر فیلم در جستجوی خوشبختی ۲۰۰۶:

بازیگر نقش اول فیلم، بازیگر بسیار توانای هالیوود ویل اسمیت (Will Smith) نقش کریس گاردنر رو در فیلم بازی کرده که واقعا یکی از زیباترین بازی‌های خودش رو انجام داده. همچنین پسربچه ای که در فیلم با نام کریستوفر می‌بینین، جیدن اسمیت (Jaden Smith) پسر واقعیه ویل اسمیت هست که در این فیلم به ایفای نقش پرداخته.

کریس به خاطر بی‌پولی به زندان میوفته، همسر بی‌وفاش رهاش می‌کنه، از خانه اش بیرونش می‌کنن، در یک مکان مخصوص با سایر مردم فقیر و بی‌خانمان می‌خوابه، حتی یک شب در یک دستشویی ایستگاه مترو می‌خوابه و وقتی یک شخص می‌بینه که دربش قفله، از بیرون در می‌زنه و کریس گوش‌های پسرش که بر روی پاهاش خوابش برده رو می‌گیره و با یک پای دیگرش در رو نگه می‌داره که اون شخص نتونه در رو باز کنه، و به سختی تلاش می‌کنه تا آرام و با صدای کم گریه کنه تا پسرش از خواب بیدار نشه. این سکانس یکی از احساسی‌ترین سکانس‌های تاریخ سینماست و واقعا دیدنش غیرقابل تحمله و باید اینجا یک جعبه دستمال کاغذی پیشتون باشه! اما این فیلم یک فیلم گریه درآر و غمگین نیست، شما لحظات شاد رو هم مشاهده می‌کنین و آخرش می‌بینین که کریس گاردنر بسیار موفق و شاده.

این فیلم دوبله بسیار خوبی داره (داخل کشورمون و توسط بهترین دوبلورها دوبله شده) می‌تونین نسخه دوبله فارسی فیلم رو هم تماشا کنین. ولی گاهی باید استثنا قائل شد و شنیدن صدای خودِ بازیگر مهمه. بعضی بازیگرها صدای جالبی ندارن، ولی این فیلم رو حتما با زبان اصلی ببینین، تا صدای بسیار زیبا و واقعی ویل اسمیت رو بشنوین.

یکی از نکات بسیار عالی فیلم اینه که به خاطر فرزندش محبور می‌شه تا خیلی بیشتر موفقیت رو بخواد و براش تلاش کنه. در واقع شاید اگر اون فرزند رو نداشت و اون رابطه احساسی قوی و زیبا و احساس مسئولیتی که نسبت به پسرش داشت نبود، هرگز به چنین موفقیت بزرگی دست پیدا نمی‌کرد. من بارها از پدر و مادرهایی شنیدم که به پچه‌هاشون می‌گن، شما عامل اصلی بدختی ما هستین! این از بدترین حرف‌هاست. در صورتی که اگر نوع دیگری نگاه بشه، همین بچه‌ها می‌تونن عامل اصلی خوشبختی بشن. باورهای ما نقش مهمی در سرنوشت‌مون دارن.

یکی از نکات قابل توجه این فیلم و داستان واقعی زندگی کریس گاردنر اینه که مانند بیش از ۹۰ درصد از فیلم‌ها، نشون نمی‌ده که آدم‌های ثروتمند آدم‌های پست و کثیفی هستن، بلکه نشون می‌ده که اونها هم آدم هستن، مثل همه آدم‌های دیگه و دارن زندگی می‌کنن، نشون می‌ده آدم‌های خیلی خوبی هستن، فقط سبک تفکرشون فرق داره و … کریس گاردنر نمی‌ره از ثروتمندان مثل رابین هود دزدی کنه، با آدم کشی به موقعیت عالی و پول زیاد نمی‌رسه، سراغ مواد مخدر و باندهای قاچاق مواد نمی‌ره، یک آدم زن باره، فاسد، الکلی و دائم الخمر نیست. در این فیلم نشون نمی‌ده که چون یک شخص رویاهای بزرگی داره، پس حتما وارد کار خلاف می‌شه و آخرش نابود می‌شه. بلکه نشون می‌ده که یک شخص با دیدن ثروتمندان به جای اینکه ازشون طلبکار باشه، یا خشم و کینه ای داشته باشه، اتفاقا خوشش میاد و دوست داره مانند اونها بشه و یاد می‌گیره تا خودش رو به اونها نزدیک کنه و نهایتا یکی از اونها شد.

می‌دونین چرا این موارد رو گفتم؟ اینها تم اصلی درصد بسیار زیادی از فیلم‌ و سریال‌های تلویزیونی و سینمایی خارجی و ایرانیه. ولی در این فیلم بدور از این کلیشه‌های دروغین، مسخره و زندگی و آینده خراب کن، این حقیقت رو نشون داده که می‌شود از راه درست هم به پول و ثروت رسید. اگر راه غلط وجود داره، راه درست هم وجود داره. اگر پولدار بد وجود داره، خوب هم وجود داره. و تنها راه رسیدن به پول بسیار زیاد، کلاه‌برداری، دزدی، قاچاق و اختلاس نیست.

در یکی از سکانس‌ها نشون می‌ده که وقتی یک ثروتمند رو با یک ماشین مدل بالا می‌بینه، بدون هیچ حسادت و نفرتی، سوالات خوبی رو ازش می‌پرسه. (در تریلر فیلم هم می‌تونین ببینین) »

کریس از مرد ثروتمند می‌پرسه: آقا من دو تا سوال دارم، شغلتون چیه؟ و چطور کار می‌کنین؟

ثروتمند: من دلال سهام هستم.

کریس: برای این کار باید مدرک داشت؟

ثروتمند: نه، کافیه با اعداد آشنا باشی و و با مردم خوب رفتار کنی، همین.

فیلم در جستجوی شادمانی رتبه بالایی از آرای مردمی کسب کرد (۸ از ۱۰)، نمره منتقدین به این فیلم ۶۴ از ۱۰۰ هست. نامزد یک جایزه اسکار شد، ۱۱ جایزه برنده شد و نامزد ۲۴ جایزه دیگر شد. این فیلم با هزینه ۵۵ میلیون دلار ساخته شد و ۳۰۷.۱ میلیون دلار فروش کرد که موفقیت بزرگی محسوب می‌شه.

فیلم Office Space 1999 – فیلم دفتر کار ۱۹۹۹

فیلم Office Space

می‌خوام فیلمی رو به شما معرفی کنم که از لحاظ فروش نتونست درآمد زیادی کسب بکنه، در حد هزینه‌هایی که برای ساختش صرف شد کسب کرد. فیلم نامزد دو جایزه شد و هیچ‌کدام رو دریافت نکرد، اما این فیلم هم مورد توجه منتقدین و هم مورد توجه مردم قرار گرفته و البته به نظر من فیلم بسیار جذاب و آموزنده‌ایه و یکی از بهترین فیلم‌های تاریخه. هرچند که ممکنه به دلیل ضعف در بازاریابی فروش کمی تجربه کرده باشه، اما فیلمی بسیار جالب، تاثیرگذار و عالی برای افرادیه که می‌خوان کارآفرین بشن و کسب و کاری راه اندازی کنن، مخصوصا اونهایی که از کارمندی طولانی مدت اصلا رضایت ندارن و خوششون نمیاد. کارگردان فیلم مایک جاج (Mike Judge) هست.

فیلم Office Space که در ژانر کمدی قرار داره، مفاهیم خودش رو در قالب طنز و یک فضای مسخره و خنده دار بیان می‌کنه، یکی از برترین فیلم‌های مدیریتی و کارآفرینیه و هر شخصی که می‌خواد صاحب کسب و کار باشه و از یک کارمند تمام وقت بودن برای تمام عمرش احساس رضایت پیدا نمی‌کنه بهتره اون رو ببینه. علاقه‌مندان برنامه نویسی هم می‌تونن این فیلم رو ببینن.

تریلر فیلم دفتر کار ۱۹۹۹:

فیلم درباره چند کارمند در یک شرکت آی تی هست که در اواخر دهه نود میلادی مشغول به زندگی و کار هستن، این کارمندان از انجام کارهای روتین و تکراری روزانه خسته هستن و به دنبال راهی برای تغییر شرایط می‌گردن. همچنین حوصله رئیس عصبانی، غرغرو و خشمگین خودشون رو ندارن که مدام به اونها دستور می‌ده، سرشون داد می‌زنه، گاهی بدون هیچ دلیلی اذیت‌شون می‌کنه و فقط انتظار شنیدن پاسخ مثبت از اونها رو داره. در قسمتی از این فیلم نشون داده که وقتی یک خانم در حال پاسخ دادن به مشتریان هست، مانند یک طوطی یا یک پرنده دیگر شده! و دقیقا مانند یک ربات یا کامپیوتر در حال انجام کاره. این صدا به شدت بر روی اعصاب شخصیت اصلی فیلم یعنی پیتر، با بازی ران لیوینگستون (Ron Livingston) راه می‌ره و در گوشش باقی مونده. این یکی از زیباترین صحنه‌های این فیلمه و ایده فوق العاده ناب و خلاقی توسط کارگردان بود. می‌تونین در ویدیوی زیر این قسمت جالب رو تماشا کنین.

سکانس ابتدایی فیلم از داخل ترافیک شروع می‌شه، ترافیکی که هر روز باید تحمل بشه تا به دفتر کار برسن، بعضی از کارمندان در ماشین شخصی‌‌شون نشستن، بعضی‌هاشون هم در ایستگاه منتظر اتوبوس هستن. در لحظاتی از سکانس ترافیک، یک پیر مرد داره با عصای خودش در پیاده رو، آرام آرام از ماشین‌های اینها سریعتر راه می‌ره! واقعا کارگردان بسیاری از سکانس‌ها رو با زیبایی بسیار بالایی خلق کرده که هرکدام ارزش چند بار دیدن رو حتی به تنهایی دارن.

یکی از کارمندان که در ایستگاه نشسته، که یکی از بامزه‌ترین و معنی دارترین کاراکترهای فیلمه، داره با خودش زمزمه می‌کنه که به من گفتن اگر اینبار دیر کنم، اخراج می‌شم. این شخص که در فیلم میلتون (Milton) نام داره و نقشش رو استیون روت (Stephen Root) بازی کرده، لکنت زبان داره و اینطور به نظر می‌رسه که منظور کارگردان این بوده که یا شخصیه که هوش بالایی نداره و کمی غیرطبیعیه، یا اینکه این شخص داره این پیام رو به ما می‌ده که انجام کارهایی که دوست نداریم، به مدت طولانی و مداوم، نهایتا می‌تونه چنین بلایی رو سر ما بیاره و از یک انسان آزاد که باید از زندگی لذت ببره و بدون ترس زندگی کنه، یک شخص ترسو و مانند ربات می‌سازه که هَر دَم از اخراج شدن می‌ترسه.

همین کاراکتر جالب و عجیب، هر وقت رئیس بهش دستور می‌ده یا شخصی باهاش برخورد نامناسبی داره، زمزمه می‌کنه که من اینجا رو به آتیش می‌کشم، آخرش هم همین کارو انجام می‌ده! در ویدیوهای زیر در قسمت‌های انتهایی به کلمه این ساختمان رو آتیش می‌زنم دقت کنین.

در یکی از قسمت‌های فیلم دفتر کار نشون می‌ده که پیتر برای رهایی از مشکلاتش به یک روانشناس مراجعه می‌کنه، روانشناس پیتر رو هیپنوتیزم می‌کنه، ولی در همون جلسه اول اونقدر به روانشناس فشار میاد (یا از قبل حال بدی داشت که اینطوری شد) که به زمین میوفته و می‌میره! همین اتفاق و کارهایی که روانشناس انجام می‌ده باعث می‌شه دوزاری پیتر بیوفته و زندگیش از همونجا آغاز به تغییر می‌کنه و پیتر بعد از این جلسه، رفتارهای کاملا جدیدی از خودش نشون می‌ده و حالش دگرگون می‌شه و به نظر می‌رسه که روانشناس کاری که باید انجام می‌داد رو انجام داد! (نشون دادن اون فشار و مردن روانشناس هم بر می‌گرده به ژانر فیلم یعنی کمدی محض)

سراسر فیلم Office Space پر از لحظات جالب، گاها بسیار خنده دار و دارای نکات آموزنده هست، البته نکات منفی و مغایر با فرهنگ ما هم در فیلم وجود داره.

نقش اصلی فیلم یعنی پیتر (ران لیوینگستون – Ron Livingston) تصمیم می‌گیره که به کمک چند تا از همکارانش یک برنامه طراحی کنه و بوسیله اون درصد کمی از پول‌های شرکت رو از حساب رئیس، و شرکت هر روز خارج کنه و به حساب خودشون واریز بشه، درصدی که انقدر کمه تا متوجه نشن، ولی یک اشتباه در برنامه ای که نوشته بودن باعث می‌شه که مقدار بسیار بیشتری از پول‌ها به حساب‌شون واریز بشه! مقداری که قطعا باعث می‌شه لو برن. دوستان، لطفا دقت کنین که این جزو نکات آموزشی فیلم نیست! ژانر فیلم کمدیه و با این ماجرا، فقط فیلم رو هیجان انگیز و جالب‌تر کرده و منظور کارگردان اعلام نارضایتی توسط کارمندان بوده که به این شیوه نشون داده شد.

نامزد پیتر یعنی جوانا که نقشش رو جنیفر آنیستون (Jennifer Aniston) بازی کرده هم با مشکلات مشابهی روبروست. جوانا در یک کافه کار می‌کنه، رئیسش آدم عجیبیه و از اون می‌خواد که یکسری نشان‌های عجیب و غریب رو به لباس‌های خودش آویزان کنه و هر روز اونها رو باید بیشتر بکنه! جوانا هم بلاخره یک روز کاسه صبرش لبریز می‌شه، با رئیسش دعوا می‌گیره و خودش از اونجا استعفا می‌ده و میاد بیرون.

در آخرین سکانس‌های فیلم، پیتر مشغول کارگری کردنه، و دوستش بهش می‌گه که الان احساست چطوریه؟ لبخند می‌زنه و این لبخند نشونه رضایتش هست. (یعنی الان که داره بیل می‌زنه و کارگری می‌کنه، احساس آزادی و شادی بیشتری می‌کنه تا زمانی که کارمند بود!) بعد فیلم با این جملات پیتر تمام می‌شه: این کار (کارگری کردن و بیل زدن) خیلی هم بد نیست، هم پول در میاری، هم ورزش می‌کنی، هم بیرون (در فضای آزاد و بدون دیسیپلین) کار می‌کنی!

فیلم Pirates of Silicon Valley 1999 – فیلم غارتگران دره سیلیکون ۱۹۹۹

فیلم Pirates of Silicon Valley

فیلم غارتگران دره سیلیکون محصول کشور آمریکا و یک فیلم تلویزیونیه. سرگذشت بیل گیتس (Bill Gates) و استیو جابز (Steve Jobs)، دو تن از بزرگترین مخترعین و کارآفرینان تاریخ حوزه IT در این فیلم به نمایش گذاشته شده.

فیلم دزدان دره سیلیکون درباره چگونگی تاسیس شرکت‌های اپل و مایکروسافت توسط استیو جابز و بیل گیتس هست. به نظر من این فیلم یکی از منصفانه‌ترین و حقیقی‌ترین داستان‌ها رو درباره استیو جابز و بیل گیتس بیان کرده که در هیچ مقاله، کتاب، فیلم و اخبار دیگری تا این حد منصفانه درباره این کارآفرینان موفق توضیح داده نشده. هرچند در این فیلم می‌بینیم که در حق بیل گیتس خیلی زیاد اجحاف شده و به نظر من سازنده فیلم علاقه بیشتری به اپل و استیو جابز داشته و این باعث شده که نقش بیل گیتس کمرنگ‌تر به نظر برسه.

برای شخص من از این نظر چندان قابل قبول نبود، به خاطر اینکه ما پیشرفت کامپیوترهای شخصی رو تا حد زیادی مدیون بیل گیتس هستیم، چون اگر قرار بود استیو جابز به تنهایی در این مسیر حرکت کنه، اونقدر قیمت‌هایی بالایی ارائه می‌کرد که شاید تا همین الان هم مردم، داشتنِ یک کامپیوتر شخصی رو تجربه نمی‌کردن.

صحبت‌های بیل گیتس درباره استیو جابز در قسمت‌های انتهایی بسیار شنیدنیه. همه جا همیشه نشون داده می‌شه که بیل گیتس کارهای استیو جابز رو کپی و دزدی کرده، ولی بیل گیتس آخرهای این فیلم به استیو جابز می‌گه که تو چرا انقدر جو گرفتت؟ چرا فکر می‌کنی تو خیلی خلاق و مبتکری؟ ما هر دو داریم یک کار رو انجام می‌دیم! یعنی منظورش اینه که تو هم ایده می‌دزدی، تو هم کپی می‌کنی. ما هیچ فرقی با هم نداریم، و استیو هیچ جوابی نمی‌ده.

تریلر فیلم غارت‌گران دره سیلیکون ۱۹۹۹:

البته ناگفته نماند که با دیدن فیلم غارتگران دره سیلیکون پی می‌برین که در پیشرفت کامپیوترها هرچند تا حد زیادی بیل گیتس و استیو جابز نقش داشتن، اما این دو کارآفرین فقط تکمیل کننده کامپیوترها و نرم افزارهای قبلی بودن، یعنی کامپیوترهای زیادی در دره سیلیکون و سایر نقاط دنیا قبلا به وجود اومده بود و روز به روز در حال پیشرفت بود، اما بیل گیتس و استیو جابز اومدن ایده‌ها و تکنولوژی‌ها رو در کنار هم قرار دادن، ایده‌های خودشون رو بهش اضافه کردن، با یکدیگر رقابت کردن، و گاهی همکاری و رفاقت، و باعث تغییرات اساسی در این صنعت شدن.

تماشای فیلم جذاب Pirates of Silicon Valley رو به شما پیشنهاد می‌کنم. هرچند معدود صحنه‌های بی ربط هم در فیلم وجود داره، به هر حال در کل فیلم مناسبیه و دیدنش پیشنهاد می‌شه، چون در رابطه با یکی از مقاطع حساس تاریخ و دو شرکت بزرگ، و دو کارآفرین بزرگه و از جنبه هنری (نویسندگی، کارگردانی، بازیگری و …) هم در حد قابل قبولی قرار داره و دیدنش با اینکه قدیمی و تلویزیونیه، اصلا خسته کننده به نظر نمی‌رسه.

من این فیلم رو با ترجمه شخصی به نام Chris مترجم سابق تیم ترجمه جهان زیرنویس تماشا کردم، پیشنهاد می‌کنم شما هم با همین زیرنویس تماشا کنین. چون هم خیلی خوب ترجمه کرده و هم توضیحات زیادی رو در رابطه با اصطلاحات و کلماتی که بکار برده می‌شه به‌صورت اضافه ارائه می‌کنه که باعث می‌شه در حین تماشای فیلم مجبور نشین که در اینترنت جستجو کنین.

با تماشای این فیلم متوجه می‌شین که اونطوری که شاید خیلی‌ها فکر می‌کنن که افرادی مثل بیل گیتس، استیو جابز و … نابغه بودن نبوده، بلکه روش تفکرشون فرق داشت و مسائل رو طور دیگری می‌دیدن و با تمام وجود ایجاد تغییرات رو می‌خواستن. و یکی از دلایل پیشرفت هر دو این بود که با هم رقابت می‌کردن، ولی رفیق هم بودن و گاهی به هم کمک می‌کردن.

از نکات جالب دیگر این فیلم اینه که هر زمانی که بیل گیتس و استیو جابز یک ایده عالی و جدید رو به رؤسای شرکت‌های بزرگی مثل زیراکس، آی بی ام و … معرفی می‌کنن، اونها تمایل به همون روش‌ها و ابزارهای قبلی خودشون دارن و ایده‌های استیو جابز و بیل گیتس رو باور ندارن و مسخرشون می‌کنن. همین روحیه شکست ناپذیری و تحمل شنیدن پاسخ منفی این افراد بود که تونست باعث موفقیت فوق العاده اونها و تاثیری که بر روی دنیا گذاشتن بشه.

فیلم Jerry Maguire 1996 – فیلم جری مگوایر ۱۹۹۶

فیلم Jerry Maguire

شاید به دیدن فیلم‌هایی که قهرمانانش موسیقی‌دان، ورزشکار، هنرپیشه، سوپرمن، بتمن و … باشن عادت کرده باشین، ولی زمانی که قهرمان یک فیلم، فقط یک (مدیر برنامه) هست، اصلا با پیش زمینه‌های قبلی و داستان‌های کلیشه ای و رایج سازگار نیست. بله درست خوندین، مدیر برنامه!

جری مگوایر (Jerry Maguire) که تام کروز (Tom Cruise) در این فیلم نقشش رو بازی کرده، مدیر برنامه موفق ورزشکاران حرفه ایه و همیشه به دنبال موکلین پرسود و ثروتمند می‌گرده، توی شرکتی به نام اس ام آی کار می‌کنه، بسیار در کارش جدی، پرانرژی و سرحاله و به خاطر همین دوستانش همیشه بهش حسادت می‌کنن تا اینکه مشکلاتی براش پیش میاد (کارش رو از دست می‌ده و اخراج می‌شه) در واقع خودش (که از کارمندی خسته شده بود) استعفا می‌ده تا تغییری در زندگیش ایجاد کنه. بعد خودش یک شرکت جدید تاسیس می‌‌کنه و همه اینها باعث ایجاد تغییرات اساسی در زندگی جری می‌شه و تمام این اتفاقات، نکات آموزشی فروانی می‌تونه برای شما داشته باشه.

در لحظات ابتدایی فیلم می‌شنوین که جری مگوایر می‌گه: شاید حرف منو باور نکنین، ولی نبوغ همه جا ریخته، ولی تا بیاد به مرحله حرفه ای برسه، عین پاپ کورنیه که بو میدن، بعضی‌ها باز می‌شن، بعضی‌هام باز نمی‌شن. حالا من اونی هستم که شما نمی‌بینینش، همیشه پشت صحنه‌ست، من یک واسطه ورزشی ام. (منظورش اینه که نبوغ برای موفقیت الزامی نیست، و اونطوری که باید نقش نداره و شخصی که دارای نبوغ نیست هم می‌تونه موفق بشه)

تریلر فیلم جری مگوایر ۱۹۹۶:

عبارت Show Me the Money (پول رو نشونم بده) یکی از زیباترین دیالوگ‌های فیلمه که در سرتاسر فیلم بارها تکرار می‌شه و بعدا تبدیل به یک تکیه کلام نزد مردم در دنیای خارج از فیلم می‌شه. وقتی فیلم رو ببینین متوجه می‌شین که چه کارهایی هست که پول سرشاری رو می‌تونه نسیب ما بکنه، ولی ممکنه حتی یک لحظه بهش فکر هم نکنیم.

آدم‌هایی مثل جری مگوایر هستن که مورد توجه عموم قرار نمی‌گیرن، به قول خودش همیشه پشت صحنه هستن، اما هم درآمد و هم اعتبار زیادی دارن. ولی ما همیشه فکر می‌کنیم که آدم‌هایی که بیشتر مشهور هستن، موفق‌ و تاثیرگذارترن (این یک خطای شناختیه). خیلی از ما فکر می‌کنیم آدم‌های موفق و تاثیرگذار، بازیگران، موسیقی‌دانان، خوانندگان و سیاست مداران هستن و دوست داریم جای اونها باشیم. اما آدم‌های موفق و تاثیرگذار زیادی وجود دارن که هیچ صحبتی درباره اونها نیست و هرگز دیده نمی‌شن و ازشون اونطور که باید قدردانی نمی‌شه. البته داستان فیلم تنها درباره دیده شدن یا نشدن نیست. فیلم نکات آموزشی زیادی داره. تام کروز در این فیلم بسیار عالی ظاهر شده و بازی به یادماندنی ای از خودش به جا گذاشت و ثابت کرد که بازیگر توانائیه. کوبا گودینگ جونیور هم خیلی عالیه.

فیلم پایان خیلی خوبی داره و تا حد زیادی سبک زندگی آمریکایی و روزمرگی‌های اونها رو نشون می‌ده و به دور از کلیشه‌ها، راهکارهایی عالی برای تغییر و خروج از روزمرگی زندگی آمریکائی پیشنهاد می‌کنه.

ژانر فیلم Jerry Maguire کمدی، درام و عاشقانه‌ست. فیلم جری مگوایر برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد برای کوبا گودینگ جونیور (Cuba Gooding Jr) شد. و برنده ۲۵ جایزه دیگر و نامزد ۴۱ جایزه دیگر شد. بودجه ساخت فیلم ۵۰ میلیون دلار و درآمد فیلم ۲۷۳.۶ میلیون دلار شد که موفقیت بسیار خوبی برای یک فیلم محسوب می‌شه. به پول ما می‌شه ۴,۰۹۵,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ (۴ تریلیون و ۹۵ میلیارد تومان) آمار و ارقام بالایی در وب‌سایت IMDB هم توسط مردم و هم منتقدین سینما دریافت کرده. کارگردان و نویسنده فیلم جری مگوایر ، کامرون کرو (Cameron Crowe) هست. از دیگر بازیگران مطرح فیلم Jerry Maguire می‌شه رنه زلوگر (Renée Zellwege) رو نام برد.

نظر شما دوستان عزیز درباره فیلم‌هایی که معرفی کردم چیه؟ آیا اونها رو دیدین؟ آیا مواردی بود که قبلا به اونها در این فیلم‌ها توجه نکرده بودین و الان متوجه اونها شدین؟ نظر شما درباره این مطلب چیه؟

آیا فیلم‌های «خوبِ» دیگری در این زمینه تماشا کردین که به نظرتون مناسب و آموزنده باشه و بتونین اونها رو به سایر کاربران معرفی کنین؟ لطفا در قسمت نظرات بنویسین و با سایر کاربران به اشتراک بذارین.

قلعه شیشه ای The Glass Castle

سینمای جهان

فیلم The Glass Castle ساخته‌ی دستین دنیل کرتون، رؤیاهای سوخته، جائی در میان آسمان

تارا استادآقا

نویسنده: تارا استادآقا

منتشر شده در ۱ مهر ۱۳۹۸

۰ زمان مطالعه: 8 دقیقه

فیلم The Glass Castle قلعه شیشه ای

۱+

قلعه شیشه ای The Glass Castle فیلمی اتوبیوگرافی و متعلق به سینمای اقتباسی از کتابی با همین نام نوشته‌ی ژانت والز Jeannette Walls است که پیرنگی متفاوت و متحول کننده را با خود یدک می‌کشد. داستان زندگی ژانتِ قدرتمند (بری لارسون) و برادر و خواهرانش که در بطن خانواده ای بی خانمان با پدری مست و دائم الخمر با بازی وودی هارلسون به رشد و شکوفائی فزاینده ای می‌رسند و ژانت موفق می‌شود جاده های تاریک زندگیش را با ذهنی باز و آگاه به مسیرهائی روشن و هدفمند مبدل کند و چون فانوسی هدایت گر، ستاره‌ی روشن آسمان تیره‌ی دنیای برادر و خواهرهای تنهایش شود. در ادامه با تحلیل و نقد فیلم The Glass Castle یا قلعه شیشه ای ساخته‌ی دستین دنیل کرتون Destin Daniel Cretton با نت نوشت همراه باشید.

فیلم The Glass Castle ساخته‌ی دستین دنیل کرتون

رؤیاهای سوخته، جائی در میان آسمان

در فیلم The Glass Castle باید اشاره کرد، سینمای اتوبیوگرافی همان طور که وابسته به قالبی ادبی است، بی شک یک عمل اجتماعی نیز محسوب می‌شود. ضمیرِ من که خواننده‌ی ناشناس را مخاطب قرار می‌دهد، یک فرد خیالی نیست بلکه شخصی حقیقی است که به نام خود، متن را امضا می‌کند و کم و بیش به گفتن واقعیت متعهد می‌شود.

 

او معاصران و آیندگان را بر می‌انگیزد تا شاهد نمایش زندگی او باشند تا ایشان را آگاه سازند، افکارش را بیان کرده و خود را قابل توجیه کند و ایشان را شیفته‌ی خود کند. از طرفی خواننده با حس کنجکاوی بشری (شناخت باطن اشخاص) و حس کنجکاوی تاریخی (شرکت کردن در تجربیات متفاوت دیگران) تحریک و ترغیب می‌شود و همزمان با این کنجکاوی، فرصتی برای اندیشیدن در مورد هویت شخصی خود می‌یابد.

داستان فیلم The Glass Castle یا قلعه شیشه ای که در ایالت های مختلف امریکا می‌گذرد، از ابتدا به بطن خانواده هائی نفوذ می‌کند که نه تنها ایده آل نیستند بلکه در شرایطی خفقان آور و غیر قابل تحمل به زندگی ادامه می‌دهند. بازتاب این شرایط در خانواده‌ی رکس و رزماری و زوایای تاریک و عمیق تر آن در بطن خانواده‌ی مادرسالار رکس ریشه دوانده است.

مادری مبتلا به انحراف جنسی که در دالان های فرسوده‌ی ذهن فرزند خود تنها خاطره هائی که به جای گذاشته یادآوری پتوهای سیاه خاک گرفته ای است که امیدوار است روزی چیزی بیشتر از آن برای زندگی وجود داشته باشد.

مادری مبتلا به انحراف جنسی که در دالان های فرسوده‌ی ذهن فرزند خود تنها خاطره هائی که به جای گذاشته یادآوری پتوهای سیاه خاک گرفته ای است که امیدوار است روزی چیزی بیشتر از آن برای زندگی وجود داشته باشد.

مادری مبتلا به انحراف جنسی که در دالان های فرسوده‌ی ذهن فرزند خود تنها خاطره هائی که به جای گذاشته یادآوری پتوهای سیاه خاک گرفته ای است که امیدوار است روزی چیزی بیشتر از آن برای زندگی وجود داشته باشد.

– بوی گند سختی، صدای خرد شدن برف های به رنگ زغال درآمده، چیزی بیشتر از صدای وراجی ها و دستان پینه بسته… شاید چیزهای بیشتری وجود داشته باشه اما من نمی فهمم. نفس کشیدن غیر ممکن است وقتی داری در مدفوع غرق می‌شوی…

رکس متزلزل و بی ثبات که در خانواده ای غیرعادی رشد کرده است، چیز بیشتری برای دادن به فرزندانش ندارد و ناکامیها و سرخوردگی های درونیش را با پناه بردن به الکل جبران می‌کند.

کسی که مستعد، باهوش آزاد و تنهاست و زندگی را در بطن دشواری های طبیعی آن آموخته است اما در مواجهه با ضعف های درونی ریشه دارش به جای رو در رو شدن با آنها به الکل پناه می‌برد و اشتباهات بی پایانش تا پایان مرگ گریبانگیر زندگی خانواده ای می‌شود که هم به آنها عشق می‌ورزد و هم از آنان فراری است و در اداره‌ی آنان در مانده است.

بیشتر بخوانید: فیلم The Revenant اثری از آلخاندرو گونزالس اینیاریتو

در فیلم The Glass Castle ، مسئله‌ی آزادی فردی از مهم ترین درونمایه های فیلم است که در شیوه‌ی زندگی رکس و خانواده اش پررنگ می‌شود.

در فیلم The Glass Castle ، مسئله‌ی آزادی فردی از مهم ترین درونمایه های فیلم است که در شیوه‌ی زندگی رکس و خانواده اش پررنگ می‌شود.

در فیلم The Glass Castle ، مسئله‌ی آزادی فردی از مهم ترین درونمایه های فیلم است که در شیوه‌ی زندگی رکس و خانواده اش پررنگ می‌شود.

در دنیای جدید خواه به لحاظ تاریخی، به علت مبارزه‌ی کلیسا با مداخله‌ی دولت عرفی یا سکولار، خواه به علت پیکار دولت با کلیسا، خواه در نتیجه‌ی رشد سرمایه داری و صنعت و بازرگانی خصوصی و میل به محفوظ ماندن آن از مداخله‌ی دولت، فرض بر وجود مرزی میان زندگی خصوصی و عمومی قرار گرفت و مسلم گرفته شد که در حوزه‌ی خصوصی، هر قدر هم کوچک، من می‌توانم آنچه می‌خواهم بکنم. می‌توام آنگونه که می‌خواهم زندگی کنم، به آنچه می‌خواهم معتقد باشم و آنچه بخواهم بیان کنم؛ به شرط آنکه این امر به حقوق مشابه دیگران لطمه نزند یا بنیاد نظمی را که چنین نظمی را امکان پذیر ساخته سست نکند.

این همان لیبرالیسم کلاسیک است که کلاً یا بخش هائی از آن در اعلامیه های مختلف حقوق انسانی در امریکا و فرانسه در نوشته های کسانی مانند لاک، ولتر و جان استوارت میل به بیان درآمده است. هنگامی که از حقوق مدنی یا ارزش های متمدن سخن می‌گوئیم، بخشی از مقصود ما همین است.

در  فیلم The Glass Castle ، رکس و رزماری نگاهی متضاد با لیبرالیسم کلاسیک را مطرح می‌کنند و به آزادی بی قید و شرطی افراطی پایبندند که به بی تفاوتی و هرج و مرج و در تعبیر رمانتیک آن به زندگی ماجراجویانه می‌انجامد.

رکس بچه ها را به آزادی و زندگی بی خانمان در دل طبیعت، صحرا، کوه، دشت؛ بیابان و هر نقطه ای از زمین عادت داده است بدون هیچ نشانه ای از تمدن و حق یک زندگی طبیعی و نرمال را از آنان گرفته است تا از مفهوم آزادی مفهومی متضاد آن را به نمایش بگذارد.

بیشتر بخوانید: فیلم The Post رسوایی بزرگ ساخته‌ی استیون اسپیلبرگ

رزماری با تلقی خود از مفهوم آزادی در زمانی که موظف است به فرزند خود غذا دهد، از وظیفه‌ی مادری سر باز می‌زند و این سهل انگاری فاجعه ای به بار می‌آورد که به زندگی شخصی ژانت لطمه ای عمیق وارد می‌کند

رزماری با تلقی خود از مفهوم آزادی در زمانی که موظف است به فرزند خود غذا دهد، از وظیفه‌ی مادری سر باز می‌زند و این سهل انگاری فاجعه ای به بار می‌آورد که به زندگی شخصی ژانت لطمه ای عمیق وارد می‌کند

رزماری با تلقی خود از مفهوم آزادی در زمانی که موظف است به فرزند خود غذا دهد، از وظیفه‌ی مادری سر باز می‌زند و این سهل انگاری فاجعه ای به بار می‌آورد که به زندگی شخصی ژانت لطمه ای عمیق وارد می‌کند و باعث می‌شود او تا آخر عمر با بدنی سوخته که داغ اشتباهات مادر است زندگی درونی-روحی سختی را پشت سر بگذارد.

 

 

رکس در تشبیهی که میان شعله های آتش در بالاترین نقطه‌ی حرارتی آن با مفهوم کل زندگی می‌کند، بی قانونی را با بی نظمی مترادف می‌کند و از آن معنائی شبیه به شیوه‌ی زیستن خود و خانواده اش و فلسفه‌ی کلی زندگی می‌سازد.

معنائی که خالی از هدف و سرچشمه های عمیق زندگی است و با پوچی، بی قانونی و آزادی بی قید و بند همراه است:

– بالای شعله‌ها رو می‌بینی؟ جائی که شعله‌ی زرد تبدیل به گرما میشه؟ در فیزیک به اون قسمت مرز بین آشوب و نظم می‌گن… اونجا جائیه که هیچ قانونی نداره. کل زندگی همین طوره… تعدادی مولکول به طور تصادفی بهم می‌خورن و پخش می‌شن. برای همین بی فایده س اگه بخوای دلیل یا الگوئی برای اینکه چرا در یه زمان خاص به دنیا اومدی یا چرا آتیش گرفتی پیدا کنی. موضوع اینه که تو یه خورده زیادی به بی نظمی نزدیک شدی…

مفهوم آزادی از دیگر زوایای آن در در نقد فیلم The Glass Castle ، با قدرت توأم می‌شود و ابعاد مختلف آن را در شخصیت پردازی شخصیت ها باز می‌کند. رهبران ترقی خواه و نام داری چون کامنز (S.R.Commons) و جان دیوئی (John Dewey) مروج مرامی هستند که می‌گوید: آزادی یعنی قدرت، قدرت عملی در اجرای امور خاص و آزادی خواهی یعنی قدرت طلبی در صورتیکه فقدان زور چیزی جز جنبه‌ی منفی آزادی نیست و ارزش آن فقط در مقام وسیله ای برای رسیدن به آزادی است که همان قدرت است.

بیشتر بخوانید: فیلم Annihilation نابودی ساخته ی الکس گارلند

توأم شدن قدرت و آزادی در شخصیت رکس تا اندازه ای نفوذ پیدا می‌کند که به رفتارهائی فاشیستی تبدیل می‌شود که از بر آن فرزندان را از خود و خانواده فراری و به افرادی زخم خورده و خشمگین مبدل می‌کند.

توأم شدن قدرت و آزادی در شخصیت رکس تا اندازه ای نفوذ پیدا می‌کند که به رفتارهائی فاشیستی تبدیل می‌شود که از بر آن فرزندان را از خود و خانواده فراری و به افرادی زخم خورده و خشمگین مبدل می‌کند.

توأم شدن قدرت و آزادی در شخصیت رکس تا اندازه ای نفوذ پیدا می‌کند که به رفتارهائی فاشیستی تبدیل می‌شود که از بر آن فرزندان را از خود و خانواده فراری و به افرادی زخم خورده و خشمگین مبدل می‌کند.

از سوئی دیگر توأم شدن قدرت و آزادی در نگاه ژانت در کسب مقام و رتبه‌ی اجتماعی و وارد شدن به دنیای سرمایه داری است که رکس والز تمام عمر به مبارزه با آن پرداخته و نظام سرمایه داری را که در آن کارگران روز به روز فقیرتر و سرمایه داران روز به روز فربه تر می‌شوند زیر سؤال می‌برد.

در این پروسه و دگردیسی شخصیتی، ژانت در نهایت به این می‌رسد که آیا در این برهه از زندگی (ازدواج با دیوید ثروتمند) ارباب خودم هستم و می‌توانم خواسته ها و تمایلات شخصیم را دنبال کنم یا نه؟ یا باید برده وار به دنبال ارضای نیازهای دنیای سرمایه داری باشم و هویت خود را از یاد ببرم.

چیزی که رکس نیز مدام سعی دارد ژانت را از خطرات این نوع زندگی و از خودبیگانگی آگاه کند و در نهایت از او یک والز اصیل بسازد. آزادی در تعبیر هایدگر صرف اختیار در اینکه چه بکنیم و چه نکنیم یا از سویی دیگر صرف تسلیم به ایجاب و ضرورت ها نیست. بلکه مقدم بر همه‌ی این قیودات منفی و مثبت، آزادی همانا مشارکتی است در آشکار شدن موجودات، آن گونه که خود هستند.

در فیلم The Glass Castle ، آزادی اما از دیدگاه مرلوپونتی و هوسرل با آزادی فردی در تضاد است. آنان به بیناذهنیت در آزادی معتقدند: انسان تا جایی آزاد است که در بیناذهنیت مشارکت داشته باشد. پس آزادی ضرورتاً مستلزم ارتباط با افراد دیگر است و هیچ کس به تنهائی آزاد نیست.

آزاد بودن مستلزم حمایتی است که دیگران ممکن است ارائه دهند. یکی از مهم ترین دستاوردهای هوسرل این است که درگیری هر شخص در زندگی دیگران، اساس بیشترین دستاوردهای مثبت انسان است. این بُعد از آزادی در رفتار و روابط ژانت و خواهران و برادرش متبادر می‌شود که نمود و جلوه ای مثبت از آزادیِ جمعی را در مقابل بعد منفی آزادی در دیدگاه رکس و رزماری قرار می‌دهد.

بیشتر بخوانید: فیلم قوی سیاه black swan کاری از دارن آرنوفسکی

در فیلم The Glass Castle ، آزادی اما از دیدگاه مرلوپونتی و هوسرل با آزادی فردی در تضاد است. آنان به بیناذهنیت در آزادی معتقدند: انسان تا جایی آزاد است که در بیناذهنیت مشارکت داشته باشد. پس آزادی ضرورتاً مستلزم ارتباط با افراد دیگر است و هیچ کس به تنهائی آزاد نیست.

در فیلم The Glass Castle ، آزادی اما از دیدگاه مرلوپونتی و هوسرل با آزادی فردی در تضاد است. آنان به بیناذهنیت در آزادی معتقدند: انسان تا جایی آزاد است که در بیناذهنیت مشارکت داشته باشد. پس آزادی ضرورتاً مستلزم ارتباط با افراد دیگر است و هیچ کس به تنهائی آزاد نیست.

در ادامه فیلمساز با نفوذ کردن به رابطه‌ی عاشقانه‌ی پدر-دختری رکس و ژانت ابعادی انسانی به فیلم می‌بخشد که هر کدام از آنان را با هستی و وجود واقعی خود در ارتباطات و کشمکش هائی که در ارتباطات میان فردی و تقابلاتشان متبادر می‌شود، رو به رو می‌کند.

هایدگر در امتداد تحلیل وجودی خود به این نتیجه می‌رسد که وجود چیزها در عالم، محدود به وضعیت دم دستی نمی شود؛ بلکه فراتر و دور از دست آدمی نیز چیزها وجود دارند.

این وجه وجودی را هایدگر «فرادستی» (Vorhandenheit) می‌نامد. وجود هر چیز آن گاه فرادستی است که ما به دلیلی نمی توانیم با چیزی که در پیرامون ماست رابطه‌ی دم دستی برقرار کنیم. مثلاً آن گاه که نجار متوجه شکستگی چکش می‌شود و نمی تواند آن را بکار گیرد، یا آنگاه که در جعبه ابزارش نیست او به خود چکش می‌پردازد. یا نویسنده ای متوجه می‌شود که مدادش مناسب نوشتن نیست، پس وی متوجه مداد خود می‌شود.

این بدان معناست که وجود مداد و چکش در پس مقصود نجار و نویسنده و کارکردشان در خفا نمی ماند و آنها اکنون آنگونه که هستند رخ می‌نمایند. چنین رابطه ای در سکانسی از فیلم به خوبی اعماق اندوهگین و تلخ رابطه‌ی ژانت و رکس را آشکار می‌کند.

در سکانسی که ژانت آماده‌ی ترک کردن خانه‌ی پدری است و رکس چونان همیشه روی نقشه‌ی خیالی قلعه‌ی شیشه ای قوز کرده و مشغول حل مسئله‌ی نورپردازی تپه است. ژانت که تا پیش از این  اعتباری دم دستی برای رکس داشته حالا تبدیل به مضمونی فرادستی می‌شود.

رکس: ببین داشتم فکر می‌کردم لازم نیست الان از اینجا بری.
ژانت: تو هیچ وقت قلعه‌ی شیشه ای رو نمی سازی.
رکس: چرا می‌سازم… طرحش همین جاست…
ژانت: حتا اگه بسازیش دیگه مهم نیست… من با اولین اتوبوس از اینجا میرم… حتا اگه اتوبوس خراب شه، پیاده میرم… اگه مجبور باشم با ماشین غریبه ها میرم بابا… اگه می‌خوای بسازش، ولی بخاطر من نساز…

بیشتر بخوانید: فیلم مردی به نام اوه A Man Called Ove ساخته‌ی هانس هولم

فیلمساز با نفوذ کردن به رابطه‌ی عاشقانه‌ی پدر-دختری رکس و ژانت ابعادی انسانی به فیلم می‌بخشد که هر کدام از آنان را با هستی و وجود واقعی خود در ارتباطات و کشمکش هائی که در ارتباطات میان فردی و تقابلاتشان متبادر می‌شود، رو به رو می‌کند.

فیلمساز با نفوذ کردن به رابطه‌ی عاشقانه‌ی پدر-دختری رکس و ژانت ابعادی انسانی به فیلم می‌بخشد که هر کدام از آنان را با هستی و وجود واقعی خود در ارتباطات و کشمکش هائی که در ارتباطات میان فردی و تقابلاتشان متبادر می‌شود، رو به رو می‌کند.

رکس شکست خورده با بازی تأثیرگذار وودی هارلسون در این سکانس به تلخی با طرد شدن از طرف ژانت به رابطه ای فرادستی با او می‌رسد که در اعماق سرد نگاه نافذش گم می‌شود. ژانت رفته است و رکس حالا او را بواسطه‌ی شخص خودِ ژانت می‌بیند نه دستاویزها و آمالی که می‌توانست با داشتن او به آنها برسد، او را آزار دهد و یا مدام او را شرمسار ببیند. در نقد فیلم The Glass Castle ، هایدگر نوع متفاوتی از فرادستی بودن را برای خود آدمی نیز ممکن می‌بیند. آنگاه که به دلیلی فهم واقعیت مند با گسستی مواجه می‌شود، خویشتن آدمی به گونه ای دیگر به خود آدمی رخ می‌نماید.

به این معنا که اگر چه در زندگی عادی، دغدغه‌ی آدمی نسبت به آنچه با آنها مربوط است به فهمی واقعیت مند از خود او هم ختم می‌شود، اما در شرایطی ممکن است او نسبت به خود نیز مواجهه‌ی فرادستی داشته باشد. این مواجهه در شرایطی که روال زندگی عادی بهم می‌خورد و فهم عادی ما از امور منقطع می‌شود اتفاق می‌افتد.

مثلا در مواجهه‌ی مرگ کسی. این مهم برای ژانت با خبر مرگ پدرش اتفاق می‌افتد. پدری که پس از مشاجره ای سخت با او دیگر سخن نمی گوید و رو به مرگ است. این مواجهه‌ی فرادستی ژانت با خود اتفاقاً سر یکی دیگر از قرارهای اجباری کاری ژانت و دیوید اتفاق می‌افتد.

وقتی دیوید سعی دارد نمایش همیشگی را بازی کند، ژانت با دیالوگی از طرف همسر میزبان هم دچار عذاب وجدان در قبال پدرش می‌شود و هم روزهای پایانی حضور وی، او را تحت تأثیر قرار می‌دهد:

– پس شاید هنوز به آخر خط نرسیدی….

بیشتر بخوانید: فیلم Ocean’s 8 یا ۸ یار اوشن ساخته‌ی گری راس ؛ اگه میتونی منو بگیر…

رکس متزلزل و بی ثبات که در خانواده ای غیرعادی رشد کرده است، چیز بیشتری برای دادن به فرزندانش ندارد و ناکامیها و سرخوردگی های درونیش را با پناه بردن به الکل جبران می‌کند.

رکس متزلزل و بی ثبات که در خانواده ای غیرعادی رشد کرده است، چیز بیشتری برای دادن به فرزندانش ندارد و ناکامیها و سرخوردگی های درونیش را با پناه بردن به الکل جبران می‌کند.

هایدگر می‌گوید اگر آدمی به ندای وجدان گوش فرا دهد، یعنی گوش دادن به ندای وجدان را برگزیند، صاحب عزم (Entschloossenheit) می‌شود. عزم که در اثر مواجهه‌ی با عالم حاصل می‌شود، به مفهومی ارسطوئی درگیر عمل پراکسیس می‌شود.

در شنیدن ندای وجدان عالم بر آدم به گونه ای متفاوت آشکار می‌شود. در این حالت همچون همیشه آدمی با بکارگیری چیزها آنها را به آشکاری نمی آورد بلکه این بار خود در آشکاری می‌ایستد. او اکنون در پرتو ممکن بودن، برون از درگیری در عالم روزمره می‌ایستد، او اکنون بروز یافته است (Existence).

بدین وسیله «امکان خاصی از هستیِ» آدمی، یعنی آزاد بودن او برای آزادی انتخاب کردن خود آشکار می‌شود. ژانت در دقایقی که از میهمانان عذرخواهی می‌کند و به خلوت دستشوئی پناه می‌برد، صحنه هائی از گذشته را بخاطر می‌آورد.

ژانت کوچک بخاطر سوختگی بدنش خودش را هیولا تصور می‌کند. هیولائی که رکس آن را با عضوی از خانواده‌ی والز بودن پس می‌زند. والزهائی که درونشان آتش فروزانی شعله ور است و ژانت نمونه‌ی آشکاری از آنهاست. والزهائی که می‌توانند با قدرت درونیشان هر اهریمنی را نابود کنند.

ژانت در پلان انتهائی با نگریستن خود در آینه (نمادی از خودآگاهی) از بر شنیدن ندای وجدانش به مرحله ای از تکامل عزم و اراده ای راسخ می‌رسد که می‌تواند برای همیشه تردیدها و سرگردانی های درونیش را جا بگذارد و به والز بودن خود در هر شرایطی افتخار کند.

بیشتر بخوانید: فیلم Mad Max: Fury Road مکس دیوانه: جاده خشم، اثرِ جرج میلر

هایدگر می‌گوید اگر آدمی به ندای وجدان گوش فرا دهد، یعنی گوش دادن به ندای وجدان را برگزیند،

هایدگر می‌گوید اگر آدمی به ندای وجدان گوش فرا دهد، یعنی گوش دادن به ندای وجدان را برگزیند،

در سکانس های پایانی فیلم The Glass Castle خانواده‌ی گرم والز را می‌بینیم که در غیاب رکس دور هم جمع شده اند و خاطرات گذشته را مرور می‌کنند. خاطره‌ی پدر تنگدستی که از هدیه دادن ستاره ها در شب کریسمس به فرزندانش حکایت می‌کند.

ژانت در خلوت نوستالژیکش با پدر سیاره‌ی زهره را انتخاب می‌کند. سیاره ای که به گفته‌ی رکس در مقابل یک ستاره‌ی واقعی کمی کوچکتر است، ۵۰۰ درجه از زمین گرمتر است و وقتی خورشید شروع به سوختن می‌کند و زمین سرد می‌شود، همه برای گرم شدن به سیاره‌ی زهره می‌روند؛ درست مثل خود واقعی ژانت که مثل تکیه گاهی برای افراد خانواده و رکس در زمان های تیره و سرد زندگیشان بود و در پایان هم بقیه‌ی افراد خانواده مثل ستاره های هدیه‌ی شب کریسمسشان در سیاره‌ی زهره ای که نزدیکتر به زمین می‌درخشد و گرمتر است، در کنار هم جمع شدند و به نفس زندگی و رکس، مرد باهوشی که هرگز قلعه ای شیشه ای نساخت و چون بازنده ای سایه وار زیست، پایبند باقی ماندند.

پی نوشت:

واقعیت مندی: واقعیت مندی وضعیتی است که آدمی در آن قرار دارد ولی در ایجاد آن نقشی نداشته است. وضعیتی که ژانت و فرزندان خانواده‌ی والز دچارش هستند؛ وضعیتی که اشاره به حضور آدم ها در جهان دارد. هایدگر این وضعیت را پرتاب شدگی (Geworfenheit) نام نهاده است. از نظر هایدگر بودن آدمی در جهان همان رهاشدگی است.

منابع:
مقاله‌ی هایدگر و آزادی/ نوشته‌ی دکتر عباس منوچهری
مقاله‌ی ارزش آزادی/ نوشته‌ی فردریش. اِ. هایک/ ترجمه‌ی محبوبه مهاجر
مقاله‌ی اتوبیوگرافی و مباحث نظری آن در فرانسه/ نوشته‌ی دکتر محمد حسین جواری و زهرا مؤذن

 

اندیشه فولادوند

اندیشه فولادوند

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به ناوبریپرش به جستجو

اندیشه فولادوند
ANDISHEH-FOOLADVAND.jpg
اندیشه فولادوند در شب تولد رضا کیانیان ۲۹ خرداد ۱۳۹۳ - مشهد
زمینه فعالیتسینما، تلویزیون و تئاتر
تولد۷ مهر ۱۳۶۱ ‏(۳۷ سال)
تهران،[۱] ایران
محل زندگیتهران
ملیتایرانی
پیشهشاعر، بازیگر
سال‌های فعالیتاز ۱۳۷۹ تاکنون
مدرک تحصیلیکارشناسی فلسفه
صفحه در وبگاه IMDb
صفحه در وبگاه سوره

اندیشه فولادوند (متولد ۷ مهر ۱۳۶۱ در تهرانشاعر، بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر و موسیقی دان ایرانی است.

اولین حضور حرفه‌ای او در سینما، ایفای نقش «نقره» در فیلم سربازهای جمعه به کارگردانی مسعود کیمیایی است. او در فیلم‌های مریم مقدس، اپیزودهای سه‌گانه ستاره‌ها، سنگ کاغذ قیچی، چهارانگشتی، سن پترزبورگ و نیز ایراندخت به ایفای نقش پرداخته‌است.

نفس (فیلم ۱۳۹۵)

نفس (فیلم ۱۳۹۵)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به ناوبری پرش به جستجو

نفس
Nafas.jpg

پوستر فیلم

کارگرداننرگس آبیار
تهیه‌کنندهمحمدحسین قاسمی
ابوذر پورمحمدی
شرکت نورتابان
نویسندهنرگس آبیار
بازیگرانمهران احمدی
پانته‌آ پناهی‌ها
سیامک صفری
گلاره عباسی
محمدرضا شیرخانلو
علی خانبابایی
احسان قاسمی
روژان آراوند
شبنم مقدمی
ساره نورموسوی
جمشید هاشم‌پور
موسیقیمسعود سخاوت‌دوست
فیلم‌بردارساعد نیک‌ذات
تدوینسجاد پهلوان‌زاده
توزیع‌کنندهنور تابان

تاریخ‌های انتشار

۱۹ آبان ۱۳۹۵
کشورایران
زبانفارسی
فروش گیشه۱٬۴۴۹٬۵۱۹٬۰۰۰ تومان

نفس فیلمی به کارگردانی و نویسندگی نرگس آبیار و تهیه‌کنندگی محمدحسین قاسمی، ابوذر پورمحمدی و شرکت نورتابان محصول سال ۱۳۹۴ است. این فیلم در تاریخ ۱۹ آبان ۱۳۹۵ در سینماهای ایران اکران شده‌است.

نفس برای نمایش در بخش سودای سیمرغ سی و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر پذیرفته شده‌است؛ و دو جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل زن برای شبنم مقدمی و جایزه بهترین فیلم در بخش نگاه ملی را بدست آورده‌است. بازی و گریم پانته آ پناهی‌ها در فیلم نفس از دید منتقدان سینمایی بسیار چشمگیر بود اما مورد توجه داوران قرار نگرفت. این فیلم به عنوان نماینده سینمای ایران در اسکار ۲۰۱۸ معرفی شد.

این فیلم در تیر ۱۳۹۶ وارد شبکه نمایش خانگی شد.[۱]

علی سلیمانی

علی سلیمانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به ناوبری پرش به جستجو

علی سلیمانی
Ali Soleimani at the Eighth Ammar Film Festival (01).jpg
علی سلیمانی در اختتامیه هشتمین جشنواره مردمی فیلم عمار
تولد۱۳۵۰
تهران
ملیتایرانی
پیشهبازیگر و طراح دکور
سال‌های فعالیت۱۳۷۳–اکنون
شریک(های)
زندگی
سهیلا جوادی
فرزندانصبا

علی سلیمانی (زادهٔ ۱۳۵۰، تهران) بازیگر، مجری[۱] و طراح دکور ایرانی است. وی دارای مدرک کارشناسی نمایش با گرایش بازیگری از دانشگاه آزاد تهران است.

اولین کار سینمایی وی «سفر بخیر» به کارگردانی داریوش مودبیان بود.

سلیمانی عضو ثابت تیم فوتبال هنرمندان است و همچنین از سال ۱۳۷۰ به تدریس کاراته و بازیگری می‌پردازد.[۲]

وی همچنین به عنوان دستیار کارگردان با پرویز شیخ‌طادی و بهروز بقایی (در دنیای شیرین دریا و ماه مهربان) همکاری داشته‌است.

ازجمله آثار وی می‌توان به «دروازه ساعات» اثر سید جواد هاشمی، «داستان یک شهر» اثر اصغر فرهادی، «روشن‌تر از خاموشی» اثر حسن فتحی و «وضعیت سفید» اثر حمید نعمت‌الله اشاره کرد.

قصر رویایی

نام فارسی : قصر رویایی

 زبان : فارسی + زبان اصلی

صوت دوبله بصورت جداگانه

سال تولید : ۲۰۱۸

محصول :  فرانسه , بلژیک

ژانر : زندگی‌نامه , درام , تاریخی

امتیاز IMDB از ۱۰ : ۷٫۲

کیفیت : Web-dl 1080p  – ۷۲۰p

کارگردان : Nils Tavernier

ستارگان : Jacques Gamblin, Laetitia Casta, Florence Thomassin

خلاصه فیلم : در اواخر قرن نوزدهم میلادی یک پستچی به نام جوزف فردیناند چوال سی و سه سال از عمر خود را صرف ساختن قصر سنگی برای فرزندش می‌کند و…

 

رابرت ردفورد

رابرت ردفورد

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به ناوبری پرش به جستجو

رابرت ردفورد
Robert Redford Cannes 2013.jpg
رابرت ردفورد در سال ۲۰۱۳
نام اصلیچارلز رابرت ردفورد جونیور
تولد۸ اوت ۱۹۳۶ ‏(۸۳ سال)
سنتا مونیکا، کالیفرنیا
ملیتآمریکا
پیشههنرپیشه و کارگردان و تهیه‌کننده و بازرگان
سال‌های فعالیت۱۹۵۹–اکنون
همسر(ها)لولا ون‌واگنن (۱۹۵۸–۱۹۸۵)
شریک(های)
زندگی
۴ فرزند: شاونا، امی (بازیگر) و جیمز (فیلم‌نامه‌نویس)
صفحه در وبگاه IMDb

چارلز رابرت ردفورد جونیور (به انگلیسی: Charles Robert Redford, Jr) (زاده ۸ اوت ۱۹۳۶) هنرپیشه، کارگردان، تهیه‌کننده و بازرگان آمریکایی برنده اسکار بهترین کارگردانی است.

جیدن اسمیت

جیدن اسمیت

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به ناوبری پرش به جستجو

جیدن اسمیت
Jaden & villo smith in never say never perimere.jpg
جیدن و ویلو اسمیت در مراسم اکران فیلم جاستین بیبر: هرگز نگو هرگز در فوریهٔ ۲۰۱۱
زمینه فعالیتبازیگر، رقصنده، رپر
تولد۸ ژوئیهٔ ۱۹۹۸ ‏(۲۱ سال)
لس‌آنجلس، کالیفرنیا، آمریکا
والدینویل اسمیت، جادا پینکت اسمیت
ملیت ایالات متحده آمریکا
سال‌های فعالیت۲۰۰۳ - اکنون
صفحه در وبگاه IMDb

جیدن کریستوفر سیر اسمیت (به انگلیسی: Jaden Christopher Syre Smith) (زادهٔ ۸ ژوئیه ۱۹۹۸) یک بازیگر کودک، رقصنده و رپر آمریکایی و پسر ویل اسمیت و جادا پینکت اسمیت است. او با بازی در فیلم‌های در جستجوی خوشبختی (۲۰۰۶) و روزی که زمین ایستاد (۲۰۰۸) شناخته شد و به دلیل بازی در فیلم بچه کاراته کار در سال (٢٠١٠) به شهرت بیشتری رسید.

محتویات

ویل اسمیت

ویل اسمیت

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به ناوبری پرش به جستجو

ویل اسمیت
Will Smith by Gage Skidmore 2.jpg
ویل اسمیت در سال ۲۰۱۷
نام اصلیویل اسمیت
تولد۲۵ سپتامبر ۱۹۶۸ ‏(۵۱ سال)
فیلادلفیا
ملیتپرچم ایالات متحده آمریکا آمریکایی
پیشههنرپیشه
خواننده
تهیه‌کننده
سال‌های فعالیت۱۹۸۷-اکنون
همسر(ها)شری زامپینو (۱۹۹۵–۱۹۹۲)
جادا پینکت اسمیت (۱۹۹۷ - حال)
فرزندانجیدن اسمیت
ویلو اسمیت
جیدن اسمیت
وبگاه رسمیwww.willsmith.com
صفحه در وبگاه IMDb

ویل اسمیت (به انگلیسی: Willard Christopher "Will" Smith, Jr) ‏ (زادهٔ ۲۵ سپتامبر ۱۹۶۸) که با نام ویل اسمیت شناخته می‌شود، هنرپیشه، خواننده هیپ هاپ، دوبلور و همچنین تهیه‌کنندهٔ آمریکایی است. او آثار قدرتمندی نیز در تلویزیون داشته‌است. در ماه آوریل ۲۰۰۷ هفته‌نامه نیوزویک از او به عنوان قدرتمندترین بازیگر هالیوود یاد کرد.[۱] وی چهار بار نامزد جایزه گلدن گلوب، دو بار جایزه اسکار و یک بار نیز برنده جایزه گرمی شده‌است. همچنین ویل اسمیت در کنار نیکی جَم، ستاره موسیقی رگی‌تون، و اِرا استرفی، خواننده پاپ از کوزوو، مراسم رسمی جام جهانی ۲۰۱۸ برعهده داشت.

افسانه بگر ونس/حماسه ساز

افسانه بگر ونس

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به ناوبری پرش به جستجو

افسانه بگر ونس
Legend of bagger vance ver2.jpg

پوستر فیلم

کارگردانرابرت ردفورد
تهیه‌کنندهمایکل نوزیک
جک ایبرتس
رابرت ردفورد
نویسندهاستیون پرسویلد (رمان)
جرمی لیون (فیلمنامه)
بازیگرانویل اسمیت
مت دیمون
شارلیز ترون
جوئل گرچ
موسیقیریچل پورتمن
فیلم‌بردارمایکل بالهاوس
تدوینهنک کوروین
توزیع‌کنندهدریم‌ورکس (آمریکا)
فاکس قرن بیستم (خارج از آمریکا)

تاریخ‌های انتشار

نوامبر ۲۰۰۰

مدت زمان

۱۲۶ دقیقه
کشور ایالات متحده آمریکا
زبانانگلیسی
هزینهٔ فیلم۸۰ میلیون دلار
فروش گیشه۳۹٬۴۵۹٬۴۲۷ میلیون دلار
(فروش کل)

افسانه بگر ونس فیلمی درام محصول سال ۲۰۰۰ کشور آمریکاست. رابرت ردفورد فیلم را کارگردانی کرد و ویل اسمیت، مت دیمون و شارلیز ترون بازیگران این فیلم هستند. فیلم برداشتی از کتابی با همین نام و نوشته استیون پرسویلد است که روایت گری داستانی در سال ۱۹۳۱ در ایالت جورجیا آمریکاست. همچنین این آخرین فیلم جک لمون بود که در سال ۲۰۰۱، درگذشت.

خلاصه داستان

رانولف (دیمون)، قهرمان گلف و پسر محبوب جورجیاست که بعد از شرکت کردن در جنگ جهانی اول، دیگر آن آدم سابق نیست. آدله (ترون) که دوست دختر سابق وی بوده، برای رونق دادن دوباره به شهر، تصمیم میگیرد که مسابقه گلفی برگزار کند و از رانولف بخواهد به عنوان نماینده مردم این شهر، در مسابقات شرکت کند اما رانولف دیگر بخودش ایمان ندارد تا اینکه ونس (اسمیت) وی را ملاقات میکند و تصمیم میگیرد مربی رانولف شود...

فیلم ترافیک/ژاک تاتی

ژاک تاتی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به ناوبری پرش به جستجو

ژاک تاتی
Jacques Tati.jpg
زاده۹ اکتبر ۱۹۰۷
لو پک، ایولین، فرانسه
درگذشته۵ نوامبر ۱۹۸۲ (۷۵ سال)
پاریس، فرانسه
نام دیگرژاک تاتیشچف
ملیتفرانسوی
زمینه فعالیتکارگردان
سال‌های فعالیت۱۹۳۲–۱۹۷۸
همسرمیشلن وینتر (۱۹۴۴-۱۹۸۲)
صفحه در وب‌گاه IMDb

ژاک تاتی (به فرانسوی: Jacques Tati) (زاده ۹ اکتبر ۱۹۰۷ - درگذشته ۵ نوامبر ۱۹۸۲) کارگردان و کمدین فرانسوی بود.

محتویات

زندگی و حرفه

تاتی در لو پک، ایولین زاده شد. پدر او گیورگس-امانوئل تاتیشچف یک روسی بود و مادرش مارسل کلر وان هوف تباری هلندی داشت.

او کار خود را در سینما در سال ۱۹۳۲ با بازی در فیلمی کوتاه به نام اسکار قهرمان تنیس آغاز کرد. او تا پیش از ساخت نخستین فیلمش در۶ فیلم کوتاه و بلند دیگر از جمله جانور تحت تعقیب (۱۹۳۴)، یکشنبه درخشان (۱۹۳۵)، مراقب سمت چپت باش (۱۹۳۸) و بازگشت به دیار (۱۹۳۸) نقش‌های کوچکی ایفا کرد.

نخستین تجربه او در کارگردانی ساخت فیلم کوتاه مدرسه پستچی‌ها بود. پس از آن تاتی در سال ۱۹۴۹ فیلم بلند روز جشن را ساخت. او خودش در این فیلم کمدی که داستان آن در دهکده‌ای آرام می‌گذرد نقش فرانسوای پستچی را بازی کرد.

فیلم‌شناسی

کارگردان

بازیگر

  • اسکار قهرمان تنیس (۱۹۳۲)
  • جانور تحت تعقیب (فیلم کوتاه، ۱۹۳۴)
  • یکشنبه درخشان (فیلم کوتاه، ۱۹۳۵)
  • مراقب سمت چپت باش (فیلم کوتاه، ۱۹۳۶)
  • بازگشت به دیار (فیلم کوتاه، ۱۹۳۸)
  • سیلوی و روح (۱۹۴۶)
  • شیطان در تن (۱۹۴۷)
  • مدرسه پستچی‌ها (فیلم کوتاه، ۱۹۴۷)
  • روز جشن (۱۹۴۹)
  • تعطیلات موسیو اولو (۱۹۵۳)
  • دایی من (۱۹۵۸)
  • کلاس‌های شب (فیلم کوتاه، ۱۹۶۷)
  • زنگ تفریح (۱۹۶۷)
  • ترافیک (۱۹۷۱)
  • گونه به گونه (مجموعه تلویزیونی محصول یوگسلاوی، ۱۹۷۲)
  • رژه (۱۹۷۴)

فیلم‌نامه‌نویس

جایزه‌ها

منابع

اگهی ترحیم دوبله شد

3

اگهی ترحیم دوبله شد

فیلم «آگهی ترحیم» بزودی از شبکه یک تلویزیون پخش می شود.

 داستان این فیلم درباره تاجری بازنشسته به نام هریت است که شرلی مک لین نقش وی را بازی کرده است. او متوجه می شود که مدت کمی از عمرش باقی مانده است، بنابراین روزنامه نگار جوانی را استخدام می کند تا برایش آگهی ترحیم بنویسد. در آگهی مقداری از زندگی نامه نیز درج می شود. هریت می خواهد چیزهای دلخواهش نوشته شود اما آن شرمن می کوشد به واقعیت های زندگی او پی ببرد.

  «آگهی ترحیم» (The Last Word)  ساخته مارک پلینگتون است که از بین ساخته هایش دست کم ۲ فیلم «جاده آرلینگتون» (Arlington Road) و «پیشگویی های مرد شاه پرکی» (The Mothman Prophecies) در ایران دوبله شده اند. در دوبله این اثر زویا خلیل آذر به جای شرلی مک لین و نازنین یاری به جای آماندا سِیفرید  بازیگر نقش آن شرمن صحبت کرده است. تعدادی از سایر گویندگان عبارتند از : ژرژ پتروسی (پدر)، حسن کاخی (کشیش)، اکبر منانی، زهرا سوهانی، اسفندیار مهرتاش، ابوالقاسم محمدطاهر و نیلوفر حدادی.

این فیلم را که در اصل ۱۰۸ دقیقه است، امیرمحمد صمصامی ۶ دی ماه دوبله کرده است.

خداحافظ رفیق (اپیزود اول)

خداحافظ رفیق (اپیزود اول)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

 

 

دانلود فیلم خداحافظ رفیق با کیفیت عالی و لینک مستقیم

جنگی | برای همه سنین | ایران | 1 ساعت و 36 دقیقه

81% رضایت

بازیگران : Babak Eslami، Kaveh Khodashenas، Kaveh Mahdavi

کارگردان : Behzad Behzadpour

داستان فیلم خداحافظ رفیق

خداحافظ رفیق (نام اصلی : Goodbye Friend) در اپیزود اول «خداحافظ رفیق» جانباز شیمیایی به نام مسلم که همسرش او را ترک کرده، با دوستان شهیدش در بهشت زهرا قرار می‌گذارد. او به همراه دوستان شهیدش با موتور سیکلت از میادین مختلف تهران، مکان‌ها و دوستان محتلف از جمله جانباز قطع نخاعی به نام اصغر در بیمارستان، بازدید می‌کند و از اصغر می‌خواهند که زندگی مادی این جهان را رها ساخته و همراه آنان شود. او نیز می‌پذیرد و همراه آنان به بهشت زهرا بازمی‌گردد. به هنگام خداحافظی، مسلم که تنها مانده، گریه و زاری می‌کند و از شهیدان می‌خواهد که او را نیز با خود ببرند؛ اما ایشان پاسخ می‌دهند که در این خصوص اجازه‌ای ندارند. مسلم با پافشاری موفق می‌شود اذن شهادت را اخذ و همراه شهیدان برود.

درباره فیلم خداحافظ رفیق

فیلم خداحافظ رفیق : خداحافظ رفیق مجموعه‌فیلمی به کارگردانی و نویسندگی بهزاد بهزادپور ساختهٔ سال ۱۳۸۲ است. این مجموعه شامل سه اپیزود با نام‌های خداحافظ رفیق، یک لحظه رنگین‌کمان و گل شیشه‌ای است.

پرش به ناوبری پرش به جستجو

خداحافظ رفیق (اپیزود اول)
کارگردانبهزاد بهزادپور
تهیه‌کنندهسیدسعید سیدزاده
نویسندهبهزاد بهزادپور
بازیگرانکاوه خداشناس
کاوه مهدوی
بابک اسلامی
جلال خباز
فرهاد نعمت‌زاده
موسیقیسعید شعبانی نژاد
فیلم‌بردارمحمدتقی پاک سیما
تدوینبهزاد بهزادپور

تاریخ‌های انتشار

۱۳۸۲

مدت زمان

۱۲۰دقیقه
کشورایران
زبانفارسی

خداحافظ رفیق (اپیزود اول) فیلمی به کارگردانی و نویسندگی بهزاد بهزادپور ساختهٔ سال ۱۳۸۲ است.

اتاق ستاره (فیلم ۱۹۸۳)

اتاق ستاره (فیلم ۱۹۸۳)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به ناوبری پرش به جستجو

اتاق ستاره
The Star Chamber.jpg

پوستر فیلم

کارگردانپیتر هایمز
تهیه‌کنندهفرانک یابلنز
فیلم‌نامه‌نویس
  • رادریک تیلور
  • پیتر هایمز
داستانرادریک تیلور
بازیگرانمایکل داگلاس
موسیقیمایکل اسمال
فیلم‌برداریریچارد هانا
تدوینجیمز میچل

شرکت

تولید

فرانک یابلنز

توزیع‌کنندهفاکس قرن بیستم

تاریخ (های) انتشار

  • ۵ اوت ۱۹۸۳

مدت

۱۰۸ دقیقه
کشورآمریکا
زبانانگلیسی
بودجه۸ میلیون دلار
گیشه۵ میلیون دلار

اتاق ستاره (به زبان انگلیسی: The Star Chamber) یک فیلم سینمایی محصول سال۱۹۸۳ آمریکا در ژانرجرم و جنایت - درام / رمز و راز - می باشد. با بازی مایکل داگلاس ، [۱] هال هالبروک ، [۲] [۳] 1 یافت کوتو ، شارون گلس ، [۴] [۵] [۶] [۷] این فیلم توسط رادریک تیلور و پیتر هیامز نوشته شده و توسط پیتر هیامز نیز کارگردانی شده است. [۸] عنوان آن از نام اتاق ستاره ، دادگاه انگلیس قرن دهم تا قرن۱۷ مشهود است. [

آنتونی هاپکینز

انتقاد تند آنتونی هاپکینز از هالیوود

آنتونی هاپکینز بازیگر بزرگ انگلیسی-آمریکایی که در پیاده‌رو مشاهیر هالیوود ستاره دارد، فضای هالیوود را مخرب و سمی خواند.

انتقاد تند آنتونی هاپکینز از هالیوود

به گزارش خبرگزاری مهر، آنتونی هاپکینز ۸۰ ساله به رادیو تایمز گفت: به هالیوود نگاه کنید! چقدر ریاکاری در آن وجود دارد. نگاه کنید آنها از سوی افراد بله قربان‌گو احاطه شده‌اند. این فضا بسیار مخرب و سمی است و من نمی‌خواهم در میان آنها باشم. آنجا خیلی ریاکارانه است و طاقت تحمل آن را ندارم. آنها هیچ چیز نمی‌دانند. هاپکینز که یک بار جایزه اسکار نقش اول مرد را برای ایفای نقش دکتر هانیبال لکتر در فیلم «سکوت‌بره‌ها» به دست آورده است این حرف‌ها را در حالی زد که در بسیاری از فیلم‌های هالیوودی نقش‌آفرینی کرده است. از کارهای اخیر وی می‌توان به «ثور:راگنروک»، «تبدیل شوندگان: آخرین شوالیه» و «تصادم» اشاره کرد.

لیلین گیش

لیلین گیش

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به ناوبری پرش به جستجو

لیلین گیش
Lillian Gish-edit1.jpg
لیلین گیش در ۱۹۲۱
نام اصلیلیلین دایانا گیش
زمینه فعالیتتئاتر، تلویزیون و سینما
تولد۱۴ اکتبر ۱۸۹۳
اسپرینگفیلد، اوهایو, آمریکا
مرگ۲۷ فوریه ۱۹۹۳ (۹۹ سال)
نیویورک سیتی، نیویورک, آمریکا
ملیتآمریکایی
پیشه
  • هنرپیشه
  • کارگردان
  • نویسنده
سال‌های فعالیت۱۹۸۸–۱۹۰۲
وبگاه رسمیwww.lilliangish.com
صفحه در وبگاه IMDb

لیلین دایانا گیش (به انگلیسی: Lillian Diana Gish) (زاده ۱۴ اکتبر ۱۸۹۳ در اوهایو - درگذشته ۲۷ فوریه ۱۹۹۳ در نیویورک) هنرپیشه تئاتر، تلویزیون و سینمای آمریکا بود.

جان فورد

جان فورد

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به ناوبری پرش به جستجو

جان فورد
John Ford 1946.jpg
جان فورد در سال ۱۹۴۶
نام اصلیجان مارتین فینی
تولد۱ فوریهٔ ۱۸۹۴
کیپ الیزابت، مین
والدینجان آگوستین فینی (پدر)
باربارا (ابی) کوران (مادر)
مرگ۳۱ اوت ۱۹۷۳ (۷۹ سال)
پالم دزرت، کالیفرنیا
محل زندگیبوستون
ملیتآمریکایی
پیشهکارگردان فیلم
همسر(ها)ماری مک براید اسمیث
فرزندان۲
صفحه در وبگاه IMDb
[نمایش]جوایز

جان فورد (به انگلیسی: John Ford) (زاده ۱ فوریه ۱۸۹۴ – درگذشته ۳۱ اوت ۱۹۷۳) از کارگردان‌های صاحب نام سینمای آمریکا که بخاطر ساختن فیلم‌های بزرگ و معروفی چون دلیجان، جویندگان، چه سر سبز بود دره من، مردی که لیبریتی والانس را کشت، مرد آرام و همچنین به تصویر درآوردن رمان‌های کلاسیک آمریکایی چون خوشه‌های خشم اثر جان اشتاینبک شهرت جهانی یافته‌است. فورد با بردن چهار اسکار بهترین کارگردانی از مجموع پنج نامزدی، در این بخش رکورد دار است.[۱]

تولد یک ملت

تولد یک ملت

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به ناوبری پرش به جستجو

تولد یک ملت
Birth of a Nation theatrical poster.jpg
کارگرداندیوید وارک گریفیث
تهیه‌کنندهدیوید وارک گریفیث
فیلمنامه‌نویسدیوید وارک گریفیث
فرانک ای. وودز
بازیگرانلیلین گیش
می مارش
میریام کوپر
هنری بی. والتهال
رالف لویس
ماری آلدن
والاس رید
المر کلیفتون
دونالد کریسپ
مونته بلو
جان فورد
دیوید وارک گریفیث
والتر هیوستون
المو لینکلن
اریش فن اشتروهم
رائول والش
جوزفین کرول
یوجین پلت
موسیقیجوزف کارل بریل
فیلم‌برداربیلی بیتزر
تدویندیوید وارک گریفیث

تاریخ‌های انتشار

  • ۸ فوریه ۱۹۱۵

مدت زمان

۱۳۳ دقیقه
کشورآمریکا
زبانصامت
میان‌نویس انگلیسی

تولد یک ملت (انگلیسی: The Birth of a Nation‎) فیلمی صامت در سبک درام به کارگردانی دیوید وارک گریفیث است که در سال ۱۹۱۵ منتشر شد. برخلاف محتوای جنجالی فیلم تکنیک‌های مبتکرانهٔ گریفیث، تولد یک ملت را به یکی از تأثیرگزارترین فیلم‌ها در صنعت تجاری فیلم تبدیل کرده‌است و اغلب در ردیف بزرگ‌ترین فیلم‌های آمریکایی قرار می‌گیرد.

دی. دبلیو. گریفیث

دی. دبلیو. گریفیث

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

(تغییرمسیر از دیوید وارک گریفیث)

پرش به ناوبری پرش به جستجو

دیوید وارک گریفیث
David Wark Griffith 1916.jpg
دیوید وارک گریفیث (۱۹۱۶)
زمینه فعالیت
  • کارگردان
  • نویسنده
  • تهيه كننده
تولد۲۲ ژانویه ۱۸۷۵
شهرستان اولدهام، کنتاکی، آمریکا
مرگ۲۳ ژوئیهٔ ۱۹۴۸ (۷۳ سال)
هالیوود، لس آنجلس، آمریکا
ملیتآمریکایی
سال‌های فعالیت۱۹۰۸-۱۹۳۱
همسر(ها)لیندا آرویدسون (ا. ۱۹۰۶–۱۹۳۶)
اولین بالدوین (ا. ۱۹۳۶–۱۹۴۷)
صفحه در وبگاه IMDb

دیوید لولین وارک «دی دبلیو» گریفیث (به انگلیسی: David Llewelyn Wark "D. W." Griffith) (زاده ۲۲ ژانویه ۱۸۷۵ - درگذشته ۲۳ جولای ۱۹۴۸) از پیشتازان و مهم‌ترین کارگردانان سینمای اهل آمریکا بود. او نه تنها در زمان خود شاهکارهای سینمایی خلق کرده، بلکه خودش تکمیل‌کننده هنر مستقل سینما بود.

محتویات

«اهـانت»

به انگيزه‌ي پخش «اهـانت» سيدني لومت قصه كارآگاهي كه از ارتكاب قتل پشيمان نيست بهترين بازي شان كانري در عالم سينما

به انگيزه‌ي پخش «اهـانت» سيدني لومت
قصه كارآگاهي كه از ارتكاب قتل پشيمان نيست
بهترين بازي شان كانري در عالم سينما

فيلم سينمايي «اهانت» با نام اصلي (The Offence) محصول سال 1972 كشورهاي انگلستان و ايالات متحده آمريكا است كه با مدت زمان 113 دقيقه به زبان انگليسي و توسط كمپاني «تانتالون» تهيه و توليد شده‌است. به گزارش سرويس تلويزيون خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، فيلم‌نامه اين فيلم را «جان هاپكينز» به رشته تحرير درآورده‌است و كارگرداني آن را «سيدني لومت» كارگردان باسابقه و مطرح هاليوودي انجام داده‌است. از جمله بازيگران مطرح اين فيلم سينمايي مي‌توان به «شان كانري» (در نقش كارآگاه جانسون)، ترور هاوارد (كارت رايت)،‌ ويوين مرچنت (مائورين جانسون)، يان بلنن (كنت باكستر)، پيتر باولز (سربازرس كامرون)،‌ دركت نيوارك و رونالد راد اشاره كرد. **داستان فيلم كارآگاه جانسون (با بازي شان كانري) به مدت بيست‌سال به عنوان يك افسر پليس به انجام وظيفه پرداخته‌است. وي كه در نتيجه يك عمر سروكار داشتن با جرم و جنايت بسيار خشن و عصبي شده‌است، باكستر، يك متهم به آزار جنسي را با چاقو به قتل مي‌رساند. وي به جرم قتل باكستر مورد بازجويي قرار مي‌گيرد، اما شغل خود و مقاومت مقتول را دليل ارتكاب اين قتل عنوان مي‌كند؛ اين دلايل سربازرس «كارت رايت» را قانع نمي‌كند و باعث مي‌شود تا «كارت رايت» به دنبال علت اصلي اين قتل بگردد و سرانجام علت اصلي قتل را بيابد. **درباره فيلم فيلم سينمايي «اهانت» محصول سال 1972 درامي روانكاوانه است كه براساس سناريو يك نمايشنامه با نام «داستان شما» نوشته جان هاپكينز، در سال 1968 ساخته شده‌است. پس از آن‌كه شان كانري پذيرفت در فيلم «الماس‌ها جاويدانند» از مجموعه فيلم‌هاي «جيمز باند» به ايفاي نقش بپردازد، موسسه «يونايتد آرتيستفر» پذيرفت كه به عنوان بخشي از دستمزد كانري، هزينه ساخت دو فيلم كه نهايتا دو ميليون دلار خرج بردارند را به انتخاب وي بپردازد. «اهانت» اولين انتخاب كانري بود كه با بودجه‌اي يك ميليون دلاري ساخته شد. اگرچه اين فيلم از نظر تجاري يك شكست محسوب مي‌شد، اما منتقدان از آن به عنوان اثري قابل تأمل ياد مي‌كنند. گزينه دوم كانري يك فيلم سينمايي براساس نمايش‌نامه «مكبث» شكسپير به كارگرداني خودش بود كه هيچ‌گاه ساخته نشد. در سينمايي «اهانت» بيننده با سفر در فضاي ذهني «كارآگاه جانسون» درمي‌يابد كه خود او دچار عقده‌هايي سركوب شده‌است و به دليل اين‌كه خود نيز تمايل به انجام دادن جرم‌هاي باكستر را داشته است نهايتا با وي در گير و او را به قتل مي‌رساند. اين فيلم نگاهي است تازه به فعاليت يك پليس و اين نكته كه چگونه برخورد هر روز يك افسر پليس با جرم و جنايت و جنايتكاران مي‌تواند وي را آلوده، سنگ‌دل، بي‌رحم و متمايل به انجام كارهاي خلاف كند. برخي از منتقدان بازي «كانري» در اين فيلم را بهترين بازي وي مي‌دانند و معتقدند كه اگرچه «كانري» براي بازي در فيلم «غير قابل لمس‌ها» جايزه اسكار را نيز از آن خود كرده‌است، اما در آن فيلم نيز هيچ‌گاه به اندازه بازي در فيلم «اهانت» درخشش نداشته‌است؛ در واقع كانري به خوب از عهده ايفاي نقش يك كارآگاه سردرگم و خسته برآمده‌است. كارآگاهي كه در پايان فيلم از ارتكاب قتل پشيمان نيست، بلكه تنها نسبت به بخشي از حقايق وجود خود آگاه گشته است. **نكاتي درباره فيلم فيلم سينمايي «اهانت» اگرچه نظر مثبت منتقدان را كسب كرد اما با فروش اميدواركننده‌اي در گيشه مواجه نشد؛ اين فيلم همچنين در كسب جايزه از جشنواره‌هاي بين‌المللي نيز موفق نبوده و تنها «يان بانن» براي بازي در نقش باكستر نامزد دريافت جايزه بهترين بازيگر نقش مكمل مرد از جشنواره بافتا (BAFTA Awards) در سال 1974 شد. اين فيلم به طور كامل در انگلستان و در شهرهاي «بركشاير» و «ميدلزكس» فيلمبرداري شده‌است. اين فيلم در عرض كم‌تر از يك ماه و با بودجه‌اي يك ميليون دلاري فيلم‌برداري شد. فيلم «اهانت» به مدت نه سال نتوانست سودي را عايد شركت فيلم‌سازي «تانتالون» كند. اين فيلم همچنين در برخي كشورهاي بزرگ از جمله فرانسه بدون رعايت قانون حق پخش منتشر شد كه اين موضوع نيز لطمه‌اي به فروش اين فيلم وارد آورد. **درباره فيلم‌ساز «سيدني لومت» در بيست‌وپنجم ماه ژوئن سال 1924 در شهر فيلادلفياي ايالت پنسيلوانياي آمريكا ديده به جهان گشود. وي از پدر و مادري لهستاني متولد شد. پدر وي يك بازيگر تئاتر بود. «سيدني» از سن چهار سالگي به همراه والدينش به بازيگري در تئاتر و به تدريج پس از مدت‌ها به كارگرداني روي آورد.«لومت» در انتخابات مجله «اينرتينمت ويلكي» (Entertainment Weekly) به عنوان چهل‌ودومين كارگردان برتر تاريخ سينماي جهان برگزيده شد. همچنين سه فيلم «سرپيكو» (1973)، «فرمان» (1982)، «دوازده مرد خشمگين» (1957) از آثار او در ميان يكصد فيلم برگزيده «موسسه فيلم آمريكا» جاي گرفتند. دو فرزند او «جن لومت» (بازيگر) و «امي لومت» (صدابردار) نيز در حرفه خود از جمله بهترين‌ها محسوب مي‌شوند. وي براي پنج فيلم «دوازده مرد خشمگين» (1957)، «سرپيكو» (1973)، «بعدازظهر سگي» (1975)، «شبكه» (1976) و «فرمان» (1982) نامزد دريافت جايزه بهترين كارگردان آكادمي فيلم آمريكا (اسكار) شد و در سال 2005 جايزه‌ي «يك عمر دستاورد هنري» اسكار را دريافت كرد. وي همچنين برنده 28جايزه از جشنواره‌هاي مختلف بين‌المللي و 36 بار ديگر نامزد دريافت جايزه شده‌است. از جمله جوايز كسب‌شده توسط لومت مي‌توان به جوايز «خرس طلايي» جشنواره فيلم برلين براي فيلم «دوازده مرد خشمگين» در سال 1957، جايزه بهترين كارگردان جشنواره «گلدن گلوب آمريكا» براي فيلم «شبكه» در سال 1976، جايزه ويژه سنديكاي خبرنگاران ايتاليا براي فيلم «دوازده مرد خشمگين» (در سال 1957)، جايزه ويژه منتقدان سينمايي براي فيلم «شبكه» در سال 1976، جايزه بهترين كارگردان جشنواره لوكارنو ايتاليا براي فيلم «دوازده مرد خشمگين» در سال 1957، جايزه بهترين فيلم جشنواره فيلم ونيز براي فيلم «شاهزاده شهر» در سال 1981 و ... اشاره كرد. در كارنامه حرفه‌يي «لومت»،69 عنوان كارگرداني، ده عنوان فيلم به عنوان تهيه‌كننده و چهار فيلم به عنوان بازيگر ديده مي‌شود. **درباره بازيگر نقش اول «توماس شان كانري» در بيست‌وپنجم ماه آگوست سال 1930 ميلادي در شهر «ادينبورگ» اسكاتلند متولد شد؛ وي پيش از آن‌كه به عنوان بازيگر مطرح شود، در يك شركت توليد محصولات لبني به عنوان كارگر فعاليت مي‌كرد. پس از آن‌ به عضويت نيروي دريايي ارتش اسكاتلند درآمد ولي به دلايل پزشكي از عضويت نظام درآمد. پس از آن مدت‌ها به كارهاي متفاوتي چون رانندگي كاميون، تابوت سازي و «مدل» دانشكده هنرهاي ادينبورگ مشغول شد. سرانجام با بازي در تئاتري با نام «اقيانوس آرام جنوبي» شان به عالم هنر وارد شد و بلافاصله در چندين كار تلويزيوني براي شبكه‌هاي بريتانيايي از جمله بي‌.بي‌.سي شركت كرد. «كانري» با بازي در هفت‌ قسمت مجموعه «جيمز باند» به عنوان اولين بازيگري كه به اين شخصيت جاودانه جان بخشيد، از شهرت و محبوبيت فوق‌العاده‌اي برخوردار شد. «كانري» پس از بازي در هفت قسمت از مجموعه فيلم‌هاي «باند» براي فرار از كليشه‌شدن، پيشنهاد بازي در قسمت هشتم اين مجموعه را نپذيرفت و به جاي آن پيشنهاد بازي فيلم سينمايي «غيرقابل لمس‌ها» را پذيرفت كه براي بازي در اين فيلم جايزه اسكار بهترين بازيگر نقش دوم را تصاحب كرد. اين بازيگر اسكاتلندي كه در سال 2000 از سوي ملكه اليزابت دوم لقب «سر» دريافت كرد، به غير از جايزه معتبر اسكار برنده بيست‌وهشت عنوان از جشنواره معتبر بين‌المللي فيلم شده و چهارده بار نيز نامزد دريافت جايزه شده‌است. وي همچنين در سال 1995 به عنوان يكي از يكصد مرد خوش‌ سيماي تاريخ سينماي جهان برگزيده شد. در كارنامه هنري اين بازيگر مطرح اسكاتلندي بازي در 92فيلم ديده مي‌شود؛ «شان كانري» يكي از گران‌ قيمت‌ترين ستارگان هاليوودي محسوب مي‌شد كه تنها براي بازي در فيلم «انترا پمنت» در سال 1999 دستمزدي بيست‌ ميليون دلاري دريافت كرد. وي در حال حاضر در حال نوشتن كتابي تاريخي و يك اتوبيوگرافي از خود است و به همين دليل خود را از حرفه بازيگري بازنشسته كرده‌است. وي تنها انگيزه خود براي بازگشت به دنياي بازيگري را شركت در يك فيلم ديگر از مجموعه فيلم‌هاي اينديانا جنز و همكاري با كارگردانان مطرحي چون «استيون اسپيلبرگ» و «جورج لوكاس» عنوان كرده‌است. **پخش از تلويزيون: فيلم سينمايي اهانت روز جمعه «نوزدهم بهمن‌ماه» در قالب برنامه «صد فيلم» از شبكه سوم سيما به روي آنتن رفت. انتهاي پيام

  •  
  •  
  •  

    فیلمهایی که شما را به خنده یا آرامش می رساند! + تصاویر

    فیلمهایی که شما را به خنده یا آرامش می رساند! + تصاویر

     

    سینما همیشه برای انسان دستاویزی بوده برای گریز، فرار از تلخی‌های واقعیت و پناه بردن به دنیایی بهتر، ‏آرام‌تر و رویایی‌تر؛ و کدام روز تلخ‌تر و بحرانی‌تر از امروز؛ که کرونا زندگی تمام مردم دنیا را تحت‌تأثیر قرار داده، شهر‌ها و ‏کشور‌ها را تعطیل کرده، مردم را چه به اجبار و چه خودخواسته به انزوا کشانده و رعایت قوانین و قواعدی -تاکنون- غیرقابل ‏تصور را الزامی کرده.

    به گزارش مووی مگ به نقل از روزنامه شهروند، در این روز‌های تلخ، نیکلاس باربر، منتقد سینمایی نامدار و شناخته شده‌ای که در گاردین، بی‌بی‌سی، ‏نیویورک‌تایمز و سایت راتن‌تومیتوز می‌نویسد، بر این باور است که سینما همچنان می‌تواند گریزگاهی باشد برای مردم؛ و با ‏واقعیات و فضا‌های رهایی‌بخش، تسلی‌بخش و آرامش‌بخش خود حداقل یکی-دو ساعت آن‌ها را از مشکلات پیرامون دور کند. ‏نیکلاس باربر، با این هدف به معرفی فیلم‌هایی پرداخته که فضا، داستان و واقعیات جذاب و خوشایندشان می‌تواند تلخی‌های انزوا ‏را در روز‌های قرنطینه قابل‌تحمل کند. فهرستی که در چند بخش مختلف تنظیم شده و با این جمله آغاز می‌شود: پاپ‌کورن و ‏تنقلات و بستنی البته اختیاری است، ولی به شدت توصیه می‌شود‎. ‎

    فیلم‌هایی برای آرامش و سبکباری

    2339530 979

    آدمی در دوران دشواری با تماشای کسانی که مشکل و دشواری ندارند، روحیه می‌گیرد. در این زمینه می‌توان قهرمان خوشبخت ‏فیلم «برای رضای خدا» (۱۹۲۶) با بازی‌هارولد لوید را مثال زد، که برخلاف دیگر کاراکتر‌های سینمای صامت با جنایت و ‏دشواری مواجه نیست، بلکه مثل تقریبا تمام کارنامه‌هارولد لوید شخصیتی مثبت، ساده، شاد و سبکبار است که با دست باز ‏مشکلات خودش یا دیگران را حل می‌کند. فیلم «بانو ایو» (۱۹۴۱) با بازی هنری فوندا مثال دیگری از این نوع فیلم‌هاست، ‏درباره وارث ثروتمند یک کارخانه که تنها مشکلش سروکله زدن با زنی است با بازی باربارا استانویک که می‌خواهد ثروت ‏او را تصاحب کند. در این بخش می‌توان -و باید- به فرد آستر و جینجر راجرز نیز اشاره کرد. دو شمایل برجسته شخصیت‌های ‏بی‌خیال که در دوران رکود اقتصادی مخاطبان را با کاراکتر‌های سبکبارشان در فیلم‌های کلاه سیلندر (۱۹۳۵) و بی‌خیال (۱۹۳۸) ‏سرگرم کردند‎. ‎


    فیلم‌هایی برای سرخوشی

    2339531 586

    البته پزشکان نتوانسته‌اند ثابت کنند که با آهنگ‌های فیلم «آواز در باران» (۱۹۵۲) می‌شود شاد شد. اما تجربه ثابت کرده که این ‏فیلم می‌تواند چند هفته تماشاگرش را به شادی و آواز خواندن وا دارد. «آواز در باران» با حضور جین کلی، دوبی رینولدز و دونالد ‏اوکانر نه‌تن‌ها تاکنون شناخته‌شده‌ترین و محبوب‌ترین فیلم موزیکال‌هالیوود بوده، بلکه به‌عنوان یک فیلم کمدی نیز یکی از آثار ‏سرزنده دوران گذار از سینمای صامت به ناطق است. مثل «رژه عید پاک» (۱۹۴۸)، «واگن موسیقی» (۱۹۵۳)، «برادران ‏بلوز» (۱۹۵۳) و «فروشگاه وحشت» ‎ ‎‏ (١٩٨٦).


    فیلم‌هایی درباره عشق

    2339532 112

    «حرف‌های بالشتی» (۱۹۵۹)، درباره عشق است، در عین حفظ کردن سبک زندگی طرفین داستان، یکی منطقی و کاری و ‏دیگری خوشگذران و بی‌خیال. علاوه بر این کمدی رمانتیک الگو شده و امتحان پس‌داده؛ می‌توان فیلم «چهار عروسی و یک ‏تشییع جنازه» (۱۹۹۴) با بازی هیو گرانت و اندی مک‌داول، یا فیلم «وقتی هری سالی را ملاقات کرد» (۱۹۹۸) با بازی بیلی ‏کریستال و مگ رایان را نیز در این بخش مثال زد‎. ‎


    فیلم‌هایی درباره عطوفت و مهر

    2339533 710

    گاهی آدم بزرگ‌ها مانند کودکان احساس می‌کنند نیاز به حمایت و عطوفت کسی بزرگ‌تر از خودشان دارند. در این مواقع تماشای ‏فیلم کارتونی «کتاب جنگل» (۱۹۷۶) و تماشای رابطه حمایت‌آمیز بالو خرسه و باگیره پلنگه که وفادارانه و بی‌توقع زندگی‌شان ‏را به‌خاطر موگلی به خطر می‌اندازند، می‌تواند حال‌تان را خوش کند و احساس خوشایندی به وجود آورد‎.
    ‎ «مری پاپینز» (۱۹۶۴)، «گاوصندوق» (۲۰۱۲) و «بودن و داشتن» (۲۰۰۲) مثال‌های درخشان دیگری در این بخش هستند‎. ‎


    فیلم‌هایی درباره نجات‌دهنده‌های جهان

    2339534 890

    خیلی‌ها فیلم‌های جیمز باند را آرامش‌بخش می‌دانند، چرا که این فیلم‌ها برای این گروه (که اغلب سن و سالی از آن‌ها گذشته) ‏حس‌وحال آرامش کریسمس را تداعی می‌کند. اما برای عده پرشمارتری نه یادآوری آرامش کریسمس، بلکه تماشای یک قهرمان ‏قدرتمند که افراد شرور را شکست می‌دهد، آرامش‌بخش است‎. ‎در این زمینه می‌توان به فیلم «جاسوسی که دوستم داشت» (۱۹۷۷) اشاره کرد. یکی از تحسین شده‌ترین فیلم‌های جیمز باند، که ‏بین قهرمانی و هجو قهرمانی در حرکت است و احساسی خوشایند در مخاطب ایجاد می‌کند‎.

    برای کسانی که طرفدار جیمز باند نیستند، اما می‌توان فیلم «جان‌سخت» (۱۹۸۸) را پیشنهاد کرد یا «ایندیانا جونز و مهاجمان ‏صندوقچه گمشده» (۱۹۸۱) را‎.


    کمدی‌های واقعا خنده‌آور

    2339535 255

    برخی در تماشای کمدی‌ها دنبال سیاهی‌ها، بی‌عدالتی‌ها و ضعف‌های انسانی نیستند و فقط می‌خواهند بخندند و همه چیز را ‏فراموش کنند. یعنی سینما را در حکم دارو می‌خواهند. برای این افراد فیلم «سپینال تپ» (۱۹۸۴) را پیشنهاد می‌کنم. فیلمی از ‏رابر راینر که شبه‌مستندی استادانه و به‌شدت خنده‌دار درباره یک گروه هوی‌متال است‎. از دیگر فیلم‌های خنده‌دار می‌توان به «سوپ اردک» (۱۹۳۳)، «بازگشت پلنگ صورتی» (۱۹۷۵)، هواپیما! (۱۹۸۰) و بورات ‏‏ (۲۰۰۶) اشاره کرد. در این میان «پنگوئن‌های ماداگاسکار» (۲۰۱۴) را هم فراموش نکنید‎. ‎


    فیلم‌هایی درباره احساس تعلق به جمع

    2339536 903

    در این زمینه می‌توان به کمدی جذاب «نهار نیمه اوت» (۲۰۰۸) اشاره کرد. فیلمی از جیانی دی‌گرگوریو درباره مردی که در ‏روز‌های تعطیلات مجبور است از مادر پیرش نگهداری کند. فیلمی که می‌خواهد با یادآوری اهمیت مراقبت به اهمیت ارتباطات ‏اجتماعی نیز تأکید کند‎.

    «‎چه زندگی شگفت‌انگیزی» (۱۹۴۶)، آملی (۲۰۰۱) و «فول‌مانتی» (۱۹۷۷) دیگر فیلم‌هایی هستند که احساس تعلق خاطر به ‏یک محله را ایجاد می‌کنند؛ و البته «پدینگتون۲» (۲۰۱۷) که بعید است کسی آن را ببیند و احساس خوبی نداشته باشد‎. ‎


    فیلم‌های آرامش‌بخش

    2339537 624

    کمدی‌سال ۲۰۰۸ مایکل گوندری به نام «با دقت به عقب برگردان» که در یک ویدیوکلوب می‌گذرد و درباره دوستانی است که ‏بعد از پاک کردن اتفاقی فیلم‌های ویدیوکلوب، با بازسازی ناشیانه فیلم‌هایی، چون «شکارچیان روح، وقتی ما پادشاه بودیم» ۲۰۰۱: ‏ادیسه فضایی و کرایه دادن آن‌ها سعی می‌کنند اشتباه‌شان را جبران کنند؛ یک فیلم واقعا آرامش‌بخش است. فیلمی درباره کار ‏گروهی، آدم‌ها و روابط محله‌های قدیمی و البته سینما. جادویی که به شکل دیگری در «سینما پارادیزو» (۱۹۸۸) ساخته ‏حیرت‌انگیز جوزپه تورناتوره می‌بینیم و نیز در «سفر‌های سالیوان» (۱۹۴۱) به کارگردانی پرستون استرجس.


     

    خواندن مقالات زیر توسط مووی مگ پیشنهاد می شود :

    16 سلبریتی مشهوری که در روابط عاشقانه شان شکست خوردند! + تصاویر

    11 بازیگر مشهور فیلمهای جدی که در نقش های کمدی خوش درخشیدند! + تصاویر

    15 دروغ بزرگ هالیوودی که نباید باور کنید! + تصاویر

    فیلم : سیاه و آبی  


    اصه داستان: یک پلیس تازه کار در نیو اورلئان پس از اینکه شاهد قتل توسط یک افسر پلیس می شود، می بایست بین هویتش به عنوان یک زن سیاهپوست و افسر پلیس تعادل برقرار نماید اما...
    نام فیلم : سیاه و آبی  

    نام انگلیسی :  Black and Blue     
    کارگردان : Deon Taylor
    نویسنده : Peter A. Dowling
    ژانر : اکشن              
    درجه بندی سنی : R ( مناسب برای افراد بالای 17 سال )
    مدت زمان فیلم : 108 دقیقه
    کشور : آمریکا
    زبان : انگلیسی
    تاریخ اکران: 1 نوامبر 2019بازیگران
     

    آهنگ جدید سالار عقیلی با عنوان «سرو زیر آب» را دانلود کنید

    آهنگ جدید سالار عقیلی با عنوان «سرو زیر آب» را دانلود کنید

    • کد خبر : 217045
    • ۰۷ دی ۱۳۹۷ - ۱۲:۵۹
    •  
    •  

    سالار عقیلی، خواننده نام آشنای موسیقی کشورمان، در همکاری با فیلم «سرو زیر آب» به کارگردانی محمدعلی باشه آهنگر، خوانندگی تیتراژ این فیلم را بر عهده داشته که تحت همین عنوان به انتشار رسیده است.

    تیتراژ فیلم «سرو زیر آب» به آهنگسازی فرید سعادتمند و صدای سالار عقیلی، با مجوز ارشاد منتشر شده و در دسترس مخاطبان قرار گرفت.

    به گزارش سایت خبری و تحلیلی «موسیقی ایرانیان»، سالار عقیلی، خواننده نام آشنای موسیقی کشورمان، در همکاری با فیلم «سرو زیر آب» به کارگردانی محمدعلی باشه آهنگر، خوانندگی تیتراژ این فیلم را بر عهده داشته که تحت همین عنوان به انتشار رسیده است.

    این قطعه بر ترانه ای از عباس محمدی به اجرا در آمده که آهنگسازی و تنظیم آن را فرید سعادتمند بر عهده داشته و میلاد بیضا، در تنظیم آن همکاری کرده است. امید اصغری (میکس و مسترینگ)، نوید ذبیحی (عکاس) و عباس خدایی (طراح)، دیگر عوامل تولید اثر هستند.

    تک آهنگ های زیادی تا به حال با صدای سالار عقیلی به انتشار رسیده که از میان آنها می توان به «چه بگویم»، «بخوان جانان»، «مادر» و …اشاره کرد.

    شایان ذکر است که تیتراژ فیلم «سرو زیر آب» به آهنگسازی فرید سعادتمند و صدای سالار عقیلی، هم اکنون آماده شنیدن است و علاقمندان می توانند این اثر را بصورت آنلاین از «موسیقی ایرانیان» شنیده و در صورت تمایل دانلود نمایند.

    آنلاین بشنوید:

    پخش‌کننده صوت

    00:00

    00:00

    برای افزایش یا کاهش صدا از کلیدهای بالا و پایین استفاده کنید.

    منبع: سایت خبری و تحلیلی موسیقی ایرانیان Musiceiranian.ir

    لینک کوتاه : https://musiceiranian.ir/?p=217045

    •  
    •  
    •  
    •  
    •  
    •